The first 200 lines.
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
سلام
تف توش
مرغهای عشق
چه کمکی از دستم برمیاد؟
خب، قضیه از این قراره ساکت یه آرزو کرد
بعد من اومدم و یه آرزوی دیگه کردم
یه اشتباه ساده بود
اون لحظه یهویی جوگیر شدم یه چیزی گفتم
منم مثل ساکت دلم میخواد دیوارها خراب بشن
برای همین اومدم آرزوم رو پس بگیرم چیز مهمی نیست
قضیه خیلی جدیه
روی قوانین تاکید کردم
- هر ماشین فقط یه آرزو گیرش میاد - میدونم. اشتباه شد
برای همین میخوام آرزوم رو پس بگیرم
خب... واقعاً اینو میخوای؟
ناسلامتی خواهرتهها
تو چی؟
بهش اجازه میدی همچین فداکاریای بکنه؟
دروغ بزرگی گفت
ولی حتماً خیلی دلش میخواسته خواهرش برگرده پیشش
آره، ولی کریستا...
خواهر خودمه، تصمیمش هم با خودمه
اگر میخواین مشکل آرزوتون رو حل کنین...
از آب چاه بخورین
این چاه؟
اوهوم
خیلیخب، تموم شد
همهچی حل و فصل میشه
واقعاً؟
به همین راحتی
حالا دیگه برین
راستی...
امشب خوش بگذره
اگر برنامهی چیزی رو ریخته
که قراره "خوش بگذره"، دهنمون سرویسه
هیچی مثل آرامش قبل از طوفان نمیشه
« تـویـسـتـد مـتـال »
عجب. چقدر سفیدکننده عالیه
بهنظرت توی بدنم رو هم تمیز میکنه؟
خیلیخب...
"رانو... عزا..."
"رانندههای عزیز"
"امشب انقلاب زمستانی را"
"جشن خواهیم گرفت"
"تغییر فصل را با موسیقی"
"رقص و جشن و سرور گرامی خواهیم داشت"
اوه! گفتی "مهمونی"؟
از شانس خوبت، من عاشق رقص کثیفم
تعجبی برام نداره که عاشق نوع کثیفشی
چندین روزه خودتو نشستی
و علاقهای به رقصیدن باهات ندارم
حالا میبینیم
"لطفاً با استفاده از محتویات این جعبهی زیبا و هنرمندانه"
"خود را آماده کرده و ساعت 8 شب بیرون سالن ورزش حضور پیدا کنید"
"انقلابین گرمی رو براتون آرزومندم"
"کلیپسو"
پس مرحلهی بعدی مهمونیه
جان، بازی این یارو رو خراب کردیم
پس نه، فکر نکنم مرحلهی بعدی فقط یه مهمونی باشه
خب، نمیتونه اونقدرام بد باشه
من که خطرشو به جون نمیخرم
یا خدا...
خیلیخب، پس شاید قراره یکمی برقصیم
وایسا ببینم، الان گفتی جشن انقلاب زمستانی؟
همیشه دلم میخواست یه قسمت مخصوص رقص آخرسال بازی کنم
ولی هیچوقت فرصتش پیش نیومد
ولی همهشون رو دیدم
اوه... امشب اونقدر جادویی بشه که نگو
چنان میرقصم که بیا و ببین
درست مثل کارلتون بنکس توی "شاهزادهی خفن بلایر"
مگه نه، هارولد؟
آخی، جزی جف کوچولوی خودمی (رفیق ویل اسمیت در سریال)
خیلیخب، نظرتو بگو
لباس مهمونی ساده بپوشم یا مدل ترانسیلوانیایی؟
بهنظرم ترانسیلوانیایی بهتره
اصلاً هیچی حالیت نیست
لباسهای ساده و سنتی به درد رقص آخرسال میخورن
وقتشه سلیطهها رو انگشت به دهن بذارم
پشمام
ایش، برو خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه
امشب دیگه قطعاً تخمکهامو بارور میکنم
همم، وقتشه بریم مهمونی
اینقدر باهاش ور نرو
بده باباجون برات ببنده
درازه میره روی کوتاهه بعد از سوراخ رد میشه
و برمیگرده...
ولش کن بابا. میدونی چیه؟
اگر ریکی توی "این به اصطلاح زندگی من" کراوات لازم نداشت
استوی نازنین منم لازم نداره
سلام!
کتوشلوار بنفش پوشیدی چه خوشتیپ شدی، استو
- بادمجونیه - بادمجونی، ها؟
- مثل اون سبزیجاته - آره، خودم فهمیدم
کتوشلوار جذاب که داریم
یه پدرسوختهی خوشتیپ که تنش کنه...
