The first 200 lines.
هشدار .این فیلم دارای صحنهها و ادبیاتی است که برای همه مناسب نیست
مصطفی «M.osϮaƒa.M»
.کریستین" تازه از لاسوگاس برگشته"
.آره، فقط واسه تعطیلات آخر هفته رفته بود .یه سفر شخصی بود
.اون همهرو میشناسه - .ایول -
".میشناسه" آخه اینروزا دیگه کیو میشه شناخت؟
.فقط واسه خوشگذرونی رفته بودم لاسوگاس
خب، توی لاسوگاس، کجا اقامت داشتید؟
.من «چهارفصل» ـه «ماندالی» رو دوست داشتم
...باند فرودش رو دوست دارم
اینجوری میتونستم هواپیماهایی که .توی «مککارن» میشینن رو ببینم
.باعث افتخاره که بلاخره تونستم ببینمت
باعث افتخارمه که بلاخره میتونم .شخصا ببینمت
.منم همینطور
.قابل نداره
...و، من
من میخواستم ازت بخاطر اینکه .اون نقش رو بهم دادی، تشکر کنم
.من بهت نقشی ندادم
.دوستدخترت و کارگردان، دادن
میدونم، اما من شنیدم که .اولین انتخاب "جرالد" واسه نقش، نبودم
.رایان"، بیخیال" .این حرفو نزن
.نه، حق با اونه .اولین انتخاب نبودی
،اما من رفتم سراغش و بهش گفتم که ...من خرج فیلمو میدم
پس اگه دوستپسرِ دستیارم ...بازی نکنه
منم خودمو میکِشم بیرون؛ و همون موقع بود که .ترس برش داشت
ترس؟ ترس برش داشت؟
منظورم اینه که، این یه فیلمِ ترسناکه ."با بودجهی خیلی کم، "کریستین
فکر نکنم که کسی از تهدیدای تو .بترسه
یعنی میگم که، اونا یهجوری بلاخره ...پولو جور میکنن
اما تو راحت پولو بهشون دادی، درسته؟
،خب، باید اعتراف کنم که .من یکم ترسیدم
از اینکه واقعا من دارم واسه .همچین چیزی پول میدم
من از هردوتون شنیدم که گفتید .اون واسه نقش، فردِ مناسبیه
،آره، به صورت غیر مستقیم ...من با گرفتن نقشت مرتبطم
اما اگه بهخاطر تو نبود که توی انتخاب بازیگر ...کمکم کنی
...و منو قانع کنی که ای یارو
...میدونی که، واسه نقش مناسبه
اونوقت آره احتمالا .نقش رو نمیگرفتی
.و ما بهخاطر لطفت، ممنونیم
.فکر کنم که هممون تصمیم درستی گرفتیم
...میدونی، توی این یهسالی که باهام کار کرده
.اصلا نگفته بود که دوستپسری هم داره
!چرا دروغ میگی !گفته بودم که
.فقط تو هیچوقت توجه نمیکردی
جدی؟
.شماها باهم دیگه، خیلی خوشحالید
.آره، هستیم .واقعا خوشحالیم
.آره، همینطوره
و شماها چطور؟
چهمدته که باهمید؟
.بهت که گفتم عزیزم، یه ساله .مثل خودمون
.آره
گرچه من دوست دارم همهچی آروم .پیش بره
.یعنی، دوستش دارم
.خدا، اون خیلی خوشگله
،اما اینکه یکم رابطه پیچیده بشه .خیلی بیشتر خوش میگذره
پیچیده؟
کریستین" چیکار داری میکنی؟" با این حرفا به کجا میخوای برسی؟
.فقط میخوام شفافسازی کنم، عزیزم
چیو میخوای شفافسازی کنی؟
اون برنامه که مال گوشیِ رو میشناسی، «اِ-مور»؟
!مثل یه دوستدختر-یابه
!آره...یعنی نه
کارش چیه؟
