The Witcher

The Witcher

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

The Witcher S04E05 The Joy of Cooking 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-playWEB
A Commentary by Overhaul
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼𝗯𝗼𝘅.𝘅𝘆𝘇 ● ســپـهــر 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2025-11-01
Downloads: 74
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.

گندش بزنن

چرا بیداری؟ - همین‌طوریش یه‌عالمه وقت از دست دادیم -

اگه بخوایم جلوی عروسی سیری و امهیر رو بگیریم باید از این رودخونه عبور کنیم

فعلا باید استراحت کنیم

به‌زور زنده از اونجا بیرون اومدیم

سر یاسکیر ... دیگه پات رو هم نگم

گذرگاه، اون‌طرفه می‌رم مسیر رو بررسی کنم

هوم. هوم

نمی‌دونم کی مداوام کرده، اما ازش ممنونم

ریجس می‌تونست بهتر انجامش بده - اون خیارشور هم بهتر انجامش می‌داد -

یه بار دیگه بهم بگی خیارشور تخم‌هات رو با آتش می‌سوزونم

یاسکیر، باید راه بیفتیم

مسیر ساده‌ای در پیش نداریم

سرعت‌مون رو نمی‌گیرم

آروم

مگه نمی‌بینی استراحت لازم داره؟ - تو دخالت نکن. به تو ربطی نداره -

من و تو خیلی بیش‌تر از اون چیزی که فکر می‌کنی وجه اشتراک داریم

... منم سیری رو حس می‌کنم

اسمش رو به زبون نیار

رویاهایی که بدیمن به‌نظر میان

سیریلا موقع رقصیدن با مرگ

دهانی پُر از کرم‌های درخشان

می‌تونی همین الان این رو بگیری و من رو بُکُشی اگه پشیمون شدی که بهم رحم کردی

مثل کاری که سیریلا یه بار کرد

یا می‌تونی به حرف گوش بدی

!خبر بد دارم

آب، کامل گذرگاه رو مسدود کرده

یا صبر می‌کنیم مسیر باز بشه

یا برمی‌گردیم توی دل همون ارتش‌هایی که از دست‌شون فرار کردیم

تازه، یاسکیر باید استراحت کنه

باید وقتی به سیری می‌رسیم از تمام قدرت‌مون استفاده کنیم

هوم

اچل تراگلتون

!بندازش - !اعدامش کن -

!زنده‌باد ردانیا

اریک اوکارنی - !اعدامش کن -

!دارش بزن

!اگه زیادی سنگینه، بدید خودم دارش بزنم

کارش تموم شد

نازاری - نه! نه، خواهش می‌کنم -

نه، خواهش می‌کنم. لطفا نکنید - !خائن رو اعدام کنید -

من ... اعتراف می‌کنم خواهش می‌کنم، قسم می‌خورم

می‌تونم اسامی‌شون رو بهتون بگم - دیگه دیره -

اما ... در مورد جادوگرها ... اطلاعات دارم

!اعدامش کنید

فرمانده وسکوین

ایوا، انتظار نداشتم اینجا ببینمت

!اعدامش کن

!زود باش - !پرتش کن پایین دیگه -

!دارش بزن - چطوره ازش اطلاعات بگیریم؟ -

!بهش رحم نکن

... بعدش ... بعدش یه عوضی آتشی اومد

فکر کنم اسمش رینس بود

داشت ... داشت دنبال یه ویچر می‌گشت

عه ... گرالت

... خب گرالت و ... یه پیرمردی

... جوریس ... کادرو ... فنو ... نمی‌دونم چی‌چی

خب، توی دورین با هم ملاقات داشتن

