Book Club

Book Club

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Book Club 2018 720p BluRay x264-DRONES
Book Club 2018 BRRip XviD MP3-XVID
Book Club 2018 1080p BluRay x264-DRONES
Book Club 2018 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
Book Club 2018 720p BluRay H264 AAC-RARBG
Book Club 2018 BDRip x264-DRONES
Book Club 2018 BRRip XviD AC3-EVO
Book Club 2018 BRRip AC3 X264-CMRG
Book Club 2018 720p BRRip XviD AC3-XVID
Book Club 2018 BRRip XviD AC3-XVID
A Commentary by spring7
LiLMedia.TV ارائه ای از رسانه کوچک | Spring7

Tags

brrip
XviD
AC3
x264
720p
720
BluRay
1080
Published on: 2018-08-13
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫وب سایت رسانه کوچک افتتاح شد ‫تخفیف ۳۰ الی ۴۵ درصدی پلن های ویژه تا آخر مرداد ماه

‫اینطوری بود که شروع شد

‫چهار تا دوست صمیمی و یه کتاب

‫ویوان یکی ازونایی بود که ایده شو داد.

‫اونو توی یه مجله دیده بود.

‫و یکی از اولین کتابایی بود

‫که فلسفه یک عمر زندگی رو بهش داده بود.

‫میدونی سکسی ترین چیزی که در تو پیدا کردم چیه؟

‫بگو.

‫به من نیازمند نیستی.

‫من به هیچ کس نیاز ندارم.

‫این یکی از راههای موفقیتمه.

‫موفقیت خود اون بود!

‫هتلی که ما جلوش وایساده بودیم

‫مال اون بود.

‫و ده سال بعد

‫اونو کوبید و یدونه جدیدشو ساخت!

‫صبح بخیر. خانم دونل.

‫بعدا بهت زنگ میزنم.

‫اسلیم؟

‫این آرتوره.

‫اولین باری که سکس کردن روی یک میز میکس بودن.

‫دیوانه وار عاشق هم بودن.

‫اون بهش پیشنهاد ازدواج داد.

‫ولی جواب نه شنید!

‫اونم از شهر رفت.

‫مع، نع، مع.

‫آرتور ریلی

‫40 سال گذشته؟

‫امکان نداره. منظورم اینه من 6 سالم بود.

‫- هنوزم جسوری. آره؟ ‫- آره

‫عادتای قدیمی نمیمیرن.

‫من باید برگردم جلسه اما

‫قراره که توهم توی شهر باشی چند وقت؟

‫امیدوارم اینطور باشه. ‫اینجا زندگی میکنم.

‫پیدات میکنم.

‫خوشحال شدم دیدمت. اسلیم.

‫حالا، شارون هم خونه ای ویوان بود.

‫توی دانشگاه استنفورد.

‫بعدش به دانشگاه حقوق رفت.

‫از 301 نفر توی کلاسش که فارغ التحصیل شدند

‫62 نفرشون زن بودن.

‫از اون 62 نفر، ‫یک نفر قاضی فدرال شد.

‫الان پشت تلفنه؟

‫خانم ها و آقایان،

‫5 دقیقه استراحت میکنیم.

‫برپا.

‫جلسه دادگاه 5 دقیقه تنفس اعلام میکنه.

‫نه. نه. نه. ‫تو هیچوقت نصفه کاره رها نمیکنی.

‫هاوایی چطوره؟

‫تو... نامزد کردی؟

‫چرا؟ منظورم اینه. وای!

‫منظورم "چرا" نبودا. ‫منظورم " واو" بود.

‫خب، اگه من یه قاضی زنم.

‫اخلاق حرفه ایمه دیگه

‫شریل کیه؟

‫نمیدونستم. ‫پدرت یه نفرو میدیده.

‫خوش بحالش.

‫و خوشبحال تو. خوشبحال هر دو تون...

‫به همه دور و بریات تبریک میگم. ‫آره.

‫در سال 1985، ‫شارون با تام ازدواج کرد.

‫چون باعث میشد بخندونتش.

‫تا 1999، ‫اون دیگه خیلی نمیخندید.

‫و وقتی تام پرسید که

‫دن کیشوت چیه. همه چیز تموم شد.

