The first 200 lines.
این مستند، داستان شیرهای ماپوگو را روایت میکند که در منطقه سابی آفریقای جنوبی زندگی میکنند.
البته برای نشان دادن بهتر رفتار شیرها، از تصاویر دیگهای هم استفاده شده است.
هشدار میدهیم که این برنامه ممکن است برای بعضی از بینندهها تکاندهنده باشد.
فیلمسازان و راهنماهای محلی 16 سال رو صرف دنبال کردن یه خانواده شیر کردن
که تولههای نرشون بعدها به ماپوگوها معروف شدن.
اونا شاهد رفتارهای خارقالعادهای بودن،
وقتی ماپوگوها دست به یه تلاش ویرانگر برای تصرف قلمرو زدن.
اون لحظهای که اولین قلمروشون رو تصرف کردن، سرآغاز یه حمام خون بود.
این شش نر بیشتر از هر شیر دیگهای در تاریخ، سرزمین فتح کردن.
رویکردشون وحشیانه بود.
هر تهدیدی برای حکومتشون رو از بین میبردن.
تخمین زده میشه که تو یه سال بیش از صد شیر دیگه رو کشتن.
پرخاشگری و خشونت ماپوگوها بیسابقه بود.
داستان اونا روی تاریک و کمتر دیده شدهی شیرها
و تلاش دائمیشون برای بقا رو نشون میده.
« برادران خونی » « شیرهای سابی سند »
در شمال شرقی آفریقای جنوبی، منطقهی حفاظت شدهی سابی سند با پارک ملی کروگر هممرزه.
«امپایر بست تیوی در شبکههای اجتماعی» @EmpireBestTV
کروگر که بیش از دو برابر یلواستون وسعت داره، زیستگاه انبوهی از
حیات وحشه که مستقیماً به سابی سند راه دارن.
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
با این همه طعمه، اینجا بهشت شیرهاست.
و همینجاست که برای بیش از یه دهه، فیلمسازها و
راهنماهای محلی شاهد ظهور حماسی شیرهای ماپوگو بودن.
نسلهای متمادی، گلهی اسپارتا در قلب سابی سند زندگی کرده.
در سال 2002، اونا ده توله داشتن، از جمله پنج نر.
این تولهها در ابتدا بینام بودن، اما بعدها اسکار، پسر خوشگل،
راستا، دم کج و آقای تی نام گرفتن.
این برادرهای جوون بعدها به ماپوگوها معروف شدن.
اون زمان که اینا توله بودن، من تو سابی سند با شیرها بودم.
و خوب یادمه که گلهی اسپارتا این همه توله داشت.
یادمه پنج تا نر بودن.
ما شیرها رو از چند ماهگی زیر نظر داشتیم، و اغلب کاملاً مشخص بود که بعضیهاشون
[ اکولوژیست شیرها دانشگاه مینهسوتا، ایالت متحده]
از بقیه جسورترن، و بعضی دیگه یه کم کنجکاوترن.
اونا ممکنه بیشتر با چیزهای جدید درگیر بشن، سعی کنن چیزهای تازه رو شکار کنن،
[متخصص گربهسانان بزرگ دانشگاه آکسفور، انگلستان]
و بعضی دیگه ممکنه بیشتر عقب بمونن،
یه کم خجالتیتر باشن، و از کنار بیشتر یاد بگیرن.
[متخصص شکارچیهای بزرگ]
مخصوصاً دو تا از کوچکترینها برام خیلی جالب بودن.
یکیشون مشخصاً رهبر بود.
خیلی گستاخ بود،
و همیشه درست پشت سرش، برادر کوچیکترش بود.
از همون سن کم میشد دید که یه همکاری بینشون شکل گرفته.
و بعداً معلوم شد که اینا آقای تی و دم کج بودن.
فقط پیوند قوی بین دو ماپوگوی کوچکتر نبود که اونا رو از
برادرهای بزرگترشون متمایز میکرد.
این دو توله خاص بودن.
از همون نشونههای اولیه میشد فهمید.
چند ماه بعد... یه بار گله یه بوفالو رو شکار کرده بود.
یکی از نرهای بزرگ، از پدرهای این ماپوگوها، لاشه رو تصاحب کرده بود.
