The first 200 lines.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
در جولای سال 1977، رئیس جمهور آمریکا، جیمی کارتر،
قانون وضعیت اضطراری ملی را امضا کرد، و اجازه داد 15000 تا مهاجر وارد بشوند.
این کار باعث شد مخالفان دولت تازه تاسیس ویتنام
تشویق بشوند که غیرقانونی از مرز رد بشوند،
آن هم با هر روشی که میشد.
این فیلم بر اساس یک داستان واقعی از افسران نیروی هوایی ویتنام است،
که جانشون را به خطر انداختن تا از آسمان در برابر هواپیمارباها محافظت کنند،
آن هم در روز های ابتدایی اتحاد دوباره کشور.
1977 - دو سال بعد از جنگ: تنش در مرزهای جنوب غربی
هنوزم داره آینده کشور رو تهدید میکنه
سلام آقا.
بله، بفرمایید بشینید لطفا.
سلام دخترم.
ممنون، بفرمایید بشینید لطفا.
بله، صندلیتون سمت چپه.
بله آقا، بفرمایید بشینید لطفا.
سلام عزیزم.
صندلی شما سمت راسته.
خانم، میتونم بلیطتون رو ببینم؟
چقدر نازه!
چه دستمال گردن قشنگی.
خانوم، میتونی یکی واسه منم بیاری؟
بعدا یکی واست میارم، باشه؟
آره!
بیا بریم سر جات بشین.
باشه، ممنون دخترم.
مامان من دیگه رفتم!
- یادت نره واسم نامه بنویسی. - باشه، میدونم.
- مثل داداشت! یادت نره ها! - چشم مامان.
- مثل داداشت باش! - باشه، فهمیدم.
بفرمایید این طرف لطفا!
چی شده؟
مدارک و کارت شناساییت رو بهش نشون بده.
باشه، باشه.
آقا، جناب. پسرم داره آموزش ماموری میبینه.
دو تا پسرم توی ارتش هستن.
مدارک و کارت شناساییت رو بهش نشون بده.
مامان من رفتم.
سفرت به خیر پسرم!
- مواظب خودت باش، باشه؟ - باشه.
یادت نره نامه بنویسی!
من دیگه برم.
هواپیمایی ویتنام
چند روز میخوای توی سایگون بمونی؟
هر چقدر که تو بمونی، توی.
دلت واسه مامان تنگ شده بود؟
آره.
این واسه توئه.
- واقعا؟ - آره.
کویین، چی باید بگی؟
خیلی ممنون!
اصلا صبر ندارم که به مامان نشونش بدم!
خیلی لطف کردی.
چی، چی.
مامان منم عاشق ایناست!
میشه یکی دیگه هم بدی که به اون کادو بدم؟
ولی تو که کاری نکردی که لایقش باشی.
ظهر به خیر.
چراغ کمربندها خاموش شد.
مهماندارای ما تا چند لحظه دیگه پذیرایی نوشیدنی رو شروع میکنن.
تا 50 دقیقه دیگه توی شهر هوشی مین میشینیم.
میتونید راحت توی کابین جابه جا بشید.
پرواز خوبی رو واستون آرزو میکنیم.
- آقا نوشیدنی میل دارید؟ - سلام عزیزم.
بیا یه لیوان با من بزن.
نه، ممنون.
بیا دیگه.
ساکت!
خفه شید!
در رو ببند!
ساکت!
- باید بهشون کمک کنم! - نه!
من میرم.
داری چیکار میکنی؟ اون در رو باز نکن!
به کی خورد؟ کی شلیک کرد؟
چی، قایم شو!
در رو باز کن!
وضعیت اضطراری! اچ وی ان 137 مورد حمله قرار گرفته!
تکرار میکنم، به ما حمله شده!
- منتظر دستور هستیم. - مکانیک هواپیما کشته شد.
اسلحهها رو بردارید!
داریم کنترل کابین خلبان رو از دست میدیم.
منتظر دستور از برج مراقبت هستیم.
حالا دیگه لایق دستمال گردن هستم؟
ساکت!
خفه شید!
دیگه کی میخواد قهرمان بازی دربیاره؟
کی؟
در رو باز کن!
بازش کن!
اگه باز نکنی،
مغزش رو میپاشم بیرون.
یک.
دو.
ساکت!
مهماندار رو بیارید.
تکرار میکنم.
اگه در رو باز نکنید،
مهماندار رو میکشم.
بعدش هم مسافرا رو میکشم.
یک.
دو.
ما رو از ویتنام ببرید بیرون.
سوخت کافی نداریم که به یه کشور دیگه برسیم.
من بیشتر از تو با هواپیما پریدم.
