The first 200 lines.
وب سایت رسانه کوچک افتتاح شد تخفیف ۳۰ الی ۴۵ درصدی پلن های ویژه تا آخر مرداد ماه
اینطوری بود که شروع شد
چهار تا دوست صمیمی و یه کتاب
ویوان یکی ازونایی بود که ایده شو داد.
اونو توی یه مجله دیده بود.
و یکی از اولین کتابایی بود
که فلسفه یک عمر زندگی رو بهش داده بود.
میدونی سکسی ترین چیزی که در تو پیدا کردم چیه؟
بگو.
به من نیازمند نیستی.
من به هیچ کس نیاز ندارم.
این یکی از راههای موفقیتمه.
موفقیت خود اون بود!
هتلی که ما جلوش وایساده بودیم
مال اون بود.
و ده سال بعد
اونو کوبید و یدونه جدیدشو ساخت!
صبح بخیر. خانم دونل.
بعدا بهت زنگ میزنم.
اسلیم؟
این آرتوره.
اولین باری که سکس کردن روی یک میز میکس بودن.
دیوانه وار عاشق هم بودن.
اون بهش پیشنهاد ازدواج داد.
ولی جواب نه شنید!
اونم از شهر رفت.
مع، نع، مع.
آرتور ریلی
40 سال گذشته؟
امکان نداره. منظورم اینه من 6 سالم بود.
- هنوزم جسوری. آره؟ - آره
عادتای قدیمی نمیمیرن.
من باید برگردم جلسه اما
قراره که توهم توی شهر باشی چند وقت؟
امیدوارم اینطور باشه. اینجا زندگی میکنم.
پیدات میکنم.
خوشحال شدم دیدمت. اسلیم.
حالا، شارون هم خونه ای ویوان بود.
توی دانشگاه استنفورد.
بعدش به دانشگاه حقوق رفت.
از 301 نفر توی کلاسش که فارغ التحصیل شدند
62 نفرشون زن بودن.
از اون 62 نفر، یک نفر قاضی فدرال شد.
الان پشت تلفنه؟
خانم ها و آقایان،
5 دقیقه استراحت میکنیم.
برپا.
جلسه دادگاه 5 دقیقه تنفس اعلام میکنه.
نه. نه. نه. تو هیچوقت نصفه کاره رها نمیکنی.
هاوایی چطوره؟
تو... نامزد کردی؟
چرا؟ منظورم اینه. وای!
منظورم "چرا" نبودا. منظورم " واو" بود.
خب، اگه من یه قاضی زنم.
اخلاق حرفه ایمه دیگه
شریل کیه؟
نمیدونستم. پدرت یه نفرو میدیده.
خوش بحالش.
و خوشبحال تو. خوشبحال هر دو تون...
به همه دور و بریات تبریک میگم. آره.
در سال 1985، شارون با تام ازدواج کرد.
چون باعث میشد بخندونتش.
تا 1999، اون دیگه خیلی نمیخندید.
و وقتی تام پرسید که
دن کیشوت چیه. همه چیز تموم شد.
ازدواجشون به پایان رسید و جدا شدن و شارون یه گربه خرید.
کارول خودشو تو مدرسه کالینری انداخت.
به عنوان پیشخدمت کار میکرد.
دو تا هدف تو زندگیش داشت.
یک، رستوران خودشو بخره و کار کنه.
و دو، با مرد رویاهاش ازدواج کنه. بروس کالبی.
از زمانیکه اونا همدیگرو دیدن.
نتونستن از همدیگه دست بکشن.
- سالگرد ازدواجمون مبارک.
سالگرد ازدواجمون مبارک.
درس رقص
-آره
وای
چون سازمان no kid hungry امسال شوی استعدادیابی داره
منم اینو واسه خودمون گرفتم
- که تو شوی استعدادیابی باشیم؟ - آره!
فکر کردم میتونه سرگرم کننده باشه که با هم وقت بگذرونیم.
حالا که تو دیگه بازنشسته شدی.
حالا نوبت این جیگره
- هندزفری!
برای خودمون یه جفت خریدم.
هندزفری چندتایی. کیه که عاشقش نشه؟
خب، نه، اینجوری میتونی تو رختخواب تلویزیون ببینی بدون اینکه منو کر کنی.
و خر و پفای من تو رو بیدار نگه نمیداره.
- خیلی متفکرانه بود.
تو چی میگی بریم خونه و
- من میگم آره - اره.
و بعد، اینم منم.
نمیدونستم راهی که باید برم چیه.
و این بهم آسیب زد. همراه با موجی از تهوع.
به خاطر این پسر، هری ویتکر.
ما ازدواج کردیم. و من ...
- مامان. - چیه؟
بس کن.
چی؟ نه باید درزا رو تمیز کنم.
درزا رو تمیز کنی؟ - آره
اینجا یه خانم زنبور کوچولو هست که سعی میکنه از پنجره فرارکنه.
باشه، یه نفر اینجا زیاد از حد HGTV نگاه میکنه.
- مامان، یه لحظه اون پیچ گوشتی رو بذار پایین.
چیه؟
مامان.
- حرف زده بودیم؟ - آره؟
ما میخوایم شما رو ببریم آریزونا.
