The Hunting Party

The Hunting Party

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Hunting Party S02E03 1080p WEB-DL NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-05
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫بهش میگن گودال.

‫جایی که خطرناکترین

‫و خشن ترین مجرما تو ‫تاریخ نگه داری میشدن

‫همه اونایی که دنیا فکر میکرد مُردن...

‫یا حداقل اینطوری بود، ‫تا وقتی انفجار اتفاق افتاد.

‫چند تا زندانی فرار کردن؟

‫تو اینجایی، مامور هندرسون، ‫که کمکمون کنی بگیریمشون.

‫از الان من مسئولم.

‫- این یارو جدید چی؟ ‫- جاناتان پک؟

‫من برای گودال کار نمیکنم، یعنی

‫هیچ دلیلی ندارم تو و تیمتو ‫بی خبر نگه دارم.

‫اون یه دلیلی داشت که این پستو میخواست.

‫اینجا نوشته از وست پوینت اومده بالا.

‫ظاهرا میتونسته ‫یه مایل رو زیر پنج دقیقه بدوه.

‫قبل از وست پوینت، ‫اولین لازاروس اصلا وجود خارجی نداره.

‫هی.

‫خیلی رو فرمی داداش.

‫مرسی.

‫اگه قبل از برگشتم کارت تموم شد،

‫کلیدا رو بنداز تو صندوق پست.

‫عالیه.

‫امروز همه چی افت کرده.

‫دلار محکم مونده ولی داو و نزدک

‫هردوشون منفی بستن.

‫سرمایه گذارا هنوز به اقتصاد کشور ‫اعتماد دارن

‫ولی انگار نگران اتفاقات آینده ان...

‫طالع بینی من که افتضاحه.

‫با اینکه امروز وال استریت قرمز بود،

‫رمزارز پیشتاز، بیت کوین، ‫برخلاف جریان حرکت کرد

‫و همچنان داره بالا میره.

‫شماها واقعا به یه سگ نیاز دارین.

‫نه نه نه، میتونی بگیری...

‫در حالی که بقیه معتقدن

‫بازار مالی نوظهور آینده اقتصاده.

‫زمان مشخص میکنه کی راست میگه.

‫ضربان قلب داره سریع بالا میره.

‫در حال ضبط جلسه ۲۴.

‫بزن بریم.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫- مرسی، بیا تو. ‫- آره.

‫حسنی.

‫خوشحالم میبینم تو خونه جدید جا افتادی.

‫آره.

‫نمیدونستم اهل انبار کردن مایحتاجی.

‫نه، فقط از خرید رفتن متنفرم.

‫خب، داشتم به حرف دوستت فکر میکردم،

‫اونی که با سرهنگ لازاروس ‫وست پوینت بوده؟

‫آره.

‫اگه اونجا پنج دقیقه ای مایل میدوه،

‫حتما تو دبیرستان ‫توی تیم دو و میدانی بوده

‫- نه؟ ‫- آره، منطقیه.

‫ولی این چجوری کمک میکنه ‫اسم واقعیشو پیدا کنیم؟

‫میدونی اون خروج اضطراری اونجا قفل نمیشه؟

‫به هر حال، سریع ترین رکورد مایل

‫برای دخترای دبیرستانی ‫تو دهه نود

‫حدود پنج دقیقه بوده.

‫پس اگه نزدیک به اون دویده باشه،

‫حتما یه جایی رکوردی از ‫مسابقه دادنش هست

‫یا حتی بردن یه مسابقه.

‫و اینجوری میفهمیم اسم واقعیش چیه.

‫باشه.

‫ولی دبیرستان خیلی زیاده، بکس.

‫بدون سرنخ بیشتر،

‫انگار داریم دنبال

‫سوزن تو انبار کاه میگردیم.

‫تو چی فکر میکنی، حسنی؟

‫دید ضعیف، فقط یه راه خروج،

‫و نور پارکینگ هم اصلا خوب نیست.

‫دارم درباره نظریه دو و میدانی میپرسم.

‫به نظرم هرکی به لازاروس هویت جدید داده

‫خیلی تلاش کرده که واقعی به نظر بیاد.

‫پس اگه رکوردی هم بوده،

‫احتمالا مدت هاست پاک شده.

‫یه رد پیدا کردیم.

‫مال خودمونه.

‫زندانی اچ ۴۳، زک لنگ.

‫اثر انگشتش روی یه جسد تو منهتن پیدا شده.

‫منهتن پر از چشم و آدمه.

‫- حسنی؟ ‫- داریم میریم دنبالش.

‫دارم به بچه ها میگم صحنه جرم رو ببندن.

‫این یارو رو میشناسی؟

‫آره، میشناسمش.

‫زک لنگ تو 4 سال ‫۱۲ نفر رو دزدید و کشت

‫از سال ۲۰۱۰ شروع کرد.

‫هدفش اون یک درصدیا بودن... ‫میلیونرا، میلیاردرها.

‫حتی یه جورایی قهرمان مردمی شد

‫برای جنبش اشغال وال استریت.

‫یادم میادش.

‫عکسش رو تی شرت چاپ میکردن.

‫یه رابین هود واقعی نسل هزاره.

‫تقریبا.

‫سال ۲۰۰۷، پدر و مادرش

‫تقریبا همه پولشونو ‫تو بحران مالی از دست دادن.

‫رفتن یه خونه کوچیک بیرون شهر.

‫تک فرزند یه فروشنده ‫سهام ارزون قیمت

‫و یه پرستار بود.

