The first 200 lines.
ب
با
باز
بازگ
بازگر
بازگرد
بازگردا
بازگردان
بازگردانن
بازگردانند
بازگرداننده
بازگرداننده
بازگرداننده ب
بازگرداننده به
بازگرداننده به
بازگرداننده به پ
بازگرداننده به پا
بازگرداننده به پار
بازگرداننده به پارس
بازگرداننده به پارسي
بازگرداننده به پارسي
بازگرداننده به پارسي
بازگرداننده به پارسي M
بازگرداننده به پارسي MT
بازگرداننده به پارسي MT1
بازگرداننده به پارسي MT10
بازگرداننده به پارسي MT102
بازگرداننده به پارسي MT1023
بازگرداننده به پارسي MT1023
بازگرداننده به پارسي MT1023
لطفا نجاتم بده
"مدير "دو
"مدير "دو "مدير "دو
نجاتم بده
دو مــين جون
. . مدير
دو مين جون
! کجا غيبت زد ؟
بيا بيرون . من خيلي ترسيدم
خواهش ميکنم بيا
هوي کيونگ
چرا در دسترس نبودي ؟
چي شده ؟
کجايي؟
نميدونم
نميدونم
. . يه درخت اينجا هست و
يه دره هم جلوم ـه . نميدونم کجام
هوي کيونگ
داشتم ميمردم
سونگ يي ، اول بايد اروم بگيري
و بعدش بايد مکان ياب موبايلتُ روشن کني
صدامُ ميشنوي ؟
سونگ يي سونگي " حالت خوبه ؟"
آق همسايه ، مگه تو نبودي که به بيمارستان آورديش ؟ خب بايد مواظبش ميبودي
اصلا ميدوني چه اتفاقي براش افتاده ؟
کجا بودي ؟
مگه بهت نگفته بودم به پاسگاه پليس ميرم
واقعا از پاسگاه پليس برگشتي؟
احتمالا ، تو نجاتم ندادي ؟
منظورت چيه ؟
راستشُ بگو
تو قبلا توي اون دَره نبودي ؟
"من کاملا مطمئنم که اونجا ديدمت " دو مين جون
نميدونم منظورت چيه
تو پاسگاه پليس همه چيز خوب پيش رفت
و از اونجايي که الان دوستت کنارته ، من ميتونم برم ؟
البته که ميتوني بري . در ضمن من دوستش نيستم من دوست پسرشم
. . هوي . . مثلا داشتم حرف ميزدما
منظورت از اون حرفا چي بود ؟
چيُ تو دره ديدي؟
فکر کنم اشتباه ديدم
. . از شوکِ اون اتفاق بايد چيزايي رو ديده باشي . . آره بايد بخاطر همين باشه
اما از اين به بعد هروقتي که تو دردسر افتادي ، به خودم زنگ بزن ، باشه ؟
هوي کيونگ
ممنونم
واقعا فکر ميکردم ديگه دارم ميميرم
اگه تو نميومدي چيکار ميکردم ؟
اينطوري نيست . من اون کسيَم که بدونِ تو نميتونه زندگي کنه سوار شو
« تو از ستاره ها اومدي » قسمت هشتم
چطور تونستي يهمچين اشتباهي رو انجام بدي ؟
معمولا از اينکارا نميکني ، درسته ؟
. . من
اون ديگه کي بود ؟
اون چي بود ؟
. . من حتي ترمز دستي رو هم از کار انداخته بودم که کار نکنه
برو ببين چي شده
چشم
اين ديگه چيچي بود ؟
وقتي که بهوش اومديم ، تو يه بزگراه که خيلي از اونجا دور بود افتاده بوديم
و وقتي هم که به دَره برگشتيم " سونگ يي " از اونجا رفته بود
اون کسي که يکدفعه پيداش شد کي بود ؟
نميدونم
اصلا نميدونم اون کي بود
چه دارويي بهش داديد که تا يک ساعت پيشش رو بخاطر نمياره ؟
اون رو از سئول به " گاپيونگ " بردن
پس يعني نبايد يه داروي بيهوشي چيزي بهش تزريق کرده باشن ؟
چون خانوم " چون سونگ يي " ضعيف هستند
ما فقط بهش سرم نمکي زديم . هيچ چيز ديگه اي بهشون تزريق نکرديم
من هيچ چيز ديگه اي براش تجويز نکردم
اون ميگه يه نفرديگه اي اومده بهش آمپول تزريق کرده
کي بوده ؟
نميدونم
فقط يادمه که لباس دکتري پوشيده بود
و صورتشُ نديدم
براي اينکه بفهميم چه ماده اي بهش تزريق شده ما ازش ازمايش خون ميگيرم و به پاتولوژي ميفرستيم
دوربين امنيتيتون کجاست ؟
حرفمُ گوش کن ، بيا به يه بيمارستان ديگه بريم
