The first 200 lines.
«بازشده»
اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا
،آقای وستیکات کی تو رو اخراج کرد دلیلش هم بهت گفت؟
گفتش که زنش از من میترسه
تا حالا با زنش صحبتی داشتی؟
من ازش تعریف میکردم
بهش گفتم که رون داره بچهها خوششون میاد
بزرگ، مثل بهترین گوسفندهای من
تو اینو بهش گفتی؟
فقط بهش بگو که دیگه با همسر صاحبکارش حرف نزنه
من در مورد این موضوع با آقای وستیکات صحبت میکنم و تو از فردا میتونی بری سرکار
پسرعموم، از همسایههای جدیدش متنفره مصریاند، بیشترشون همسن من
نه نفر تو یه خونه
- خب، اون باید با صاحبخونه صحبت کنه - ببین، خونشون آپارتمانی، درسته؟
پس با مدیر ساختمون حرف بزنه
خب همین کارو کرده و اوناهم حکم تخلیه رو فرستادن
بعدش؟
بعدش هیچی، همسایهها اون روز بیرون بودن
او لا لا، من تا حالا پاریس نبودم، قشنگه مگه نه؟
- آره، خیلی قشنگه، میشه بذاریش سرجاش؟ - آروم باش، نمیشکونمش که
باشه
- ممنون - فدات
مجوز تاکسی که داری تا هفته بعد منقضی میشه
ازت میخوام که این فرم رو پر کنی
- چاییات سرد شده - شرمنده دیر کردم
ایمیلم به رو خوندی؟
منم از دیدنت خوشحالم، آلیس
معدن نمک چطوری تو رو درمان میکنه؟
ایمیلم، امیلی
امآیفایو یک ساعت پیش وارد خونه شد
- خب؟ - خالی بود
نه تا ازشهروندان مصری قشنگمون امروز صبح ناپدید شدن
وای خدای من
اگرچه که ما همهچیز رو تحت کنترل داشتیم
- باید سریعاً اونا رو بازداشت کنیم - سریعاً؟
- ... اگه این افراد اونایی که من فکر میکنم باشن - اما ما هنوز اینو نمیدونیم، مگه نه؟
اما، همانطور که گفتم، همهچی تحت کنترله
- خبرم میکنی؟ - آره
- همون لحظهای که گرفتیشون - قول میدم
... سلام، میشه یه چایی بدین
هنری، بیا
امیلی؟
اطلاعات سیآیای همیشه قدردانته، آلیس
پوششهای تو فوقالعاده است
... اما اون مصریها
- اونا دانشجو هستن - دانشجو، واقعاً؟
بله، سه سال گذشته رو تحت آموزش در دانشگاه لندن بودن
مطمئنی؟ خیلی مشکوک بودن
گذشتشون بهطور کامل بررسی شد
- پاکه پاکن - خیلیخب
پس ممنون بابت اینکه پیگیری کردی
داگکچر، داگکچر، درگیر شین.
دریافت شد، داریمش
!خفه شو
بخواب زمین! دستاتو بده من
جیم مکآلیستر. ما وی رو برای بازجویی از یک زندانی به رامستاین منتقل کردیم.
