The Pitt

The Pitt

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Pitt S01 1080p WEBRip x265-KONTRAST
A Commentary by ehsan_kh

Tags

webdl
Published on: 2025-05-01
Downloads: 5945
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«گودال»

‫نمونه‌هاش رو به آزمایشگاه فرستادی؟

‫علائمی نداشت.

‫علائم حیاتی و معاینه عصبیش عادی بود.

‫طرف یهو بدون هشدار غش کرده.

‫ ‫

‫- چه اتاقی خالیه؟ ‫- تروما یک.

‫لنگدن یا هر کسی که هست رو بیار.

‫مورد چیه؟

‫موقع انتظار غش کرده.

‫ممنون.

‫اون بیرون اوضاع چطوره؟

‫هرج و مرج. ‫عمراً به همه برسیم.

‫لورازپام آماده است.

‫باشه، چهار میلی‌لیتر دیگه بهش تزریق کن.

‫آره، سابقه نداره.

‫به نظر نمیاد قبلاً اینجا اومده باشه.

‫درصد اکسیژنش ۹۰ بر ۵ لیتره و در حال کاهش.

‫چهار میلی‌گرم دیگه.

‫نمی‌تونم درش رو باز کنم.

‫پلاستیکیه رو باید باز کنی، نه فلزیه.

‫نه، می‌دونم. می‌دونم، می‌دونم.

‫بدش به من.

‫نه، باز شد.

‫باشه.

‫آزمایش شمارش کامل خون، پانل متابولیک جامع،

‫و کاتتر صاف برای تشخیص توکسیکولوژی ادرار می‌خوام.

‫باشه. چهار میلی‌گرم دوم رو تزریق می‌کنم.

‫اگه جواب نداد، باید کِپرا آماده کنیم.

‫نه، لورازپام بیشتر بهش میدیم.

‫سفارش داده شده.

‫تا اینجا ۸ میلی‌گرم تزریق شده.

‫- نفسش قطع می‌شه. ‫- پس براش لوله می‌ذاریم.

‫گاهی یه بیمار یکم بیشتر نیاز داره.

‫- چند وقته داره تشنج می‌کنه؟ ‫- حدود چهار دقیقه پیش.

‫تو سالن انتظار تشنجش شروع شد.

‫تا حالا ۸ میلی‌گرم لورازپام بهش داده شده.

‫من می‌خوام بریم سراغ کِپرا، ‫ولی دکتر لنگدن مخالفه.

‫فقط می‌خوام دو میلی‌گرم دیگه بهش بدیم ‫قبل از اینکه یه کار دیگه بکنیم.

‫بیمار دکتر لنگدنه، تصمیمش با خودشه.

‫دنیس ویتکر، با باب چیزن آشنا شو،

‫یه دوچرخه‌سوار ۵۳ ساله ‫که ده روز پیش

‫در سفری به یوتا، پاش رو زخمی کرده.

‫در موآب بودم، داشتم سریع ‫از سراشیبی پایین می‌رفتم،

‫که پدالم به پام گیر کرد.

‫آخ.

‫خیلی جوش بدی زده.

‫جاده وایت ریم همینه دیگه.

‫روزی دو بار بهش نئوسپورین میمسار (وايت ريم)‬ ‫زدم،

‫ولی حالا راه رفتن دردناکه.

‫چی می‌بینی، ویتکر؟

‫بافت خارج از زخم انگار التهاب داره.

‫یعنی چی؟

‫عفونت باکتریاییه.

‫باید بهت آنتی‌بیوتیک‌های خوراکی بدیم.

‫فکرش رو می‌کردم.

‫مرکز زخم چطور؟

‫یه هماتومای ساده است.

‫که الان می‌تونی تمیزش کنی.

‫ویتکر پوست‌های مُرده روی تاول رو می‌کَنه

‫تا بهتر درمان بشه.

‫الان بر می‌گردم.

‫آره، یه سؤالی.

‫قیچی آیریس، پنس دندانه‌دار ‫و گاز استریل بیار.

‫نه، فقط...

