Sharper

Sharper

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

sharper 2023 1080p uhd web-dl x265 10bit 6ch-pahe
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Sharper 2023 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2025-11-11
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

صبح

دنبال چیزی می‌گردی؟ آره.

یه جلد گالینگور از "چشمانشان خدا را می‌دید".

گالینگور؟ آره. فکر کنم یکی داریم.

ممنون.

راستش، من زیاد از "هورستون" نخوندم.

آره، عالیه.

در واقع، هدیه‌ای برای استادم هست.

باشه. دانشجویی.

دارم دکترامو می‌گیرم.

کلمبیا؟ اِن‌وای‌یو؟ اِن‌وای‌یو.

خوبه. موضوع پایان‌نامه‌ت چیه؟

"بازتعریف رادیکالیسم.

ظهور فمینیسم سیاه‌پوست در ادبیات آمریکا."

اوه، وای.

چه اسم دهن‌پرکنی!

چطور پیش میره؟ آروم. خیلی آروم.

اوه، واقعا؟

ایرما توماس... خب، تحت تاثیر قرار گرفتم.

"حاکم قلبم" از WNYC.

میشه دقیقاً ۱۵ تا.

رادیوی عمومی نیویورک. ممنون.

من جان شیفر هستم.

و اگه ملکه سول نیواورلئان نتونست حال و هواتونو عوض کنه،

شاید دوک الینگتون بتونه.

اینم نسخه کلاسیکش،

از "در حال و هوایی احساسی"، با حضور جان کولترین.

راستش، یه رستوران کوچیک ژاپنی تو خیابون "مات" هست.

اگه بعداً کاری نداری، شام مهمون من.

متاسفم.

نه. این که...

احتمالا دوست پسر داری. نه، ندارم. مجردم.

من... من مجردم و یه جورایی از مجرد بودن خوشم میاد.

اوه، آره. نه، کاملا درک می‌کنم.

کارتت قبول نمیشه.

حتما دوباره تا ته پُرش کردم.

بذار ببینم پول نقد کافی دارم. اشکالی نداره. اشکالی نداره.

میدونی چیه؟ راستش، فقط کتابو ببر.

نه، نمیتونم.

اگه یکی دیگه بیاد دنبالش چی؟ میتونن آنلاین سفارش بدن.

یا هرچی. اشکالی نداره. میتونی بعداً بیای و پولشو بدی.

ممنون. من... آره.

قول میدم با پول برگردم. آره.

ممنون.

خداحافظ. میبینمت.

احتمالا دوست پسر داری.

احمق. "احتمالا دوست پسر داری."

سلام. منو یادت میاد؟ هی.

آره.

پولت رو آوردم.

امروز مجبور نبودی این کارو بکنی.

نمی‌خواستم تو رو تو رودرواسی بذارم.

ممنون.

بقیه پول مال خودت.

باشه. ممنون.

باشه. خب. میبینمت.

خیلی خب. آره. آره.

روز خوبی داشته باشی. تو هم همینطور.

هی. سلام.

خب، صبح رو یادت میاد که منو به شام دعوت کردی؟

اوه، آره. متاسفم. منظورم این نبود که... نه، نه، نه.

من... من در واقع میخواستم بگم آره.

داشتم اونجا وایمیستادم،

داشتم فکر می‌کردم چقدر خوب میشد اگه این پسر از من برای بیرون رفتن دعوت می‌کرد،

و دقیقا همون لحظه که فکر کردم، تو این کارو کردی. و من...

نمیدونم. من دستپاچه شدم.

دستپاچه شدی؟

دستپاچه شدم.

من ساندرا هستم.

تام.

از آشناییت خوشبختم، تام.

منم همینطور.

پس خیابون "مات"؟ آره. اگه این... آره.

باشه. آره. باشه. از این طرف.

تو... اول شما. آره. خیلی خب.

من کیفم رو دارم.

نه، منم دارم. هوا داره یه جورایی سرد میشه.

اون... ببخشید.

رفقای کوله‌پشتی. رفیق.

آره، و مثلاً، من خودمو تو چه دردسری انداختم؟

میدونی؟ مثلا، داستان کوتاه یه چیزه،

یه رمان، مثلا ۳۰۰ صفحه است و میدونم. و گاهی هم بیشتر.

دقیقا. و، میدونی، اینجا دارن بهم پول واقعی پیشنهاد میدن، میدونی؟

من باید یه چیزی تحویل بدم.

خب، چیکار کردی؟ یک سال تمام حملات پانیک داشتم، و من...

من این کتاب رو نوشتم که افتضاح بود.

بیخیال. مطمئنم اینقدر بد نبود.

نه، نه، بد بود. افتضاح بود. حاضر نشدن منتشرش کنن.

اوه.

آره. متاسفم.

نه، اشکالی نداره. میدونی حداقل پیش‌پرداختو نگه داشتم.

هنوزم مینویسی؟

نه. راستش نه.

میدونی، همه این اتفاقا تقریباً همون موقع افتاد که مادرم فوت کرد، و...

نمیدونم، من...

همه چی برام تاریک شد و یه جورایی بیخیال شدم.

پدر و مادرم وقتی بچه بودم فوت کردن.

متاسفم که اینو میشنوم.

حتما سخت بوده.

به هر حال، آره.

