The first 200 lines.
ترجمه ی حاضر مربوط به نسخه ی تلویزیونی 312 دقیقه ای می باشد © Friday, November 27, 2015
«فانی و الکساندر»
«پیش درامد»
"فقط برای سرگرمی نیست"
"فانی"
مادر
"سیری"
"مای"
مادر بزرگ
من پادشاه 17 سرزمینم
به فرمان من توجه کنید
"الکساندر"
اوضاع چطوره؟
دوست داری قبل شام ورق بازی کنی؟
«پرده اول»
خانواده ی "اِکدال" کریسمس را جشن می گیرند
هر سال بیشتر طول میکشه
یوسفِ شایسته، نترس
فرشته ات همیشه به تو نزدیک است
با شتاب آمده ام تا برایت سخنی آورم
از طرف خالق ات و پروردگارت
مریم و کودک اکنون بیدارند
و به سرعت به جای امنی بُرده می شوند
هیرودیس با دست قاتل اش
هر فرزند پسری را در این سرزمین تهدید می کند
همه ی اینها را به خاطر سپرده ام
و مطابق آنچه تو پیشگویی می کنی عمل خواهم کرد
ستایش شایسته ی خداست بر فراز اورنگش
کسی که اینگونه از تنها پسرم محافظت می کند
بدینسان ای مردم خوب نمایش ما پایان می یابد
تماماً به خوبی در این روز مقدس به پایان می رسد
پسر خدا که از شمشیر در امان است
نجات دهنده ی ماست مسیح خداوند
می دانیم که با رحمت مهربانانه اش
از هر زنی، مردی و کودکی محافظت می کند
هرچند دور از بیت لحم سرگردانیم
آن ستاره در شرق ما را به خانه هدایت می کند
باشد که هر نوری با خوشحالی
پرتو خود را شفاف و روشن بیفشاند
زمان خوشی سرور آمیز کریسمس
ما برای همه، هم دور و هم نزدیک دعا می کنیم
نگذار هیچ کس به تاریکی سقوط کند
کریسمس همگی مبارک
به طور سنتی اکدال ها برای کارکنان تئاتر پایین روی صحنه مهمونی میدن
مهمونا اون چیزی هستن که شما اونُ یک گروه نسبتاً گوناگون خواهید نامید
کاملاً متفاوت از اونچیزی که ما اینجا در رستوران تئاتر باهاش آشنا هستیم
،با اینحال، نمی خوام هیچ نگاه خود خواهانه
خودبینانه یا ابروهای بالا رفته ای رو ببینم
می خوام سخاوت، گرمی و مهربونی رو ببینم روشنه؟
بله قربان - این رفتار درسته -
"آلما" و "پترا" سبد کریسمس رو بیارید
من جام "پانچ" رو میارم
آماده ایم؟ - بله قربان -
!قدم رو
"بیا بریم "کارلچن
نباید مثل پارسال دیر برسیم خونه ی مادرت
پاشو بریم
عجله کن
کریسمس مبارک
"کریسمس مبارک "اسکار
همگی از خودتون پذیرایی کنید
بیاید جلو بیاید جلو، خجالت نکشید
وقتی به "اسماعیل" شامش رو دادی
چراغهای مغازه رو خاموش کن و در رو قفل کن
من کلید دارم
"شب بخیر "آرون
"شب بخیر عمو "ایزاک
این چهل و سومین کریسمسیه که داریم با هم جشن می گیریم
"عزیزم "ایستر شدنیه؟
بله، چهل و سومین
خب، خب کی فکرش رو می کرد؟
بله، عجیبه
ایستر عزیز
عصر بخیر خانم اکدال
عصر بخیر دخترا
آلیدا" می تونی بری پیش بقیه دخترا" - ممنون خانم اکدال -
چرا اینقدر عبوسی؟ - عبوس نیستم -
دارم می بینم که هستی
تو همیشه شب کریسمس عبوسی
نمی دونم منظورتون چیه - شنیدی چی گفتم. عبوسی -
عجوزه ی پیر
دوستان عزیزم
به مدت 22 سال
در سِمت مدیر تئاتر
اینجا ایستاده ام و سخنرانی کرده ام
بدون اینکه واقعاً هیچ استعدادی
برای این نوع چیزها داشته باشم
خصوصاً اگر شما پدرم رو به خاطر بیارید
که در سخنرانی برجسته بود
تنها استعداد من اگه بشه اونو درمورد من استعداد نامید
اینه که من عاشق این دنیای کوچیکِ
درون دیوارهای قطور این تئاترم
و به آدمهایی که در این دنیای کوچیک کار می کنن علاقمندم
بیرون دنیای بزرگه
و گاهی دنیای کوچیک موفق میشه
که دنیای بزرگ رو انعکاس بده
بطوریکه اونو بهتر بفهمیم
یا شاید ما به آدمهایی که به اینجا میان
شانسی میدیم تا برای مدتی
برای چند لحظه ی کوتاه
برای چند لحظه ی کوتاه
دنیای خشن بیرون رو فراموش کنن
تئاتر ما
یه اتاق کوچیک
از نظم، روال، مراقبت
و عشقه
نمی دونم چرا احساس می کنم امشب
به طور مضحکی رسمی شدم
نمی تونم توضیح بدم چه احساسی دارم بنابراین بهترین کار اینه که کوتاه بگم
همسرم و من
و بقیه ی خانواده اکدال
