The first 200 lines.
خب، حالا گوش کنین. شما کاکاسیاههای تازهوارد
همهتون میرین توی گروه نیشکرزنی
خیلی سادهست. میخوام چاقوتون رو بردارین
برین لای اون نیشکرها
کاری کنین چاقوهاتون آواز بخونن
نیشکرها رو بکشین بیرون
سرهاشون رو بزنین
پوستههاشون رو تمیز کنین
بندازینشون روی توده برای گروه کاشت
حالا، این نیشکرها قرار نیست بپرن و شما رو گاز بگیرن
پس نکشین
عجله کنین بچهها! زود باشین
ای خدای من
پرتو آفتاب
ای خدای من
خداوندا، پروردگارا
مادرم
اون مرده
پدرم
اون مرده
ای خدای من
پرتو آفتاب
ای خدای من
پرتو آفتاب
دیره
در اوج
در اوج
در اوج
ای خدای من
پرتو آفتاب
ای خدای من
خداوندا، پروردگارا
مادرم
اون مرده
پدرم
اون مرده
ای خدای من
پرتو آفتاب
ای خدای من
بله قربان
خیلی خب، بسیار خب، بسیار خب
برین توی رختخواب
برین توی رختخواب. بابت موسیقی ممنونم
بیا دیگه. آخ
برو اون تو. زود باش
یه بوس بهم بده
دوستت دارم مارگارت
منم دوستت دارم
خوب بخوابی
این رو من میبرم
دیگه نمیخوام صدایی بشنوم
سه هفته و دو روز
رسم همینه
موندم بدون من چیکار میکنی
بیکار نمیمونم
عزیزم، پولِ خوبیه
کاش مجبور نبودم دستپختت رو با بقیه قسمت کنم
نیستی
با مادرت مهربون باش. باشه آلونزو؟
میتونم یه بوس داشته باشم، لطفاً؟ ممنون
به سلامت سفر کنی
در امان بمونی
آمادهای؟
تا اسم شیطان رو آوردم پیداش شد
آقای نورثاپ
دو بزرگوار اینجا هستن که باید باهاشون آشنا بشین
آقایون براون و همیلتون
قربان
آقای نورثاپ، این دو بزرگوار
دنبال افراد برجسته میگشتن
و من درست در همین لحظه
داشتم میگفتم که سالومون نورثاپ در نواختن ویولن استاده
واقعاً همینطور بود
آقای مون دارن مبالغه میفرمایند
خب، با در نظر گرفتن
خوشرویی ایشون و فروتنی شما
ممکنه برای لحظاتی وقتتون رو بگیریم تا با هم همکلام بشیم، قربان؟
البته
روز خوش
سیرک؟
این عنوانِ معمولِ حرفهی ماست
گروهی که در حال حاضر در شهر واشینگتن هستن
"سیرک" کلمهی خیلی محدودیه
برای توصیف این گروه بااستعداد و باصفایی که باهاشون سفر میکنیم
این نمایشیه که کمتر کسی تا حالا به چشم دیده
موجوداتی از تاریکترین نقاط آفریقا
که هنوز انسان متمدن اونها رو ندیده
آکروباتبازهایی از شرق
که خودشون رو به حیرتانگیزترین شکلها منقبض میکنن
و بنده هم در کنار آقای براون
از شعبدهبازهای شناختهشده در سطح بینالمللی هستم
در هنرِ تردستی
ما داریم برمیگردیم اونجا تا به گروه ملحق بشیم
بعد از اینکه برای مدت کوتاهی ازشون جدا شدیم
تا از نمایشهای خصوصی خودمون سود اندکی ببریم
دلیل پرسوجوی ما از آقای مون
بله. ما حسابی به مشکل خورده بودیم
برای تهیهی موسیقیِ نمایشهامون
ظاهراً قحطیِ آدمهای واقعاً بااستعداد اومده
ممنونم قربان
اگه بتونیم شما رو متقاعد کنیم که تا واشینگتن با ما بیاین
میتونیم بابت هر روز خدمت، یک دلار بهتون بدیم
