The first 200 lines.
درجه تنبلیت الان چنده؟
شش، تو چی؟ - هشت... و نیم -
هشت و نیم؟ همین؟
...آفتاب، تعطیلات تابستون، این استخر
وقتی فکر میکنم اینا تموم میشن باعث میشه تنبل شم
خسته شدم از بیکاری - من که خیلیم راضیم از بیکاری -
!هیچوقت تعطیلات تابستون کاری انجام نمیدیم هیچ اتفاقی نمیفته
چه اتفاقی میخوای بیفته؟ - نمیدونم -
ولی بهترین رویاها و بزرگترین عشقها هیچوقت توی تعطیلاتمون رخ نمیدن
دلت میخواد این عشق بزرگ رو با کی داشته باشی؟
تو که همیشه میگی یه مشت قورباغه توی کلاسمونه
!خب نباید که حتما شاهزاده باشه
تو نگران این مسأله نیستی؟ - کدوم مسأله؟ -
که عمرت داره تلف میشه بدون اینکه کسی رو بوسیده باشی
ژوانا - واقعیته خب -
،با گوش دادن به بتهوون در طول کل تعطیلاتت هیچ تغییری به این وضعت نمیدی
باید یه دختر رو ببوسی تا از این وضعیت خلاص بشی
اگه قراره یه دخترو ببوسم پس چرا تورو نبوسم؟
ولی من نمیخوام اولین بوسهم اینجوری باشه
پس عمراً کسی رو ببوسی
تازشم کی دلش میخواد منو ببوسه؟
شرط میبندم اون کارینای افسونگر تورو میبوسه
هرچند امکانش هست که تبدیل به قورباغه بشی - احمق -
اون همیشه حواسش به توئه
ولی وقتی فکر میکنم کارینا تنها کسیه که منو میبوسه ضدحال میخورم
تازشم، اون فقط چرت و پرت میگه خیلی رو اعصابه
اگه ما همدیگرو ببوسیم و اون ول کن من نشه چی؟
تو فکر میکنی اون اینطور دختری باشه؟
ژی؟ ژی؟ ژوانا؟
هی تو چیزی گفتی؟ - بهم گوش نمیدادی؟ -
نه
بیا داخل آب لئوناردو اینقدر کسلکننده نباش
هیچکس بهم نمیگه کسلکننده
مطمئنی نمیخوای بیای داخل؟
نه هنوز وسایلمو مرتب نکردم
کلیدارو بده من لئو
فردا میبینمت - خداحافظ -
مامان من اومدم خونه - سلام لئو! بیا یه چیزی بخور -
الان میام
خب لئو امروز چطور بود؟ - خوب بود -
فقط خوب؟ - عالی بود -
لئو پوستت سوخته کرم ضدآفتاب زدی؟
زدم ولی آفتاب خیلی شدید بود
مطمئنی؟
بیخیال! تو که میدونی متنفرم از ضدآفتاب
پوستم چسبناک میشه اصلا ترجیح میدم حمام آفتاب نگیرم
خوبه! پس دفعه بعد همینکارو کن
آروم باش مامان - آرومم. وسایلت رو جمع کردی؟ -
نه، تنبلیم شد ولی امروز جمع میکنم
چه خبر لئو؟ - سلام بابا -
برنزه شدی، ها؟ کجا بودی؟ - پیش ژوانا -
اونروز ژوانا رو دیدم و جا خوردم
چرا؟ - بزرگ شده، واسه خودش خانومی شده -
منظورت چیه بابا؟
تا چندوقت پیش، دوتاتون بچه بودین
،حالا دارین بزرگ میشین جزو آدم بزرگا
صندلی لئو
باید قدرت ماورایی داشته باشم
همیشه اینکارو میکنم و هیچوقت هم نیفتادم
!پسرک بامزه
لئو با مادربزرگت حرف زدم
و اون چهارشنبه قرار دکتر داره
مشکلی نیست، میام خونه - اینجا خودت تنهایی -
چرا؟ نمیشه؟ - چی میخوای میخوری؟ -
