The first 200 lines.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
حس میکنم داری نادیدم میگیری.
- نادیدت نمیگیرم! - مواظب لحنت باش، جری.
یادت نره داری با کی حرف میزنی.
هر وقت من زنگ میزنم، جواب بده، باشه؟
چیزای زیادی رو این وسط گذاشتم. چرا تأخیر افتاده؟
نه نه نه، همه چی رو مسیره، دیمک.
باشه؟ تقریباً آمادست.
خوبه، چون من لعنتی پشتت رو گرفتم.
پنجاه هزار تا، جری. بهش بگو پیشپرداخت.
باقیش رو موقع تحویل میگیری. هیچ گندی نزنی، ها؟
رییسهای من آدمای خیلی قدرتمندی هستن.
همیشه هر چی رو بخوان به دست مییارن.
و اگه به دست نیارن، میدزدنش.
به علاوه سودش.
و تو توی این ماجرا سودش هستی، جری. گرفتی؟
واسه این نباش که برگردم اینجا
و یه گلوله بفرستم توی کلهی لعنتیات.
لعنتی!
لعنتی، لعنتی، لعنتی!
سلام، میا. اوم،
اگه داری اینو میبینی، پس،
اوضاع اونجوری که من برنامهریزی کرده بودم پیش نرفته.
هی. راضی شدی؟
آی جان. خیلی وقت گرفتی.
ببین، من یه اشتباه کردم، باشه؟
دیمک اومده بود دفتر.
نه، هیچ چیزی از من و تو نمیدونه.
اما اگه اون چیزی رو که بهش قول دادم نرسونم،
من یه مُردهی لعنتیام.
پول بیشتری میخوای؟ قضیه همینه؟
نه، فقط دیگه نمیخوام وسط این قضایا باشم.
باشه؟ من گند زدم.
هیچوقت نباید بهت قولش میدادم
وقتی که با اون معامله کرده بودم.
نگران نباش. به دیمک نمیگم.
باشه، من محو میشم.
دیگه هیچوقت منو نمیبینی.
فقط بهم بگو کجاست
تا مشکل نداشته باشیم، ها؟
میدونی چیه؟ میرم پیش پلیس.
یعنی اگه مجبور باشم. اگه کسی بخواد بهم صدمه بزنه.
کار خیلی احمقانهای میشه، جری.
پاسپورت کجاست؟
نساختمش.
و نمیخوام هم بسازمش.
اما اون تهدیدم کرد،
و نمیتونم به هر دوتون بدمش.
باشه.
- واقعاً؟ - آره، باشه.
آدم خوبی هستی، جری.
مطمئنم کار درست رو انجام میدی.
چقدر عصبی.
بیا یه نوشیدنی بخوریم، جری.
آره؟
راستشو بهت بگم؟
میبینی، من یه ذره هم به پاسپورت اهمیت نمیدم.
اوم...
فقط میخوام شوهرم ببازه.
و هر کاری که لازم باشه انجام میدم تا مطمئن بشم این اتفاق میافته.
اما من چی؟ بعدش من چی؟
تو؟
تو فقط یه خسارت جانبی هستی، جری.
میبینی، همه چیز به اعتماد برمیگرده.
حالت خوب نیست، جری.
هوای تازه میخوای؟
خسارت جانبی، جری. حالت خوب نیست.
- هوای تازه؟ - آره.
بیا، بیا.
هی!
آفرین.
بیا، بیا اون پنجره رو باز کنیم.
آره؟
آفرین، جری.
نفس بکش. آفرین.
کسی تاویتا رو میبینه؟
از شبکه خارج شده. گوشیهای یکبار مصرف رو نمیشه ردیابی کرد.
اسپایدر، ما چطور میخوایم پیداش کنیم؟
اگه اون مواد رو گم کنیم، کارتل مارو میکشه.
عزیزم، عزیزم، بیا. زیادی عصبی.
آره. مستقیم میره توی گردنم.
باید ریلکس کنی.
- آره؟ - آره آره آره.
همینه. همینه.
مکس!
مامان، کجایی؟ دیلان دیوونه شده.
باباش از خونهی بازدید برنگشته.
به حرفم گوش کن، عزیزم. باید بری مدرسه.
تو جمع باش. دیلان با توئه؟
آره. چرا؟
میدونم کجاست.
چطور میدونی؟
تاویتا ریکی رو گرفته، و گوشی ریکی نشون میده دقیقاً اینجاست.
پسرش همین الان ردیابیش کرده.
میخواد پرواز کنه. فرار کنه.
چرا ما اینجا وایسادیم و کاری نمیکنیم؟
حرکت کنید لعنتی!