فقط می‌دونم که رینس از روی ترس کُشت‌شون

گربه‌شون رو نجات داد ... براتون اهمیتی داره؟

نداره، اما ادامه بده

خب، رینس از من کمک گرفت تا این دختره رو گیر بندازه

که ... خیلی کار آسونی نبود

چون دختره تحت حفاظت یه دروئید و یه گرگینه بود

اما بااین‌حال موفق شدم

هر دوشون الان مُرده‌ان

من یه چیزی می‌دونم

سرورم

بیش‌تر در مورد این دختر برام بگو - ... عه -

موهای خاکستری

عه ... چشم‌های سبز

اسمش رو یادت نمیاد؟ - ... اوه، نه، نه. اون -

خیلی حالش خوش نبود زیاد حرف نمی‌زد

عه ... اینجا گرم‌تر نشده؟

به‌نظر سیریلا میاد

اما می‌دونم که اون موقع، توی تاند بوده

چه بلایی سرش اومد؟

تحویل یه جادوگر دادیمش خیلی مرد ترسناکی بود

اسمش رو یادم نیست

... یه چیزی تو مایه‌های ویلگ‍ـ

!ویلگفارتز

ویلگفورتز؟ - !آره -

اه! چی شد؟

طلسم جدایی ویلگفورتز

اسمش محرک این اتفاق بود

فکر می‌کنی چه معنایی داره؟

می‌خواد ردش رو بپوشونه

یعنی ویلگفورتز، یه تقلبیش رو به امهیر داده

!پیست

... ویکسوین شنیده که شاهدخت

امهیر تقلبیه

چی؟

مطمئنی؟ - اوهوم. -

هوم. ممنون

می‌تونیم بهش اعتماد کنیم؟ - فعلا -

در حال حاضر، من بیش‌تر نگران دهن گشاد فرمانده ردنیایی هستم

اگه بازم توی تخت خواب حرف بزنه کل مردم قاره از حقیقت باخبر می‌شن

خودم ترتیبش رو می‌دم - خوبه -

همین کار رو بکن - هوم -

... نقشه‌ات برای برکناری امپراتور

... احیانا وابسته به مخفی موندن این راز که نداره

داره؟

اگه بخوایم سوپ درست کنیم چیزهای دیگه هم لازم داریم

می‌تونیم مواد لازم رو توی جنگل پیدا کنیم - من می‌رم نمک بیارم -

کسی دستورپخت قدیمی خانوادگی‌ای نداره بخواد با بقیه به اشتراک بذاره؟

مامان‌بزرگ من قبلا بهترین سبزیجات ماهاکام رو توی سوپش می‌ریخت

ماهاکام؟ آره، حتما

... از اون بز کوهی کبابی که بروور درست کرد

به هیچ‌کس چیزی نرسید

اوه، بروور بیش‌تر از چیزی که فکرش رو می‌کنی برای قبیله زحمت کشیده

کجا می‌ری؟ - دنبال یه گذرگاه دیگه بگردم -

طبیعت، تسلیم یک‌دندگی تو نمی‌شه

مگه نه یاسکیر؟

آره

باید بمونیم گرالت حداقل یکی دو ساعت دیگه

به هر دومون یه‌خرده وقت برای بهبودی بده

زولتان

این بروور که گفتی، کیه؟

ریش‌سفید ماهاکام

از شرش خلاص شدیم

من دیگه برنمی‌گردم

برای چی؟ - چون نمی‌تونه برگرده -

تو نمی‌دونی چه اتفاقی افتاده - یادت رفته؟ من اونجا بودم -

آره. نمی‌دونم چه فکری می‌کنی !اما همه‌ش چرت‌وپرت محضه

دوستان، خواهش می‌کنم

داستان، اشتهای آدم رو باز می‌کنه

و مطمئنم گرالت هم بی‌صبرانه منتظره تا این داستان رو بشنوه

شما اونجا بودید، اما ما نه

بگید چه اتفاقی افتاد

... توی ماهاکام

هر کاری که می‌کردیم، برای قبیله بود

و آهنگری زولتان، گل سرسبد پادشاهی بود

اسلحه‌هایی که ساخته بود رو به بروور می‌رسوندم

