The first 31 lines.
*رویاهای بیمکس*
خیلی خب. فقط باید ترتیب بارگذاریم رو نهایی کنم و...
تشخیص نقص.
- سیستم خراب شده. - یه نقص؟ این اصلاً خوب نیست.
هیرو! هی!
میتونی... میتونی منو ببینی؟
منتظر بمون، فرد
مشکلات فنی.
!خیلی خب
...من توی سر بیمکسم! این دیگه چیه
این چیه؟
من الان این کارو کردم؟
- اوه، بیمکس، بیا یه عیب یابی کنیم. - آره!
به نظر میرسه فرد دچار یه نقص شده.
وایسا، من دچار نـ نـ نقص شدم؟
توصیه میکنم پروتکل اشکال زدایی سیستم منو نصب کنی
آره، همون چیزی که اون گفت.
- این چیزو از من بیار بیرون - نگران نباش. من هواتو دارم.
چی... اوه، وای، وای، وای، وای!
تقریباً... تمومه.
این از پای من بیرون اومد؟
!اوه خدای من
تو خیلی بامزه ای.
اسمتو میذارم گرترود.
اون عالی نیست؟
نه، اون یه نقصه.
بیمکس بی ادب
- من توصیه نمیکنم که... - بدو برو. برو.
- نقص رو فعال کنی. - فرد، داری چیکار میکنی؟
!دختر خودمی
اوه، هیرو؟
No comments yet. Be the first to leave one.