Lioness

Lioness

Download Farsi/persian Subtitle

Season 3

Release info

Lioness 2023 S03E02 WEBRip HEVC-PSA Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-08-10
Downloads: 2
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ـ برای شام برمی‌گردی؟‏ ‏ـ باید برگردم.‏

‏می‌تونم به این زندگیِ نه تا پنج‏ ‏عادت کنم.‏

‏نکن.‏

‏ـ همه‌چی مرتبه؟‏ ‏ـ تو مشکلی نداری.‏

‏الکسی یوریموف.‏

‏ببخشید، جاسوس‌های روس رو‏ ‏از بر نیستم.‏

‏مهرهٔ وزیر پوتین رو‏ ‏از صفحه حذف می‌کنی.‏

‏تا حالا اوکراین رفتی؟‏

‏تا حالا همچین گهی ندیده بودم.‏

‏بترکونش.‏

‏اون ریش‌خاکستریه‏

‏ـ درست جلوی روت.‏ ‏ـ بقیه رو خالی کن.‏

‏کمکی ازم برمیاد؟‏

‏ما از پلیس ایالتی هستیم.‏

‏شما پلیس نیستید.‏

‏همین الان اف‌بی‌آی رو‏ ‏به خونه‌ام بفرستید.‏

‏لو رفتم.‏

‏بلک‌جک شدم!‏

‏ـ جو؟‏ ‏ـ نه!‏

‏دیگه مقاومت نکن.‏

‏دوباره امتحان کنی،‏ ‏خیلی بد درد می‌کشی.‏

‏نه.‏

‏من ردیاب نمی‌ذارم.‏

‏معلومه که ردیاب داری.‏ ‏تو جاسوسی.‏

‏ـ توی بدنت کار گذاشتن.‏ ‏ـ ما این کار رو نمی‌کنیم.‏

‏همه این کار رو می‌کنن.‏

‏ما نه.‏

‏می‌فهمیم.‏

‏همهٔ جاهای مخفیش رو بلدم.‏

‏دهنت رو باز کن.‏

‏دهنت رو باز کن.‏

‏کجاست؟‏

‏گفتم که‏ ‏ما ردیاب نداریم.‏

‏اگه نگی،‏ ‏همین‌طور می‌گردم.‏

‏ما ازشون استفاده نمی‌کنیم.‏

‏اسکنرهای فرودگاه پیداشون می‌کنن.‏

‏برای پیداکردنش‏ ‏دو نصفت می‌کنم.‏

‏نه! آخ!‏

‏برش گردون.‏

‏صبر کن.‏

‏صبر کن.‏

‏باشه.‏

‏شست پای چپ.‏

‏لباس بپوش.‏

‏تالون، رودرانره.‏

‏سه دقیقه تا هدف فاصله داریم.‏

‏ـ تمام.‏ ‏ـ دریافت شد، رودرانر.‏

‏ریون هنوز توی محل دیده می‌شه.‏

‏ـ تمام.‏ ‏ـ دریافت شد.‏

‏من هم همین رو می‌بینم. تمام.‏ ‏دو دقیقه!‏

‏پیاده‌شدن در نقطهٔ رهاسازی یک.‏

‏براوو در نقطهٔ رهاسازی دو.‏

‏بعد برای خروج، ضلع جنوبی‏ ‏ملک جمع می‌شیم.‏

‏اگه محل خروج درگیر بود هم همین؟‏

‏داغ نمی‌شه.‏

‏تک‌تک این مادرجنده‌ها رو می‌کشیم.‏

‏برو داخل.‏ ‏در رو ببند و قفل کن.‏

‏پشتتم.‏

‏با تو.‏

‏ـ پاکه.‏ ‏ـ پاکه.‏

‏یه خبر خوب بهم بده.‏

‏هیچی ندارم.‏

‏ردیاب رو پیدا کردن.‏ ‏فقط همون رو پیدا کردن.‏

‏جاش گذاشتن؟‏

‏هوم.‏

‏یه کم زیادی دستشون رو رو کردن.‏