.همچیو...ساده میکنه
.قرار ملاقاتها رو...سر وقت بودن رو
.همهچیو راحت میکنه
،میدونی، یه کلیپ دریافت میکنی ...که نشون میده مَردم واقعا
همون کسایی هستن که توی حسابِکاربریشون .گفتن، یا نه
...قرار ملاقات واسه
یعنی چی؟
.یعنی همون قرار دیگه
.خیلیخب ...قرار برای
.خوشگذرونی
،میدونی دیگه، دخترا، زوجها .هرچی که بشه، پسر
زوجها. جدی؟
.آره، زوجها. جدی
...فکر کنم فقط ...خب، نمیدونم؛ من
من بیشتر یه آدمِ .سنتیام
،واسه همینه که تو با "جینا"یی ."و من با "تارا
و تو حسودیت نمیشه؟
!حسودی؟
آره. اینکه ببینی پای بقیه هم .بیاد وسط. مثلا پای یه پسر دیگه
.خب، اکثرا دخترن ...پس نه، وقتی که ببینم دوستدخترم
،داره با یه دخترِ دیگه ور میره .حسودیم نمیشه
...این پسره این پسره، راس راسیه؟
تو واقعا وجود داری؟ داره جدی حرف میزنه؟
.نه، نه پسر ...یعنی
...ببین. تو مَردی، من
من فقط داشتم سعی میکردم .که باهات گپ بزنم
،ببین پسر، همهچی اعتماده درسته؟
من به دوستدخترم اعتماد دارم؛ .اونم به من اعتماد داره
،شاید اگه این اعتماده وجود نداشته باشه .دیگه نتونم از پسش بر بیام
،اما تا وقتی که وجود داره .ما هم با هم خوشیم
!کریستین" من اینجا نشستما"
منظورت چیه که نتونی از پسش بر بیای؟
نتونی از پسِ چی بر بیای؟
،همین که میدونم تو منو دوست داری .باعث میشه که بهت اعتماد داشته باشم
،باعث میشه رابطهای که بینمون وجود داره .قویتر بشه
ببخشید. "کریستین" دوست داره که .بقیهرو شکّه کنه
.خودمم فهمیدم
.یا حداقل سعیش رو میکنه
این موضوع هیچ ربطی به شکّه کردن .بقیه نداره
دیگه از این چرندیات مربوط به ...نزاکت و رسوم قرون عهد قاجار
.خسته شدم
.تو حدود یه ساله که با منی
.این چیزا خیلی رو مخه
مثل این میمونه که یکشنبه شب که با ...خونوادت داری غذا میخوری
... همه شروع میکنن به دروغ گفتن و - .کریستین" من میخوام برم" -
میشه صورتحسابِ کوفتی رو بگیری؟ - .گفتم که بیارن -
.میاد .حالا دیگه بیاد بیارتش
جدی؟ چقدر طول میکشه؟
.زود میاد .غصه نخور
"راستی، "کریستین ...قبل اینکه یادم بره
من واسه ماهِ بعد همهی اتاقا رو .رزرو کردم
مطمئنی که نمیخوای بیای؟
آره، هیچ راهی نداره که این ...همهراه بیام «نیو مکزیکو» تا
مُردن و شکنجه شدن یه مشت ...بچه که زندانی شدن رو
.توسط یه روح عصبانی رو ببینم
درضمن، من خودمم سرم با فیلم .ساختنم، شلوغه
منظورت چیه که با فیلم ساختن خودت؟
!فیلم ساختن با این، عتیقه
اصلا چرا رفتیم اون شام کوفتی رو بخوریم؟
.چون "جینا" اصرار کرد
علاوهبراون، خیلی دلم میخواست که ببینم .دوستپسر جدیدش چهشکلیه
.چه آدم خری بود .جینا" دختره باهوشیه"
...باید بتونه که با یه آدم بهتر از
.اون بازیگرِ عتیقه، دوست بشه
