Release info

Golden Kamuy Abashiri Kangoku Shugeki-hen 2026 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Published on: 2026-07-14
Downloads: 53
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫هیچ چیزی از آسمان بی هدف نمی آید

‫در دوره میجی،

‫شایعه بود که یه گنج بزرگ از طلای آینو ‫یه جایی در هوکایدو پنهان شده.

‫من سوگیموتوی جاودانم!

‫میخوام قولمو به توراجی عملی کنم.

‫میخوام چشمای اومه خوب بشه.

‫سایچی سوگیموتو بعد از جنگ روس و ژاپن ‫به هوکایدو میره.

‫میخوای یه داستان جالب بشنوی؟

‫قدیما،

‫توی رودخونه های هوکایدو ‫به اندازه یدونه لوبیا طلا پیدا میشد.

‫میدونی، یه تولید طلای واقعی.

‫یه گروه از آینوها پنهانی برای ساختن ‫یه ارتش پول جمع میکردن.

‫بیست هزار کان شمش طلا.

‫بعد یه نفر کلش رو دزدید

‫با کشتن اون آینوهایی که توش بودن.

‫بعد از اینکه طلا رو یه جایی تو هوکایدو پنهان کرد، ‫اون مرد دستگیر شد

‫و انداختنش زندان.

‫نوپرا-بو.

‫یه رمز برای جای گنج رو ‫روی بدن محکومین دیگه خالکوبی کرد

‫همراه با زندانی ها.

‫خالکوبی.

‫بعد به زندانیا گفت،

‫از اینجا فرار کنین.

‫نصف طلا رو به کسی میدم که موفق بشه.

‫سوگیموتو میفهمه که خالکوبی های ‫روی فراریای زندان آباشیری

‫نشون میده طلای آینو کجا پنهان شده.

‫با کمک آسیرپا، یه دختر آینو،

‫و شیرایشی، یکی از زندانی ها، ‫سوگیموتو راهی میشه تا خالکوبیا رو جمع کنه.

‫- فکر کنم باور کردن این داستان سخته. ‫- باورش میکنم.

‫آکای من یکی از اون آینوهایی بود ‫که اونجا کشته شد.

‫میخوام بفهمم چرا آکام باید کشته میشد.

‫حقیقت رو پیدا میکنم.

‫ما طلا رو پیدا میکنیم.

‫آره.

‫کیرورانکه نیسپا!

‫یه دوست قدیمی آکام.

‫از اتفاقایی که توی

‫زندان آباشیری افتاد خبر دارم.

‫نوپرا-بو

‫پدر آسیرپاست.

‫میخواد که تو، آسیرپا، صاحب طلا بشی.

‫آکام من؟

‫تو دنبال پدرت میگردی، ‫اینطور نیست؟

‫تو از کجا آکا رو میشناسی؟

‫من به پیشگویی ها باور ندارم.

‫من یه زن آینوی مدرنم.

‫اما سوگیموتو و آسیرپا تنها کسایی نبودن ‫که دنبال گنج میگشتن.

‫توشیزو هجیکاتا زندانیای فراری رو جمع میکرد.

‫پیرمردای بیفایده وجود ندارن، ‫ فقط بازماندگان.

‫میخوای جمهوری ازو رو دوباره بسازی؟

‫چطوره یه محافظ ماهر استخدام کنی؟

‫لشکر هفتم به رهبری تسورومی.

‫ما لشکر هفتم رو میگیریم ‫و کنترل کامل هوکایدو رو به دست میاریم.

‫یه دولت نظامی تشکیل میدیم.

‫ببین! پای جدیدت.

‫دو گروه به تعقیب پیوستن،

‫مشتاق به دست آوردن طلا.

‫میریم آباشیری ‫و اونجا با گروه سوگیموتو ملاقات میکنیم.

‫وقتشه که

‫به آباشیری بریم.

‫میخوام با چشمای خودم ببینم ‫که آیا نوپرا-بو آکا هست یا نه.

‫اگر واقعاً آکا باشه،

‫همه چی رو به من میگه.

‫میخوام ببینم که به حقیقت میرسه.

‫برای کشف هویت نوپرا-بو، ‫گروه سوگیموتو به زندان آباشیری میرن،

‫جایی که یه رویارویی سرنوشت ساز ‫انتظارشون رو میکشه.

‫این ماییم که طلا رو پیدا میکنیم.

‫میوه قرمز رسیده گل سرخ ساحلی رو ‫میشه خام خورد.

‫همینطور میجوشونیمش ‫و با روغن ماهی میخوریم.

‫به این ماه میگیم ماوتاچوپ.

‫ماه چیدن گل سرخ ساحلی. اینقدر مهمن.

‫ترشه.

‫از گشنگی میمیرم.

‫چیز دیگه ای میخوام بخورم.

‫آسیرپا، کجا رفتی؟

‫داشت ماهی خورشیدگیر میگرفت.

‫ماهی خورشیدگیر؟

‫گفت ماهی خورشیدگیر تو تابستون نزدیک ‫سطح آب چرت میزنه و گرفتنش راحته.

‫دکمه هاتو دوختم برات.

‫ممنون.

‫ای خداوند سوزن، ‫فروتنانه از کمکت سپاسگزارم.

‫برای من و چیکاپاسی خیلی زحمت کشیدی.

‫همین حرفو میتونم بزنم. ‫با یه مرد احساس امنیت بیشتری میکنم.

‫جوری رفتار میکنی که انگار برات مهم نیست، ‫اما تو مواقع لازم با من مهربونی.

‫شما دو تا زن و شوهرین؟

‫گوشت میخوای؟

‫شیر دریایییه. تازه گرفتمش.