منو ببرین؟ خدای من. من چیم؟ حیوون خونگیتون؟
این ها دو تا دخترای منن.
هری حسابداره. خب ، حسابدار بود.
این خونه داره فرو میریزه.
و پدر هم نیست که تعمیرش کنه.
میدونم، اما، دوستام. اونا اینجا هستن.
و خانواده شما اونجا زندگی میکنن.
مامان ما میخوایم تو بهمون نزدیک باشی.
نه اما...
تا آخر هفته امتحانش کن.
اگه به خاطر خودت نیست. بخاطر ما. خواهش میکنیم.
- این چیزی بود که پدر میخواست - بسیار خب.
خب، 40 سال بیشتر گذشته بود.
و در طول تمام این مدت، هرماه ما هنوزم باهم بودیم
وایسا. وایسا. وایسا. آرتور همون آرتور؟
یه دقیقه صبر کن. داری در مورد
- سکس ایستگاه رادیویی آرتور حرف میزنی؟ - آره.
پیشنهاد با یه ملیک شیک آرتور.
اون آرنور. و اون تو هتل مونده.
ازت متنفرم نیست؟ به هر حال؟
نه بابا 40 سال پیش بود.
آره، اما هنوز اوه اومد.
پسرم نامزد کرده و شوهرم توی ماوی
با یه پلنگ به اسم شریل کیف میکنه
باید یه نوشیدنی بخورم.
شوهرت؟
تو نمیتونی هنوز به کارایی که تام میکنه اهمیت بدی
اهمیت نمیدم.
اما تو استخر شنا دچار تهوع میشه.
یعنی، توی ماوی چه غلطی میکنه؟
به نظر میاد داره با شریل توی مایوی ...
خواهش میکنم.
کی باید یه آدم 67 ساله وارد رابطه میشه؟
مساله چیه؟
نکته نگه داشتنه. همیشه مساله همین بوده.
- حالمو بهم نزن. - کی هنوز میگه " نگه داشتن"؟
کی هنوز براش جالبه؟
نه. نه. نه. من نمیخوام بذارم مثل بقیه بشیم.
- کدوم بقیه رو میگی؟ - میدونی کدومو میگم.
کسایی که قبل از مردنشون دیگه زندگی نمیکنن.
من از زمان طلاقم سکس نداشتم
و این جزو شادترین 18 سال از زندگی من بوده.
رکورد زدی.
منظورم اینه، بعد از 18 سال چی به سر رحم میاد؟
فکر کنم ورنر هرزوگ یه مستند دربارش داره.
اره اسمش غار رویاهای فراموش شده است.
باشه. بس میکنید؟
ادامه بدین. بیاین در مورد کتاب حرف بزنیم.
خدایا، کتاب گردشگری؟ - واقعا؟
بیخیال. من خوشم میاد ازش
مثل یه تعهد شگفت انگیزه. میتونی تصورشو بکنی؟
نه. نمیتونم. حتی خوشم نمیاد تو پیامام چرخ بزنم.
خلاصه که خیلی داستان شگفت انگیزیه.
خیلی پیچیده ست. حتی نمیدونم چطور هر قسمتشو جدا کنم.
من برات جداش میکنم.
اون گردشگری میکنه، چکمه هاشو گم میکنه هروئین میزنه.
فقط جلد پشتشو خوندی؟
میخوام بخونم.
خودمو نگه داشتم سرش داد نزنم.
"ده سال انتظار بکش عزیزم، شامپوی خشک داره میاد"
اگه تا حالا ارتباط برقرار نکردین
با چیزی در سطح احساسی
ارتباط احساسی ، دیگه زیادی اهمیت دادنه.
شما به مدت 40 سال ارتباط احساسی نداشتین.
وای اینم میتونه رکورد باشه.
آره، اما بعد از 40 سال چی به سر احساسات میاد؟
باشه، باشه. شوخیتون گرفته بچه ها؟
بیخیال. میدونی که ما عاشقتیم.
شاید بعضی وقتا میری پیاده روی و
سعی میکنی از خود واقعیت دور بشی.
من برات یدونه کوله پشتی میخرم.
من بهتون میگم چجوری از خود واقعیتون دور بشین.
و اصلنم نیاز نیست وسط بیابون تنها پیاده روی کنین.
میخوام بهتون کریستین گری رو معرفی کنم.
نه.
پرفرروشترین کتاب بود.
- امسال این میشه تم ما.
ما اینو نمیخونیم.
این ماه نوبت منه.
وقتی ماه تو شد، میتونی هر چی خواستی انتخاب کنی
کتابای خسته کننده، حوصله سربر هر چی خواستی.
مطمئن نیستم کتاب خوبی باشه.
خب، 50 میلیون نفر نمیتونن اشتباه کرده باشن
حتی نگه داشتن این کتابم یجوریه...
کی میخواد تو رو قضاوت کنه، گربه ت؟
من موضوع رمان عاشفانه رو دوست دارم.
ما دیگه خیلی پیریم.
اما اینجا دقیقا نوشته "برای انسان های بالغ"
آره، مطمئنا منظورش کسایی مثل ماست.
No comments yet. Be the first to leave one.