The first 200 lines.
آنچه در «ارواح مدرسه» گذشت
مدی، خوبی؟
میتونم امشب بیام پیش تو بمونم؟
راندا، من کل کائنات رو دیدم
اوه، اوه، هی، هی
فقط میخوام بفهمم چه اتفاقی برای تریسی افتاد
و اینکه اصلاً میدونست من چه حسی بهش دارم یا نه
کمکت میکنم اون نوازنده فلوتت رو پیدا کنی
مامان لیویا، همون مدیر کل
فقط نمیخواد مدرسهمون رو عوض کنه
میخواد قبلی رو با خاک یکسان کنه
نه نفر توی اون کلیسا مُردن
که همینجا بوده؛ هشت نفرشون بچه بودن
و حالا، خاطرهی هر اتفاقی که افتاده
اونم اینجا گیر افتاده
صبر کن. یعنی اینطوری شد؟
طبقه بالا چه خبر بود؟
چی خورد زمین؟
یه جنازه؟
کلاً گیج شدم
همهی چیزی که دیدم همین بود
این همون چیزیه که اون بهم نشون داد
بچهها، این یه قصه قبل خواب نبود
اون سایمون رو گرفت و مجبورش کرد
زل بزنه تو اون چشمای سفیدِ ماتش
و بعد... منتقلش کرد. انگار ذهنشون به هم وصل شد
چرا گذاشتین آقای «چشمسفید» اینقدر بهش نزدیک بشه؟
بهت که گفتم، یهو پرید روی سرش
ولی مگه نگفتی یارو «فسیله»؟
آره، خیلی پیر بود، ولی شبیه «سرهنگ ساندرز» هم نبود
خب؟ هم سرعتش بالاست هم قدش مثل تیرکس بلنده
مطمئنی حالت خوبه؟ آره
چیه؟ خوبم
بعد از اون «اتصال ذهنی» چی شد؟
یهو غیب شد؟
نه. میشه از اون کلمه استفاده نکنی؟
همین که سایمون رو ول کرد، ما فقط
فلنگ رو بستیم
ولی چرا اون داستان رو منتقل کرد؟
خب، میدونیم که هشت تا بچه
و یه بزرگسال توی اون سیل جونشون رو از دست دادن
پس این «چشمسفید» یا هر اسمی که روش گذاشتیم
همون بزرگسالیه که غرق شده؟
یعنی اون... «آلفرد ون هایت»ـه؟
خب، معلومه که این داستان ته نداره
و تا نریم اون پایین، چیزی نمیفهمیم
داوطلب شدی؟ من؟ نه
نه، من میتونم منتظر بمونم. آهان. باشه
سایمون؟
میشه بذاری ما به این قضیه برسیم، نه تو؟
اون آسیبی به من نزد. فعلاً که نه
بعضی حیوونا دوست دارن قبل از خوردن شکار، باهاش بازی کنن
فکر کنم همهمون باید بریم
هر چی بیشتر باشیم، قویتریم
و اگه اون تیرکس واقعاً بتونه پردهی بین دنیاها رو نازک کنه
باید این کار رو بکنیم
من نه
من این یکی رو پاس میدم
من همینجا میمونم و پیش سایمون هستم
هوم. چیه؟ گفت اون یارو غولپیکره
باشه؟ من تجربههای خوبی
با آدمای بلندتر از ۱۸۰ سانت ندارم
سایمون؟
اه، سلام. تریسی؟ ممنون که جواب دادی
خواهش میکنم. برای کلاسها زنگ زدی؟
کلاسِ چی؟
فلوت
کی تو رو معرفی کرده؟
اه، نه. نه، نه، نه
فقط داشتم درباره یکی از همبندهای قدیمیت سؤال میکردم
کایل جنسن، و، اه
تریسی؟ هنوز گوشی دستته؟
نمیخوام در این مورد حرف بزنم
ولی تو و کایل، شماها با هم
ببخشید، الان نمیتونم حرف بزنم
تمرینم توی دبیرستان داره شروع میشه
اوه. توی جشنواره برداشت محصول اجرا داری؟
اگه دنبال بلیط رایگانی
با انجمن تاریخی تماس بگیر
این دیگه چه مسخرهبازیایه؟
کی بود؟ تریسی؟
حتی خداحافظی هم نکرد
خب، اول از تصادف اتوبوس گفتی؟
نه، اول اسمش رو آوردم
اصلاً جواب نداد، اصلاً
خب، شاید باید با یه خاطرهی خوب یخش رو باز کنی
یه چیزی که مال قبل از تصادف باشه
درسته
هی. سایمون در چه حاله؟ خوب نیست
والی گفت یه موجود غولپیکر گرفتش
اون پایین، توی مخروبهی کلیسا
صبر کن، صبر کن. سایمون چی شده بود؟
این مراسم ساعت چند شروع میشه؟
جشنواره برداشت؟ اه... ظهر
از اینکه خونه ما تلپ شدی حس بدی نداری که؟
چون اون مسواک کاملاً نو بود، قسم میخورم
نه، اه، خوب بود که خونه تنها نبودم. ممنون
اصلاً خوابیدی؟ یا فقط غلت زدی؟
فقط غلت زدم
آره، حدس میزدم
امروز صبح که اومدی توی آشپزخونه
انگار داشتی زل میزدی به یه آکواریوم
در حالی که ما اصلاً آکواریوم نداریم
بیا بریم. باید با کایل حرف بزنی
چرا لباسهای من از وقتی که اومدم اینجا بیشتر شده؟