اونم می‌فرستادشون به خط مقدم کوتوله‌ها

... این زولتان پیر خرفت که می‌بینید

یه محموله بزرگ برای انسان‌ها کنار گذاشته بود

... در حقیقت

داشتم می‌اومدم که باهات رودررو بشم که دیدمش

بروور بهم گفت تو آهنگریت رو نابود کردی ... که هیچ‌کس خبردار نشه

به انسان‌ها هم سلاح می‌رسوندی

برای سود خودت، با هر دو طرف کار می‌کردی

!وقتی مردم قبیله‌ی ما داشتن توی میدان نبرد می‌مُردن - !چرند نگو -

!تو نمی‌دونی اون روز چه اتفاقی افتاد

پس برامون بگو

من کل عمرم رو وقف خدمت به قبیله‌مون کردم

تا اینکه فهمیدم بروور داشته سلاح‌هام رو به انسان‌ها می‌داده

اونا هم داشتن کوتوله‌ها رو می‌کُشتن

... نمی‌خواستم هم‌نوع‌هام رو بفروشم

برای همین بهش گفتم هیچ‌وقت چیزی که مال ماست رو صاحب نمی‌شه

مطمئنم نمی‌دونستی بروور اومد سراغم

قشنگ معلوم بود عذاب‌وجدان داره

تو رو سرزنش می‌کرد، من رو سرزنش می‌کرد

!همه رو مقصر می‌دونست، به‌جز خودش

آتش‌سوزی رو اون راه انداخت ... به این امید که من رو از بین ببره

همین‌طور رازهاش رو

آهنگری منفجر شد من زیر آوار گیر کردم

چند ساعت طول کشید تا بتونم بیام بیرون ... و توی اون چند ساعت

بروور این دروغ رو بین مردم پخش کرد که من به ماهاکام خیانت کردم

اون به هر دومون دروغ گفت

و تو، حرف اون رو به‌جای من باور کردی

!من همه‌چیز رو از دست دادم

خونه‌ام رو

آهنگریم رو

دوست‌هام رو

ای‌کاش می‌دونستم

... متاسفم

دوستِ من

!ریدی با این دوستی

بهترین ده تالری بوده که تا حالا دادم - فکر نمی‌کنم پرنده موافق باشه -

آها

!ولم کن! ولم کن

!نه

می‌تونه هرجا می‌خواد بره درست مثل همه‌مون

ریدم توی این خانواده

خیلی اون‌طوری که فکر می‌کردم پیش نرفت

ببینید برای درست کردن سوپ، چی پیدا کردم

این دیگه چه کوفتیه؟ - اسمِ انسانی نداره -

یه تجه‌ست

که توی خاکِ تمام جاده‌هایی که تا حالا توش سفر کردید، پیدا می‌شه

خب، الان به‌نظرت بهتر نیست این رو نخوریم؟

توی بروکیلون یاد گرفتم باهاش آشپزی کنم

داره دیروقت می‌شه باید گذرگاه رو بررسی کنیم

هوم. میلوا؟

تا حالا چیزی در مورد بروکیلون نگفته بودی

یا اینکه چطور سر از اونجا در آوردی

می‌خوای باهامون در میون بذاری؟ - نه -

پدرخوانده‌ام یه کاری کرد خوب ترس رو بشناسم

... در ازاش

منم یه کاری کردم اون، خوب رنج رو بشناسه

خشم، کل وجودم رو گرفت

اما ارزشش رو داشت

هر کاری لازم بود کردم تا تنهایی بتونم زنده بمونم

خیلی زود، متوجه شدم می‌تونم همین کار رو برای کسایی که مثل منن، انجام بدم

نگراشا

بعدش دریادها بهم پناه دادن

توی بروکیلون، کنارشون زندگی کردم

... با همراهی کردن اسکویاتل به بیرون و داخل جنگل

کمک کردم از دست انسان‌ها در امان باشن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left