Imposters

Imposters

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Imposters S02E01 Fillion Bollar King 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 1 Imposters زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-27
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 188 lines.

قبلاً در "فریبکاران"...

مبارک باشه!

آوا، عزیزم؟

آره، من... فکر کنم ازمون دزدی شده.

اوم...

سلام، اِز.

حتماً خیلی گیج شدی.

دیگه هرگز منو نمی‌بینی.

با همسرت مشکل پیش اومده.

می‌تونم بیام تو؟ - شما کی هستید؟

منم شوهرشم، درست مثل شما.

ما با یه زن ازدواج کردیم، و اون هر دومونو چاپید!

این زنو می‌شناسی؟

اون زن منه.

عمراً.

اون بیرون از اینجاست،

احتمالاً داره سر یه نفر جدید کلاه می‌ذاره،

با قیافه‌ی یه دختر جدید.

شنبه، من یه مهمونی باربیکیو دارم.

حواسش پرت شده؟

شاید باید لنی کوهن رو بفرستم.

سلام، مَدی.

من لنی کوهن هستم.

راجع به پاتریک کمبل بهم بگو.

پاتریک توی اِف‌بی‌آیِ.

یعنی چی مثلاً؟

من دنبالش رفتم تا اون مقر لعنتی

و روش نوشته بود دفتر لعنتی تحقیقات فدرال.

همه‌مون تو یه قایقیم.

من یه نقشه دارم.

پاتریک رو می‌گیریم،

پول دکتر رو پرداخت می‌کنیم،

و اِف‌بی‌آی حتی نمی‌فهمه چی شد.

میشه لطفاً بهم بگی

اون حلقه‌ی مسخره‌وار گرون‌قیمت

که به اون زن دادی کجاست؟

من فهمیدم که مَدی

می‌خواست حلقه رو بگیره

و همه‌مون رو بدبخت کنه.

اوه خدای من. تو همه‌شونو گول زدی.

همیشه رو به جلو.

همه: هرگز رو به عقب.

باید مکس و مَدی رو پیدا کنی

قبل از اینکه پلیس فدرال پیداشون کنه.

اوه، بله، حتماً.

و اون سه تا فریبکارم همینطور.

همین الان.

بچه‌ها!

صبر کنید، کجا می‌رید؟ - چی؟

باید بریم باجه‌ی بلیط، رفیق.

من باید سریع برم دستشویی.

نه، نه، وقت نداریم.

وای!

اوه خدای من! - ببخشید، ببخشید.

خب، داریم کجا می‌ریم؟

خب، فکر کنم باید یه جایی پیدا کنیم

که بتونیم حلقه رو بفروشیم، درسته؟

هر دو: هیس!

این با "پادشاه بیلیون دلاری" هم‌قافیه‌ست.

حتماً باید بفروشیمش، سریع.

اما نه، مثلاً، تو یه جای عادی...

جای خرید و فروش، چون اِف‌بی‌آی--

اداره حتماً دنبالش می‌گرده.

احتمالاً فکر می‌کنن مَدی یا دکتر دارنش.

اوه، آره دیگه.

آره دیگه، چی؟

داداش، من کاملاً می‌تونم بفروشم

اون "پادشاه بیلیون دلاری" رو تو اسکاتس‌دیل.

یه نفر رو می‌شناسم. - کیو؟

آدم درستش، و رئیسش.

اونا، امم، حرفه‌ای هستن،

و عاشق اینن که با من کار کنن.

اوهوم، آره، این-- - آره رفیق، این اصلاً

بهم انگیزه نمیده. - بچه‌ها، بچه‌ها.

تا وقتی مطمئن نباشم، نمی‌گم از پسش برمیام.

حالا بریم اون بلیت اتوبوسای کوفتی رو بخریم.

سه شماره، بگید "اسکاتسدیل".

یک، دو، سه، اسکاتسدیل!

روش کار می‌کنم.

اتوبوس ۲۰۲ در حال پذیرش مسافر است...

باشه. بیا دیگه.

چی؟ نه، مارتا، تو که می‌دونی من کی‌ام.

ببین، مارتا--

مارتا، مارتا-- باشه.

می‌دونم، می‌دونم، ولی من-- نه، واقعاً راسته!

من هرگز-- مار، گوش کن،

در عمرم همچین کاری نمی‌کردم.

