Betray: Thirst

Betray: Thirst

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Betray Thirst 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
A Commentary by Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Published on: 2025-06-17
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ترک کنید.‬

‫برو بیرون.‬

‫من جلوی تو رو نمی‌گیرم.‬

‫می‌تونم برای یه بار هم که شده، یه کم آرامش اینجا داشته باشم.‬

‫اگه این کارو نکنی، یه سیلی محکم بهت میزنم‬

‫گورتو از سرم گم کن - تو دیگه گم شدی‬

‫ذهن لعنتی ات.‬

‫انجامش بده و ببین چی میشه.‬

‫من انجامش میدم.‬

‫اگر این کار را نکنی. - خب پس انجامش بده.‬

‫آبنوس. - از کثافتکاریاش حالم بهم خورد.‬

‫آبنوس، آبنوس.‬

‫پاک کردن پیامک‌ها،‬

‫به من میگن دیوونه، من دیوونه نیستم.‬

‫ایبونی، بیا. - فکر می‌کنی ندیدمت.‬

‫به اون عوضی پیام میدم - بیخیال دختر.‬

‫من دیوانه نیستم.‬

‫بیا، بیا.‬

‫از قیافش حالم بهم میخوره.‬

‫می‌دونم، بیخیال - به بقیه‌ی عوضی‌ها پیام میدم.‬

‫بفرمایید.‬

‫از من می‌خواهی چه کار کنم؟‬

‫اصلاً شروع نکن داداش.‬

‫برادر، از این خسته نشدی؟‬

‫خسته از چی؟‬

‫این.‬

‫از فقط نوشیدن و،‬

‫و رفت و برگشت.‬

‫ببین رفیق، من سرم به کار خودم بود.‬

‫داداش، اون تمام روز داشت غرغر می‌کرد.‬

‫اصلاً اینجا چیکار می‌کنید؟‬

‫او به شاون پیامک داد.‬

‫لعنت.‬

‫اون می‌دونست که شما امشب قراره برید بیرون.‬

‫احمقِ بدِ من.‬

‫همینی که هست.‬

‫می‌دونی چیه، داداش؟‬

‫هی، هنوز اول شبه.‬

‫تا فردا که دختر کوچولو رو پیدا نمی‌کنید، باشه؟‬

‫به شاون بگو دیگه اینجا ندوید‬

‫داره عقل سلیمش رو سر اون دختره ی لعنتی هدر میده.‬

‫هی، مثلاً، اِبونی قراره اِبونی باشه.‬

‫من همینجا روی مبل می‌مانم،‬

‫اون فقط اون عقب میمونه.‬

‫ما خوب خواهیم بود داداش.‬

‫ما رک و راست.‬

‫ما خوب هستیم.‬

‫حالش خوب میشه مرد.‬

‫هورمون‌ها و چیزهای دیگه.‬

‫آره.‬

‫منظورم اینه که، بعد از مدتی تازه به نقطه اوجش رسید‬

‫جایی که میگم جدا شدن.‬

‫ببین، معلومه که شما دو تا آدم متفاوتین،‬

‫پس فقط این را به خودتان و به یکدیگر اعتراف کنید‬

‫و فقط ادامه بده.‬

‫ببین، من زندگی مشترک خودم رو دارم.‬

‫از اینکه واسطه‌ی دعوای آنها باشم خسته شده‌ام.‬

‫خب، فکر کنم، ما بالاخره به هم رسیدیم (با هم آشنا شدیم)‬

‫بنابراین حدس می‌زنم بخشی از این تقصیر ماست.‬

‫نه، این به خاطر اون دوست دیوونه‌اتِ.‬