درموردش چی میدونی؟
.هیچی
اصلا فکرش رو هم نمیکردم که .این فیلمِ ساخته بشه
جینا" داره خیلی زحمت میکشه که" .فیلمِ ساخته بشه
من حتی تا حالا نمایشنامه .رو هم نخوندم
به "جینا" گفته بودم که اگه یه مکزیکی ...یا یه خرِ دیگه، پیدا شد که سرمایهگذاری کنه
.من قبول میکنم
چرا تو کشیدی بیرون، عزیزم؟
اصلا تو هنوز درگیر فیلمی؟
بابام همش کلافم میکرد که .یه کاری واسه زندگیم بکنم
،وقتی بهش گفتم که دارم فیلم میسازم .ازم کشید بیرون
این چیه که پوشیدی؟ .پسرا حالا دیگه میرسن
پسرا اخیرا چشون شده؟
.نمیدونم، یه مرحلهست !میگیره، ول میکنه
،این ایده رو دوست دارم که ...کسی به چیزی نگاه کنه که
.نتونه بهدستش بیاره
.یه مسئلهی پسرونهست .درمورد داشتن قدرت و کنترل
.اما بعضی وقتا منو دارن
.فقط همون دوبار .بهنظر که اهمیت نمیدادی
نمیتونم حرفایی که سر شام امشب .زدی رو باور کنم
همهی اون کسشرایی که !بهاونا گفتی
واسه همینه که اینقدر جندهبازی درمیاری، آره؟
اصلا چرا اهمیت میدی؟
اون فقط دستیارم بود با یه !بازیگرِ خر تر از خودش
.نمیدونم ...شاید دوست دارم که بعضی قسمتای زندگیم
.خصوصی باشه
یه قسمتایی از این زندگیِ لعنتیم .خصوصی باشه
."دیگه هیچکس زندگیِ خصوصیای نداره، "تارا
باشه، تو درمورد چی با روانپزشکت حرف میزنی؟
،وقتی دکتر "کمبل" رو میبینی راجعبه چی حرف میزنی؟
...من به دکتر "کمبل" چیزی رو نمیگم که
.تو ازش بیخبر باشی
.تابلوـه داری دروغ میگی .مثل سگ داری دروغ میگی
چی میخوای بدونی که بگم؟
"میخوام بدونم که با دکتر "کمبل .راجعبه چی حرف میزنی
.درمورد خونوادم
درمورد پدرم که سعی میکنه زندگیِ کیریم رو .دست خودش بگیره
فکر کردی که چه کوفت دیگهای بهش میگم؟
.نمیدونم .درمورد دخترای دیگه
رابطهم با تو خیلی جدیتر از اونیِ که .بخوام با دخترای دیگه باشم
.امیدوارم که تو هم همینجوری باشی
.کریستین" اون پسره داره میاد"
جدی؟
.رسیده .داره ماشینش رو پارک میکنه
،و من گفتم .امیدوارم که تو هم همینجوری باشی
امشب چت شده بود؟ .سر شامُ میگم
.خیلی عصبی بودی
.برو درُ باز کن
سلام. اسمت "رید" ـه درسته؟
.بیا تو
.من "تارا"م
.ایشون "رید" ـه
چه خبرا پسر؟ .من "کریستین"م
.سلام
.تارا" رو که دیدی"
.آره
چیزی میخوای بخوری؟ .یه پیک تکیلا
.البته
خیلی خوشگله نه؟
.خیلی از عکساش خوشگلتره
.یهچیزی بخور
.آروم باش
.راحت باش، پسر
میخوای یهچیز بهتر ببینی؟
گفتی چجوری اون همه پول درآورده؟
.بچه پولدار ـه
پدربزرگش صاحب نصف از .بلوطهای اینجاست
تارا" خوشگله، مگه نه؟"
.بد نیست
.این حرفا رو نزن عزیزم .چون من جوابت رو نمیدم
چیو نگم؟
:اینکه میخوای بگی !«اون دختره خوشگلتر از منه؟»
No comments yet. Be the first to leave one.