،یه چیز تو سلف سرویس مدرسه میخورم یا یه ساندویچ درست میکنم
نه نه من نگران میشم - مامان -
چه مصیبتی مگه قراره رخ بده!؟
باشه، باشه
ولی به محض اینکه رسیدی خونه یه زنگ بهمون بزن
باشه - و باطری گوشیت هم شارژ داشته باشه -
باشه
آسانسور میره بالا
خندش کجاش بود جناب گیلهرم؟ - چیزی نیست خانم معلم -
متاسفم ولی من نمیتونم هردوتاتون رو یه سال دیگه تحمل کنم
فابیو لطفا روی اون صندلی خالی پشت لئو بشین
اوه نه خانم معلم - اوه چرا فابیو -
امکان نداره پشت سر لئو بشینم
و تمام روز به صدای گوشخراش تیکتیک گوش بدم
خیلی احمقی - !تو خفه شو خانم عصا -
خیلی کیری هستی فابیو
من بعدا کیر واقعی رو نشونت میدم !سگ راهنما
خفه شو بیشعور - هی بچهها، به خیالتون کجایین؟ -
،اگه من پشت لئو بشینم باید تمام مدت کمکش کنم
چون اون تنهایی هیچ کاری ازش برنمیاد
،بسه! وقتی رفتی توی دفتر مدیر نیازی نیست به کسی کمک کنی
وسایلت رو جمع کن
خانم معلم! این مزخرفه
نباید ژوانا هم بره دفتر مدیر؟
تو هم میخوای بری پیش رفیقت؟
نه قربون دستت - یالا فابیو -
این اتاق 211؟ - آره، اسمت چیه؟ -
گابریل - بیا داخل -
میتونم روی اون صندلی خالی بشینم؟
بچهها
مال کسی نیست، بفرما بشین
خوش اومدی گابریل
دیگه کسی نمیخواد مزه بریزه؟
ها؟ - نـه -
کلیدا، لئو
خداحافظ ژی - خداحافظ -
نزار اون فابیوی کلهخر روزت رو خراب کنه، باشه؟
باشه
از من بشنو، این یارو جدیده واقعا پسر جذابیه
کی میدونه؟ شاید امسال اوضاع بهتر بشه
آره - شاید اون شاهزادهی دلربای من باشه -
بیخیال! خودتو کنترل کن
اون تازه اومده تو که هنوز نمیشناسیش
حسودیت میشه لئو؟ - آره، دارم از حسادت جر میخورم -
!باورم نمیشه! چه جسارتا - چیه؟ -
کارینا چشمش دنبال همه هست - منظورت چیه ژی؟ -
همین الان کنار گابریل نشست و داره باهاش لاس میزنه
همین بس نیست که چشمش دنبال توئه!؟
به محض اینکه یه پسر جدید میاد اون میره سراغش
خیلی خب. سلولهارو میتونیم به دو گروه عمده تقسیم کنیم
یوکاریوت و پروکاریوت
میشه پاککنـت رو قرض بگیرم؟
من از پاککن استفاده نمیکنم
عذر میخوام - اشکال نداره -
صبر کن
ممنون - خواهش میکنم -
اگه من پلوتون بودم و یه نفر بهم میگفت
"هی، تو دیگه سیاره نیستی" خیلی ناراحت میشدم
کلیدو بده من لئو
بیا
خداحافظ - خداحافظ -
خداحافظ لئو - خداحافظ گابریل -
خب پس میبینمتون - تو از اونور نمیری؟ -
نه راستش من دو بلوک پایینتر زندگی میکنم همیشه لئو رو میرسونم خونه
خب پس فردا میبینمت - خداحافظ -
من اومدم خونه مامان صحیح و سالم توی اتاقمم
باشه حتما الان میرم ناهار میخورم
بوس بوس بای
تا حالا به این فکر کردی که خارج از کشور درس بخونی؟
منظورت چیه؟
.روش دانش آموز تبادلی بری خارج زندگی کنی
نه راستش. من تنبلم. چرا؟