‫ازدواجشون به پایان رسید و جدا شدن و ‫شارون یه گربه خرید.

‫کارول خودشو تو مدرسه کالینری انداخت.

‫به عنوان پیشخدمت کار میکرد.

‫دو تا هدف تو زندگیش داشت.

‫یک، رستوران خودشو بخره و کار کنه.

‫و دو، با مرد رویاهاش ازدواج کنه. بروس کالبی.

‫از زمانیکه اونا همدیگرو دیدن.

‫نتونستن از همدیگه دست بکشن.

‫- سالگرد ازدواجمون مبارک.

‫سالگرد ازدواجمون مبارک.

‫درس رقص

‫-آره

‫وای

‫چون سازمان no kid hungry امسال شوی استعدادیابی داره

‫منم اینو واسه خودمون گرفتم

‫- که تو شوی استعدادیابی باشیم؟ ‫- آره!

‫فکر کردم میتونه سرگرم کننده باشه که با هم وقت بگذرونیم.

‫حالا که تو دیگه بازنشسته شدی.

‫حالا نوبت این جیگره

‫- هندزفری!

‫برای خودمون یه جفت خریدم.

‫هندزفری چندتایی. ‫کیه که عاشقش نشه؟

‫خب، نه، اینجوری میتونی تو رختخواب تلویزیون ببینی ‫بدون اینکه منو کر کنی.

‫و خر و پفای من تو رو بیدار نگه نمیداره.

‫- خیلی متفکرانه بود.

‫تو چی میگی بریم خونه و

‫- من میگم آره ‫- اره.

‫و بعد، اینم منم.

‫نمیدونستم راهی که باید برم چیه.

‫و این بهم آسیب زد. ‫همراه با موجی از تهوع.

‫به خاطر این پسر، ‫هری ویتکر.

‫ما ازدواج کردیم. ‫و من ...

‫- مامان. ‫- چیه؟

‫بس کن.

‫چی؟ نه ‫باید درزا رو تمیز کنم.

‫درزا رو تمیز کنی؟ ‫- آره

‫اینجا یه خانم زنبور کوچولو هست ‫که سعی میکنه از پنجره فرارکنه.

‫باشه، یه نفر اینجا زیاد از حد HGTV ‫نگاه میکنه.

‫- مامان، یه لحظه اون پیچ گوشتی رو بذار پایین.

‫چیه؟

‫مامان.

‫- حرف زده بودیم؟ ‫- آره؟

‫ما میخوایم شما رو ببریم آریزونا.

‫منو ببرین؟ خدای من. ‫من چیم؟ حیوون خونگیتون؟

‫این ها دو تا دخترای منن.

‫هری حسابداره. ‫خب ، حسابدار بود.

‫این خونه داره فرو میریزه.

‫و پدر هم نیست که تعمیرش کنه.

‫میدونم، اما، دوستام. اونا اینجا هستن.

‫و خانواده شما اونجا زندگی میکنن.

‫مامان ما میخوایم تو بهمون نزدیک باشی.

‫نه اما...

‫تا آخر هفته امتحانش کن.

‫اگه به خاطر خودت نیست. ‫بخاطر ما. خواهش میکنیم.

‫- این چیزی بود که پدر میخواست ‫- بسیار خب.

‫خب، ‫40 سال بیشتر گذشته بود.

‫و در طول تمام این مدت، هرماه ‫ما هنوزم باهم بودیم

‫وایسا. وایسا. وایسا. ‫آرتور همون آرتور؟

‫یه دقیقه صبر کن. ‫داری در مورد

‫- سکس ایستگاه رادیویی آرتور حرف میزنی؟ ‫- آره.

‫پیشنهاد با یه ملیک شیک ‫آرتور.

‫اون آرنور. ‫و اون تو هتل مونده.

‫ازت متنفرم نیست؟ به هر حال؟

‫نه بابا 40 سال پیش بود.

‫آره، اما هنوز ‫اوه اومد.

‫پسرم نامزد کرده و شوهرم توی ماوی

‫با یه پلنگ به اسم شریل کیف میکنه

‫باید یه نوشیدنی بخورم.