و این تولهی نر کوچولو داشت سریع و بیسر و صدا
گوشتها رو میخورد در حالی که اون نر بزرگ فقط اونجا ایستاده بود.
این نشون میده که یه توله اینقدر بیباک بوده که اینجوری جلو بره.
به راحتی میتونست یه ضربهی محکم از پنجهی اون نر بخوره.
این برای روزهای طفولیتشون بود، ولی فکر میکنم اون رفتاری که از اون کوچولو دیدم
نشون میده که احتمالاً یا آقای تی بوده یا دم کج، همونطور که بعداً معروف شدن.
[راهنما منطقه حفاظت شده شکار سینگیتا]
فکر میکنم کسایی که شانس این رو داشتن که ماپوگوها رو وقتی توله بودن ببینن،
میتونستن پیشبینی کنن که اینا قراره یه نیروی قدرتمند در دنیای شیرها بشن.
تا وقتی این پنج نر با هم بودن، میشد فهمید که سرنوشت بزرگی در انتظارشونه.
فقط یک از هر هشت تولهی نر تا بزرگسالی زنده میمونه.
اگه یه توله تو یه گلهی سالم به دنیا بیاد
که توسط یه گروه قوی از نرها محافظت میشه،
این بهترین شانس رو بهش میده که از سال خطرناک اول زندگی جون سالم به در ببره.
ما از واژهی «گله» برای اشاره به مادهها استفاده میکنیم.
مادهها تمام عمرشون رو تو یه منطقهی کلی زندگی میکنن،
و دخترهاشون ممکنه بزرگ بشن و به اونا تو این گلهها بپیوندن.
پس یه گلهی بزرگ و قوی میتونه دههها دووم بیاره.
نرها، برعکس، ائتلاف تشکیل میدن.
یعنی یه گروهبندی تمام نر.
و ممکنه در طول زندگیش چندین بار جابجا بشه و در نهایت خیلی دور از جایی که به دنیا اومده باشه.
پدرهای تولههایی که بعداً ماپوگو شدن، یه ائتلاف بزرگ بودن.
اونا نرهای خیابان غربی بودن و چند تا گله رو کنترل میکردن.
یادمه نرهای خیابان غربی پدرهای خوبی بودن.
خیلی صبور بودن.
تصور عمومی از شیرهای نر اینه که کار زیادی نمیکنن،
فقط دراز میکشن، جفتگیری میکنن و غذا رو از مادهها میدزدن.
اما واقعیت اینه که نرها نقشهای جدی و مهمی تو گله دارن.
اونا باید از قلمرو محافظت کنن، از تولهها و مادهها دفاع کنن.
مادهها برای گله فوقالعاده مهم هستن.
اونا هستهی اصلی اجتماعی گله هستن.
نرها ممکنه بیان و برن، اما مادهها نسل به نسل باقی میمونن.
و این واقعاً یه ساختار پایدار برای زندگی اجتماعی شیرها ایجاد میکنه.
شیرها یکی از معدود گربهسانان اجتماعی دنیا هستن و وقتی با هم کار میکنن
بهتر کنار میان.
و هیچ چیز کارآمدتر از یه گلهی سالم و فعال نیست.
گلهی اسپارتا ده توله داشت، از جمله پنج ماپوگوی جوون.
یه گلهی به این بزرگی باید طعمههای بزرگ شکار میکرد.
اما مادههای اسپارتا و پسرهای خیابان غربی شکار رو به سطح دیگهای بردن.
نرها وقتی صحبت از شکار طعمههای خیلی بزرگ میشه، نقش حیاتی دارن.
اونا به گله کمک میکنن تا این حیوونای بزرگ و خطرناک رو از پا دربیارن.
برای شیرها حمله به حیوونی مثل زرافه خیلی خطرناکه، تا حدی به خاطر اندازهشون.
یه لگد زرافه میتونه یه شیر رو بکشه.
یه استراتژی پرخطر اما پرسوده.
اگه مادهها جلو باشن و مشغول از پا درآوردن یه حیوون بزرگ،
نرها هم میان کمک.
و نرهای خیابان غربی هم از این قاعده مستثنی نیستن.
یه زرافهی نر بالغ میتونه نزدیک 1300 کیلو وزن داشته باشه
و برای روزها گلهی اسپارتا رو سیر کنه.
برای شیرهای جوون، تو جایی مثل سابی سند، خطر همه جا کمین کرده.
