Brothers in Blood: The Lions of Sabi Sand

Brothers in Blood: The Lions of Sabi Sand

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Brothers In Blood The Lions Of Sabi Sand 2015 1080p BluRay x264 AAC
A Commentary by Ali__Master
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | Ali_Master ◄◄🟨

Tags

bluray
Published on: 2025-02-22
Downloads: 76
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫این مستند، داستان شیرهای ماپوگو را روایت می‌کند ‫که در منطقه سابی آفریقای جنوبی زندگی می‌کنند.

‫البته برای نشان دادن بهتر رفتار شیرها، ‫از تصاویر دیگه‌ای هم استفاده شده است.

‫هشدار می‌دهیم که این برنامه ممکن است ‫برای بعضی از بیننده‌ها تکان‌دهنده باشد.

‫فیلمسازان و راهنماهای محلی 16 سال ‫رو صرف دنبال کردن یه خانواده شیر کردن

‫که توله‌های نرشون بعدها ‫به ماپوگوها معروف شدن.

‫اونا شاهد رفتارهای ‫خارق‌العاده‌ای بودن،

‫وقتی ماپوگوها دست به یه تلاش ‫ویرانگر برای تصرف قلمرو زدن.

‫اون لحظه‌ای که اولین قلمروشون رو ‫تصرف کردن، سرآغاز یه حمام خون بود.

‫این شش نر بیشتر از هر شیر ‫دیگه‌ای در تاریخ، سرزمین فتح کردن.

‫رویکردشون وحشیانه بود.

‫هر تهدیدی برای حکومتشون ‫رو از بین می‌بردن.

‫تخمین زده میشه که تو یه سال ‫بیش از صد شیر دیگه رو کشتن.

‫پرخاشگری و خشونت ‫ماپوگوها بی‌سابقه بود.

‫داستان اونا روی تاریک ‫و کمتر دیده شده‌ی شیرها

‫و تلاش دائمیشون برای بقا رو نشون میده.

‫« برادران خونی » « شیرهای سابی سند »

‫در شمال شرقی آفریقای جنوبی، منطقه‌ی حفاظت ‫شده‌ی سابی سند با پارک ملی کروگر هم‌مرزه.

«امپایر بست تی‌وی در شبکه‌های اجتماعی» @EmpireBestTV

‫کروگر که بیش از دو برابر یلواستون ‫وسعت داره، زیستگاه انبوهی از

‫حیات وحشه که مستقیماً ‫به سابی سند راه دارن.

‫ترجمه و زیرنویس از: ‫Ali_Master

‫با این همه طعمه، اینجا بهشت شیرهاست.

‫و همین‌جاست که برای ‫بیش از یه دهه، فیلمسازها و

‫راهنماهای محلی شاهد ظهور ‫حماسی شیرهای ماپوگو بودن.

‫نسل‌های متمادی، گله‌ی اسپارتا ‫در قلب سابی سند زندگی کرده.

‫در سال 2002، اونا ده ‫توله داشتن، از جمله پنج نر.

‫این توله‌ها در ابتدا بی‌نام بودن، ‫اما بعدها اسکار، پسر خوشگل،

‫راستا، دم کج و آقای تی نام گرفتن.

‫این برادرهای جوون بعدها ‫به ماپوگوها معروف شدن.

‫اون زمان که اینا توله بودن، ‫من تو سابی سند با شیرها بودم.

‫و خوب یادمه که گله‌ی ‫اسپارتا این همه توله داشت.

‫یادمه پنج تا نر بودن.

‫ما شیرها رو از چند ماهگی زیر نظر داشتیم، ‫و اغلب کاملاً مشخص بود که بعضی‌هاشون

‫ [ اکولوژیست ‫شیر‌ها دانشگاه مینه‌سوتا، ایالت متحده]

‫از بقیه جسورترن، و ‫بعضی دیگه یه کم کنجکاوترن.

‫اونا ممکنه بیشتر با چیزهای جدید درگیر ‫بشن، سعی کنن چیزهای تازه رو شکار کنن،

‫ [متخصص ‫گربه‌سانان بزرگ دانشگاه آکسفور، انگلستان]

‫و بعضی دیگه ممکنه بیشتر عقب بمونن،

‫یه کم خجالتی‌تر باشن، و ‫از کنار بیشتر یاد بگیرن.

