Son Of

Son Of (సన్ ఆఫ్)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Son Of 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
A Commentary by Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Published on: 2026-07-28
Downloads: 16
Hearing Impaired: Yes

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ ‬

‫فکر کنم اونا نمیدونن که من قراره بمیرم.‬

‫خدا را شکر.‬

‫فکر می‌کنی او خواهد مرد؟‬

‫بعد از مرگش خواهیم دید.‬

‫ ‬

‫ ‬

‫یکی...‬

‫دو...‬

‫سه تا!‬

‫وای خدا! توی یه دقیقه چی شده؟‬

‫سلام!‬

‫اگر قرار است یک نفر بمیرد... چرا حداقل نمی پرسید چرا قرار است بمیرد؟‬

‫انسان پس از مرگ به آرامش خواهد رسید‬

‫چرا ما سعی کنیم جلوی شما را بگیریم؟‬

‫شما نگران نباشید.‬

‫بعد از اینکه مطمئن شدم کاملاً مُردی، با آمبولانس تماس خواهم گرفت .‬

‫حدس می‌زنم مقداری پول گم کرده است‬

‫چی، قمار؟‬

‫-ای خدا! -بس کن!‬

‫هیچ چیز شبیه آن نیست.‬

‫هی! ساکت باش.‬

‫شاید او مشکلی دارد که نمی‌تواند بیان کند.‬

‫نه. همچین چیزی وجود نداره.‬

‫انگار خیلی مشتاقی که نگرانی‌هات رو با بقیه در میون بذاری!‬

‫بگو ببینم، مشکلت چیه؟‬

‫بعد از اینکه همسر عزیزم را از دست دادم...‬

‫من برای او همه چیز هستم.‬

‫آنقدر دوست دارم که..‬

‫میدونی چیکار کرد؟‬

‫همه به حرف من گوش کنید.‬

‫پسرم آناند...‬

‫او تمام امتحانات را عالی نوشت ...‬

‫و در کلاس اول قبول شد.‬

‫به همین دلیل است که این مهمانی را به شما می‌دهم.‬

‫همه با هم از آن لذت ببرند.‬

‫باشه؟‬

‫آناند، تمومش کن.‬

‫برش دار.‬

‫سلام!‬

‫کمتر سرو کنید، باید برای همه کافی باشد‬

‫-من بهش رسیدگی می‌کنم. -باشه؟‬

‫سلام!‬

‫کیک رو خوردی؟‬

‫آیا خوب است؟‬

‫تو یه عموی عالی هستی.‬

‫چرا؟‬

‫حتی اگر در امتحانات قبول شوم، پدر و مادرم به من مهمانی نمی‌دهند.‬

‫اما شما با وجود اینکه او بد تمرین کرد و با این حال شکست خورد، مهمانی خوبی برگزار می‌کنید !‬

