The Hunting Party

The Hunting Party

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

The Hunting Party 2025 S02E11 Dylan Miles Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-22
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ آنچه در «گروه شکار» گذشت... ‏

‏ اسمش «پیت» بود؛ محل نگهداری ‏

‏ خطرناک‌ترین و خشن‌ترین ‏

‏ مجرم‌هایی که دنیا فکر می‌کرد مردن ‏

‏ البته تا وقتی انفجار رخ داد ‏

‏ـ من نظامی نبودم و کار میدانی نکردم‏

‏ اولین بار بود اسلحه می‌کشیدم ‏

‏عالی بودی‏

‏ـ بالاخره دعوتم می‌کنی بیرون یا نه؟‏

‏ـ نه‏

‏شاید‏

‏ـ واقعاً فکر می‌کنی لازاروس‏ ‏به کاروان سایرس حمله کرده؟‏

‏ـ آره‏

‏ - هنوز مدرکی نداریم ‏

‏ـ پس باید پیدا کنیم‏

‏ـ می‌دونی دیگه چیِ این شهر رو دوست دارم؟‏

‏بولدر رو؟‏ ‏ـ آره، چی؟‏

‏ـ پلیس‌های دوچرخه‌سوار‏

‏خیلی ترسناکن، نه؟‏

‏خیلی خب، بزن کنار‏

‏زینگ، زینگ، زینگ‏

‏وقتی کسی رو می‌گیرن چی‌کار می‌کنن؟‏

‏خیلی خب، برو توی سبد‏

‏پلیس تازه‌کار رو می‌شه شناخت‏

‏روی پرهٔ چرخ‌شون کارت بازی می‌ذارن‏

‏ایست!‏

‏دیگی‌دیگی‌دیگی‏

‏ـ ممنون، دوستان‏

‏شب فوق‌العاده‌ای داشته باشید‏

‏خداحافظی کن، ماروین‏

‏ـ خداحافظ، ماروین‏

‏عالی بودید‏

‏ممنون‏

‏ممنون‏

‏جمعیت امشب عالیه، پسر‏

‏موفق باشی‏

‏یا امیدوارم سیم پاره نکنی‏

‏ - خیلی خب ‏

‏ لطفاً از اجراکنندهٔ بعدی استقبال کنید ‏

‏ که اتفاقاً اولین اجرای ایشونه ‏

‏دیلن مایلز و بارنی کوچولو!‏

‏ـ سلام‏

‏این... این بارنیه‏

‏من دیلنم‏

‏خب، بارنی‏

‏آخرهفتهٔ قبل چی‌کار کردی؟‏

‏ـ با یه دختر آشنا شدم‏

‏خوب پیش نرفت‏

‏ـ اوه، نه‏

‏چی شد، بارنی؟‏

‏گفت زیادی خشکم‏

‏ـ چی؟‏

‏چرا؟‏

‏یعنی...‏

‏چرا فکر کرد زیادی خشکی؟‏

‏ـ چون از چوب ساختم، خنگول‏

‏ـ ماروین رو برگردونید!‏

‏ـ انگار یکی...‏

‏انگار یکی...‏

‏گمشو پایین، بازنده‏

‏ـ یکی باید حال اون یارو رو جا بیاره‏

‏ـ من هم همین فکر رو می‌کردم‏

‏ـ می‌خوای یه جوک بشنوی؟‏

‏چی هم سیاه‌وکبوده‏

‏هم قرمز؟‏

‏ـ خودت‏

‏ـ غذای تایلندی دوست دارم‏

‏شاید ایتالیایی یا...‏

‏ـ مهم نیست دربارهٔ لازاروس چی می‌دونیم‏

‏بدون مدرک قطعیِ دست‌داشتنش‏

‏در حمله به کاروان، هیچی نداریم‏

‏پس یه چیزی پیدا می‌کنیم‏

‏اون زیادی باهوشه که رد کاغذی بذاره‏

‏ـ هرچی داشته باشه‏

‏فلش، نسخهٔ کاغذی، هرچی‏

‏توی خونه‌اش پنهان می‌کنه؛ جایی که...‏

‏فقط یکی از ما بهش دسترسی داره‏

‏ـ هوم‏

‏ـ خب، می‌خوای چی‌کار کنی؟‏

‏خودت رو برای شام دعوت کنی و خونه رو بگردی‏

‏تا اون یه لازانیای دیگه بسوزونه؟‏

‏ـ شین، خیلی خطرناکه‏ ‏نه‏

‏ـ چرا شام باید خونهٔ اون باشه؟‏

‏شین دعوتش کنه بیرون‏

‏شما دو نفر می‌رید داخل و می‌گردید‏

‏تا اون سرگرمش کنه‏

‏ـ همین الان می‌تونم پیام بدم‏

‏تمام مدت زیر نظرمه‏

‏موقع رفتن بهتون خبر می‌دم‏

‏تا وقت کافی برای خروج داشته باشید‏

‏ـ خیلی خب، باشه‏

‏ـ خیلی خب‏

‏انجام شد‏

‏ـ حسنی هستم‏

‏ـ مطمئنی؟‏

‏ـ معلومه‏

‏ـ پک بود، کار داریم‏

‏ـ چی داریم؟‏

‏ـ یه عروسک‌ساز توی کارگاهش تیر خورده‏

‏نزدیک رپیدسیتی در داکوتای جنوبی‏

‏ـ گفتی عروسک‌ساز؟‏

‏ـ دقیقاً‏