‫ [متخصص ‫شکارچی‌های بزرگ]

‫مخصوصاً دو تا از کوچکترین‌ها ‫برام خیلی جالب بودن.

‫یکیشون مشخصاً رهبر بود.

‫خیلی گستاخ بود،

‫و همیشه درست پشت ‫سرش، برادر کوچیکترش بود.

‫از همون سن کم می‌شد دید که ‫یه همکاری بینشون شکل گرفته.

‫و بعداً معلوم شد که اینا ‫آقای تی و دم کج بودن.

‫فقط پیوند قوی بین دو ماپوگوی ‫کوچکتر نبود که اونا رو از

‫برادرهای بزرگترشون متمایز می‌کرد.

‫این دو توله خاص بودن.

‫از همون نشونه‌های اولیه می‌شد فهمید.

‫چند ماه بعد... یه بار گله ‫یه بوفالو رو شکار کرده بود.

‫یکی از نرهای بزرگ، از پدرهای این ‫ماپوگوها، لاشه رو تصاحب کرده بود.

‫و این توله‌ی نر کوچولو ‫داشت سریع و بی‌سر و صدا

‫گوشت‌ها رو می‌خورد در حالی که ‫اون نر بزرگ فقط اونجا ایستاده بود.

‫این نشون میده که یه توله اینقدر ‫بی‌باک بوده که اینجوری جلو بره.

‫به راحتی می‌تونست یه ضربه‌ی ‫محکم از پنجه‌ی اون نر بخوره.

‫این برای روزهای طفولیت‌شون بود، ولی ‫فکر می‌کنم اون رفتاری که از اون کوچولو دیدم

‫ نشون میده که احتمالاً یا آقای تی بوده یا ‫دم کج، همون‌طور که بعداً معروف شدن.

‫ [راهنما منطقه ‫حفاظت شده شکار سینگیتا]

‫فکر می‌کنم کسایی که شانس این رو ‫داشتن که ماپوگوها رو وقتی توله بودن ببینن،

‫می‌تونستن پیش‌بینی کنن که اینا قراره ‫یه نیروی قدرتمند در دنیای شیرها بشن.

‫تا وقتی این پنج نر با هم بودن، می‌شد ‫فهمید که سرنوشت بزرگی در انتظارشونه.

‫فقط یک از هر هشت توله‌ی ‫نر تا بزرگسالی زنده می‌مونه.

‫اگه یه توله تو یه گله‌ی سالم به دنیا بیاد

‫که توسط یه گروه قوی از نرها محافظت میشه،

‫این بهترین شانس رو بهش میده که از سال ‫خطرناک اول زندگی جون سالم به در ببره.

‫ما از واژه‌ی «گله» برای ‫اشاره به ماده‌ها استفاده می‌کنیم.

‫ماده‌ها تمام عمرشون رو تو ‫یه منطقه‌ی کلی زندگی می‌کنن،

‫و دخترهاشون ممکنه بزرگ ‫بشن و به اونا تو این گله‌ها بپیوندن.

‫پس یه گله‌ی بزرگ و قوی ‫می‌تونه دهه‌ها دووم بیاره.

‫نرها، برعکس، ائتلاف تشکیل میدن.

‫یعنی یه گروه‌بندی تمام نر.

‫و ممکنه در طول زندگیش چندین بار جابجا بشه و در ‫نهایت خیلی دور از جایی که به دنیا اومده باشه.

‫پدرهای توله‌هایی که بعداً ماپوگو ‫شدن، یه ائتلاف بزرگ بودن.

‫اونا نرهای خیابان غربی بودن ‫و چند تا گله رو کنترل می‌کردن.

‫یادمه نرهای خیابان ‫غربی پدرهای خوبی بودن.

‫خیلی صبور بودن.

‫تصور عمومی از شیرهای ‫نر اینه که کار زیادی نمی‌کنن،

‫فقط دراز می‌کشن، جفت‌گیری ‫می‌کنن و غذا رو از ماده‌ها می‌دزدن.