و بابت هر شب نوازندگی در اجراها، سه دلار
علاوه بر این، هزینهی کافی
برای بازگشتتون به ساراتوگا در دو هفتهی دیگه رو تأمین میکنیم
به واشینگتن خوش اومدی سالومون
همیلتون، تو خیلی زیاد میدونی
بعضیها میگن نه به اندازهی کافی
سالومون، ۴۳ دلار. همهش مال خودت
این خیلی بیشتر از دستمزد منه
هفتهی بسیار پرسودی بود، قربان
به سلامتی. به سلامتی
به سلامتی
یکی دیگه
آقایون، سخاوتمندی شما فوقالعادهست
و استعداد شما انکارناپذیره
به سلامتی سالومون
به سلامتی
به سلامتی
آه
مشکلی نیست سالومون
خجالتی نداره
اصلاً خجالت نداره
همیلتون، باید عجله کنیم
یکمی زیادهروی کرده
نصف راه رو رفتیم
خیلی متأسفم
نمیخوایم بشنویم. اصلاً
بذار بخوابه همیلتون
یه استراحتِ خوب شبانه
و فردا
فردا اونقدر سرحال و بانشاط میشی
که انگار دنیا از نو شروع شده
همیلتون، دیگه کاری از دست ما براش ساخته نیست
چه جای تأسفی
خب پسر، حالا چه حسی داری؟
اسم من... اسم من سالومون نورثاپه
من یه مرد آزادم. ساکن ساراتوگای نیویورک
محل زندگی زن و فرزندانم که اونها هم آزاد هستن
و شما ابداً حق ندارین من رو بازداشت کنین
تو هیچ مرد آزادی نیستی
و بهت قول میدم
قول میدم به محضِ آزادی
تقاصِ این ظلم رو پس بگیرم
این رو حل کن
مدارکت رو نشون بده
تو هیچ مرد آزادی نیستی
اهل ساراتوگا هم نیستی
تو اهل جورجیایی
تو مرد آزاد نیستی
تو فقط یه بردهی فراری از جورجیایی
تو فقط یه کاکاسیاه فراری هستی
از جورجیا
تو یه بردهای
تو یه بردهی جورجیایی هستی
تو یه بردهای؟
نه
کمک
کمکم کنین
کمکم کنین
یکی به دادم برسه
کمک
کمک
اون کهنههای تو دیگه فقط تیکهپاره و مندرسن
به یه چیزِ درست و حسابی برای پوشیدن احتیاج داری
یالا، بپوشش
بفرما
خوبه
خوبه
اصلاً قدرشناسی بلدی؟
نه. اون لباس رو همسرم بهم داده بود
تیکهپاره و مندرس
تیکهپاره و مندرس
یالا، برو خودت رو بشور
اون پسر رو هم همینطور. تمیزش کنین
بسابش حالا
میدونی مامانم کی میاد؟
ساکتش کن
مامان! مامان
ساکت باش
خواهش میکنم ساکت باش. مامان
خفهاش کن
مادرت میاد، قسم میخورم که میاد. ولی باید ساکت باشی
ساکت باش
ما به یه گوش شنوا نیاز داریم
فرصتی برای توضیح دادنِ موقعیتمون
به نظر تو، اون گوش شنوا کیه؟
اون دو مردی که باهاشون همسفر بودم
مطمئنم درست در همین لحظه دارن پرسوجو میکنن
منم به همون اندازه مطمئنم که دارن پولهایی رو که
بابتِ تحویل دادنِ تو به اینجا گرفتن، میشمارن
اونها آدمربا نبودن، هنرمند بودن. همکارِ من بودن
این رو میدونی؟
با اطمینان میدونی اونها کی بودن؟
واقعیتِ پیش رو اینه که ما رو به جنوب میبرن
اگه بخوام حدس بزنم، نیواورلئان
بعد از رسیدن، ما رو به بازار میبرن
و بعد از اون
خب، گمان میکنم توی ایالتی که بردهداری آزاده، فقط یه سرنوشت وجود داره
نه
No comments yet. Be the first to leave one.