‏ـ هنوز عکس صحنهٔ جرم رو نداریم‏

‏ولی قربانی نیکلاس فلچر همینه‏

‏الان توی کمای القاییه‏

‏ـ دیلن مایلز‏

‏ـ ادامه‌اش با تو؟‏

‏ـ آره، باور کنید یا نه‏

‏قاتل فراری‌مون، آقای مایلز‏

‏می‌خواسته کمدین بشه‏

‏ـ معلومه، چون قتل خیلی خنده‌داره‏

‏ـ هوم‏

‏بچگی براش تأخیر رشد زبانی‏

‏و لالی انتخابی تشخیص دادن‏

‏تا نزدیک ده‌سالگی اصلاً حرف نمی‌زد‏

‏ـ حتماً توی حیاط مدرسه خیلی سخت بوده‏

‏ـ پیشرفت واقعی وقتی اتفاق افتاد که‏

‏با یکی از عروسک‌های خواهرش حرف زد‏

‏نوع رایجی از بازی فرافکنانه‏

‏وقتی بزرگ‌تر شد، توانایی‏

‏خودش حرف بزنه، ولی هنوز‏

‏با واسطه‌هاش راحت‌تر حرف می‌زد‏

‏ـ کی از عروسک‌بازی رسید به قتل؟‏

‏ـ پنجم ژوئن ۲۰۱۵‏

‏ـ دیلن توی کلوپ‌های کمدی کوچک‏

‏سراسر غرب میانه اجرا می‌کرد‏

‏همهٔ قربانی‌ها کسانی بودن که‏

‏وسط اجرا مسخره‌اش کرده بودن‏

‏یک ماه تا حتی یک سال صبر می‌کرد‏

‏و بعد انتقام می‌گرفت‏

‏ـ خشمش رو کاملاً می‌شه دید‏

‏ـ و تحقیرش رو‏

‏فقط می‌خواست با اجرایش با مردم ارتباط بگیره‏

‏برای همین وقتی مسخره‌اش می‌کردن‏

‏ده برابر همون تحقیر رو به قربانی برمی‌گردوند‏

‏برای همین خیلی از صحنه‌های جرم‏

‏جای عمومی بودن‏

‏می‌خواست قربانی‌ها دیده بشن‏

‏می‌خواست در آخرین لحظات خفت‌بارشون‏

‏در یادها بمونن‏

‏ـ نوشته در دو سال‏

‏هفت قربانی رو کشته‏

‏ممکنه دیلن این عروسک‌ساز رو‏

‏از قدیم می‌شناخته؟‏ ‏ـ داریم بررسی می‌کنیم‏

‏برید صحنهٔ جرم‏

‏هرچی پیدا کنیم می‌فرستیم‏

‏ـ آه‏

‏الو؟‏

‏ـ تعطیلیم‏

‏ـ ببخشید‏

‏ش... شما کی هستی؟‏

‏ـ طرفدار پر و پا قرص کارهاتم‏

‏ـ می‌دونم داری چی‌کار می‌کنی‏

‏ـ بارنی کجاست؟‏

‏این‌ها مال من نیستن‏

‏بارنی کجاست؟‏

‏ـ می‌دونم داری چی‌کار می‌کنی‏

‏می‌دونم داری چی‌کار می‌کنی!‏

‏ـ بارنی کجاست؟‏

‏بارنی کجاست؟‏

‏ـ اسمت چیه؟‏

‏ـ پیتر‏

‏ـ از آشناییت خوشحالم‏

‏ـ یه نفر اینجا باید چی‌کار کنه تا نوشیدنی بگیره؟‏

‏ـ بامزه‌ای‏

‏ـ نه، بامزه نیستم‏

‏ترکوند‌م‏

‏ـ فکر کنم به پیشرفت مهمی رسیدیم، دیلن‏

‏ـ واقعاً توی این کار خوبه‏

‏اصلاً ندیدم دهنش تکون بخوره‏

‏ـ خب، شکم‌گویی یعنی همین‏

‏ـ یارو تنهایی گروه‌درمانی می‌کنه‏

‏برای درمان‌های پیت، خیلی عادیه‏

‏عروسک‌ها عجیبن‏

‏ولی رحم‌درمانی هم دیدیم‏

‏ـ طبق پرونده‌اش‏

‏درمان‌های معمول هیچ نتیجه‌ای ندادن‏

‏دیلن هم حاضر نبود با دکترهای پیت حرف بزنه‏

‏پس رفتن سراغ چیزی که باهاش راحت بود‏

‏سابقهٔ درمانی هم داره‏

‏نوعی از تکنیک صندلی خالی‏

‏در گشتالت‌درمانیه‏

‏ـ اسمش رو شنیدم‏

‏بیمار با یه صندلی خالی حرف می‌زنه‏

‏که نماد کسیه‏

‏که باهاش تعارض داره‏

‏تا احساسات سرکوب‌شده‌اش رو بیرون بریزه‏

‏ـ آره، درسته‏

‏پس عروسک‌ها به دیلن‏

‏اجازه می‌دادن کنترل هر گفت‌وگو رو داشته باشه‏

‏و دنیای درونش رو بیرونی کنه‏

‏ـ چون هم بیمار می‌شه، هم درمانگر‏

‏ـ حتی برای عروسک‌ها اسم گذاشته‏

‏طبق این، پیتر و دبی‏

‏شخصیت‌های کاملاً شکل‌گرفته داشتن‏

‏وقتی دیلن با عروسک‌ها درمان‌بازی می‌کرد‏

‏دکترها دید منحصربه‌فردی‏

‏به ترومای اصلیش پیدا کردن؛ شرم عمومی‏

‏از مسخره‌شدن‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left