The first 200 lines.
ترک کنید.
برو بیرون.
من جلوی تو رو نمیگیرم.
میتونم برای یه بار هم که شده، یه کم آرامش اینجا داشته باشم.
اگه این کارو نکنی، یه سیلی محکم بهت میزنم
گورتو از سرم گم کن - تو دیگه گم شدی
ذهن لعنتی ات.
انجامش بده و ببین چی میشه.
من انجامش میدم.
اگر این کار را نکنی. - خب پس انجامش بده.
آبنوس. - از کثافتکاریاش حالم بهم خورد.
آبنوس، آبنوس.
پاک کردن پیامکها،
به من میگن دیوونه، من دیوونه نیستم.
ایبونی، بیا. - فکر میکنی ندیدمت.
به اون عوضی پیام میدم - بیخیال دختر.
من دیوانه نیستم.
بیا، بیا.
از قیافش حالم بهم میخوره.
میدونم، بیخیال - به بقیهی عوضیها پیام میدم.
بفرمایید.
از من میخواهی چه کار کنم؟
اصلاً شروع نکن داداش.
برادر، از این خسته نشدی؟
خسته از چی؟
این.
از فقط نوشیدن و،
و رفت و برگشت.
ببین رفیق، من سرم به کار خودم بود.
داداش، اون تمام روز داشت غرغر میکرد.
اصلاً اینجا چیکار میکنید؟
او به شاون پیامک داد.
لعنت.
اون میدونست که شما امشب قراره برید بیرون.
احمقِ بدِ من.
همینی که هست.
میدونی چیه، داداش؟
هی، هنوز اول شبه.
تا فردا که دختر کوچولو رو پیدا نمیکنید، باشه؟
به شاون بگو دیگه اینجا ندوید
داره عقل سلیمش رو سر اون دختره ی لعنتی هدر میده.
هی، مثلاً، اِبونی قراره اِبونی باشه.
من همینجا روی مبل میمانم،
اون فقط اون عقب میمونه.
ما خوب خواهیم بود داداش.
ما رک و راست.
ما خوب هستیم.
حالش خوب میشه مرد.
هورمونها و چیزهای دیگه.
آره.
منظورم اینه که، بعد از مدتی تازه به نقطه اوجش رسید
جایی که میگم جدا شدن.
ببین، معلومه که شما دو تا آدم متفاوتین،
پس فقط این را به خودتان و به یکدیگر اعتراف کنید
و فقط ادامه بده.
ببین، من زندگی مشترک خودم رو دارم.
از اینکه واسطهی دعوای آنها باشم خسته شدهام.
خب، فکر کنم، ما بالاخره به هم رسیدیم (با هم آشنا شدیم)
بنابراین حدس میزنم بخشی از این تقصیر ماست.
نه، این به خاطر اون دوست دیوونهاتِ.
اوه، اوه، دوست دیوونه من، نه مال تو؟
پس هیچکدام از اینها تقصیر او نیست؟
ببین بابا، دیگه بسه نگران اونا، بیاین به خودمون اهمیت بدیم.
و بعد، رستوران رزرو ما را بهم زد.
و بعد ماجرای دارن و ایبانی.
میدانم. - همین امروز
روز من نبوده است.
میدونم عزیزم.
حالا بگید چیکار کنم که بهتر بشه.
خب، یه لیوان شراب شروع خوبی میتونه باشه.
باشه.
و
اگر آن لیوان شراب را برایت بیاورم،
کاری میکنی که ارزش وقت گذاشتنم رو داشته باشه؟
بعدش من همین الان برمیگردم.
میتوانستی به من بگویی که تمام شراب را نوشیدی.
ها؟
اوه عزیزم، ببخشید، یادم رفت.
دیشب یه لیوان خوردم.
اما من میگم عزیزم،
منظورم این است که شراب چقدر مهم است؟
بستگی داره چه نوع شبی بخوای داشته باشی؟
باشه، برمیگردم.
خیلی خب، مواظب باش.
شاون
شاون
این هزینه برای ادامه کار من است
و پرونده خود را شروع کنید.
مدارک لازم را ثبت خواهم کرد
و پیگیری غرامت یا توافق
که هر دو احساس کفایت کنیم.
حالا اگر این به دادگاه برود، هزینهها کمی افزایش مییابد.
باشه. - باشه.
اما هرگز لازم نیست نگران این باشید که احساس کنید غافلگیر شدهاید.
همه چیز همینجا مشخص شده است.
سوالی از من دارید؟
برخی دیگر از مسئولین شرکتهای حقوقی
مگر اینکه در پرونده برنده شوند، درخواست هزینه نکنید.