‫اما واقعیت اینه که نرها نقش‌های ‫جدی و مهمی تو گله دارن.

‫اونا باید از قلمرو محافظت ‫کنن، از توله‌ها و ماده‌ها دفاع کنن.

‫ماده‌ها برای گله فوق‌العاده مهم هستن.

‫اونا هسته‌ی اصلی اجتماعی گله هستن.

‫نرها ممکنه بیان و برن، اما ‫ماده‌ها نسل به نسل باقی می‌مونن.

‫و این واقعاً یه ساختار پایدار برای ‫زندگی اجتماعی شیرها ایجاد می‌کنه.

‫شیرها یکی از معدود گربه‌سانان ‫اجتماعی دنیا هستن و وقتی با هم کار می‌کنن

‫بهتر کنار میان.

‫و هیچ چیز کارآمدتر از ‫یه گله‌ی سالم و فعال نیست.

‫گله‌ی اسپارتا ده توله داشت، ‫از جمله پنج ماپوگوی جوون.

‫یه گله‌ی به این بزرگی باید ‫طعمه‌های بزرگ شکار می‌کرد.

‫اما ماده‌های اسپارتا و پسرهای خیابان ‫غربی شکار رو به سطح دیگه‌ای بردن.

‫نرها وقتی صحبت از شکار طعمه‌های ‫خیلی بزرگ میشه، نقش حیاتی دارن.

‫اونا به گله کمک می‌کنن تا این حیوونای ‫بزرگ و خطرناک رو از پا دربیارن.

‫برای شیرها حمله به حیوونی مثل زرافه ‫خیلی خطرناکه، تا حدی به خاطر اندازه‌شون.

‫یه لگد زرافه می‌تونه یه شیر رو بکشه.

‫یه استراتژی پرخطر اما پرسوده.

‫اگه ماده‌ها جلو باشن و مشغول ‫از پا درآوردن یه حیوون بزرگ،

‫نرها هم میان کمک.

‫و نرهای خیابان غربی هم ‫از این قاعده مستثنی نیستن.

‫یه زرافه‌ی نر بالغ می‌تونه ‫نزدیک 1300 کیلو وزن داشته باشه

‫و برای روزها گله‌ی اسپارتا رو سیر کنه.

‫برای شیرهای جوون، تو جایی مثل ‫سابی سند، خطر همه جا کمین کرده.

‫وقتی آقای تی و دم کج هنوز توله بودن،

‫ظهور ماپوگوهای قدرتمند نزدیک ‫بود به یه پایان تراژیک برسه.

‫« برادران خونی » « شیرهای سابی سند »

‫در سال 2003، ماپوگوهای جوون، آقای ‫تی، دم کج، راستا، پسر خوشگل و اسکار

‫بین 6 تا 18 ماه سن داشتن.

‫اونا تو یه خانواده‌ی ‫قوی به دنیا اومده بودن،

‫با یه ائتلاف قدرتمند از نرها ‫که ازشون محافظت می‌کردن.

‫مادرهاشون، گله‌ی اسپارتا، ‫شکارچی‌های فوق‌العاده‌ای بودن.

‫ماده‌های اسپارتا کلید کمک به توله‌ها ‫برای غلبه بر بزرگترین چالششون بودن.

‫یادگیری شکار.

‫شیرهای جوون از خیلی زود شروع ‫به تقویت مهارت‌های شکارشون می‌کنن.

‫اونا شروع می‌کنن به تعقیب ‫هر چیزی که تو منطقه هست.

‫و بعد شروع می‌کنن به ‫بهبود مهارت‌هاشون و افزایش

‫ [متخصص ‫گربه‌سانان بزرگ دانشگاه آکسفور، انگلستان]

‫اعتماد به نفسشون با امتحان ‫کردن روی طعمه‌های مختلف.

‫اغلب طعمه‌های کاملاً نامناسب، مثلاً ‫من دیدم که جوجه‌تیغی شکار می‌کنن،

‫که یه گزینه‌ی خیلی خاردار و دردسرسازه.

‫یا چیزهایی مثل گورکن عسل‌خوار که حمله

‫بهش وحشتناکه چون یه ‫حیوون خیلی پرخاشگره.