‫تو یه عموی عالی هستی.‬

‫ای حرومزاده‌ی بی‌مصرف!‬

‫شکست خوردی؟‬

‫نمی‌دونم. هی! بیا اینجا.‬

‫بابا! بابا!‬

‫هی! قبول شدی یا رد شدی؟‬

‫بابا! نه بابا، نه.‬

‫خلاصه، بگو ببینم امتحان رو قبول شدی یا نه؟‬

‫شکست خوردم بابا.‬

‫شکست؟‬

‫سلام، شوهرخواهر! دارم میام داداش.‬

‫بیا!‬

‫بابا! بابا! چی شده داداش؟ بابا! بابا!‬

‫بابا، به حرف من گوش کن! - به حرف اون گوش کن!‬

‫تو منو احمق فرض کردی!‬

‫-برادر شوهر! -داری میگی بهم دروغ بگم؟‬

‫میکشتش یا چی؟‬

‫حالا چی شد؟ چی گفتی؟‬

‫او توانایی درس خواندن ندارد‬

‫به لطف تولد او، همسرم را از دست دادم!‬

‫و مرا یتیم کرد.‬

‫اون داره این کارو می‌کنه، چون می‌خواد کل روستا فکر کنن که من اهمیتی نمی‌دم!‬

‫حق با اونه، عمو.‬

‫مادرم هر روز مرا به مدرسه می‌فرستاد !‬

‫او قبلاً غذای مورد علاقه من را می‌پخت‬

‫او قبلاً شک و تردیدهای درسی من را برطرف می‌کرد!‬

‫بعد، مثل بقیه... من هم قبلاً در امتحان قبول می‌شدم.‬

‫مگه نه؟‬

‫هی، هی!‬

‫صداتو بالا نبر - داداش..‬

‫اگر قبول شوم چه؟‬

‫هی، اگه تو قبول بشی، من رد میشم.‬

‫اگر تو شکست بخوری، من قبول می‌شوم. این را به خاطر داشته باش.‬

‫حالا شکست خوردی، درسته؟‬

‫هی، برو.‬

‫برو آشپزخونه رو تمیز کن‬

‫چطور جرات می‌کنی صداتو بلند کنی؟‬

‫همسرت را از دست دادی.‬

‫پسرت بهت دروغ گفته.‬

‫مردن با این درد حقه، درسته؟‬

‫چرا؟ مگه اینطور نیست؟‬

‫بچه‌ها دروغ می‌گویند..‬

‫کاری که گفتی رو انجام نمیدن.‬

‫آوردن هرج و مرج به خانه‬

‫ایجاد تنش در والدین‬

‫انجام ندادن کاری که دوست داری.‬

‫تا وقتی چیزی که دوست داری رو ندی، نمیری.‬

‫وقتی نمره کمتری گرفتی دروغ گفتی.‬

‫درخواست دوچرخه‌های مدل بالا در صورت کسب نمرات خوب‬

‫همه اینها به عنوان یک پدر رایج است.‬

‫ببین، پسرم داره زنگ میزنه، ببین الان چی لازم داره‬

‫لحظه ای که تصمیم میگیری بچه دار بشی..‬

‫ما باید دست از نگرانی در مورد دردی که قراره بهمون بدن برداریم!‬

‫هی، بس کن.‬

‫حتی اگر همه این کارها را بکند، می‌توانیم او را ببخشیم.‬

‫اما من به خاطر کاری که پسرم انجام داد، هیچ بخششی ندارم .‬

‫چیکار کرد؟ چیکار کرد؟‬

‫ : چیکار کرد؟‬

‫او علیه من پرونده تشکیل داد.‬

‫فقط حقیقت پیروز است‬

‫ ‬

‫عالی هستی!‬

‫ ‬

‫یارو عجیبه!‬

‫ ‬

‫ ‬

‫این چیست؟‬

‫این چیه آقا؟ - این چه سرنوشتیه که برای ما رقم زده؟‬

‫اخیراً..‬

‫یه نفر اومد و از یه نفر دیگه شکایت کرد که دوستش نداره‬

‫و این خیلی عجیبه، یه خانمی اومده و از دامادش شکایت کرده، چون داماد ازش خواستگاری نکرده!‬

‫و از پدرت شکایت کردی‬

‫باشه، مشکلت چیه؟‬

‫منظورت از مشکل چیه؟‬

‫این رسم و رسوم روزانه بین یک پسر و پدر است، آقا‬

‫من کار بدی نکردم آقا.‬

‫من فقط مثل بقیه به پدرم دروغ گفتم‬

‫می‌دونی پدرم چقدر منو اذیت کرد؟‬

‫به این فکر افتادم که بدون تحمل شکنجه‌هایی که پدرم به من می‌داد، از خانه فرار کنم .‬