اوه، ببخشید، ببخشید.

اون بالا رو ببین، پتونیا.

از بوت‌هات خوشم میاد.

هه. چی؟

نه، با تو نبودم.

می‌دونم اسمت پتونیا نیست.

خب، من ۳۵ دلار دارم.

هی بهت میگم،

شکر تصفیه شده گرونه،

و برای سلامتیت بده.

من... ۲۵ دلار دارم.

آره، خب، گمونم چهار پوند بادوم هم

گرون بوده.

حتماً ارگانیک بودن.

شماها.

قانونمون چی میشه؟

"فقط کثافت‌ها رو سرکیسه کن."

اون یارو بهم گفت پتونیا.

هر دو: قطعاً یه کثافت بود.

ممنون.

از خودت بگو.

خب، اسم من مالیه،

و دنبال یه شروع تازه هستم.

حدس بزنم.

از یه عشق نافرجام فرار می‌کنی، درسته؟

تازه از یه زندگی مشترک اومدم بیرون.

دقیقاً نمی‌دونم چقدر غم‌انگیز.

من مستاجرای آروم دوست دارم.

بدون... دردسر.

هیچ‌وقت اهل دردسر نبودم.

فقط دنبال یه زندگی خوب و آرومم

تو یه شهر خوب و آروم

که هیچ‌کس منو نشناسه

و منم کسی رو نشناسم.

می‌دونی، یه ثبات واقعی،

یه صفحه سفید،

مثل همه.

یه زندگی عادی و شاد.

عالیه. ممنون.

اینم کلیدات.

ممنون.

مَدی جانسون.

حالا کی هستی؟

سایمونز!

چند بار باید بهت بگم؟

این دفتر برای ماموراییه که گند نزدن.

آره، خب، به نظر نمیاد تو هم شانس زیادی داشته باشی

برای پیدا کردن دکتر یا مَدی.

شماها دارید چیکار می‌کنید؟

هنوز دنبال اون حلقه می‌گردی، رفیق؟

پشت کوسن‌های مبل رو چک کن.

خانمم همیشه وسایلش رو اونجا گم و گور می‌کنه.

ممنون، منگرو.

واقعاً که الهام‌بخشی.

خب، برای شمایی که تازه واردید،

کلید ما برای پیدا کردن دکتر

سافرون کیز هستش، معروف به مَدی جانسون.

یه حلقه الماس ۱.۴ میلیون دلاری رو دزدید،

با کمک و همدستی یه نفر به اسم اِزرا بلوم...

اون یاروئه؟

اوه، بس کن، مسخره نکن.

لوک یه مدتیه که بدبیاری آورده،

ولی داره نهایت تلاششو می‌کنه.

تو گفتی "حرفه‌ای‌ها".

اون کوارتربک ذخیره من بود.

ما تو دبیرستان کلی اتفاقات جدی رو با هم پشت سر گذاشتیم.

تو دبیرستان.

هوی، فلوک!

اِوَنز! آره!

آره، ملکه رقص! بیا اینجا، داداش!

مرد من! - هووو!

خوشحالم می‌بینمت، مرد.

رفیق!

اوه، کوچیک شدی.

اوه، بیخیال! دارم خودمو رو فرم نگه می‌دارم.

خانما که شاکی نیستن.

آره، آره.

گمونم دوباره برگشتی تو بازار، ها؟

بعد از همه اون، اِ...

اتفاقات زشت.

آره.

می‌دونی، هیچ‌وقت از اون دختره عوضی خوشم نمیومد.

هر دو: بهش این‌جوری نگو.

هی، این‌جوری بهش نگو.

خانم "جی" انتظار یه مهمونی خرخون‌ها رو نداشت.

آره، می‌دونم. اونا--

خشک و سخت‌گیرن، ولی خوبن، رفیق.

اونا... مشاور-وکیلای منن.

کونسیلری.

چی؟

ما وکیل‌هاشیم.

آره، ما صحبت می‌کنیم

در مورد منافع آقای اوانز تو این قضیه.

اوه. وکیل، آره؟

کارت ویزیت یا چیزی داری؟

تو داری؟

اینا هم با تو همدستن؟

آره بابا، آره. همه چی ردیفه.

باشه.

بیاین تو، ولی یه اخطار بدم...

ما اینجا از اون چیزای سوسولی نداریم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left