Sayen

Sayen

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Sayen 2023 720p AMZN WEB-DL DUAL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Sayen 2023 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2025-12-04
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

نابرابری‌ها در این بخش وسیع از کشور ما

ریشه در گذشته دارند و بسیاری‌شان هنوز هم امروز در جریانند.

هر کس چشم داشته باشد، آنها را می‌بیند.

SINCERITY INTIMATE CHILE IN 1910

عوضی، بیا اینجا! دنبالش کن!

بریم سمت رودخونه! بدو!

اونجا بریم!

اون سمته!

سه روز قبل

ممنون!

درود می‌فرستم به تو، نْگِن، تا بتوانم در میان شما راه بروم.

یک نوه داشتم که برای تحصیل پیش وینکاها رفت.

تقریباً شش سال

تا چیزی رو یاد بگیرم که مردم ما همیشه می‌دونستن.

من یه مادربزرگ داشتم. خیلی کله‌شق بود.

تو هم حتماً داری.

دقیقا سر وقت برای سال نو مپوچه رسیدی.

آره.

خوزه موتورت رو درست می‌کرده،

ولی ازم نخواه سوار اون بشم.

حالت خوبه؟ - آره.

سلام! - سلام، خواهر!

سلام، برادر!

سلام! خیلی وقته ندیدمت! خوب رسیدی؟

خیلی خب، داداش.

خوشحالم اینجایی. - ممنون، داداش.

خیلی وقته، خواهر. - آره، خیلی زیاد، داداش.

خوشحالم دیدمت! - منم همینطور!

سایِن! فکر کردم فردا برمی‌گردی.

دیگه نمی‌خواستم بیشتر از این بمونم چون...

می‌خواستم «وِ تریپانتو» رو با مردمم باشم.

به چی می‌خندید؟

بابا!

ساین!

بابا! - ساین!

بابا!

بابا!

تکون نخور!

ساین!

اون عوضیِ لعنتی!

بابا! - سایان!

بابا!

بابا!

اون روی لیوئل تف کرد و اونم عصبانی شد و دنبالش دوید.

ولی اون وایساد و مثل یه کرم ابریشم گلوله شد.

لیوئل پرت شد هوا!

طفلک! وقتی دیدمش ازش معذرت‌خواهی می‌کنم.

سایان، همه‌مون خوشحالیم که برگشتی.

مادربزرگت، جامعه،

و مخصوصاً...

خوزه خیلی خوشحاله.

قیافه‌اش عوض شد.

چی؟ چه قیافه‌ای؟

واقعاً. چه قیافه‌ای؟

قیافه یه گوساله رو دیدی؟ قیافه‌شون مثل عاشقا میشه، نه؟

سر به سر دوستم نذار.

گذشته از این، انگار هیچ مردی تو این جمع پیر نمیشه.

اول از همه خودت، داداش.

من؟ - آره.

فکر کنم با جن و پری معامله کردی که انقدر جوون موندی.

خب، منم می‌خوام از این فرصت استفاده کنم

بهت خوشامد بگم، سایِن عزیزم، به خونه خودت، پیش مادربزرگت.

خوش آمدی، خواهر.

به سلامتی! - به سلامتی!

همیشه پیروز! - همیشه پیروز!

و امیدوارم برگشتنت انگیزه بده به خوزه

که برای مردم خودش بنویسه، نه فقط برای غریبه‌ها.

من کِی با مردمم نبودم؟

وقتی به زمین‌هامون حمله می‌کنن و از خونه‌هامون بیرونمون می‌کشن.

چرا اینا تو روزنامه‌ها نیست؟

پس کی اینا رو تو شبکه‌های اجتماعی میذاره؟

آره، شبکه‌های اجتماعی... - دقیقاً!

من می‌خوام کمک کنم، ولی بخش من نیست.

مشکل چیه؟ - این وضعیت داره بدتر میشه، رفیق.

مشکل همینه. - آره.

اون عوضی‌ها فقط با اعتراض می‌فهمن.

به حرفم گوش کن، پدرو...

داریم به نوه‌م خوشامد می‌گیم... و آخرش دعوامون میشه.

همیشه عاقلانه است که غریبه‌ها رو بشناسی.

فقط احمق‌ها هستن که نمی‌خوان دشمن‌ها رو بشناسن.

داشتم فکر می‌کردم شاید یکی از همین روزا بیام

و کمکت کنم تو انبار مادربزرگت.

از وقتی رفتی، حسابی وسایل جمع کرده.

آره، دیدم.

یا میتونیم بریم جنگل، مثل وقتی که بچه بودیم.

من که جایی نمیرم، خوزه. وقت داریم.

وقتی بچه بودی، من تو رو اینجا می آوردم.

آره، یادمه.

یادت میاد چی بهت میگفتم؟

خالق داد، تا ما ازش دفاع کنیم.

وقتی دنیا متولد شد،

نِجِن رو توی وجود هر موجودی قرار داد تا هیچ وقت تموم نشه.

بدون نِجِن،

رودخونه‌ها و جنگل‌ها خشک می‌شدن،

باد نمی‌وزید،

آتیش خاموش می‌شد،

و زمین ناپدید می‌شد.

صاحب کوهستان‌ها توی وجود تو زندگی می‌کنه.

با کلمات مقدس با همه موجودات زنده اینجا حرف می‌زنه.

این دانش ماپوچه است.

خارجی‌ها باید زمین رو تصرف کنن،

خرابش کنن، نگن‌هاش رو بیرون بریزن و ما رو بی‌خونه کنن.

