The first 200 lines.
اطلاع داشته باشین یه ناوچهٔ روسی
و زیردریایی در منطقه رزمایش دارن
میخوام لحظهای کوتاه یاد کنیم
از دو نیرویی که جونشون رو از دست دادن
در نمونهٔ اولیهٔ دیـ۳۰۰
اون زمان مدیرعامل اِیاِم اِروناتیکس بودم
مدیرکل امآی۵، مادلین دِلِینی
دربارهٔ ۶۴ مقام روس
که اخیراً از سفارتهای بریتانیا و آمریکا در اروپا اخراج شدن صحبت کرد
یکی داخل سفارتت تهدید به بمبگذاری در پروازمون کرده
اون مرد چاشنیای دستشه
که اگه استفاده کنه
هر پنج نفر این هواپیما رو میکشه
نشونههای اولیه میگه مهاجم روسه
قرنطینه رو شروع کنین
به افتخار اینکه گذشته در گذشته بمونه
و به لطف رونالد، فقط آسمون صاف پیش رو باشه
خودت رو جمع کن، رفیق، وگرنه یکی رو میفرستم بیرونت کنه
این لپتاپ مال کیه؟
شنیدم گروهبان ستاد اوهنلن بهترین نیروی شماست
میخوام فوراً به تیمز هاوس اعزامش کنین
و زیر ترکپد رو نگاه کنین
اوه، نه. سیفوره، خانم
همین الان بهمون حمله شد
ندیدمتون اونجا
سفیر تیلمن شما رو فرستاده؟
حتماً از یکی از راهروها افتاده
مطمئنی فقط افتاده؟
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
پاکه. از این طرف بیاین
قربان
ـ قربان ـ پاکه
بحث حفظ شواهده
این یه وضعیت زندهست. وقت پروتکلهای پلیس رو ندارم
حق نداشتی جسد رو ببری
نمیذاشتم جلوی چشم همه بمونه
این یه کابوسه
مطمئن شو هیچکدوم از مهمونها نفهمن
چه غافلگیری خوشایندی، نخستوزیر
تماس دوستانه نیست، جان. باید برگردونمت
چقدر زود میتونی فرمان تیمز هاوس رو به دست بگیری؟
تیمز هاوس؟
مطمئنم مادلین حرفهای خاصی دراینباره داره
از سمتش کنار رفته، جان
روسها بهش نفوذ کردن
چطور؟
توی ماشین کامل توجیهت میکنم
یه دکمهاش کمه
ممکنه توی درگیری کنده شده باشه
شاید قبل از امشب افتاده
ولی با کت پاره به مراسم سفارت میای؟
کجاست؟
اوه، کریگ. خدای من
نگاه کن چه بلایی سر خودت آوردی
بهش گفتم آرومتر باشه
سفیر، دربارهٔ دلیل ترک مراسم
توسط آقای استوارت کمی ابهام هست
به لوئیس گفت طبقهٔ چهارم شما رو میبینه، قربان
ولی نرفت
میدونین چرا این رو گفته؟
نه، هیچ تصوری ندارم. پیداکردن مهاجم به کجا رسید؟
دوباره همهٔ طبقات رو میگردیم
و مأمورها پشت سرشون اتاقها رو مهر میکنن
محاصرهاش میکنیم
و هنوز نمیدونیم چی میخواد
جز اینکه کسی بیرون نره؟
نه، قربان، ولی با توجه به این موضوع، برای حفاظت خودتون
باید از مهمونی خارجتون کنیم
بههیچوجه
قایم نمیشم. اگه متوجه نشدی، این شب منه، افسر برودی
اگه از پس یه مرد برنمیای
شاید باید کسی رو پیدا کنیم که بتونه
لازم نیست
امیدوارم همینطور باشه
سفیر، میدونین چرا مهاجم رفت دفتر شما؟
منظورت چیه؟
فکر میکنی اولین هدف منطقیاش
اتاق سرور بوده
تا دوربینها رو قطع کنه ـ و کرد
ولی فقط بعد از اینکه تا دفتر سفیر بالا رفت
پس سؤال من اینه، چرا؟
هیچ نظری ندارم
بیخیال، سیسی
دروغ میگه
آره
من هم دیدم
ولی دربارهٔ چی؟
شما دوتا بیرون منتظر بمونین و در رو ببندین
نمیتونسته
رونالد، نباید اینجا باشیم
نمیفهمم مشکل چیه
حرف کارآگاه لی رو شنیدی. چه دلیل ممکنی داشته
که تا این دفتر بیاد؟
خدا رو شکر
چیه؟
فقط داشتم بدبین میشدم
فکر کردم شاید گاوصندوق رو باز کرده، ولی چطور ممکنه؟