عزیزم، اگه برات اتفاقی بیفته چی؟
این بازی تو نیست، عشقم. بمون همینجا، باشه؟
قول میدم مواظب خودم باشم.
هی پسرا. بیایید، حرکت کنید!
کجاست؟
همین الان به هواپیما نیاز دارم!
داره دور فرودگاه میچرخه.
خب میخوای توسط کارتل لعنتی کشته شی؟
چرخ دندهها باز نمیشن.
پس از اون یکی استفاده کن!
نه بابا. چرخا نمیخوره.
داریم وقت تلف میکنیم، باشه؟
باید اون مواد رو جابجا کنیم قبل از اینکه بفهمن رفته.
تو، برو نگهبانی بده.
- قراره کجا بره؟ - بیرون، باشه؟
برو یه درختی بالا برو یا یه کاری کن.
یه مشت آدم الکی!
بهش بگو پنهون بمونه.
اگه کوچیکترین نشونی از دیمک یا کارتل بود،
باید خبردار بشم.
اون هواپیما رو زمین کن.
ببخشید. اوم، دنبال اسکار کلارک میگردم.
- آره. - عالیه.
ممنون، کارلا.
خب.
من وکیل تعیین شده از طرف دادگاهم. جینا دیویس هستم.
اسمت جینا دیویسـه؟
بله، با ی. جـیـنـا.
گوش کن، کارآگاه موریسون،
موکل من به خون گیری رضایت نداده.
- چرا داده. - آره دادم.
خوبه.
خیلی خب.
باشه، من اینجا میمونم.
فقط، فقط اینارو میخونم.
وقتی جواب خون ها اومد،
انتظار دارم با نمونهای که از هتل جمع آوری کردیم
مطابقت داشته باشه
روزی که جرمی بنت مرد.
به مادرم قسم میخورم.
این تو نیوزلند معنی نداره.
گوش کن، میدونم واسه کارتل کار میکنی.
میدونم به خاطر پول آدم میکشی.
و میدونم که نمیخوای با من حرف بزنی.
اما اگه یه چیزی بهم بدی، یه اسم، هر چی،
میتونم سعی کنم بهت کمک کنم.
میتونم جلوی اومدنشون رو بگیرم.
من جری بنت رو نکشتم، باشه؟
فیلیپه گونزالس چطور؟
نه نه، من هیچکی رو نکشتم. باشه؟ من آدمکش نیستم.
این مرد رو میشناسی؟
اوم...
لازم نیست از دارن مکنیل محافظت کنی.
یه مجرم حرفهای هست. قضیه جدیه، اسکار.
من دوربین مداربسته و یه شاهد دارم
که تو رو شب دزدی پاسپورت
تو خونه خوزه روبرتس نشون میده.
باید شروع کنی به حرف زدن. آدم مُرده.
ببخشید.
چه خبره؟
دو جسد تو یه خونه بازدید با گلوله سوراخ سوراخ شدن.
به نظر میرسه یه کارگاه بستهبندی کوکائین بوده.
- لعنتی. - دیشب یه محموله
که برای بازرسی علامت زده شده بود گم شده.
و حالا بقایای کوکائین
تو فرهای خونهی بازدید پیدا شده.
داره تبخیر میشه.
- کوکائین کارتل؟ - آره، حتماً.
حتماً عملیات کینگاستریت بوده.
دارن سعی میکنن مشاور املاک رو پیدا کنن،
ولی جواب نمیده.
- کی رو تو اتاق داری؟ - کت اسکار کلارکه.
حرف میزنه؟
هنوز نه، ولی داره از کسی محافظت میکنه.
ما مجوز تفتیش زمین گلف مکنیل رو گرفتیم.
ببین آدمت چی از بنادر میدونه.
گرفتم.
میدونم، متاسفم،
ولی توزیع به خطر افتاده.
نه نه نه نه نه. من جنس رو همراه دارم،
پس دو ساعت دیگه شخصاً بهت تحویل میدم.
عالی. بعدش همه چی تموم شد؟
پارکینگ موریوای. آره، گرفتم.
باشه.
این دیگه باید کار کنه.
نمیدونستم ساسکیا جری رو میشناسه.
نه، نمیشناخت. تو این بازی نیست.
چرا هست.
روزی که جری مُرد اون تو هتل بود.
اسکار اونجا بود
و منشیش باهم دیدهشون.
صبر کن.
داری به من میگی
ساسکیا جری رو میشناخته؟
چه جوری لعنتی او...
خدای من.
خدای من.
باشه، اول با تاویتا کار دارم.
بعدش با اون.
نمیتونی بری اونجا و به همه شلیک کنی.
No comments yet. Be the first to leave one.