داشتم بهش فکر میکردم
نمیدونم، شاید برم آمریکا - آمریکا نه لئو -
فرانسه باحالتره میتونی تعطیلات رو توی پاریس تصور کنی؟
ولی من منظورم تعطیلات نیست
بعدشم، آمریکا، فرانسه همهجا خوبه
فقط میخوام از اینجا برم
ولی چرا حالا لئو؟
بار اول نیست که بهش فکر میکنم یه مدتیه ذهنم درگیرشه
فکرشو کن چقدر باحاله بری یه جایی که هیچکس تورو نشناسه
جایی که هیچکس ندونه تو کی هستی
حتی اگه بخوای میتونی یه هویت جدید واسه خودت بسازی
چیه از هویت الانت خوشت نمیاد؟ - چرا خوشم میاد -
ولی مشکل من نیستم
ببخشید ژی
واسه شام میمونی؟ - آره میمونم -
هروقت آماده شد خبرتون میکنم - ممنون لارا -
مامانت چی میشه؟ - اون چشه؟ -
نظر اون چیه؟ - اون که روحشم خبر نداره -
میخوای بدون اینکه به پدر و مادرت بگی بری یه کشور دیگه لئو؟
هرچیزی ممکنه
تو مخت ایراد پیدا کرده لئو
مال تو کجاست؟
خونه - خونه؟ -
سلام بریم - بریم -
بچهها من امروز همراهتون نمیام ناهار خونهی مادربزرگم میخورم
.آره امروز چهارشنبهست ببخشید من لئو رو میبرم خونهی مادربزرگش، باشه؟
نه ژی نیازی نیست. خودم میرم
خیلی نزدیکه، میتونم ببرمت - آره نزدیکه خودم تنها میرم -
مطمئنی لئو؟ - آره -
باشه، هرجور خودت راحتی
خب بچهها، بعدا صحبت میکنیم، باشه؟
خیلیخب، بهم زنگ بزن، اوکی؟ - باشه -
سلام مامان
آره مدرسهام
آره دارم میرم خونه مادربزرگ به محض اینکه برسم خبرت میکنم
بوس، بای
لئو، لئو حالت خوبه؟
ولم کن
لئو حالت خوبه؟ - آره -
...مطمئی؟ میتونم ببرمت - من خوبم کارینا -
خیلی احمقید
سلام؟ سلام مامان نه، هنوز نه
مطمئنی بهت نگفت کجا میره؟
نه ژوانا هم نمیدونه
،نه همونجا بمون شاید بیاد خونهت باید یکی اونجا باشه
گمونم اینجوری بهتره
من قطع میکنم ممکنه زنگ بزنه
بای، بوس
اون هیچی نمیدونه
لئوناردو - مامان چی شده؟ -
کجا بودی لئو؟
همین دور و بر - دور و بر؟ -
فکر نکردی یه زنگ به مامانت بزنی و بش بگی که خونه نمیای؟
اوه مامان آروم باش - میدونی ساعت چنده؟ -
اون بیرون، تنها توی تاریکی
،همیشه همهجا واسه من تاریکه مامان اینهمه جار و جنجال نداره
لئو چرا تلفنت رو جواب نمیدادی؟ - ببخشید مامان توی کولهپشتیم بود -
و گمونم اونقدر بزرگ شدم که لازم نباشه هرکاری میکنم به شما بگم
تو هنوز باید خیلی چیزارو به ما بگی لئوناردو
ای بابا پدر، توام؟ نمیتونم بدون اینکه شما چهارچشمی منو بپایین یه قدم بردارم؟
تورو بپاییم؟
چندساعت غیبت زد بعدش میخوای ما آروم و بیخیال باشیم؟
مامان از هرکسی توی کلاس میخوای بپرس ببین کدومشون پدر و مادرشون بابت چنین مسألهای وحشت میکنن؟
لئو میدونی که بحث تو فرق داره - چرا باید فرق داشته باشه مامان؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.