دنیا ساده‌ست، اما وینکاس‌ها پیچیده‌اش می‌کنن.

می‌تونم کمکتون کنم؟

سلام.

می‌خوایم صاحب اینجا رو ببینیم.

ایلون لمونکو. اینجا زندگی می‌کنه؟

بله. برای چی کارش دارین؟

ایشون از اقوام شما هستن؟

بله، برای چی می‌خواینش؟

فقط می‌خوایم باهاش حرف بزنیم.

همینجا منتظر باشین.

مادربزرگ! چند نفر بیرون دنبالت هستن.

حال شما چطوره خانم؟

بفرمایید بشینید.

این چه گیاهیه؟ - بارهنگ.

مامانم وقتی بچه بودم چای بارهنگ بهم می‌داد.

عسل؟

بله، ممنون.

چند اکر زمین اینجا هست؟

اکر؟

اون چیه؟ این کلمه‌ایه که وینکاس‌ها استفاده می‌کنن.

آدمای پوست‌روشن مثل شما.

خانم ایلون، میرم سر اصل مطلب.

اکوسیستم‌هایی مثل مال شما بی‌نظیرن.

می‌خوایم باهاتون صحبت کنیم

تا ببینیم چطور می‌تونیم بهتون کمک کنیم از این مکان محافظت کنید.

و در مقابل، بهتون یک پیشنهاد خوب بدیم. برای شما و جامعه‌تون.

شما زیاد حرف می‌زنید، ولی واقعاً هیچی نمی‌گید.

ما می‌خوایم زمین شما رو بخریم.

خب، دقیقاً خریدن نه.

اینطور به نظر میاد که ما می‌خوایم مالک همه چیز بشیم، اما هدفمون این نیست.

ما به خرید بخشی از زمین شما علاقه داریم.

شما هنوز می‌تونید اینجا زندگی کنید. هیچی برای شما تغییر نمی‌کنه.

و شما فقط یک پرداخت خیلی بالاتر از ارزش بازار دریافت نمی‌کنید.

ما همچنین می‌تونیم مذاکره کنیم

یک برنامه توسعه پایدار برای جامعه شما.

دقیقاً. ببینید...

این اسم شرکتیه که ما نماینده‌اش هستیم.

اکتون. این بخشی از گروه گرین‌کورپ هست. شاید اسم ما رو شنیده باشید.

ما پروژه‌های مهمی در چندین کشور داریم.

و من یک پیشنهاد کتبی هم بهتون میدم.

تا بتونید با دقت مطالعه‌اش کنید.

اگه متوجه نشدید، نوه‌تون می‌تونه کمکتون کنه.

عجله‌ای نیست خانم ایلِن.

ایلون.

ببخشید؟

ایلون.

ایلون. خانم ایلون، اصلاً عجله‌ای نیست.

لطفاً درک کنید که همه ما از این موضوع سود می‌بریم.

بسیار خب. پس شما می‌خرید،

ما فرصت پیدا می‌کنیم اینجا بمونیم و زندگی کنیم.

شما از این چی به دست میارید؟

اکوتوریسم بر پایه حفاظت.

اما گردشگری هیچ‌وقت اکولوژیک نبوده،

و جنگل‌ها خودشون از خودشون محافظت می‌کنن.

شما اسپانیایی هستید، اینطور نیست؟

جنگل درون هر کدوم از ما زندگی می‌کنه.

من واقعاً مالک اون نیستم.

من فقط ازش مراقبت می‌کنم.

اینجا یک مکان مقدسه،

که توسط ماچی‌های ما برای جوامعمون ایجاد شده.

شما شیلیایی هستید و مطمئناً می‌دونید این چطور کار می‌کنه.

چرا به این جوون اینجا نمی‌گی

که مردم ما برای بیش از ۵۰۰ سال جنگیدن

دقیقاً در برابر اسپانیا تا این سرزمین رو خونه‌مون کنن؟

و حالا شما از من می‌خوای این رو به یک اسپانیایی تحویل بدم؟

فقط به خاطر اینکه صورت خیلی زیبایی داره؟

چایی سرد شد.

منظورش اینه که بحث تموم شده.

خب. - بریم.

خب... من فقط ازتون می‌خوام که بهش فکر کنید، خانم.

یک کارت بهتون میدم که اسم و شماره تلفنم روش هست،

و یک پیشنهاد اولیه هم براتون می‌نویسم.

بدیهیه که قابل مذاکره‌ست.

اما، همونطور که گفتم، مزایای زیادی داره.

و ذینفعان زیادی.

روز خوبی داشته باشید.

تو خیلی باهاش رک و راست بودی.

قبلاً هم اومده بودن؟

اولین باره.

اونا خیلی وقته از زمینشون دفاع کردن

و به این کار ادامه میدن.

خواهیم دید، لیرا.

همه قیمتی دارن. تو داری، منم دارم.

اون درخت هم قیمتی داره.

ما پیشنهادی میدیم که خوششون بیاد.

ساده‌ست.

خواهیم دید.

بابات زنگ زد.

داشت فرود می‌اومد.

اونجا نزدیکه؟

حدود ۱۰ مایل، اما جاده خرابه.

با اون پیرزن جادوگر چطور پیش رفت؟

مثل گند.

بابا ماکسیمو از پسر معتادش عصبانی میشه.

در مورد چیزی که نمی‌فهمی حرف نزن.

بچه‌ها، برید یه قهوه بخورید.

و بسته‌ام؟ - فردا.

فردا؟

More Farsi Persian subtitles for Sayen

  • Sayen · 40 downloads · 2023-05-02

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left