‫شاید چیزی نباشه که شیرهای ‫جوون، ایده‌آلاً بخوان باهاش درگیر بشن،

‫اما همه‌ی اینا بخشی از ساختن ‫اعتماد به نفس و مهارت‌هایی هست

‫که در آینده اونا رو ‫شکارچی‌های موثری می‌کنه.

‫برای ماپوگوها، اون آینده پر از ‫طعمه‌های بزرگتر و قوی‌تر بود.

‫مخصوصاً یکی از خطرناک‌ترین ‫حیوونای آفریقا، بوفالو.

‫بزرگترین گله‌ای که من اینجا ثبت ‫کردم کمی بیشتر از 1400 تا بود.

‫غیر از اون، گروه‌های کوچک ‫مجردی حدود 15 یا 20 تایی هستن،

‫مخصوصاً در امتداد رودخونه.

‫و معمولاً این گروه‌ها هدف قرار می‌گیرن.

‫یه بوفالوی نر بزرگ 900 کیلو وزن داره.

‫شش برابر یه شیر ماده، یا ‫بیش از چهار برابر یه نره.

‫شاخ‌های بزرگ و قلاب مانند دارن.

‫می‌تونن واقعاً به یه شیر آسیب بزنن.

‫تماشای شکار بوفالو توسط ‫شیرها همیشه فوق‌العاده

‫ [راهنما - منطقه ‫حفاظت شده شکار الوسابا]

‫هیجان‌انگیزه، اما اغلب 50-50 ‫هست که کدوم یکی آسیب ببینه.

‫ایده‌آل اینه که هر بار فقط به ‫یه بوفالو حمله کنن، اما حتی اگه

‫یه بوفالوی تنها رو بگیرن، اغلب ‫سر و صدای زیادی ایجاد می‌کنن.

‫وقتی بوفالو نر داره از پا ‫درمیاد، کمک جلب می‌کنه.

‫بوفالوهای دیگه میان و سعی می‌کنن به ‫پشت شیرهایی که طعمه رو گرفتن ضربه بزنن.

‫حالا تصور کنید وقتی با یه گله کامل ‫بوفالو روبرو میشن چه اتفاقی می‌افته،

‫هزاران هزار کیلو از این حیوونای وحشی.

‫ [ اکولوژیست ‫شیر‌ها دانشگاه مینه‌سوتا، ایالت متحده]

‫مثل یه دیوار عظیم وحشت ‫که مستقیم به سمت شیرها میاد.

‫من دیدم یه شیر بالغ به هوا ‫پرتاب شد و دو تا پشتک زد.

‫ [متخصص ‫شکارچی‌های بزرگ]

‫با وجود خطر، اگه قرار بود یاد بگیرن ‫چطور با چنین طعمه‌های عظیمی مقابله کنن،

‫ماپوگوهای جوون باید ‫درست وسط ماجرا می‌بودن.

‫توله‌ها با تماشای شکار بقیه‌ی گله ‫چیزهای خیلی مهمی یاد می‌گیرن.

‫اونا یاد می‌گیرن چطور در آینده ‫طعمه‌های ارزشمند رو به دست بیارن،

‫پس بزرگتر، قوی‌تر و سالم‌تر میشن.

‫گله اغلب توله‌هاشون رو با ‫خودشون به شکار می‌بردن.

‫اونا با فاصله‌ی نه چندان زیادی ‫پشت سر بزرگترها می‌اومدن.

‫همونطور که 90 درصد مواقع اتفاق می‌افته، ‫بوفالوها به شیرها حمله کردن و دنبالشون کردن.

‫بزرگسالای گله سعی کردن عقب‌نشینی کنن.

‫اما ماپوگوهای جوون و خواهر و برادراشون ‫وسط گله‌ی خشمگین بوفالوها گیر افتادن.

‫مثل توپ بولینگ که به پین‌ها می‌خوره، ‫وقتی میان شیرها به هر طرف فرار می‌کنن.

‫ [راهنما - ‫اقامتگاه نورهو 2005 الی 2012 ]

‫گله تا مسافتی اونا رو دنبال کرد ‫و در این حین، این جوون‌ها حتماً

‫تو این هرج و مرج گیر افتادن.