اونم داریم خوبشم داریم
چقدر خفنه، نه؟
دعوتنامهها، لباسها...
انگار توی قصههای پریونم
ای خدا، چه وضع بیخودیه
یا خدا
باد داره میاد؟
- چه خوشگل شدی - ممنون
با پارهپاره شدن قشنگتر شد
علاوه بر اون...
- هنوزم میتونم تبرمو زیرش قایم کنم - اوه
لباسه اصلاً اندازهم نیست
فکر کنم چون برعکس پوشیدیش
بیا، بذار کمکت کنم
چطوری اینطوری پوشیدیش؟
لطفاً وارد سالن ورزش بشید
چه زیبا
خیلی خوشتیپ شدین
شروع شد
محشره. خیلی شیک شدین
به جشن انقلاب زمستانی خوش آمدین
جشنی که قدمتش به مستعمرهی روانوک برمیگرده
و اون زمان، ما... اونا...
جمع میشدیم تا تغییرات زندگی رو جشن بگیریم
لحظاتی که وجه اشتراک همهی ماهاست
و امشب، مرگ پاییز رو گرامی میداریم
و تولد زمستان رو جشن میگیریم
یاد و خاطرهی مردهها رو با پیشکشی خودمون گرامی میداریم...
پیشکشی زندگی
دوست دارم بدونم قراره چی رو پیشکش کنیم
عـه، چه خوب. خونه
نفر بعدی کیه؟
آخ، خردهچوب رفت تو دستم
دست راست یا چپ؟
تو لازم نیست پیشکشی بدی
کل، راستشو بخوای عاشق فضا و حس و حال جشنم
درضمن، چقدر قصهگوییت استادانهست
همم. ممنون
به یاد کشته شدگان
بابت پیشکشیتون ممنونم
همم. خوب شد
خردهچوب من ناپدید نشد
خب، شاهد مرگهای زیادی بودیم
و شاهد مرگهای بیشتری هم خواهیم بود ولی امشب؟
امشب...
شب مخصوص زندههاست
بیاین جشن بگیریم!
برین. خجالت نکشین
- ایول! - برین برقصین
واقعاً همونی که میخواستم شد
واقعاً همونی که میخواستم شد!
بفرمایید پیشغذا
رول میل دارین؟
این دیگه چه وضعشه؟
هی بچهها، بیاین اینجا
و دور من حلقه بزنین برقصم
دیدم چیکار کردی
و من...
کاملاً با اینکارت موافقم
اوه، خیلیخب
کی آمادهست خاطرات قشنگی با هم بسازیم؟
آره چجورم!
بزن بریم!
نمیدونم والا
مطمئنین چشمهامون رو ذوب نمیکنه و اینا؟
استو
بیا داخل بابا
هی، استو، باید بیای
بدون تو که نمیتونیم سه داشرفیق باشیم
پس بیا تو دیگه، بنفشخان
هی، اگر میخواین زشتترین آدمای توی عکس باشین
خوشحال میشم بیام
بجنب بیا داخل
میتونی روی پام بشینی
- باشه - باسنتو بگیر سمت ما
باشه
بیاین کلاههامون رو عوض کنیم
امشب بهترین شب زندگیمه
این خوراکیها رو دیدی؟
- چیکار داری میکنی؟ - آخ! مگه چیه؟
مارشملو گذاشتن توی غلات صبحونه
نمیتونم جلوی خودمو بگیرم!
وایسا ببینم. توام یکی میخواستی؟
نـه
و توام نباید بخوری
احتمالاً چیزی قاطیش کردن
- همم - یا دیجی داره توی آهنگهاش
پیامهای پنهانی میفرسته تو مغزمون
و وقتی شروع کرد بیس زدن همهمون همدیگه رو میکشیم
شاید. ولی من اینو میخورم
فقط میگم یه جای کار میلنگه
نه، میفهمم چی میگی
مثل اون وقتهایی که همهچی ظاهراً مرتبه
ولی درواقع یه غافلگیری در راهه
مثل این اشترودل سوسیس خوشمزه
همم؟
بخور
بخور دیگه. خوشمزهن
تا الان 6 تاشو خوردم
جوری رفتار میکنی انگار هیچ مشکلی نیست
همیشه یه مشکلی هست
تمام عمرمون همین وضع بوده
آره درسته، شاید کلیپسو یه حرکتی بزنه
ولی امشب، من با تو اینجام
No comments yet. Be the first to leave one.