Release info

Final Fantasy VII On The Way To A Smile Denzel By d gray-man [sahelanime]
A Commentary by sahelanime
کاری از تیم ترجمه ساحل انیمه | d.gray-man :مترجم | Translate by sahelanime Team

Tags

other
Published on: 2018-07-25
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 180 lines.

خوشگلدی دنزل-ساما

ها

بیا بشین

نمیخوام

منتظر کسی هستم

چی ؟ دیدن یک دوست ؟ خب موفق باشی

میشه یه قهوه بخورم؟

اره چرا که نه

کنجکاوم ببینم با کی قرار داری

چی ؟

خوش اومدی

میشه برام یه قهوه بیاری؟

چشم الان میارم

بفرما بشین

چشم

دنزل

بهتره برم سر اصل مطلب که اصلا وقت ندارم

باید در مورد بعضی چیزا بهت هشدار بدم

خیلی وقته که دیگه هیچ داوطلبی رو نمیپذیریم

اگه میخوای بیای تو گروه ما باید حسابی تلاش کنی بعد رییسو ببینی

یک سازمان نظامیه WRO

World Regenesis Organization این کلمه مخفف

اصلا برام مهم نیست که چقدر خطرناکه

تو هم عجیب قریبیا

خب پس شروع کن بگو ببینم مهارتت چیه؟

مهارتم ؟

خب ... من فقط ده سالمه

اینو که میدونم

اما حتما تو این ده سال کاری کردی نه ؟

هوم .... ؟

اوهوم

یه خبر دیگه در مورد حمله به ماکل منتشر شده

مامانت کجاست؟

هوم خب اون ... رفته بیرون خرید

باشه

من میرم پیداش کنم

تا کنون امار 230 نفر تلفات شدن

اخ دردم گرفت ! چیکار میکنی؟

بخش هفت پوکید . باید سریع به بخش پنجم بریم

باید از اینجا بریم

چی نابود شدند!؟

بعد از بمب گذاری راکتور اول ، هدف بعدی بخش هفتمه

جدی میگی ؟ ولی من اهل فرار نیستم

دوستان و همسایگان ما اینجا حضور دارند

وقتشو نداریم

اطلاعات سریه و نمیتونیم به همه اینو بگیم

من رییس بخشم اما قانونو زیر پا گذاشتم و اینا رو بهت گفتم

ها؟

دنزل

با پدرت برو

به زودی بهتون ملحق میشم اوکی؟

همه چی درست میشه

دنزل باید به منطقه پنجم بریم

!نه پس مامانم چی؟

نگران نباش چیزیش نمیشه

اون مادرته ... حتما میاد

رییس هنوز اینجایین؟

تارکسها دارن راه میفتن

احتمالا تا الان بمب ها رو جاسازی کردن

دوستم یه ماشین کنار ریل اهن محیا کرده

مواظب حرف زدنت باش

!اه ببخشید

آکارم ، پسرمو با خودت به منطقه پنجم ببر

تو منطقه مسکونی 38 میبینمتون

نمیخوام برم

اما تو باید آرکام بری

منم میرم دنبال مامانت . باشه؟

بابا

من یه دونه تلوزیون گنده ی جدید خریدم

هر وقت خواستی میتونی بیای باهاش برنامه های مورد علاقتو ببینی

هنوز دولت پاسخ درستی برای این جریانات نداده

تنها چیزی که میدونیم این بود که اینا حملات تروریستیه

من گشنمه

باشه واسا برم یه چیزی پیدا کنم

شروع شد

تو همینجا باش

! هی صبر کن بزار منم بیام

این پیغام اضطراریه

یه انفجار عظیم تو منطقه هفتم اتفاق افتاده

تکرار میکنم

یه انفجار عظیم تو منطفه هفتم اتفاق افتاده

هی اینجا خیلی خطرناکه اینجا چیکار میکنی؟

ببینم خونتون کجاست پسر؟

... خب

ببخشید

خانوادت کجان ؟

هیچکی کار این تروریستای مسخره رو فراموش نمیکنه

میتونی وقتی بزرگ شدی ازشون انتقام بگیری

بیا بریم اینجا دیگه امن نیست

راسته که شینرا تو این حمله ها دست داشته؟

بله

اگه میخوای از کسی متنفر باشی بهتر اون من باشم

هی تو داری چیکار میکنی ؟

تو اینو انداختی؟

چرا ؟

تو داری گریه میکنی؟

پسرجون خونت کجاست؟

خب پسر جون بهتره با من بیای

نمیدونم کی پسرم برمیگرده خونه تا یکم تعمییرات کنه

حالا بهتر شد

منو ببخشید خانوم رووی