‫یه گله‌ی بزرگ بوفالو ‫دنبال توله‌هایی که تو بوته‌ها

‫قایم شدن می‌گردن و اونا رو ‫پرت می‌کنن، لگدمال می‌کنن.

‫سعی می‌کنن با شاخ‌هاشون بهشون ضربه ‫بزنن، یا با پیشونی فشار میدن تا له‌شون کنن.

‫ [مدیر و محیط‌ ‫بان میدانی - اقامتگاه ساوانا]

‫و اینجوری در واقع اونا رو می‌کشن.

‫یادمه وقتی چند تا از توله‌های ‫گله‌ی اسپارتا کشته شدن،

‫ غم و اندوه زیادی وجود داشت.

‫تعدادی از شیرهای اسپارتا ‫توسط بوفالوها کشته شدن.

‫پنج ماپوگوی جوون خوش ‫شانس بودن که فرار کردن.

‫به نظر می‌رسید سرنوشت برنامه‌های ‫دیگه‌ای برای این برادرها داشت.

‫اگه اون توله‌ها زنده نمی‌موندن،

‫کل ائتلاف ماپوگو هرگز شکل نمی‌گرفت.

‫ [راهنما - ‫منطقه حفاظت شده شکار سینگیتا]

‫آقای تی، دم کج، راستا، اسکار و پسر خوشگل

‫از این مهلکه جون سالم به در بردن ‫و همه از سال اول زندگیشون گذشتن.

‫اما یه تهدید جدید، یه خطر دیگه، ‫درست پشت افق در کمین بود.

‫« برادران خونی » « شیرهای سابی سند »

‫در سال 2003، یه نر ناشناس ‫وارد قلمرو گله‌ی اسپارتا شد.

‫وقتی نرهای جدید وارد یه منطقه میشن، ‫دوره‌ی خیلی خطرناکی برای توله‌های جوونه.

‫ [متخصص ‫گربه‌سانان بزرگ دانشگاه آکسفور، انگلستان]

‫شیرهای نر، وقتی یه قلمرو رو ‫تصرف می‌کنن، هر توله‌ای رو می‌کشن.

‫ماپوگوهای جوون خوش شانس بودن.

‫برخلاف انتظار همه، مهاجم ‫برادرهای نوجوون رو نکشت.

‫نر جدید هم از مرگ فرار کرد.

‫در واقع، ماده‌های اسپارتا و پسرهای ‫خیابان غربی اون رو به گله پذیرفتن.

‫فکر کنم اولین باریه که چنین چیزی، ‫تا جایی که ثبت شده، اتفاق افتاده.

‫در ابتدا، فکر می‌کردی نرهای غالب ‫اون زمان، یا می‌کشنش یا فراریش میدن.

‫ [راهنما - منطقه ‫حفاظت شده شکار الوسابا]

‫اما به دلایلی، اون تونست یا مطیع ‫بمونه یا خیلی سریع پذیرفته بشه.

‫به نظر من محتمل‌ترین حالت اینه که ‫اون برادر ناتنی پنج نر جوون‌تر بوده

‫چون در اون سن، اگه حدود چهار ساله ‫بوده وقتی اومده و به اون گروه پیوسته،

‫ [ اکولوژیست ‫شیر‌ها دانشگاه مینه‌سوتا، ایالت متحده]

‫پدرها فقط در صورتی تحملش می‌کردن که ‫یکی از پسرهاشون از یه گله‌ی نزدیک بوده باشه.

‫طی سال بعد، نر جدید، ‫که به ماکولو معروف شد،

‫عضو کامل گله‌ی اسپارتا و برادر ‫بزرگ پنج ماپوگوی حالا نوجوون شد.

‫همچنین طی این سال، راهنماهای محلی ‫دیدن که پیوند نزدیک بین آقای تی و دم کج،

‫که از زمان توله بودنشون شروع شده ‫بود، حالا قوی‌تر شده و اونا جدا نشدنی بودن.

‫آقای تی غالب بود و دم ‫کج قطعاً دست راستش بود.

‫اون همیشه آماده بود تا در هر ‫شرایطی از آقای تی حمایت کنه.

Brothers in Blood: The Lions of Sabi Sand subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left