‫اون موقع بود که یه چیز منو متوقف کرد.‬

‫برگشتم و دیدم..‬

‫اینجا خانه‌ی من است.‬

‫چی، آناند؟‬

‫آیا مرا تنها خواهی گذاشت؟‬

‫الان، هزینه من ۳۴ لک است‬

‫این خونه یه کرور قیمت داره، وقتی بزرگ بشی‬

‫بعد از آن، به خودتان بستگی دارد.‬

‫با همین یک کلمه..‬

‫با اینکه پدرم هر روز مرا شکنجه می‌دهد، من دارم تحملش می‌کنم.‬

‫سلام!‬

‫آن چیست؟‬

‫من کلاس دهم رو قبول شدم، درسته؟‬

‫باید با صدای بلند بگم که چطور رد شدی؟‬

‫خدایا، لطفا یه بارم که شده بذار از این مرحله بگذرم‬

‫استاد، این حرف‌ها نیست.‬

‫معلم، معلم.‬

‫اینها مال من نیستند، معلم.‬

‫نوشتم «اوم»، و چشمانم را باز کردم‬

‫و چند تا برگه هم روی برگه‌ام بود!‬

‫این چیزیه که شما قراره بگید. بله، معلم.‬

‫میدونی الان چی میگم؟ تو چی میگی؟‬

‫الان دارم ممنوع‌الخروجت می‌کنم. دارم بهت میگم بیای بیرون.‬

‫استاد، این حرف‌ها نیست.‬

‫به هیچکس نگو.‬

‫بعدش باید کاری که بهت میگم رو انجام بدی.‬

‫تو باید هر روز ظرف ناهار را به من بدهی‬

‫تو باید به من پول توجیبی بدی که بابام دیگه بهم نمیداد‬

‫از همه مهم‌تر، باید با من بیایی.‬

‫باشه؟‬

‫باشه.‬

‫تو می‌تونی درس بخونی، درسته آناند؟‬

‫اگر درس بخوانم چه؟ تو کار پیدا خواهی کرد.‬

‫اگه کار پیدا کنم چی؟‬

‫حقوق خوبی دریافت خواهید کرد. و می‌توانید پول بیشتری به دست آورید.‬

‫در زندگی پول زیادی وجود دارد ، درست است؟‬

‫این خانه.‬

‫این از زندگی من مراقبت خواهد کرد.‬

‫در حال حاضر، هزینه آن 30 تا 40 میلیون تومان خواهد بود.‬

‫وقتی بزرگ بشم، حداقل یه کرور روپیه هزینه داره .‬

‫اگر به آن سود بدهی، در عرض یک ماه پول زیادی گیرت می‌آید.‬

‫هی، اگر در آینده شغلی پیدا کردی‬

‫اگر به موقع حقوق نگرفتید ، نگران نباشید‬

‫از من بپرس. باشه؟‬

‫از الان به بعد نمی‌تونم بیام، آناند.‬

‫چرا؟‬

‫من گذشتم، درسته؟‬

‫پدرم مجبورم می‌کند برای کلاس یازدهم جای دیگری ثبت نام کنم‬

‫باشه، خداحافظ.‬

‫از رفتن من ناراحت نمیشی؟‬

‫پدرم از بچگی من را از چیزهایی که دوست داشتم جدا کرد.‬

‫حالا، این تویی.‬

‫همینه، درسته؟‬

‫هوم.‬

‫باشه.‬

‫اشکالی نداره. فردا برات میفرستم.‬

‫هوم.‬

‫این چیه آناند؟ لباست چیه؟‬

‫خب بابا، این دفعه می‌خوام امتحانم رو خوب بدم.‬

‫پسرم، مشکلت چیه؟‬

‫مشکل من پدرمه، پدر.‬

‫اگر این دفعه قبول نشوم، مرا از خانه بیرون می‌کند.‬

‫آناند..‬

‫این بار خدا با تو بوده است.‬

‫با دادن دانش و حافظه به شما.‬

‫با تبدیل کردن شما به یک محقق خوب.‬

‫از خدا میخوام که تو این آزمون موفق بشی و نمره خوبی بگیری.‬

‫آمین.‬

‫آمین.‬

‫یه شیطان تو خونه‌ات هست.‬

‫پدر من شیطان است.‬

‫اگر می‌خواهید از شر شیطان در امان باشید، این طلسم را به خود ببندید‬

Son Of subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left