توی نزدیک ترین کشور بشین.
دو ساعت بعد، پرواز اچ وی ان 137 از مرزای ویتنام رد شد.
این موفقیت باعث شد بقیه هواپیمارباها هم برای حمله تشویق بشن.
اینا نیروهای مرتجع بر علیه دولت ویتنام هستن.
علاوه بر این، آموزش شما...
فقط واسه محافظت از امنیت مسافرا نیست،
بلکه واسه حفظ امنیت ملی هم هست.
اولین قانون موقع هواپیماربایی چیه؟
محافظت از کابین خلبان!
و آخرین قانون؟
محافظت از کابین خلبان!
- هر پرواز نماد چیه؟ - امید!
- امید به چی؟ - به آینده!
و با چی از آینده محافظت میکنیم؟
با جونمون!
شما چهار نفر نقش هواپیماربا رو دارید. ترانگ و لام، شما مهماندار باشید.
چی، بازم؟
نتیجه اینه که پاهاتون خیلی لاغره.
شروع کنید!
- قربان یه تماس تلفنی دارید. - کی اینقدر فوری زنگ زده؟
کیه؟
بدو بگو. از چی میترسی؟
تو مثلا چه جور شوهری هستی؟
چرا پیش زنت نیستی؟
داره وضع حمل میکنه،
اون وقت تو اونور دنیا هزار کیلومتر دوری.
دو هفته زودتر انداخته.
تو نه ماه دیر کردی!
از لحظه ای که زنت حامله میشه تو دیگه پدری.
- نه وقتی که بچه به دنیا میاد! - بذار من...
واسه اینکه پدر باشی،
باید همیشه یه قدم جلوتر باشی.
خودت و دشمنت رو بشناس!
به بچه من نگو دشمن.
دیدی؟ اگه دشمن نیست، چرا اینطوری بهت لگد میزنه؟
- عشقم! عشقم! - میشنوی چطوری داره به زنت لگد میزنه؟
بذار باهاش حرف بزنم!
- بین! - اینجام، اینجام.
ببخشید. منتظرم بمون،
میرم مرخصی بگیرم که با اولین پرواز بیام.
قول میدم قبل از اینکه بچه به دنیا بیاد اونجا باشم.
همه چی رو میبخشم
اگه واسه بچمون اسم انتخاب کرده باشی.
داری میشنوی؟
آره، انتخاب کردم.
یه اسم پسر و یه اسم دختر آماده کن!
عشقم!
عزیزم، خواهرت هوا میگه که بچه قبل از شب به دنیا نمیاد.
یعنی منتظر توئه.
آره، منتظرم بمون.
خوب، دیگه بسه. برو توی اتاقت استراحت کن.
داری پدر میشی!
واست مرخصی گرفتم که با پرواز اچ وی ان 602 برگردی.
پرواز سون.
مال سون؟
اون برگشته سر کار؟
هشت ماه گذشته دیگه.
مامانش هم میگفت که دیگه وقتشه برگرده.
سعی کن در مورد اون قضیه باهاش حرف نزنی.
باشه.
راستش رو بخوای،
خیلی خوبه که با این پرواز میری.
اگه اتفاقی افتاد، درخواست آسپرین بده.
نگران نباشید.
نمیخوام واسه سون دردسر درست کنم.
نه، آسپرین کد رمز واسه درخواست نیروی کمکیه.
الان با قدیم فرق میکنه.
اگه یه هواپیما از مسیرش خارج بشه،
سریع یه میگ میفرستن سراغش.
منظورتون جت جنگیه؟
آره.
- واسه اینکه بزننش؟ - نه.
فقط واسه اینکه اوضاع رو کنترل کنن.
ولی وقتی شما دو تا توی هواپیما باشید،
این اختیار رو دارید که به خلبان دستور بدید
اعزام میگ رو کنسل کنه.
راستش امیدوارم مجبور نشم ازش استفاده کنم.
الان فقط میخوام قبل از اینکه بچه به دنیا بیاد برگردم.
نگران نباش، بابای خودت هم به موقع نرسید.
و حالا خودت رو ببین، داری راه اون رو میری.
ببخشید، اجازه بدید رد بشم.
ببخشید. با اجازه.
ببخشید، بذارید رد شم.
نمیفهمی؟
باید باهات حرف بزنم.
ولی اول باید بدونم که میتونم بهت اعتماد کنم یا نه.
دلیلی نداره که شک کنی.
تو همیشه با اکیپ خودتی،
من اونارو خیلی خوب میشناسم.
بعدا حرف میزنیم.
دیرم شده.
No comments yet. Be the first to leave one.