. من از جاهايي که آدم زيادي توش باشن متنفرم . ميرم خونه
از اونجايي که دوربين امنيتي بيمارستان خراب شده بود ،فکر کنم يه حرومزاده اي اومده باشه از عمد خرابش کرده باشه
نگران نباش . من يکاري ميکنم تا همشون دستگير بشن
هموطنور که قبلا بهت گفتم ، نبايد به پليس گزارش بدي
واقعا ديگه نميخوام مردم بيشتر از اين دربارم حرف بزنن
باعث اذيت شدن و ناراحتيم ميشه
چيه ؟
تا کِي بايد تنهايي بفرستمت خونه ؟
باعث دلواپسي و نگرانيم ميشه
واقعا دوست ندارم اينطوري بري
ميرم استراحت بکنم
باشه . اگه هراتفاقي افتاد بهم زنگ بزن
درُ باز کن منم
چي شده ؟
يکي اومده وسايلمُ بهم ريخته
واقعا ديوونه بازاري درست کرده
چيه ؟
ميخواي بري تو ؟ اگه هنوزم کسي تو باشه چي ؟
تو جاي ديگه اي براي رفتن داري ؟
يه مدتي اينجا بمون
خيلي خوبه ، هر وقتي که اتفاق بدي براي من ميوفته
تو هميشه کنارمي
راستي
تو واقعا اونجا نبودي ؟
منظورت از اونجا چيه ؟
فراموشش کن
فکر کنم دارم عجيب و عجيبتر ميشم
دستت چي شده ؟
زخمي شدي ؟
توراهِ پاسگاه پليس يه تصادف رانندگيِ کوچيک پيش اومد
چجور تصادفي ؟
چيز مهمي نيست . دست و صورتتُ بشور و بگير بخواب
چي شده ؟
چرا با اين لباساي کوتاه اومدي بيرون ؟
زودتر سوار شو
منم رسوندمش خونه و برگشتم
اما خيلي نگرانشم
اگه ميتونستم ، براش يه محافظ شخصي ميگرفتم
اما معلومه که اون خوشش نمياد
سه مي ، ميشه يه امشبُ بري پيشش بخوابي ؟
من ميرسونمت اونجا
چون که ازم خواست به پليس گزارش ندم ، به پليس چيزي نميگم
اما اين اصلا يه اتفاق ساده نيست
. . يه حروم زاده اي " سونگ يي " منو دزديده و
اگه دستم به اون حرومزاده برسه ، با دستاي خودم ميکشمش
اومدي اينجا که اينارو بگي ؟
تو نگران نشدي ؟
يهمچين اتفاقي براي " سونگ يي " افتاده ها
براي چي من نگران بشم ؟
آدماي خيلي زيادي هستن که براش نگران بشن
اگه اتفاقي براي " سونگ يي " بيوفته ، تو ميتوني باهاش کنار بياي ؟
ببينم تو با " سونگيي " دعوا کردي ؟
اون اينروزا خيلي حساسه
دوباره از دستت عصباني شده ؟
تو خيلي مهربوني ، پس سعي کن درکش کني
هوي کيونگ ، براي چي من بايد مهربون باشم ؟
من اصلا هم آدم مهربوني نيستم
من در اصل يه آدم خيلي بَدم که وانمود بخوب بودن ميکنه
. . اونوقت ، تو
کي گفته تو خوب نيستي ؟
سه مي " من، مهربونترين دختر دنياست "
من فقط اينُ به تو ميگم حتي به " سونگ يي " هم نميگم که مهربونه
يو سه مي ، من فقط ميخوام اينُ به تو بگم
چيُ ؟
راستش
من حسابي عاشق شدم
عاشق " چون سونگ يي " شدم
خودمم نميتونم خودمُ درک کنم
اون يه دختر خيلي خودخواه و خود پسنده
و جلوي بقيه آبروم رو ميريزه
اما خب چه کاري از دستم برمياد . من تا حد مرگ دوستش دارم
درواقع ، خيلي خوشحالم که تو دوستشي . اما . . پس کمک کن
اون حتي بهم به چشم يه پسر هم نگاه نميکنه
پس تو لطفا کمکم کن
خواهش ميکنم
تو آدم مهربوني هستي
. .من، اون مردي که 12 سال پيش
. . سونگ يي " رو نجات داد "
رو تازگيا ديدم
چي ؟
کجا ؟
تو صورتشُ از کجا ميشناسي ؟
راستش ، منم اونروز
اونجا بودم
و بخوبي ديدمش
باشه ، بيا فرض کنيم که درست ديديش
اونوقت ، اون کيه ؟
خودش گفت ؟
خودش گفت که کسيِ که " چون سونگ يي " رو نجات داده ؟
من کاملا مطمئنم که خودشه
. . اگه
من اينُ به " سونگ يي " بگم
No comments yet. Be the first to leave one.