بیمارستان دلیل مرگ رو ایست قلبی گفته
دکترهای ماهم همین نظر رو دارن، اما
اون مُرده، درسته؟
قربان؟
انتظار دارین که تا بعد از ناهار این موضوع تغییر کنه؟
دارم میپرسم چون همسر من
تو روز سالگرد ازدواجمون در رستوران چز فرانکوئیس تنها نشسته
برای چی گفتین بیام؟
زندانی که مکآلیستر قرار بود ازش بازجویی کنه
یه قاصد برای امام یزید خلیل هستش
- از زمان زندانی بودن خلیل مونده هنوز - اون یه وکیل جدید گرفت
اوه، خوش به حالش
دستگاههای بریتانیایی میگن که اون یه دستور مبنی بر
حمله به یک هدف آمریکایی در خاک انگلستان رو صادر کرده
و ما بر این باوریم که قاصد حاوی این دستور بوده، قربان
هدف آمریکایی؟
تمام چیزیه که داریم، قربان
- این دستور برای کیه؟ - دیوید مرسر
مرسر؟ یه بانکی جهادی از بلومفیلد هیلز
اون الآن برای خودش یه اسم مستعار داره ... محمد عل
گوه تو اسم مستعارش ارتباطش با خلیل چیه؟
اون اقتدار معنوی امام هستش
مرسر بدون اجازه خلیل یه انگشت هم تکون نمیده
خلیل هم به اون اعتبار میده
... یه مورد دیگه قربان، دستور حمله احتمالاً بیولوژیکی خواهد بود
برای همسرم یه ماشین با گل بفرستین
و منظورم از گل هر چی که من رو امشب از کاناپه نجات میده هستش
لطفاً، بفرمایین
- ممنون - عصر بخیر
آقای لچ، لطفاً
- بله، بفرمایید - ممنون
- ممنون - سلام، آل
خیلی از دیدنت خوشحالم
- خیلی زیبا شدی - ممنون
خب راننده اوتوبوس گفتش که شرمنده خانم
اما شما نمیتونی یه مرغ زنده رو بیاری تو اوتوبوس
بعدش زنه معذرتخواهی کرد، گردن مرغ رو شکوند و رفت تو اوتوبوس
این داستان رو قبلاً گفتم، باشه
چند بار فقط
- اما هر دفعه بهتر میشه - ممم
داستان پر و اینا، جدید بود
الآن دیگه داری اذیتم میکنی
این چیه؟ اسباب بازی جدید از لنگلی؟
استمرار رادیویی از اطلاعات محلی
اینجا
- این زندست؟ - نسخه آزمایشیه
من یکی میخوام
برگرد به سازمان من هم یکی بهت میدم
من برای برگشتن آماده نیستم
- من حس بویاییم رو از دست دادم براش - مزخرف
شبکهای که قبلاً استفاده میکردی رو نداری
گروهها تو کشورهای متحد در منطقههای مرگ جاسازی شدند
میدونی که زیاد خسته به نظر نمیای
میتونم حلش کنم
خیلیخب، ببین، من یه عوضیام اما ما به مهارتت نیاز داریم
تو باید در خط مقدم باشی
آخرین باری که بودم، 24نفر مردن
اون پل تو پاریس همش نیست، آلیس
- خب داستان طلاقت به کجا رسید؟ - باشه
خیلیخب، باید بحث رو عوض کنیم
اوه، مردم وقتی میخوان در مورد چیزی صحبت نکنن این کارو انجام میدن
اصلاً تقصیر تو نبود
من اون موقع مافوقت بودم میدونم
... تقصیر من نبود اما
اگه ازم میخوای با از دست دادن ... مردم به آرامش برسم
نه خیر، من میخوام با اونایی که نجات دادی به آرامش برسی
نه، من بودم، من از دست دادم اریک، نه سازمان نه پاسگاه پاریس، کار من بود
من خیلی کند بودم و تو واقعاً دیوانه هستی اگه بخوای سر این دوباره به من اعتماد کنی
، من سی سال تو این تجربه دارم ... پس یه لطفی بهم کن
ازم نخواه من چیزی رو که تو نمیتونی باهاش مواجح شی رو پوشش بدم
- من این کارو نمیکردم - چرا میکردی
قابل درکه کسی دوست نداره با چنین دردی دوباره رو به رو بشه
گذشته رو فراموش کن
یا اینکه بخوای واست دردسر بشه
شب بخیر