مدیریت کتابفروشی رو شروع کردم

اون یه جورایی منو از افسردگی درآورد، یا همچین چیزی

و آره، بیشتر وقتم رو می‌گیره

چه خوبه آدم تمام روز دور و برش کتاب باشه

بهترینه

بعد از اینکه پدر و مادرم فوت کردن

من و برادرم بین خانواده‌های سرپرست جابه‌جا می‌شدیم

یه مقطع داشتیم با یه زوجی زندگی می‌کردیم

که یه مجموعه رمان عالی داشتن

و یه شب، شروع کردم به خوندن «جین ایر»، و یه شخصیتی اونجا بود

که یه جورایی داشت تمام چیزایی که من تجربه می‌کردم رو می‌گذروند

و نمی‌خواستم تموم بشه

تمومش کردم، برگشتم صفحه اول و دوباره شروع کردم به خوندنش

از اون موقع به بعد عاشق کتاب شدم

جین ایر، هان؟

جین ایر

می‌تونم یه چیزی بهت نشون بدم؟

اوه خدای من!

این چاپ اوله؟

این واقعیه؟

این واقعیه

از کجا مطمئن باشم؟

آخه، بعضی از این استادا خیلی چندش‌آورن

واقعاً از عبارت «مُهبلی‌سازی ادبیات آلمان» استفاده کرد

چی؟ آخه، من تقریباً مطمئنم

«مُهبلی‌سازی» اصلاً یه کلمه واقعی نیست

کجا آشپزی یاد گرفتی؟

سال سوم دانشگام رو توی فلورانس گذروندم

ایتالیایی بلدی؟

قبلاً خوب حرف می‌زدم

الان یه کم زنگ زده، متاسفانه. سلام!

سلام! ایتالیا رو دوست داشتی؟

خاطرات خیلی خوبی دارم

این فوق‌العاده‌ست!

اما، یه دوست‌پسر داشتم که یه عوضی واقعی بود

تو چی؟ کجا ایتالیایی یاد گرفتی؟

مامانم اهل ایتالیا بود

و کلی فیلم فلینی می‌بینم. عاشق فلینی‌ام

تا حالا دلت شکسته؟

آره، یکی دو بار

واقعاً ازت خوشم میاد

باشه

منم واقعاً ازت خوشم میاد

باشه

فقط گوش کن به حرفم. نه، فقط-- نه، نمی‌تونم

کمکت رو لازم دارم. من این کار رو نمی‌کنم

منظورت چیه که این کار رو نمی‌کنی؟ نمی‌تونم

من و توئیم. من و تو علیه دنیا

یادت میاد؟ میشه لطفاً بری؟

من و تو علیه دنیا. جیسون، می‌خوام بس کنی

خواهش می‌کنم، بهت نیاز دارم. تنهام نذار. تو آخرین چیزی هستی که من دارم

روی این زمین. تو آخرین نفری جیسون!

ساندرا! جیسون، خواهش می‌کنم نکن

ساندرا!

فقط برو. فقط برو. لطفاً

لطفاً در رو باز کن. ساندرا، ساندرا، در رو باز کن

لعنتی! لعنتی!

حرومزاده‌ی عوضی

خوبی؟

اون کی بود؟

برادرمه. پول لازم داره

جیسون اونقدر خوش‌شانس نبود

بعضی از خونه‌هایی که فرستاده شد

یه کابوس بودن

تقصیر تو نیست

می‌دونم، اما اون تنها خانواده‌ایه که دارم

«همه خانواده‌های خوشبخت شبیه هم هستن.» و از این جور حرف‌ها

مهم نیست چند بار بهم ضربه می‌زنه، نمی‌تونم کمکش نکنم

اون برادرمه. دوستش دارم

تولدت مبارک

تولدت مبارک، تام عزیز

تولدت مبارک

هورا. خب، باید فوت کنی. اینجا فوت کن

باید محکم‌تر فوت کنی. یالا

محکم‌تر. یالا

آره! آره! آره! شد. شد

خب، چقدره تام رو می‌شناسی؟

فقط چند هفته

انگار خیلی بیشتره. آره، می‌دونم. یه جورایی شدید بوده

اون مثل یه کتابدار سکسیه یا یه همچین چیزی

اون-- اون واقعاً دختر رویایی توئه. می‌دونم. اون فقط فوق‌العاده‌ست

کجا لیسانس گرفتی؟ واسار

اوه خدای من! منم همینطور

می‌دونی، فکر کردم قیافه‌ت آشناست. کی فارغ‌التحصیل شدی؟

فارغ‌التحصیل ۲۰۱۴

فارغ‌التحصیل ۲۰۱۶

زیاد پاتوقِ ماگ بودی؟

راستش رو بخوای، بیشتر وقتم رو تو کتابخونه گذروندم

اما به تام نگو. دارم سعی می‌کنم این توهم رو حفظ کنم که کلاً خرخون نیستم

خوشحالم می‌بینم حالت خوبه

اونجا تو وضعیت بدی بودی، خب

فقط یه کم افسرده بودم

باشه. بد شد اما، می‌دونی، انگار که

کی تو یه مقطعی از زندگیش تا مرز خودکشی نرفته؟

خنده نداره. نباید در مورد این چیزا شوخی کرد

بیخیال. بیخیال. باشه، حق با توئه

اما الان حالم خوبه

می‌دونی، یعنی، در واقع عالیم

خیلی خوب بود. آره، ما در واقع تو کتابفروشی همدیگه رو دیدیم

سلام

More Farsi Persian subtitles for Sharper

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left