شاید چون اون تاپ آبی و دامن لی مال منه؟
شاید بهتره آروم باشی. دارم این کار رو برای سایمون میکنم
این یه امتیاز برای معاملهست
اون ناپدریته
چرا باید باهاش معامله کنی؟
اگه فکر کنه دارم برمیگردم خونه، حرف میزنه
اون وقت میفهمیم نقشهشون چیه
که دقیقاً کی میخوان مدرسه رو تخریب کنن
ولی اون که توی جشنوارهست، پس چرا ساک میبندی؟
باید یه ساک توی ماشینت باشه
تا بفهمه خالی نمیبندم
نمیتونی گولش بزنی
مامانت هم اونجاست؟
اونم روز یکشنبه؟ بیخیال بابا
احتمالاً رفته دنبال «فیشال خونآشامی»
واو. ما واقعاً
از دو تا سیارهی کاملاً متفاوت اومدیم، نه؟
راستی، از مدل موهات خیلی خوشم میآد
مرسی
وقتش بود یه تغییری بدم
دستام دارن میلرزن یا من دارم خیلی تند پلک میزنم؟
کلر؟ امروز هر اتفاقی بیفته، من هوات رو دارم، باشه؟
ممنون
ولی حق نداری جورابهای قرمز من رو برای خودت برداری
ای دلهدزدِ عوضی. من اینا رو دوست دارم
داری چی سرچ میکنی؟ فقط دارم سعی میکنم
چند تا جمله سادهی فنلاندی یاد بگیرم
مثلِ: «لطفاً بهم دست نزن، ای موجود خبیث»
هی. ما واقعاً دربارهی
میدونی، اون اتفاق توی راهرو که من... حرف نزدیم
آره. نیازی هم نیست
خب، میدونم که اون تلاشم برای بوسیدنت
شاید خیلی یهویی به نظر رسیده باشه
ببین، درک میکنم. تو کاملاً پاتیل بودی
فکر میکردی انگشتات چوبِ بستنی کیم هستن
اون مال دیروز بود و امروز هم امروزه
لعنتی. من اونقدر دندون ندارم که بتونم به این زبون حرف بزنم
پس تو کمدت همیشه یه فلش پر از فیلم ترسناک داری؟
همهشون رو دیدی؟
چند تاشون انتخابهای مدی هستن
اون دانلودشون کرد تا من رو زجر بده
همهشون شبیه شکنجهان
دنبال چی میگردیم؟
یکی دربارهی یه روانی که افکار پلیدش رو
به مغز روانپزشکش منتقل میکنه
اسمش یادم نیست. تو میشناسیش؟
نه، نه. من اصلاً طرفدار ژانر وحشت نیستم
خودم تو سرم به اندازه کافی چیزای ترسناک دارم
نیازی نیست برای خوشگذرونی دنبالشون بگردم
ما به اون احتیاج نداریم
همون بار اول شنیدم چی گفتی
اگه داریم اطلاعات جمع میکنیم
نباید از خودت دورش کنی
ببخشید. توی جعبهها چیه؟
تجهیزات. طناب، چراغقوه
والی، تبرزین که جزو تجهیزات نیست، اون یه اسلحهست
چرا به تبر نیاز داریم؟ باید آمادگیمون رو حفظ کنیم
این راه ایدهآلی برای رسیدن به جواب نیست
خشونت، خشونت میآره
جدیجدی داری الان کارت زرد نشون میدی؟
اونم تو؟ تو که اون پایین بودی
اون دستهای کوچیکِ چندشآور تو رو کشیدن توی آب
والی، حرفش درسته. بدترین اتفاقی که ممکنه
برای ما بیفته چیه، وقتی همین الانشم مُردیم؟ یوری، ما نمیدونیم
ما نمیدونیم! چشمسفید ممکنه فقط مشت نمونه خروار باشه
ممکنه ۲۰ تای دیگه مثل اون باشن! حتی بزرگتر
ما اصلاً نمیدونیم اون مخروبه چطوری کار میکنه
خب؟ اگه بریم توی اون سوراخ و بسته بشه چی؟
و برای همیشه اون پایین گیر بیفتیم؟
واو. اگه این مدل روحیه دادنته
داری تیمت رو از دست میدی، مربی
داریم میریم توی دهن اژدها. باید با تمام قوا بریم
رنده پنیر دیگه برای چیه؟
تنقلات هم آوردیم
خیلی خب. بالاخره این کار رو میکنیم یا نه؟
یوری، چراغقوه
ممنون
«فرستنده». پیداش کردم! فیلمِ فرستنده
اوه. عالی شد
قبل از اینکه خفه بشه بهت خبر میدم
و موشها از دهنش بزنن بیرون
صبر کن. این یه شوخیه دیگه، نه؟
میخوای یه چیزی برای صبحانه بخوری؟
میدونم چقدر عاشق غذای بیمارستانی
وسوسهبرانگیزه، ولی بیخیال
پس یه ژله سبز برات کنار میذارم
مدی؟
چطوری؟
دکتر چن هستم. من ارزیابی روانیت رو انجام دادم
قبل از اینکه هفته پیش مرخص بشی
درسته. امیدوار بودم
یه وقت ویزیت مجدد بگیرم
برای همین اینجایی؟ نه، نه
من... حالم واقعاً خوبه
استرست رو چطور مدیریت میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.