نمیدونم تو این همه شلوغی چطوری پدر مادرت دلشون اومد ولت کنن

... اونا

حالا نمیخواد بگی چی شده ولی اونا الان کجان ؟

اونا به منطقه ی هفتم رفتن

باشه تو تا هر وقتی که دوست داری میتونی پیش من بمونی

خدای من ، چقدر هوا گرمه

عجب دستمال خوشگلی داری

مثل اینکه اونو یه دختر برات درست کرده باشه نه ؟

در اصل نه

دنزل

بیا من اینا رو برا تو درست کردم

اما ببخش چندان قشنگ نیست اخه خودم با دستم درست کردم

ممنونم خانوم رووی

من این لباس ها رو از پارچه های قدیمی دوختم

اینم از همون پارچه برات درست کردم

من که چیز زیادی در این باره نمیدونم اما بهش میگن شهاب سنگ

میگن یه روزی به زمین برخورد میکنه

نمیدونم اون موقع تو قیامت باید بخندم یا گریه کنم؟

دنزل من که میخوام همینجا بمونم

حتی اگه زمین هم نابود بشه بازم میخوام تو همین خونه باشم

تو دوست داری چیکار کنی؟

اگه دوست داری بری یه جای دیگه بهت غذا هم میدم که بتونی بری

به هر حال تو خیلی کوچیکی شاید دوس داشته باشی هر طور بخوای زندگی کنی

........ من

من میتونم با شما بمونم ؟

خانوم رووی من میترسم

!دنزل برو تو اتاقت

دنزل

دنزل تو باید همینجا بمونی میفهمی چی میگم؟

خانوم رووی

نمیدونم چقدر هوشیار بودم

اما وقتی به حالت عادی برگشتم دیدم که تمام خونه خراب شده بود

خانوم رووی هم رو مبل دراز کشیده بود

وقتی رفتم صداش کردم بهم گفت خوشحاله که حالم خوبه

منم بهش گفتم میتونم دستتو بگیرم؟

بعدش دستمو گذاشتم تو دست خانوم رووی اما

دستش خیلی سرد بود

گفت پسرم دیگه بزرگ شدی نمیتونم زیاد دستتو نگه دارم

فکر میکنم خوشحال بود که من اونجا کنارشم

کمی بعد بهم گفت ببینم بیرون اوضاع چه جوریاست؟

من با نگرانی رفتم که بیرونو چک کنم

دیگه صبح شده بود

همه خونه ها هم خراب شده بودن

هی خانوم رووی ، خانوم رووی؟

!عه

بابا ....... نجاتم بده

مامان ....... نجاتم بده

اقای آرکام نجاتم بده

! هی بچه کوچولو

داری چیکار میکنی ؟ مگه از تلوزیون خبرا رو نشنیدی ؟

من ؟ نه هیچی ندیدم

لعنتی

نمیدونستم همش فکر میکردم که همه چی درست میشه از این بهانه ها دیگه خسته شدم

خب ؟ پس خانوادت کجان؟

خانوم رووی ... الان داخله

اسم اون مرد ، گاسکین بود

اون برای خانوم رووی یه قبر کند

همه ادمایی هم که تو کامیون بودن بهش کمک کردن

ما خانوم رووی رو با کتابا و لوازمش خاک کردیم

درست توی باغچه مورد علاقش دفنش کردیم

اما من که هیچوقت ندیدم از اونجا چیزی در بیاد

یعنی واقعا اونجا میوه و سبزی میکاشت؟

اغلب سالمندان اینجور کارا رو دوس دارن

نه بابا گل میکاشت

همیشه خونش پر از گل بود

ولی نمیدونم چرا گل مصنوعی

اون با این کارا دنبال یه چیز حقیقی بود

پسرش برای شینرا تو شهر میدگار کار میکرد و نمیتونست بیاد مادرشو ببینه

برا همین بود که این گلها رو بخاطر عشق به پسرش درست میکرد شاید بتونه دوباره ببینتش

اه منو ببخشید

از داستان اصلی دور شدم

اشکالی نداره

ریل اهن خراب شده مواظب جلو پاتون باشید

اما واقعا خوشانسیم که خط اصلی ریل هنوز سالمه

اگه همین راهو بگیریم به مقصد میرسیم

بنظرت میدگار الان خطرناک نیست؟

شاید

اما از اینجا که امن تره نه ؟

باید مراقب باشید

Final Fantasy VII: On the Way to a Smile - Episode Denzel subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Final Fantasy VII: On the Way to a Smile - Episode Denzel

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left