The first 200 lines.
.به "لندن نو" خوش آمدید
:ما سه قانون داریم
.ممنوعیت حریم شخصی
.ممنوعیت خانواده
.ممنوعیت تکهمسری
.همه هم خوشحالند
دنیـای قشـنـگ نــو
.لنینا کراون
.باشه
! دختر خوششانس به تو میگن
.ممنون
صبح بخیر - سلام -
.آقای مارکس
.خانم کراون.ممنون که اومدین
گمونم عجلهای بوده؟
.متاسفانه. بفرمایید
زرد؟ .به نظر میاد جدی باشه
.خب، لازم نیست جدی باشه - .سطوح من در وضعیت خوبین -
...متوجه شدم که شما
...یک رابطهی جنسی انحصاری
عذر میخوام؟ - ...با هنری فاستر، یک آلفا مثبت -
.به مدت بیش از دو ماه داشتی
.نه، این دقیق نیست ...گمون نکنم
.این مال هفته پیشه
یادته؟
.این یکی دوشنبه بود
دستشویی مدیران ارشد .بالای بخش بارورسازی
...صبر کن. اون
.پنجشنبهی دو هفته قبل. راهرو
.سه شنبه. دوبار
.بس کن - .دوشنبه پیش -
!دوشنبهی قبل اون. چقدر دوشنبه شد
.خواهش میکنم بس کن
.اوه، نه. لازم نیست خجالت بکشی، لنینا
بهت اطمینان میدم که من به این جورچیزا .عادت کردم
.در کنار این کار هست
.خب، من این هوس رو درک میکنم
.خوشتیپه، قوی و قدبلند
.آره. "هنری فاستر" ما یک آلفا مثبتی به تمام معناست مگه نه؟
...اما چیزی که من نمیتونم درک کنم
.اون خودخواهیه
منظورم دو نفره که توی ...یک رابطهی تملکگرا، تکشریک دارن
ببخشید. دیگه نمیدونم چه اسمی ...روش بذارم
...اونم در خلوت و به صورت جدا
...بدون هیچ ملاحظهای نسبت به پیکر اجتماعی
...و بدون توجه به دردی که بوجود میارن
...و آسیبی که میرسونن - نه -
ببخشید. گفتی "نه"؟ - .فقط چندین بار بود -
بیست و دو - .همینجوری اتفاق افتاد -
.میتونی اینو درک کنی مگه نه؟
.صرفاً یک رابطهی کاملاً جنسی بود
.همونجا مانع کلامت میشم - ...اول باهم شروع به حرفزدن کردیم -
...تا از مصاحبت با هم بهره ببریم
...و با خودم فکر کردم که
.نه، نکردی
.فکر نکردی
به هیچ چیزی به جز به خودت فکر نکردی
...نه همکارهات و نه دوستات
...همهی کسانی که به اندازه تو
.نسبت به داشتن "هنری فاستر" حق دارن
یا با این موافق نیستی؟
لنینا؟
.همه متعلق به دیگرانند
.آره، درسته
.خوبه...خوبه
.خب، این مسئله هم تموم شد
...و من فهمیدم که سر چنین قضایایی
بهتره آدم به جمع برگرده و روی وظایفش .تمرکز کنه
...و اگه دوست داشته باشی میتونم چندتا
.بفرما
.روزی یک "سوما" مصرف کنی، ترسولرز بهت دست نمیده
...دست بر قضا که چیزِ
نارنجی میخوای؟
.واقعاً تقصیر تو نیست، لنینا
.تو یک "بتا" هستی ...هنری فاستر یک آلفا هست
.بتای مثبت
من یک "بتا مثبت" هستم - .آره، نه. البته -
منظورم اینه که نمیشه همش ازت انتظار داشت .خیلی عمیق و جلوجلو فکر کنی
و "هنری" باید ملاحظه میکرد و .هدف والاتر رو در نظر میگرفت
...و هنری
.خب، هنری اینکارو نکرد
همینطور، کسانی رو در نظر نگرفت که .ممکنه تو رو بخوان
.حداقل تا امروز که اینکارو نکرد
هنری...هنری بهت گفت؟
.مهم نیست
.مهم اینه که به موقع اینو فهمیدیم
...این جور چیزها معمولاً
باعث بوجود اومدن حسادت .حس تملکگرایی و پنهانکاری میشن
...لنینا، تو اقدامات توصیهشده رو انجام میدی
.و حالت بهتر میشه
.قول میدم
برنارد مارکس؟
.برنارد مارکس
داری به من بیاعتنایی میکنی، مارکس؟
.نه، قربان. هرگز
...گوش کن
.یک مشکلی بوجود اومده
تو کجا رفتی؟
یا بهتره بگم "پیش کی رفتی؟"
فرانی، مراقب رفتارت باش
...اگه دوباره بگی "هنری فاستر"، قسم میخورم
.گزارشت میدم
.خودتو لوس نکن
.تمومکردن بهتر از ترمیمکردنه