ویروس ماربورگ یک عامل تهدید زیست محیطی درجه یک هستش
این ویروس ممکنه که ویروس ابولا رو بذاره تو جیبش
دستگاها روسیه رو به عنوان منبع احتمالی در نظر گرفتن
اتحاد جماهیر شوروی در سال 1980 سلاحی تهاجمی با نام واریان کی تولید کردند
تو لیست آرزوهای هر جهادی هست
و قاصد؟
دیشب تونستیم دستگیرش کنیم گذاشتیم که منتظر بمونه
چیزهایی که قاصد میدونه نیست، قربان اینکه مرس هنوز باهاش ملاقاتی نداشته
امام هیچوقت از یک قاصد دوبار استفاده نمیکنه
بنابراین اگه ما بتونیم از طریق قاصد اقدامات تشخیصی مورد نیاز برای ملاقات انجام بدیم
و یکی از افراد خودمون رو بفرستیم
میتونیم پیام رو به هر شکلی که خواستیم تغییر بدیم
و اگه مرسر از این موضوع مطلع بشه میزنیم میکشیمش
همهجاش قشنگه اما ماموری در دسترس نیست
داری بهم میگی که تو خاک انگلستان هیچ ماموری نداریم؟
بهترین افرادمون در سندباکس هستن
فقط یه مامور در پاسگاه لندن هستش هنوز
آلیس راسین، اما
اما چی؟ خبرش کن
در واقع، قربان ایشون دوسالی هست کشیده بیرون
مافوقش کی بوده؟
من قربان
گذشتش؟
راسین یه نوجوان فراری بود
متولد اروپا، مادرش وقتی که اون 12سال داشت به ایالات اومد
یک سال بعد، سازمان حفاظت از کودکان اون رو تو خیابون پیدا کرد
چندین پرورشگاه، شش مدرسه مختلف
وقتی پانزده سالش بود آرنج معلم خودش رو شکوند
به خاطر اینکه فکر میکرد به یکی از همکلاسیهاش دستدرازی کرده
- که کرده بود - وحشی زاده شده
آلیس وارد لیگ ورزشکاران پلیس شد
سه سال بعد، یه بورسیه تحصیل ورزشی کامل برای شمال غرب داشت
ما اون رو به خاطر
دارا بودن مهارتهایی که برای مامورین الزامی هستن استخدام کردیم
برای چی پرونده نمیگیره؟
تحقیق بر روی قتلعام به وسیله بمبگذاری در پل برعهده ایشون بوده
اون عامل رو دستگیر کرد اما برای توقف حمله دیر کرد
تعداد تلفات از حملات در سال 2015 کمتر بود اما اون خیلی جدی گرفت.
اون سعی کرد که استعفا بده، اما رئیسش در آن زمان
هم با سازمان و هم با آلیس در مورد یک انتقال به لندن
برای پوشش یک جامعه برجسته جهادی صحبت کرد
به خاطر همینه که اطلاعی ازش نداریم
از آخرین باری که اون تو نبرد بوده دو سال گذشته
و زمان کافی هم برای آمادگیش وجود نداره
اما با توجه به شرایط، آیا شما یک ایده بهتر دارید؟
هیچکس؟
آلیس؟
فرانک ساتر، پاسگاه لندن
چیزهایی خوبی برای خوندن هستن این تو
صفحه دوازده
قاصد اهل مراکشه
در سال 2014 برای آموزش ترور سفرهایی به فرانکفورت داشته
آلمانی ها اون رو یه بار به عملیات بردن، اما دیدن ارزش نداره و ولش کردن که بره
انگلیسی بلد نیست و به زبان یکی از قبایل مراکش حرف میزنه
یه مترجم واست ردیف کردم
اون زمان ملاقات رو نمیدونه تاوقتی که مرسر خبرش کنه
بنابراین روی پروتکل شناخت تمرکز کن
و این چیزی هست که ما از تو انتظار داریم
سوالی هست؟
تو گذشته من رو میدونی، درسته؟
اگه ازم میخوای بهت بگم که آیا ... انتخاب اول سازمان هستی
نه خیر
نکته همینه، نمیخوام که انتخاب کسی باشم
به جز اینکه اینجوری نمیشه، مگه نه؟
تو برای انجام وظیفه فرا خونده شدی
خب رضایت تو هم مهمه اما این یک پرونده مهم هستش
و رئیس بخش اروپا تصمیمش رو گرفته
این یه درخواست نیست
خیلیخب
No comments yet. Be the first to leave one.