رمزش رو نداره
ـ آمادهایم، قربان ـ باشه
شروع کنیم
گزارشت رو توی راه خوندم و کاملاً در جریانم
هانا لی واقعاً عادت داره
در زمان درست جای اشتباه باشه، نه؟
همینطوره، قربان
باشه، همه توجه کنین لطفاً
برای هرکس منو نمیشناسه
جان تننت هستم، مدیرکل گروه امنیت داخلی
نخستوزیر خواسته وارد عمل بشم
و این وضعیت رو هرچه سریعتر حل کنم
راستش دِلِینی بود، قربان
ببخشید مگان، چی بود؟
دِلِینی اصرار کرد شما مسئول بشین، قربان
ـ واقعاً؟ ـ اوهوم
خب، دفعهٔ قبل اینجا همهچیز دقیقاً خوب پیش نرفت
ولی امیدوارم پشت سر بذاریم و همه با هم کار کنیم
چون حمله به یکی، حمله به همهست
حالا مدیرکل دِلِینی
و بقیه رو سالم از اون هواپیما پایین بیاریم
حرفهای پرشوری بود، قربان
ممنون. تمرین کرده بودم
گروهبان ستاد اوهنلن
حتماً بهترینین که وزیر پترسون شخصاً شما رو خواسته
برای خنثیکردن این بمب لعنتی نقشهای دارین؟
دارم
پس منتظر چی هستیم؟
گزارش وضعیت پشتبوم؟
کاملاً پاکه، قربان
ـ میتونم نتیجه رو ببینم؟ ـ متأسفانه نه
ببخشید، درواقع دو تا لطفاً
ـ بله، قربان ـ ممنون
یاکوب
ـ آه ـ دوباره همدیگه رو دیدیم
آه، پری، درسته؟
درسته
ببخشید، اسمهای زیادی باید یادم بمونه
بارتندر دو تا ویسکی بهم داد
فکر کنم فکر کرده «دوبل» یعنی «دو تا»
یکی میخواین؟
حتماً، ممنون
ویسکی، هان؟
ـ سلامتی ـ بهسلامتی
درها باز میشن
انگار همینجاست
هوم
بوربن رو خالی میخورده
نشونهای از درگیری نمیبینم
حدوداً چند کیلو بوده؟ ۹۰؟
دستکم
یه دلیل دیگه که فکر کنم حادثه بوده
چرا؟
میدونی کسی باید چقدر ماهر باشه
که هیچ جراحت دفاعی براش نذاره
و از روی این نرده پرتش کنه
بدون اینکه کسی توی لابی بشنوه؟
روی نایاش یه اثر بود
پس یه ضربه به گلو، خفهش کن و پرتش کن پایین
خدای من
و فراموش نکن مست بوده
پس آسیبپذیر بوده
یادم بنداز کدوممون توی اساِیاِس بوده؟
برودی هستم
دارم میام
یه مهمون میخواد بره
باید بدون اینکه توضیح بدم، توضیح بدم چرا نمیتونه
اینجا خوبی؟
خوبم. برو
ممنون
به چی فکر میکنی؟
فکر میکنم...
چرا هیچ خواستهای نداره
جز اینکه ما فرود نیایم و مهمونها خارج نشن؟
چی میخواد؟
و گیرانداختن خودش توی سفارت لعنتی آمریکا چطور کمکش میکنه؟
وقتی اینطوری میگی، دیوونه به نظر میاد
نباید این اشتباه رو بکنیم
باید فکر کنیم
اگه روسها پشتشن، چه نفعی براشون داره؟
مهاجم برای هر کارش دلیلی داره
فقط هنوز نمیبینیمش
ـ هانا ـ خانم
یه مهمون به اسم کریگ استوارت مرده
یه مهندس آمریکاییه که با همسرش اینجاست
اطلاعاتش رو الان میفرستم، خانم
مدیر ارشد ایمنی اِیاِم اِروناتیکس بوده
همون شرکت سابق تیلمن
ظاهراً خیلی مست بوده
و اینجا دارن میگن حادثه بوده
ولی با توجه به بقیهٔ اتفاقها
من اینطور فکر نمیکنم
حتماً از حادثه تصویر دارن؟
مهاجم دوربینها و سامانههای امنیتی سفارت رو از کار انداخته
حالا هرطور بخواد جابهجا میشه
چطور؟
از نوعی مادهٔ منفجره استفاده کرده
همراه اسلحه و لباس عوضی واردش کرده
همه توی کیف دیپلماتیک بودن
یعنی یکی داره کمکش میکنه
فقط میدونم از واشینگتن ارسال شده
خانم
ـ میتونین فرستنده رو پیدا کنین؟ ـ روث
No comments yet. Be the first to leave one.