شما یک عضو حیاتیِ پیکر اجتماعیِ بینقصی ...هستید که
...همه در آن در جایگاه خو هستند
.و همه الان در آن خوشحالند
.و "ایندرا" همهی ما را به هم متصل نگه میدارد
...اما دنیایی را تصور کنید که
...بدونِ ثبات و هماهنگی "ایندرا" باشد
...یک سرزمین پرطمع بیتمدن
...پر از خرافات
.و درد
.دیگه لازم نیست تصور کنید
...با موشک تنها 11 دقیقه از لندن نو
.تا "وحشیکده" فاصله هست
.بیاین و سحر و جادو رو تجربه کنید
...شما دوستاتون رو بیارین
...و ما هم عشق و سرگرمی رو داریم
با اجراهای واقعگرایانه ای که .هر روزه توسط وحشیهای واقعی اجرا میشن
...همهی بدبختیهای دنیای قدیم
.با چاشنیِ آسایش و رفاه خونه
ماجراجوییهای زیادی در "وحشیکده" در انتظار شما هست
حولهی داغ یا یک بطری "سوما"؟ - .ممنون -
هتل داغ؟ سوما؟ - ممنون -
.واردِ "منطقهی قشـر والا" میشویم
هتل داغ؟ سوما؟
تو همون "گاما"ـه هستی؟ .من از سازمانم
.مشاور
.خوشحالم که اینجایین - .بله -
چه...چه اتفاقی افتاده؟
ساکنین ما داشتن از یک جلسهی تفریحی .بهره و لذت میبردند
...سطح رضایت خیلی بالا بود
...تا اینکه یکی از اپسیلونها
.براش یک حادثهای بوجود اومد
! چقدر کمیاب
بهم نشون میدی؟
.میدونی که اتفاق میفته...حادثه
.خودم یکی دیدم - .بله -
...اما به نظر میرسه که این حادثه
.خب، ببینیم میتونین توجیهش کنین یا نه
.از این طرف، مشاور
.ببخشید
.ببخشید، قربان. ممنون
! هی، شما جکها
.از اونجا دور بشین
هی، جک! مگه نشنیدی چی گفتم؟
! یک سوما لازم داری، جک
جای نگرانی نیست. سوما؟
.یکی برای تو. بفرما
روز خوب و قشنگیه چرا اینجا موند و هدرش داد؟
ساکنین رو از منطقه تخلیه کنید. باشه؟
...و به اپسیلونها بگین به چیزی دست نزنن
.تا برگردم
دارین میرین؟
اسمت چیه؟ - سیجک 60 -
تو این کارگر رو میشناختی؟
.مـا این کارگر رو میشناختیم
میدونی واسش چه اتفاقی افتاده؟
.ازت یک سوال پرسیدم
.این کارگر افتاد
افتاد؟
.الان تمیز میکنیم
.آدرنالین را احساس کنید
...شیرجه بزنید به
.یک حس شوروهیجان جدید
.بمب لذت 138
من احساسات رو ضبط و اونا رو ...به تجربه تبدیل میکنم
...بزرگتر، جسورانهتر
...بهتر از اون چه کسی ممکنه تصورشو کنه
و اونا رو به شما مخاطبان عزیزم میدم
.و خواهش میکنم
داشتم به اون چه ازش مونده بود، نگاه میکردم ...و
...سعی کردم تصور کنم که
احتمالاً براش چطور بوده که...از اونجا ...بالا رفته
.و از لبه نگاه انداخته و نقشه کشیده اونکارو بکنه
.منظورم اینه که تصمیم گرفته اونکارو کنه - .گیجم کردی -
کدوم کارو؟ - .تا به زندگیش پایان بده. خودشو بکشه -
.نمیفهمم
چونکه پریده - پریده؟ -
.حرفات منطقی نیست
چرا باید اینکارو کنه؟ .هیچکس تا به حال اینکارو کرده
...اگه درد داشته، اگه - .میتونسته سوما مصرف کنه -
اگه سوما جواب نداده باشه، چی؟ - .اما جواب میده -
...اگه بگم یک دردی هست که
که...سوما نمیتونه روش اثر بذاره چی؟
.اون موقع بهت میگم یک سوما مصرف کنی
.خندهدار نیست
.من حس کردم... حسی که اون داشت
...من...لمسش کردم و - یک اِپسیلون؟ -
...لابد قسمتی از اون بوده که هنوز
...متصل به شبکه بوده - .برنارد -
...به ایندرا، به همه ...یعنی، به من
یک اپسیلون؟ - آره -
گوش میدی؟
اصلاً مطمئن نیستم که اون اِپسیلون ها .احساسی داشته باشن
اوه، اینکارو نکن .خودت میدونی منظورم چیه
...منظورم
.حس کردن مثل ما هست
.اونا مثل ما حس میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.