وقتی آقای تی و دم کج هنوز توله بودن،
ظهور ماپوگوهای قدرتمند نزدیک بود به یه پایان تراژیک برسه.
« برادران خونی » « شیرهای سابی سند »
در سال 2003، ماپوگوهای جوون، آقای تی، دم کج، راستا، پسر خوشگل و اسکار
بین 6 تا 18 ماه سن داشتن.
اونا تو یه خانوادهی قوی به دنیا اومده بودن،
با یه ائتلاف قدرتمند از نرها که ازشون محافظت میکردن.
مادرهاشون، گلهی اسپارتا، شکارچیهای فوقالعادهای بودن.
مادههای اسپارتا کلید کمک به تولهها برای غلبه بر بزرگترین چالششون بودن.
یادگیری شکار.
شیرهای جوون از خیلی زود شروع به تقویت مهارتهای شکارشون میکنن.
اونا شروع میکنن به تعقیب هر چیزی که تو منطقه هست.
و بعد شروع میکنن به بهبود مهارتهاشون و افزایش
[متخصص گربهسانان بزرگ دانشگاه آکسفور، انگلستان]
اعتماد به نفسشون با امتحان کردن روی طعمههای مختلف.
اغلب طعمههای کاملاً نامناسب، مثلاً من دیدم که جوجهتیغی شکار میکنن،
که یه گزینهی خیلی خاردار و دردسرسازه.
یا چیزهایی مثل گورکن عسلخوار که حمله
بهش وحشتناکه چون یه حیوون خیلی پرخاشگره.
شاید چیزی نباشه که شیرهای جوون، ایدهآلاً بخوان باهاش درگیر بشن،
اما همهی اینا بخشی از ساختن اعتماد به نفس و مهارتهایی هست
که در آینده اونا رو شکارچیهای موثری میکنه.
برای ماپوگوها، اون آینده پر از طعمههای بزرگتر و قویتر بود.
مخصوصاً یکی از خطرناکترین حیوونای آفریقا، بوفالو.
بزرگترین گلهای که من اینجا ثبت کردم کمی بیشتر از 1400 تا بود.
غیر از اون، گروههای کوچک مجردی حدود 15 یا 20 تایی هستن،
مخصوصاً در امتداد رودخونه.
و معمولاً این گروهها هدف قرار میگیرن.
یه بوفالوی نر بزرگ 900 کیلو وزن داره.
شش برابر یه شیر ماده، یا بیش از چهار برابر یه نره.
شاخهای بزرگ و قلاب مانند دارن.
میتونن واقعاً به یه شیر آسیب بزنن.
تماشای شکار بوفالو توسط شیرها همیشه فوقالعاده
[راهنما - منطقه حفاظت شده شکار الوسابا]
هیجانانگیزه، اما اغلب 50-50 هست که کدوم یکی آسیب ببینه.
ایدهآل اینه که هر بار فقط به یه بوفالو حمله کنن، اما حتی اگه
یه بوفالوی تنها رو بگیرن، اغلب سر و صدای زیادی ایجاد میکنن.
وقتی بوفالو نر داره از پا درمیاد، کمک جلب میکنه.
بوفالوهای دیگه میان و سعی میکنن به پشت شیرهایی که طعمه رو گرفتن ضربه بزنن.
حالا تصور کنید وقتی با یه گله کامل بوفالو روبرو میشن چه اتفاقی میافته،
هزاران هزار کیلو از این حیوونای وحشی.
[ اکولوژیست شیرها دانشگاه مینهسوتا، ایالت متحده]
مثل یه دیوار عظیم وحشت که مستقیم به سمت شیرها میاد.
من دیدم یه شیر بالغ به هوا پرتاب شد و دو تا پشتک زد.
[متخصص شکارچیهای بزرگ]
با وجود خطر، اگه قرار بود یاد بگیرن چطور با چنین طعمههای عظیمی مقابله کنن،
ماپوگوهای جوون باید درست وسط ماجرا میبودن.
تولهها با تماشای شکار بقیهی گله چیزهای خیلی مهمی یاد میگیرن.
اونا یاد میگیرن چطور در آینده طعمههای ارزشمند رو به دست بیارن،
پس بزرگتر، قویتر و سالمتر میشن.
گله اغلب تولههاشون رو با خودشون به شکار میبردن.