برادرم کارل فکر می کنم کارل اینجاست
برای همه شما کریسمسی همراه با خوشی و شادمانی آرزو می کنیم
امیدوارم دوباره در عید "سنت استفان" همدیگرو ببینیم با جسم و روحی نیرومند
کریسمس مبارک
ایزاک
کریسمس مبارک
نمی دونم اونا همگی کجان
باید خیلی وقت پیش اینجا می بودن
فکر می کنم اسکار داره یه سخنرانی طولانی و خسته کننده رو انجام میده
فکر می کنم صداشونو تو خیابون شنیدم
ایستر، پالتوی خزمُ بیار
خانواده م دارن میان
کریسمس مبارک
کریسمس مبارک مادربزرگ
کریسمس مبارک عمه
مامان خیلی خوشگل شدی
این چیه عزیزم؟
عمه "اِما" چقدر خوبه که میبینمتون
عمه اما، چقدر خوبه خوش اومدین
ساعت چنده؟
تنها سوال اینه که کارل و "لیدیا" کجان؟
شاید زمان رو اشتباه کردن
شام کریسمس همیشه ساعت چهار و نیمه
الکساندر برو پایین و زنگ عمو کارل رو بزن
کارلچن لطفا عجله کن - !خفه شو -
خیلی دیر کردیم - !خفه شو -
هر سال دیر میرسیم
دارم برای خودت این کار رو می کنم - [دیگه بسه کارلچنِ من [به آلمانی -
مامان - خب، کارل -
کریسمس مبارک عمه
خب، بالاخره میتونیم شام بخوریم
Helan går اثر Now For The First آهنگ] از معروفترین آهنگهای سنتی سوئد که توسط بسیاری به [اشتباه به عنوان سرود ملی این کشور شناخته می شود
:اکنون برای اولین بار می خونیم "hop faderallan lallan lay"
و کسانی که اولی رو نخونن همچنین شماره دو رو هم رها خواهند کرد
اکنون برای اولین بار
:می خونیم "hop faderallan lallan lay"
به سلامتی، ایزاک و دوشیزه آلیدا
سوزش معده وحشتناکی دارم باید قرص بخورم
آقای "یاکوبی"، چقدر وحشتناکه
اکدال ها آخرش منو می کشند
بعد از کریسمس گذشته سه هفته با درد کلیه توی تخت بودم
چی میگی؟ - بدتر از زایمانه -
خانم آلیدا بچه دارن؟
وای خدا نه چرا می پرسید؟
به یه خانه دار احتیاج دارم خانم آلیدا
متشکرم آقا اما دوست دارم اینجا پیش خانواده اکدال بمونم
بذار بعد از سال نو در موردش صحبت کنیم
خب، صحبت کردن در این مورد ضرری نداره
پس بذار برات بگم "برادرم "گوستاو آدولف اکدال
انسان برجسته ایه
بعد سینه ها رو برشته می کنین اما مقدار زیادی کره تو ماهی تابه استفاده می کنین
و همزمان مقداری گوشت خوک درجه یکم سرخ می کنین
بعد گوشت چرخ کرده رو بالای سینه
و گوشت خوکم بالای اون میذارین
در آخر، سس شراب شیرینُ با قارچ روی همه می ریزین
هی کوتوله های کریسمس بیاید گیلاسهامون رو بالا ببریم و شاد باشیم
زمان ما روی زمین کوتاهه و پر از رنج و غمه
هی کوتوله های کریسمس بیاید گیلاسهامون رو بالا ببریم و شاد باشیم
اشتها ندارید خانم ایستر؟
"خانم "وگا شما خودتونم هیچ چیزی نمی خورید
باید بگم، آسون نیست
نه، آسون نیست درست میگین
ناشایسته که همه ی ما اینجوری با هم نشستیم
باهاتون موافقم ناشایسته
با هم نشستن تو آشپزخونه
...تصمیم ارباب پیر بود
شاید اینجوری بوده باشه با اینحال بازم خجالت آوره
بله، همینطوره. خجالت آوره
خب، فانی اوقات خوشی داریم، اینطور نیست؟
فکر می کنم شام زیادی داره طول می کشه
،البته تو این فکری که چی قراره برای کریسمس بگیری؟
شما نیستی عمو "گاستن"؟
کاملاً حق با توئه عزیزم
کاملاً کنجکاوم بدونم امشب چی به ارمغان میاره
"فِرا فون باهلن"
شوهر عزیزم ازم درخواست کرده یه چیزی بعد از شام بخونم
من گفتم نمی تونم اما اون خیلی مُصره
اون میگه خوندن من اونُ یاد
روزای جوونی شما تو مونیخ میندازه
شوهرم خیلی احساساتیه فرا فون باهلن
گاهی اوقات اون مثل یه بچه ست
پدر شما انسان بزرگیه
فکر می کنی دارم طعنه می زنم؟
من هیچ وقت موقعی که حالم خوبه طعنه نمی زنم
"پس وقتی میگم باور کن "پترا
اونوقت هویج، جوونه ها، کلم قرمز و گل کلم رو اضافه می کنید
و بعدش کنیاک رو روی همه می ریزین
باید اونو تو شب دوازدهم امتحان کنیم البته اگه هنوز زنده باشیم
دوستان عزیز مایلم سخنرانی ای کنم
No comments yet. Be the first to leave one.