‫شوهرت؟

‫تو نمیتونی هنوز به کارایی که تام میکنه اهمیت بدی

‫اهمیت نمیدم.

‫اما تو استخر شنا دچار تهوع میشه.

‫یعنی، توی ماوی چه غلطی میکنه؟

‫به نظر میاد داره با شریل ‫توی مایوی ...

‫خواهش میکنم.

‫کی باید یه آدم 67 ساله وارد رابطه میشه؟

‫مساله چیه؟

‫نکته نگه داشتنه. ‫همیشه مساله همین بوده.

‫- حالمو بهم نزن. ‫- کی هنوز میگه " نگه داشتن"؟

‫کی هنوز براش جالبه؟

‫نه. نه. نه. من نمیخوام بذارم ‫مثل بقیه بشیم.

‫- کدوم بقیه رو میگی؟ ‫- میدونی کدومو میگم.

‫کسایی که قبل از مردنشون دیگه زندگی نمیکنن.

‫من از زمان طلاقم سکس نداشتم

‫و این جزو شادترین 18 سال از زندگی من بوده.

‫رکورد زدی.

‫منظورم اینه، بعد از 18 سال چی ‫به سر رحم میاد؟

‫فکر کنم ورنر هرزوگ یه ‫مستند دربارش داره.

‫اره ‫اسمش غار رویاهای فراموش شده است.

‫باشه. بس میکنید؟

‫ادامه بدین. ‫بیاین در مورد کتاب حرف بزنیم.

‫خدایا، کتاب گردشگری؟ ‫- واقعا؟

‫بیخیال. من خوشم میاد ازش

‫مثل یه تعهد شگفت انگیزه. میتونی تصورشو بکنی؟

‫نه. نمیتونم. حتی خوشم نمیاد تو پیامام چرخ بزنم.

‫خلاصه که خیلی داستان شگفت انگیزیه.

‫خیلی پیچیده ست. ‫حتی نمیدونم چطور هر قسمتشو جدا کنم.

‫من برات جداش میکنم.

‫اون گردشگری میکنه، چکمه هاشو گم میکنه ‫هروئین میزنه.

‫فقط جلد پشتشو خوندی؟

‫میخوام بخونم.

‫خودمو نگه داشتم سرش داد نزنم.

‫"ده سال انتظار بکش عزیزم، ‫شامپوی خشک داره میاد" ‫

‫اگه تا حالا ارتباط برقرار نکردین

‫با چیزی در سطح احساسی

‫ارتباط احساسی ، ‫دیگه زیادی اهمیت دادنه.

‫شما به مدت 40 سال ارتباط احساسی نداشتین.

‫وای اینم میتونه رکورد باشه.

‫آره، اما بعد از 40 سال ‫چی به سر احساسات میاد؟

‫باشه، باشه. شوخیتون گرفته بچه ها؟

‫بیخیال. میدونی که ما عاشقتیم.

‫شاید بعضی وقتا میری پیاده روی و

‫سعی میکنی از خود واقعیت دور بشی.

‫من برات یدونه کوله پشتی میخرم.

‫من بهتون میگم چجوری از خود واقعیتون دور بشین.

‫و اصلنم نیاز نیست وسط بیابون تنها پیاده روی کنین.

‫میخوام بهتون کریستین گری رو معرفی کنم.

‫نه.

‫پرفرروشترین کتاب بود.

‫- امسال این میشه تم ما.

‫ما اینو نمیخونیم.

‫این ماه نوبت منه.

‫وقتی ماه تو شد، ‫میتونی هر چی خواستی انتخاب کنی

‫کتابای خسته کننده، حوصله سربر ‫هر چی خواستی.

‫مطمئن نیستم کتاب خوبی باشه.

‫خب، 50 میلیون نفر نمیتونن اشتباه کرده باشن ‫

‫حتی نگه داشتن این کتابم یجوریه...

‫کی میخواد تو رو قضاوت کنه، گربه ت؟

‫من موضوع رمان عاشفانه رو دوست دارم.

‫ما دیگه خیلی پیریم.

‫اما اینجا دقیقا نوشته ‫"برای انسان های بالغ"

‫آره، مطمئنا منظورش کسایی مثل ماست.

More Farsi Persian subtitles for Book Club

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left