‏شاید. شاید هم می‌خوان بگن‏ ‏ما زیادی دستمون رو رو کردیم.‏

‏باید مخرج مشترک رو‏ ‏برام پیدا کنی‏

‏توی این گندکاری.‏

‏می‌تونم یه درخواست بکنم؟‏

‏ـ بگو.‏ ‏ـ تیممون رو از پیری فرا بخون.‏

‏برای داخل خاک آمریکا‏ ‏ابزار خیلی سنگینیه، کیتلین.‏

‏تیم واکنش سریعش رو داری.‏

‏تیم نجات گروگان‌ها هم آماده‌ست.‏

‏همه یه‌جایی می‌شکنن، بایرون.‏

‏خودت می‌دونی.‏

‏و وقتی اون بشکنه،‏

‏کی می‌دونه چی از دهنش درمیاد؟‏

‏شش ساعت دیگه‏ ‏تحویلت می‌دمشون.‏

‏اون درخت رو اون‌قدر تکون بده‏ ‏تا پیداش کنی.‏

‏چشم، قربان.‏ ‏با هر دو دست لعنتی.‏

‏گند به جا نذار.‏

‏همون‌طور که می‌ریم، تمیزش می‌کنیم.‏

‏بابا، چی کار می‌کنی؟‏

‏اِ... یه چیزی یادم رفت.‏

‏یه لحظه بیشتر طول نمی‌کشه.‏ ‏الان برمی‌گردم.‏

‏وای خدای من. وای خدای من.‏

‏ـ نیل. نیل.‏ ‏ـ کیتلین.‏

‏ـ آره. باهام بیا. بیا...‏ ‏ـ نه. چی؟ چی شده؟!‏

‏سر زنم چی اومده؟!‏

‏خفه شو.‏

‏خفه شو.‏

‏همسایه‌ها دارن نگاه می‌کنن.‏

‏یه اتفاقی افتاده،‏

‏که داریم حلش می‌کنیم.‏

‏زنت زنده‌ست، باشه؟‏

‏و زنده هم می‌مونه.‏

‏همین رو داری بهم بگی،‏ ‏کیتلین؟‏

‏مطمئنم دربارهٔ این حرف زدین.‏

‏بدترین سناریوها.‏

‏این همون وضعیه که می‌گفتیم؟‏

‏بدترین سناریو؟‏

‏هر وقت بیشتر بدونم،‏ ‏تو هم بیشتر می‌فهمی.‏

‏به بچه‌هام چی بگم؟‏

‏هیچی. باشه؟‏

‏هیچی؟ باید‏ ‏ببرمشون مدرسه.‏

‏وقتی از اون ورودی‏ ‏دنده‌عقب بیام بیرون‏

‏و ماشین داغون‌شدهٔ‏ ‏مادرشون رو ببینن‏

‏ـ همون‌جا...‏ ‏ـ ماشین رو جمع می‌کنم.‏

‏نود ثانیه وقت داری.‏

‏اِ... کیف پولم یادم رفت.‏ ‏ببخشید.‏

‏می‌دونی که الان‏ ‏همه‌چی رو می‌شه‏

‏توی گوشی نگه داشت، بابا.‏ ‏دیگه کیف پول لازم نیست.‏

‏حق با توئه.‏

‏اِ... انگار به یه دلیلی‏ ‏جاده رو بستن.‏

‏امروز باید از راه دورتر‏ ‏بریم مدرسه.‏

‏باشه، پس می‌تونی‏ ‏برام یادداشت بنویسی؟‏

‏چون دیر می‌رسم.‏

‏من هم همین‌طور، بابا.‏

‏دو تا یادداشت، حاضر می‌شه.‏

‏عزیزم، اومدم خونه.‏

‏شام نداریم؟‏

‏زن...‏

‏وقتی بعد از‏ ‏یه روز کاری سخت میام خونه...‏

‏انتظار دارم غذای لعنتی‏ ‏روی میز لعنتی باشه.‏

‏شام...‏

‏ـ روی میز.‏ ‏ـ فکر کردم‏

‏یک‌راست بریم سراغ دسر.‏

‏تولدت مبارک.‏

‏تولد من نیست.‏

‏تولد یکی هست.‏