اونا با فاصلهی نه چندان زیادی پشت سر بزرگترها میاومدن.
همونطور که 90 درصد مواقع اتفاق میافته، بوفالوها به شیرها حمله کردن و دنبالشون کردن.
بزرگسالای گله سعی کردن عقبنشینی کنن.
اما ماپوگوهای جوون و خواهر و برادراشون وسط گلهی خشمگین بوفالوها گیر افتادن.
مثل توپ بولینگ که به پینها میخوره، وقتی میان شیرها به هر طرف فرار میکنن.
[راهنما - اقامتگاه نورهو 2005 الی 2012 ]
گله تا مسافتی اونا رو دنبال کرد و در این حین، این جوونها حتماً
تو این هرج و مرج گیر افتادن.
یه گلهی بزرگ بوفالو دنبال تولههایی که تو بوتهها
قایم شدن میگردن و اونا رو پرت میکنن، لگدمال میکنن.
سعی میکنن با شاخهاشون بهشون ضربه بزنن، یا با پیشونی فشار میدن تا لهشون کنن.
[مدیر و محیط بان میدانی - اقامتگاه ساوانا]
و اینجوری در واقع اونا رو میکشن.
یادمه وقتی چند تا از تولههای گلهی اسپارتا کشته شدن،
غم و اندوه زیادی وجود داشت.
تعدادی از شیرهای اسپارتا توسط بوفالوها کشته شدن.
پنج ماپوگوی جوون خوش شانس بودن که فرار کردن.
به نظر میرسید سرنوشت برنامههای دیگهای برای این برادرها داشت.
اگه اون تولهها زنده نمیموندن،
کل ائتلاف ماپوگو هرگز شکل نمیگرفت.
[راهنما - منطقه حفاظت شده شکار سینگیتا]
آقای تی، دم کج، راستا، اسکار و پسر خوشگل
از این مهلکه جون سالم به در بردن و همه از سال اول زندگیشون گذشتن.
اما یه تهدید جدید، یه خطر دیگه، درست پشت افق در کمین بود.
« برادران خونی » « شیرهای سابی سند »
در سال 2003، یه نر ناشناس وارد قلمرو گلهی اسپارتا شد.
وقتی نرهای جدید وارد یه منطقه میشن، دورهی خیلی خطرناکی برای تولههای جوونه.
[متخصص گربهسانان بزرگ دانشگاه آکسفور، انگلستان]
شیرهای نر، وقتی یه قلمرو رو تصرف میکنن، هر تولهای رو میکشن.
ماپوگوهای جوون خوش شانس بودن.
برخلاف انتظار همه، مهاجم برادرهای نوجوون رو نکشت.
نر جدید هم از مرگ فرار کرد.
در واقع، مادههای اسپارتا و پسرهای خیابان غربی اون رو به گله پذیرفتن.
فکر کنم اولین باریه که چنین چیزی، تا جایی که ثبت شده، اتفاق افتاده.
در ابتدا، فکر میکردی نرهای غالب اون زمان، یا میکشنش یا فراریش میدن.
[راهنما - منطقه حفاظت شده شکار الوسابا]
اما به دلایلی، اون تونست یا مطیع بمونه یا خیلی سریع پذیرفته بشه.
به نظر من محتملترین حالت اینه که اون برادر ناتنی پنج نر جوونتر بوده
چون در اون سن، اگه حدود چهار ساله بوده وقتی اومده و به اون گروه پیوسته،
[ اکولوژیست شیرها دانشگاه مینهسوتا، ایالت متحده]
پدرها فقط در صورتی تحملش میکردن که یکی از پسرهاشون از یه گلهی نزدیک بوده باشه.
طی سال بعد، نر جدید، که به ماکولو معروف شد،
عضو کامل گلهی اسپارتا و برادر بزرگ پنج ماپوگوی حالا نوجوون شد.
همچنین طی این سال، راهنماهای محلی دیدن که پیوند نزدیک بین آقای تی و دم کج،
که از زمان توله بودنشون شروع شده بود، حالا قویتر شده و اونا جدا نشدنی بودن.
آقای تی غالب بود و دم کج قطعاً دست راستش بود.
اون همیشه آماده بود تا در هر شرایطی از آقای تی حمایت کنه.
No comments yet. Be the first to leave one.