‫کسی که تاول زده؟ خداییش؟

‫نفر بعدی نوبت آقای چیزن بود.

‫می‌دونم اونجا گند زدم.

‫گند نزدی.

‫بیمار مُرد.

‫پیش میاد.

‫فقط پای آقای چیزن رو قطع نکن.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫باشه. هی.

‫دو میلی‌گرم دیگه لورازپام.

‫- که مجموعاً می‌شه ده میلی‌گرم. ‫- کاملاً باخبرم.

‫هنوز داره تشنج می‌کنه.

‫بخش تنفسی رو خبر کنید.

‫یه ترالی لوله‌گذاری آماده می‌کنم.

‫که نیازش نداریم.

‫دکتر سانتوس، معنی بحران صرعی چیه؟

‫تشنجی که بیشتر از پنج دقیقه باشه ‫یا حداقل دو تشنج

‫با بهبود کامل در بین.

‫عالی بود.

‫فعالیت تشنج متوقف شده.

‫اینم عالی بود.

‫تنفس خود به خود، گردش هوای خوب.

‫اکسیژن به ۹۸ درصد برگشت.

‫خوش برگشتی، آقای مارینو.

‫حالا می‌تونیم آروم و بی‌خطر ‫بهش کِپرا تزریق کنیم.

‫کارت خوب بود، دکتر لنگدن.

‫اگه نیازم داشتی در ایستگاه مرکزی‌ام.

‫این حتماً شیشه خرابی بود.

‫۸ میلی‌گرم باید جواب می‌داد.

‫بر اساس کتاب‌های پزشکی اورژانس، بله.

‫ولی گاهی یکم بیشتر نیاز دارن.

‫با گذر زمان یادش می‌گیری.

‫خب، چرا نتونستم شیشه رو باز کنم؟

‫چون انترنی

‫که در ضمن باید یاد بگیره ‫به رزیدنت ارشدش اعتماد کنه،

‫خصوصاً جلوی یه اتند.

‫حالا آزمایشاتش رو بررسی کن،

‫تا وقتی به سی‌تی اسکن بره ازش پرستاری کن،

‫روی این ریل‌های کناری هم چندتا پتو بنداز

‫به عنوان احتیاط برای تشنج.

‫- درد داره؟ ‫- وای نه.

‫پوست مُرده. هیچی حس نمی‌کنی.

‫اولین بار بود رفته بودی موآب؟

‫نه، نه.

‫عضو یه باشگاهی هستم، به اسم تجهیزات و آبجو.

‫در حین پاندمی ‫پا شدیم رفتیم فریک پارک...

‫که فقط یه هوایی به کله‌مون خورده باشه.

‫ولی همه ادامه‌اش دادیم ‫و حالا به سفرهای دوچرخه‌سواری میریم.

‫کمک! یه کاری بکن، مرد!

‫رفیق!

‫اینجا یکم کمک نیاز دارم!

‫خدای من!

‫هی. چی شده؟

‫زخم شریانی زیر تاول خونی.

‫بذار ببینم.

‫- خدای من! ‫- خدایا.

‫نوب.

‫سلام، من دکتر کینگ هستم. ‫می‌تونیم درستش کنیم.

‫- یه شریان رو بریدی؟ ‫- نه، نه.

‫بالای تاول خونی رو سوراخ کردم،

‫ولی یه شریان زیرش مخفی بود.

‫مخفی؟

‫یعنی نمی‌دونستی اونجاست؟

‫برای دکتر شدن مگه نباید آناتومی پایه رو بلد باشی؟

‫اون دانشجوی دکتریه.

‫یعنی چی؟

‫دانشجو؟

‫ای وای بر من. نه، نه، نه.

‫می‌تونی کمکم کنی؟

‫- می‌تونی درستش کنی؟ ‫- کاملاً.

‫اول می‌خوایم با این فشارخون‌سنج ‫جلوی خونریزی رو بگیریم.

‫یکم جلوتر.

‫خودشه.

‫باشه، می‌تونی ولش کنی.

‫آره؟

‫- خدا رو شکر. ‫- خدایا شکرت.