‏و باید از این بابت خوشحال باشی.‏

‏تولدت مبارک، یکی.‏

‏هوم.‏

‏آره؟‏

‏هوم.‏

‏باید برم دوش بگیرم.‏

‏یه هفته‌ست حموم نکردم.‏

‏لباسم برای حموم مناسبه.‏

‏آره، هست.‏

‏خدا رو شکر‏ ‏فتیش پا ندارم.‏

‏ای بابا.‏

‏جنگ پدرِ پا رو درمیاره.‏

‏چطور پیش رفت؟‏

‏همه‌مون برگشتیم خونه.‏

‏پس خوب پیش رفت؟‏

‏موفق بود.‏

‏نمی‌گم خوب بود.‏

‏کاری که ما می‌کنیم...‏

‏سی سال دیگه‏ ‏منسوخ می‌شه.‏

‏اوکراین یه ارتش‏ ‏سه‌ونیم‌میلیون‌نفره رو‏

‏سر جاش میخکوب کرده...‏ ‏با لعنتی...‏

‏پهپادهای ۹۰ دلاری آمازون.‏

‏جنگ بعدی رو‏ ‏با چه کوفتی می‌جنگیم؟‏

‏می‌دونی، از اینشتین پرسیدن‏ ‏با چه سلاح‌هایی می‌جنگیم‏

‏توی جنگ جهانی سوم.‏

‏گفت نمی‌دونه، ولی می‌دونه‏ ‏با چه سلاح‌هایی می‌جنگیم‏

‏توی جنگ جهانی چهارم.‏

‏چوب.‏

‏چوب؟‏

‏اشتباه می‌کنه.‏

‏دفعهٔ بعد یه مشت ماشین‏ ‏با هم می‌جنگن،‏

‏حتی اجازهٔ ما رو هم نمی‌پرسن.‏

‏این یکی تمیزه.‏

‏می‌دونم.‏

‏الان فقط دارم‏ ‏برای خوش‌شانسی می‌مالمش.‏

‏فکر کنم...‏

‏شاید...‏

‏نوبت منه.‏

‏ـ خب، اون دیگه پای من نیست.‏ ‏ـ نه.‏

‏از کجا می‌خوای شروع کنی؟‏

‏لعنت.‏

‏گهش بگیرن. تازه رسیدم خونه.‏

‏هر بار همین گه‌کاریه.‏

‏فقط کافی بود‏ ‏به سکس فکر کنم،‏

‏تا لعنتی‏ ‏برای مأموریت احضارم کنن.‏

‏گوه توش.‏

‏بگو ببینم.‏

‏خب، این یکی و اون یکی‏ ‏که توی حیاطه‏

‏زنگ در رو زدن،‏

‏خودشون رو پلیس معرفی کردن،‏ ‏از جو خواستن بیاد بیرون،‏

‏وقتی کارت شناسایی خواست‏ ‏چیزی نشون ندادن.‏

‏در رو بست، اونا لگد زدن‏ ‏و ریختن سرش.‏

‏و خودت می‌بینی‏ ‏چه عاقبتی پیدا کردن.‏

‏گواهینامهٔ ویرجینیا.‏

‏ان‌اس‌ای می‌گه‏ ‏پاسپورت‌ها رومانیاییه.‏

‏هر دو مرد پاسپورت بلاروسی‏ ‏با اسم‌های متفاوت دارن.‏

‏خودش کجاست؟‏

‏روی پله‌ها نشسته.‏

‏فعلاً از هر پنجره‌ای‏ ‏وحشت داره.‏

‏باید خودش و خانواده‌اش رو‏ ‏جابه‌جا کنیم.‏

‏خونهٔ مزرعه؟‏

‏چند گزینه بده.‏

‏سلام.‏

‏پاسپورت‌ها رومانیاییه،‏

‏ولی ان‌اس‌ای می‌گه‏ ‏تبعهٔ بلاروسن،‏

‏یعنی اس‌وی‌آر روسیه.‏

‏سعی کردن از در ورودی‏ ‏به زور وارد بشن،‏

‏خودشون رو پلیس ایالتی جا زدن‏ ‏بدون کارت شناسایی.‏

More Farsi/persian subtitles for Lioness

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left