‫اوه، اوه، دوست دیوونه من، نه مال تو؟‬

‫پس هیچ‌کدام از این‌ها تقصیر او نیست؟‬

‫ببین بابا، دیگه بسه نگران اونا، بیاین به خودمون اهمیت بدیم.‬

‫و بعد، رستوران رزرو ما را بهم زد.‬

‫و بعد ماجرای دارن و ایبانی.‬

‫می‌دانم. - همین امروز‬

‫روز من نبوده است.‬

‫می‌دونم عزیزم.‬

‫حالا بگید چیکار کنم که بهتر بشه.‬

‫خب، یه لیوان شراب شروع خوبی میتونه باشه.‬

‫باشه.‬

‫و‬

‫اگر آن لیوان شراب را برایت بیاورم،‬

‫کاری می‌کنی که ارزش وقت گذاشتنم رو داشته باشه؟‬

‫بعدش من همین الان برمی‌گردم.‬

‫می‌توانستی به من بگویی که تمام شراب را نوشیدی.‬

‫ها؟‬

‫اوه عزیزم، ببخشید، یادم رفت.‬

‫دیشب یه لیوان خوردم.‬

‫اما من میگم عزیزم،‬

‫منظورم این است که شراب چقدر مهم است؟‬

‫بستگی داره چه نوع شبی بخوای داشته باشی؟‬

‫باشه، برمی‌گردم.‬

‫خیلی خب، مواظب باش.‬

‫شاون‬

‫شاون‬

‫این هزینه برای ادامه کار من است‬

‫و پرونده خود را شروع کنید.‬

‫مدارک لازم را ثبت خواهم کرد‬

‫و پیگیری غرامت یا توافق‬

‫که هر دو احساس کفایت کنیم.‬

‫حالا اگر این به دادگاه برود، هزینه‌ها کمی افزایش می‌یابد.‬

‫باشه. - باشه.‬

‫اما هرگز لازم نیست نگران این باشید که احساس کنید غافلگیر شده‌اید.‬

‫همه چیز همینجا مشخص شده است.‬

‫سوالی از من دارید؟‬

‫برخی دیگر از مسئولین شرکت‌های حقوقی‬

‫مگر اینکه در پرونده برنده شوند، درخواست هزینه نکنید.‬

‫درسته، اما اونا هم هر پرونده‌ای رو قبول نمی‌کنن.‬

‫ما بدون هیچ قید و شرطی برای شما می‌جنگیم.‬

‫برد یا باخت.‬

‫حالا هزینه‌های ما از قبل پرداخت می‌شود،‬

‫اما اگر در پرونده شما برنده شویم، درصدی از آن را برنمی‌داریم.‬

‫اینها تنها هزینه‌ها هستند‬

‫که شما همیشه باید از جانب ما نگران آن باشید.‬

‫ممنون، مفید بود.‬

‫خواهش می‌کنم.‬

‫و میدونی، اگه تصمیم بگیری که ما مال تو باشیم،‬

‫فقط با ما تماس بگیرید، ما کار را درست انجام خواهیم داد.‬

‫اول با خانواده‌ام صحبت می‌کنم.‬

‫باید منتظر تماس ما باشید.‬

‫این چیزیه که دوست دارم بشنوم.‬

‫روزی پر از خیر و برکت و آرامش داشته باشید.‬

‫شما هم همینطور.‬

‫متشکرم.‬

‫چیز دیگه ای هم داری؟‬

‫آره، من یه ... دارم‬

‫۱:۳۰.‬

‫تو کار بدی نمی‌کنی.‬

‫ناهار؟‬

‫آره.‬

‫مال تو یا مال من؟‬

‫ما آن را حل خواهیم کرد.‬

‫احتمالاً مال شماست.‬

‫و خب بعد از رفتن ما چه اتفاقی افتاد؟‬

‫لعنت، ما گند زدیم.‬

‫هرچی مرد باشه.‬

‫داداش، واقعاً.‬

‫داداش، هر وقت اِب با شاون حرف زد،‬