درسته، اما اونا هم هر پروندهای رو قبول نمیکنن.
ما بدون هیچ قید و شرطی برای شما میجنگیم.
برد یا باخت.
حالا هزینههای ما از قبل پرداخت میشود،
اما اگر در پرونده شما برنده شویم، درصدی از آن را برنمیداریم.
اینها تنها هزینهها هستند
که شما همیشه باید از جانب ما نگران آن باشید.
ممنون، مفید بود.
خواهش میکنم.
و میدونی، اگه تصمیم بگیری که ما مال تو باشیم،
فقط با ما تماس بگیرید، ما کار را درست انجام خواهیم داد.
اول با خانوادهام صحبت میکنم.
باید منتظر تماس ما باشید.
این چیزیه که دوست دارم بشنوم.
روزی پر از خیر و برکت و آرامش داشته باشید.
شما هم همینطور.
متشکرم.
چیز دیگه ای هم داری؟
آره، من یه ... دارم
۱:۳۰.
تو کار بدی نمیکنی.
ناهار؟
آره.
مال تو یا مال من؟
ما آن را حل خواهیم کرد.
احتمالاً مال شماست.
و خب بعد از رفتن ما چه اتفاقی افتاد؟
لعنت، ما گند زدیم.
هرچی مرد باشه.
داداش، واقعاً.
داداش، هر وقت اِب با شاون حرف زد،
او متوجه میشود که چقدر دیوانه است.
مرد، شماها رفتین، من پریدم تو حموم،
پردهها را مستقیماً تا روی سر کسی باز کرد.
من وقت نداشتم نقاشی بکشم.
داداش، چه خبره، مرد خوبی هستی؟
حداقل یه کم گرفتی.
من خوابم برد.
دروغ میگی.
مممم. (mm-mm)
او حالش بد شد و امروز صبح چیزی به من داد.
وحشتناک بود داداش.
خب، او فقط آنجا دراز کشیده بود.
مم.
با کتک زدن کیرم حالم بهتر بود،
تا با تو صادق باشم.
آره، چپدستهای پیر هیچوقت ناامیدم نمیکنن.
داداش بدجنس من.
متاسفم که این را میشنوم.
همینی که هست.
و من به آن عادت کردم.
مرد، انگار دیگه چهل سالگیمون رو گذروندیم
و رابطه جنسی یک موضوع فرعی است.
مرد، بهتره تا میتونی لذت ببری.
مرد، هرچی.
ببین، تو و وان، سالهاست که وقت گذاشتید داداش،
با یک خانواده.
اما اگر اِب بخواهد همچین چیزی را امتحان کند، دیگر کار تمام است.
داداش اینجا خیلییی ... زیاده.
سلام، حالت چطوره؟ (Hey, khoob khoob?)
ای بابا، من حتی نمیدونم چرا ازدواج کردی.
نگاه کردن که اشکالی نداره
ما میتوانیم نگاه کنیم، ما دو چشم داریم.
نگاه کردن که اشکالی نداره، درسته.
هی عزیزم. (Hey baby.)
هی، زود قطع کردی.
نه، من دارم میرم دادگاه.
فقط یه سری مدارک رو جا گذاشته.
باشه.
زیاد طولش نده داداش.
هی وون.
هی منو مسخره نکن.
این چه فایدهای داشت؟
باشه، پس این دختره کیه؟
دیشب به گوشیت پیامک دادی؟
میدونی چیه؟
با توجه به این نکته.
سلام جمال، من الان تو ماشینم، داداش.
ببین، ببین.
هی، داری آمایا رو برمیداری یا از من میخوای؟
نه عزیزم، من میتونم بگیرمش.
باشه.
هی، فکر میکنی شاید بتونیم
امشب جبران این آخر هفته رو بکن؟
منظورت چیه، آرایش؟
قبلاً مقداری داشتی.
چرا اینقدر شهوتی هستی؟
خیلی عجله داشت.
هورا.
دست از این کارها بردار.
خواهیم دید.
باشه.
من تو را دوست دارم.
من تو را دوست دارم.
پسر، اگه از اینجا بلند نشی و بری بیرون.
آقای تیلر، من دارم طرح پیشنهادی شما را میخوانم.
و من اینجا چیزی نمیبینم که از قبل ندانیم
که رد شدن این پرونده را توجیه میکند.
چرا احساس میکنی که این یک دلیل است؟
برای اینکه این پرونده به دادگاه نرود؟
خب، جناب قاضی،
از افسر پاسخگو در صحنه تقدیرنامهای وجود داشت ،
No comments yet. Be the first to leave one.