‫ولی تو ۱۶ سالگی ‫به خاطر مواد از خونه انداختنش بیرون.

‫4 سال و ۱۲ قتل بعد،

‫وقتی داشت یه حسابدار پولدارو

‫توی جکوزی خونش به رگبار میبست، گرفتنش.

‫تو دادگاه، هی درباره

‫شرکت های فورچن ۵۰۰ حرف میزد

‫و نیاز به یه سیستم بانکی جدید.

‫ثروتمندارو بخور. چه خلاق.

‫با اشغال وال استریت مشکل داری؟

‫به نظرم هر سوسیالیست آزادی خواه

‫کریپتو باز بقا طلب ‫حق اعتراض مسالمت آمیز داره.

‫ولی حق این کارو نداره...

‫- هی! ‫- این کارو بکنه.

‫زک لنگ فکر میکنه حقشو داشته.

‫منظورت داره.

‫با توجه به روان پریشیش، ‫احتمالا آخرین بارش هم نیست.

‫زنده باد انقلاب.

‫جدی، قبل از اینکه تیتر خبرها بشه

‫بگیریمش.

‫فکر کنم قراره آتیش بازی شروع بشه

‫ ‫فصل دوم، قسمت سوم

‫آشغال ها رو بردم بیرون.

‫دنیا رو جای بهتری کردم.

‫شب و روزم رو صرف ‫ماشین شستن برای میلیونرا کردم

‫که حتی منو آدم حساب نمیکردن.

‫من بردشون بودم.

‫حتی نمیتونستن تو ‫صف شناسایی بشناسنم، باشه؟

‫اونا اهمیتی نمیدادن... ‫ولی چون ۵۰ دلار میدادن،

‫باید ممنون هم میبودم؟

‫اصلا میدونی چقدر مریضه این طرز فکر؟

‫میدونی، بابام... بابام مرد خوبی بود.

‫تمام عمرش جون کند

‫سهام ارزون میفروخت ‫در حالی که رئیساش پولدار میشدن

‫و خودش سرطان گرفت.

‫فکر میکنی براشون مهم بود؟

‫چرا چیزی یادداشت نمیکنی؟

‫دارم طلا میسازم اینجا.

‫یکم آینده نگر باش.

‫میتونی... میتونی ‫درباره من کتاب بنویسی یا یه چیزی،

‫مثل من معروف بشی.

‫مرسی.

‫دیگه بسه.

‫واقعا.

‫این یارو عاشق حرف زدنه، نه؟

‫تو پرونده های گودالش ‫بیش از ۳۰ هزار ساعت

‫جلسه درمانی هست.

‫مورالس داره از اول همه رو میخونه.

‫یعنی حدود 3 سال ‫چرندیات برای زیر و رو کردن.

‫- آره. ‫- بیچاره مورالس.

‫خب، ولی به این گوش بده.

‫این مال روانپزشکه.

‫«چیزی که روان پریشی لنگ رو ‫اینقدر خطرناک میکنه،

‫خودشیفتگی اخلاقی رشد یافته اونه.

‫اون باور داره همه کاراش درسته،

‫چون به نظر خودش ‫در خدمت خیر بزرگتره.»

‫آرمان.

‫همیشه پای یه آرمان وسطه. ‫هیچ وقت خود آدمه مهم نیست.

‫ولی واقعیت اینه که ‫آرمان همیشه در درجه دومه.

‫فقط یه بهونه هست.

‫زک میخواد قهرمان مردم باشه،

‫ولی در اصل این یه دفاع روانیه

‫در برابر حس شدید حقارت

‫و خشم انفجاریش که از اول

‫ازش یه قاتل ساخت.

‫پس قضیه شخصیه.

‫سیاسی نیست.

‫خب، هر دوتاشه.

‫آرمان، آره.

‫ولی برای زک، تک تک قتل ها ‫یه جور جن گیریه.

‫یه مراسم نابودیه.

‫خب، این جالبه.

‫کی قراره درباره این حرف بزنه؟

‫احتمالا هیچ وقت.

‫یه کارگر اسکله پیداش کرد.

‫فکر کرده بود مسته، ‫داره خوابشو میبره.

‫هویت قربانی مشخص شده؟

‫نه هنوز. کیف پول نداشته.

‫دزدیدن عجیبیه، ‫با توجه به بقیه وسایلش.

‫دوربین هم اطراف نیست.

‫مرسی. از اینجا به بعدش با ماست.

‫- بفرما. ‫- ممنون، کارآگاه.

‫- اینا... ‫- مارکوزی ان.

‫کارکرده شون رو ‫چند صد هزار دلار دیدم.

‫رو صورتش سوزونده شدن؟

‫از روی اون کت و شلوار معلومه ‫هنوز داره پولدارا رو میکشه.

‫ولی به جای دزدیدن ساعت هاش،

‫چسبونده شون به صورتش، ‫که این جدیده.

‫از روی رد طناب

‫و خونی که دور جمجمه هست،

‫به نظر میاد اول کتکش زده ‫بعد خفه ش کرده، نه تیر زده.

‫اینم جدیده.

‫خب این بهت چی میگه؟

‫خیلی شخصی تر به نظر میاد، ‫خیلی نزدیک تر.

‫انگار میتونی خشمشو حس کنی.

‫و اون ساعت ها...

‫نمیدونم، تحقیره؟

‫داره با نماد ثروت خودش ‫تزئینش میکنه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left