‫اما تنها زندگی میکنم، ‫پس نمیتونم بخورمش.

‫- بفرما. ‫- داره شیر دریایی رو به ما میده.

‫شیر دریایی؟

‫تا حالا نخوردمش.

‫ممنونم.

‫شما دو تا باید تنها بخورینش.

‫چی گفت؟

‫میرم گل سرخ ساحلی بیشتری بچینم.

‫هوا داره تغییر میکنه. باید برگردین.

‫باشه.

‫ممنون.

‫اوضاع خوب نیست.

‫اونجا یه کلبه هست!

‫- چیکاپاسی کجاست؟ ‫- تو مسافرخونه هست.

‫اینکارمت کجاست؟ باید نزدیک باشه.

‫بسه حرف! بریم!

‫امیدوارم آسیرپا خوب باشه.

‫اینکارمت!

‫اینطرف!

‫امیدوارم بقیه سالم باشن.

‫باید همینجا بمونیم.

‫میگن وقتی رعد و برق میشنوی، ‫ادامه کار بدشگونیه.

‫شیر دریایی.

‫امیدوارم نپخته باشنش.

‫پس این گوشت شیر دریاییه.

‫تا حالا همچین بویی نشنیده بودم.

‫آره.

‫بوی وحش میده، ‫اما مزش رو دوست دارم.

‫از اون چیزی که فکر میکردم گوشتش لاغرتره.

‫هینا. خوشم میاد.

‫طبق گفته آینوها، ‫نباید خورشت شیر دریایی بپزین

‫اگه تعداد مرد و زن تو اتاق یکسان نباشه.

‫یه چیزی درست نیست.

‫شیرایشی باورنکردنی

‫سکسی به نظر میرسه.

‫بوی خورشت شیر دریایی ‫میل جنسی رو تحریک میکنه.

‫کسایی که جفت ندارن ‫اغلب از عوارضش غش میکنن.

‫اینکارمت.

‫چندی پیش، ‫با من درباره پدرم حرف زدی.

‫آکا رو میشناسی؟

‫خوب میشناسمش.

‫وقتی کوچیک بودم باهاش آشنا شدم.

‫وقتی اولین بار همدیگه رو دیدیم،

‫پدرت، ویلک، ‫تازه اومده بود هوکایدو.

‫به لهجه کارافوتو آینو حرف میزد.

‫مثل تو چشمای آبی داشت.

‫گفت پدرش لهستانی بوده ‫و مادرش یه آینوی کارافوتو.

‫قبل از جنگ روس و ژاپن، ‫کارافوتو جزو خاک روسیه بود.

‫ویلک گفت لهستانیای زیادی اونجا بودن.

‫توسط امپراتوری روسیه سرکوب شده بودن

‫و از اروپا به شرق دور تبعید شده بودن.

‫ویلک با اقلیتهای قومی ‫حوزه رود آمور متحد شد

‫تا جنبش آزادی بخشی علیه ‫امپراتوری روسیه به راه بندازه.

‫جنگید، زخمی شد،

‫و به اوتارو تو هوکایدو فرار کرد.

‫وقتی باهاش آشنا شدم، ‫من از جایی به جای دیگه میرفتم و فال میگرفتم.

‫هر روز رو باهاش میگذروندم.

‫ویلک همه چیزی که بهش یاد دادم رو پذیرفت.

‫باورهای آینوهای هوکایدو، ‫زمین، زبان، همه ش.

‫یوک.

‫یوک؟

‫پدرم هیچوقت از تو به من نگفت.

‫گفت همه چی رو از مادرم یاد گرفته.

‫یک کلمه از حرفت رو باور ندارم.

‫خب، مادرت زن زیبایی بود.

‫برای ویلک،

‫من فقط یه بچه بودم.

‫گمونم من رو فراموش کرده.

‫سوگیموتو، خوبی؟

‫لعنت بهت، ماتاگی.

‫میخوای ما رو گول بزنی؟

‫سرم گیج میره.

‫خوبی؟ باهات حرف بزنم!

‫همین الان باید دراز بکشی.

‫اوگاتا، بیا این پیراهن رو باز کنیم. ‫خیلی بهتر میشی.

‫شلوارش رو در بیار!

‫صبر کن.

‫بیا لختش کنیم!

‫کیرو.

‫سلام.

‫مدتی گذشته.

‫از گروه هجیکاتا جدا شدم. ‫از آساهیکاوا دیگه ندیدمشون.

‫توی هر کوتان ازت پرس و جو کردم. ‫اینطوری پیدات کردم.

‫اون بوی دیگه از قابلمه چیه؟

‫زندانیای که بهش میگن نوپرا-بو ‫پدرت نیست.

‫ویلک هیچوقت آینوها رو نمیکشت ‫و طلاهاشون رو نمیدزدید.

‫پدرت

‫توسط کیرورانکه کشته شد.

‫مسخره هست. ‫توقع داری باور کنم؟

‫این پیشگویی نیست. مدرک دارم.

‫سوگیموتو.

‫باید بگم،

‫یادم نمیاد که اینقدر

‫خوشگل و خوشتیپ بوده باشی.

‫آه، بس کن.

‫تو هم، کیرو.

‫انگار که ورزش میکردی.

‫تو چی فکر میکنی، تانیگاکی؟

‫نمیتونم فکر کنم.

‫منم نه.

‫آره.

‫چیکار کنیم؟

‫دیگه طاقت ندارم!

‫بیا کشتی بگیریم.

‫ایده خوبیه.

‫زیادی ذوق کردیم.

‫به کسی نگو، باشه؟

‫- آره. ‫- حتماً.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left