‫باشه ویتکر، ده سی‌سی لیدوکائین یک درصد با اپی‌نفرین.

‫حله.

‫تزریق اون ناحیه رو بی‌حس می‌کنه ‫و همچنین رگ‌های خونی رو تنگ می‌کنه

‫تا بتونیم بخیه بزنیم.

‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟

‫یه مویرگ مخفی زیر تاول رو پاره کرده.

‫خونریزی با فشار ۱۸۰ ‫دستگاه فشارخون متوقف شد،

‫الان هم داریم لیدوکائین با اپی‌نفرین تزریق می‌کنیم.

‫ممنون دکتر کینگ.

‫یه سینی بخیه با نخ بخیه‌ی ۳-۰ آماده کنیم.

‫باشه. یکم درد داره و یکم می‌سوزه...

‫دکتر، دکتر، می‌شه شما وارد عمل بشی، لطفاً؟

‫از پسش بر میای، ویتکر.

‫اون تعقیبِ آمبولانس رو دارن توی تلویزیون زنده پخش می‌کنن.

‫- کدوم کانال؟ ‫- همه‌شون.

‫به نظرتون چندتا ماشین این وسط آسیب ببینه؟

‫پونزده‌تا.

‫بزن قدش.

‫می‌شه از تلویزیون‌های اتاق انتظار پخشش کنم؟

‫من مشکلی ندارم. فقط امیدوارم ‫هر جایی رفت، خارج از منطقه دریافت ما باشه.

‫یه لحظه وقت داری؟

‫هیچوقت یه لحظه نیست، ولی بگو.

‫فکر کنم یکی از شیشه‌های لورازپامی ‫که روی بیمار قبلی‌مون استفاده کردیم

‫مشکل داشت و باید به تولیدکننده دارو

‫گزارش داده بشه.

‫چه مشکلی؟

‫دَرِش رو خیلی سخت می‌شد در بیاری، ‫تقریباً انگار حسابی محکم شده بود.

‫نگرانم که ممکنه یه مشکل بزرگتر باشه.

‫مثلاً؟

‫مثلاً شاید دما در حین انتقال ‫به خوبی کنترل نشده

‫و دَرِ شیشه سفت شده،

‫که ممکنه به این معنی باشه ‫که دارو در معرض خطره.

‫شیشه دیگه‌ای مورد تأثیر بوده؟

‫فقط این یکی.

‫باشه.

‫وبسایت تولیدکننده رو بررسی کن،

‫ببین شماره عودت دارن یا نه.

‫اگه این اولین شیشه غیرعادی بود چی؟

‫پس شیشه رو نگه دار ‫در صورتی که مشکلات دیگه‌ای بود.

‫هی، ببین کی اومده!

‫سلام.

‫جیکِ مار!

‫ساعت یازده صبحه. ‫مگه نباید مدرسه باشی؟

‫- مامانم گذاشت به خاطر جشنواره پیت بپیچونم. ‫- مامانت چطوره؟

‫داره یه خونه‌ای رو در اسکوئیرل هیل بازسازی می‌کنه،

‫- پس می‌دونی، خیلی مشغوله. ‫- چه باحال. دنبال رابی می‌گردی؟

‫آره، بلیط‌های جشنواره‌مون دست اونه.

‫باهم میرید؟

‫قرار بود بریم، ولی می‌دونی،

‫- تصمیم گرفتم با یه دوستی برم. ‫- اسمش چیه؟

‫- لیا. ‫- باشه. باشه.

‫- باشه، باشه. ‫- تو خماری نذارمون.

‫جزئیات می‌خوایم. کجا آشنا شدین؟ ‫چند وقته باهمین؟

‫امسال تابستون تو برنامه غریق‌نجات‌های کوچک ‫آشنا شدیم و دو ماهه که قرار می‌ذاریم.

‫- آره، اون خیلی عالیه. ‫- چه بانمک.

‫برات خوشحالم، بچه جون.

‫میرم رابی رو پیدا کنم و بهش بگم اومدی.

‫هی.

‫یه توصیه کوچیکِ مردونه...

More Farsi Persian subtitles for The Pitt

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left