‫او متوجه می‌شود که چقدر دیوانه است.‬

‫مرد، شماها رفتین، من پریدم تو حموم،‬

‫پرده‌ها را مستقیماً تا روی سر کسی باز کرد.‬

‫من وقت نداشتم نقاشی بکشم.‬

‫داداش، چه خبره، مرد خوبی هستی؟‬

‫حداقل یه کم گرفتی.‬

‫من خوابم برد.‬

‫دروغ میگی.‬

‫مممم. (mm-mm)‬

‫او حالش بد شد و امروز صبح چیزی به من داد.‬

‫وحشتناک بود داداش.‬

‫خب، او فقط آنجا دراز کشیده بود.‬

‫مم.‬

‫با کتک زدن کیرم حالم بهتر بود،‬

‫تا با تو صادق باشم.‬

‫آره، چپ‌دست‌های پیر هیچ‌وقت ناامیدم نمی‌کنن.‬

‫داداش بدجنس من.‬

‫متاسفم که این را می‌شنوم.‬

‫همینی که هست.‬

‫و من به آن عادت کردم.‬

‫مرد، انگار دیگه چهل سالگیمون رو گذروندیم‬

‫و رابطه جنسی یک موضوع فرعی است.‬

‫مرد، بهتره تا میتونی لذت ببری.‬

‫مرد، هرچی.‬

‫ببین، تو و وان، سال‌هاست که وقت گذاشتید داداش،‬

‫با یک خانواده.‬

‫اما اگر اِب بخواهد همچین چیزی را امتحان کند، دیگر کار تمام است.‬

‫داداش اینجا خیلییی ... زیاده.‬

‫سلام، حالت چطوره؟ (Hey, khoob khoob?)‬

‫ای بابا، من حتی نمی‌دونم چرا ازدواج کردی.‬

‫نگاه کردن که اشکالی نداره‬

‫ما می‌توانیم نگاه کنیم، ما دو چشم داریم.‬

‫نگاه کردن که اشکالی نداره، درسته.‬

‫هی عزیزم. (Hey baby.)‬

‫هی، زود قطع کردی.‬

‫نه، من دارم میرم دادگاه.‬

‫فقط یه سری مدارک رو جا گذاشته.‬

‫باشه.‬

‫زیاد طولش نده داداش.‬

‫هی وون.‬

‫هی منو مسخره نکن.‬

‫این چه فایده‌ای داشت؟‬

‫باشه، پس این دختره کیه؟‬

‫دیشب به گوشیت پیامک دادی؟‬

‫میدونی چیه؟‬

‫با توجه به این نکته.‬

‫سلام جمال، من الان تو ماشینم، داداش.‬

‫ببین، ببین.‬

‫هی، داری آمایا رو برمی‌داری یا از من می‌خوای؟‬

‫نه عزیزم، من میتونم بگیرمش.‬

‫باشه.‬

‫هی، فکر می‌کنی شاید بتونیم‬

‫امشب جبران این آخر هفته رو بکن؟‬

‫منظورت چیه، آرایش؟‬

‫قبلاً مقداری داشتی.‬

‫چرا اینقدر شهوتی هستی؟‬

‫خیلی عجله داشت.‬

‫هورا.‬

‫دست از این کارها بردار.‬

‫خواهیم دید.‬

‫باشه.‬

‫من تو را دوست دارم.‬

‫من تو را دوست دارم.‬

‫پسر، اگه از اینجا بلند نشی و بری بیرون.‬

‫آقای تیلر، من دارم طرح پیشنهادی شما را می‌خوانم.‬

‫و من اینجا چیزی نمی‌بینم که از قبل ندانیم‬

‫که رد شدن این پرونده را توجیه می‌کند.‬

‫چرا احساس می‌کنی که این یک دلیل است؟‬

‫برای اینکه این پرونده به دادگاه نرود؟‬

‫خب، جناب قاضی،‬

‫از افسر پاسخگو در صحنه تقدیرنامه‌ای وجود داشت ،‬

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left