Unfamiliar

Unfamiliar

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Unfamiliar S01E05 1080p WEB h264-NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-08
Downloads: 76
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 199 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫کجاییم؟

‫خونه یکی از رفقاست. خودش شهر نیست. ‫اینجا جامون امنه.

‫- چرا نمیتونم بیرون رو از پنجره ببینم؟ ‫- یخچال پره. راحت باش.

‫بابا، اینجا یه جای معمولی نیست.

‫- …پیغام بذارید. ‫- مرت، لعنتی، کجایی آخه؟

‫کلوئیف یه نفوذی توی سازمان امنیت آلمان داره.

‫لو رفتیم.

‫پروژه باغ پرید. ‫تموم شد. همش از دست رفت.

‫ ‫قسمت پنجم

‫هتل شونر بلیک. اتاق دوازده.

‫آشغال. اون منو میکشه.

‫خودت گفتی میخوای ببرمت پیشش.

‫ولی نه با دست و پای بسته و توی سینی.

‫بجنب بجنب مرت. کجایی؟

‫کاتیا، نینا کجاست؟

‫رفته یه کم دراز بکشه.

‫- باید بهش بگیم. ‫- الان نه.

‫منظورم کل حقیقت نیست.

‫- ترسیده و گیج شده. ‫- بهت اعتماد کردم. کاری نکن پشیمون بشم.

‫یوناس.

‫یه زمانی رویای آینده رو داشتیم.

‫حرفایی که آدم زیر نور ماه ‫به خودش میگه.

‫من و تو از پسش برمیایم.

‫پس الان دیگه داریم با هم فرار میکنیم؟

‫- ببخشید، گوشیم باز کارت اتاق رو پاک کرد. ‫- مشکلی نیست.

‫ازش فاصله بگیر.

‫داری چیکار میکنی؟

‫من مرگ گرگور رو دیدم.

‫اونا کشتنش، مرت.

‫خیلی بد مُرد.

‫شاهرگ پاش رو زدن.

‫درست وقتی که تو داشتی ‫با نوچه کلوئیف لاس میزدی.

‫هر غلطی میخوای باهاش بکن.

‫ولی اون برای ما خطریه، خودت هم میدونی.

‫- کلوئیف داره میاد. ‫- چی؟

‫ما لو رفتیم مرت. ‫میدونن کجا زندگی میکنیم.

‫- نینا کجاست؟ ‫- جاش امنه.

‫لعنتی. تعدادشون زیاده. بیا بریم.

‫بریم.

‫کل هتل رو بگردین.

‫امنه.

‫- تو برو راست، من میرم پایین. ‫- باشه.

‫لعنتی.

‫واقعا هلنا کوهن دستت بود ‫یا اونم یه دروغ دیگه بود؟

‫البته که دستم بود.

‫ولی کارل قبل تو رسید اینجا.

‫چرا هی توی این عملیات گند میزنی؟

‫اونا کارشون درسته.

‫و تو چی هستی مثلا؟

‫من هلنا رو از قبل میشناسم.

‫- به اسم شارلوت میشناختمش. ‫- از کِی؟

‫خیلی وقت پیش، ‫فکر میکردم عاشق همیم.

‫سالها پیش، توی مراکش کار میکردم.

‫اون یه زلزله بود. هنوزم هست.

‫انگار هنوزم عاشقشی.

‫قیافم اینجوری نشون میده؟

‫اگه این عشق نیست پس چیه…

‫خب…

‫- چجوری پیداش کنیم؟ ‫- ما نمیکنیم.

‫اون ما رو پیدا میکنه.

‫تضمین میدم.

‫پیاما هی میان. خیلی زیادن.

‫باید به بن درباره نفوذی بگیم.

‫فکر میکنم بهتره تیم رو کوچیک نگه داریم.

‫این موضوع بزرگیه. نمیتونیم فقط بندازیمش ‫ته پوشه پیاماش.

‫میدونی،

‫از دوتا چیز مطمئنم.

‫ما دوتا میتونیم به هم اعتماد کنیم.

‫ولی نمیتونیم به بن اعتماد کنیم.

‫ولی باید به سرپرستمون گزارش بدیم.

‫از کِی تا حالا نظر اون برات مهم شده؟

‫نباید نفوذی رو فراری بدیم.

‫در ضمن…

‫تیم خوش بر و رویی هستیم.

‫آلیس…

‫قانون، قانونه.

‫قول هم قوله.

‫وقتی بذاری زندگی روال خودش رو بره، ‫اتفاقای خوب میان سراغت.

‫- پیتزا؟ ‫- نه.

‫یه بوسه.

‫و اونی که دوسش داری رو پس میگیری.

‫نه، اون نبود…

‫آخرین پیام ‫

‫- و هی میان؟ ‫- آره.

‫یه گفتگوی ادامه‌ داره.

‫- نمیدونی کی میفرسته؟ ‫- نه.

‫اونا هر اتفاقی که ‫ توی بلاروس افتاد رو میدونن.

‫گرگور یه مهره داشت، کاتیا ولکووا.

‫اون طعمه بود تا کلوئیف رو بکشه اینور.

‫وقتی فهمید بهش خیانت شده،

‫به طرز وحشتناکی تلافی کرد.

‫داره رد و پاها رو پاک میکنه.

‫گرگور هم یکیشون بود.

‫تا بتونه نفوذی خودش رو ‫توی سازمان امنیت بگردونه.

‫اگه این قضیه لو بره، متحدامون ‫تا سالها ما رو آدم حساب نمیکنن.

‫هیچ اطلاعاتی بهمون نمیدن.

‫باید نفوذی رو پیدا کنیم.

‫آره.

‫چرا گذاشتی کلوئیف بره؟ ‫درست جلوی چشمت بود.

‫خیلی سریع شد. ‫آدماش از اونجا بردنش.

‫- آلیس اونجا بود، نه؟ ‫- آره.

‫اون چیکار کرد؟

‫ندیدم.

‫- اسلحش رو نکشید؟ ‫- چرا، کشید.

‫ولی…

‫ولی چی؟

‫داشتن حرف میزدن.

‫بعدش اون اسلحش رو آورد پایین.

‫آوردش پایین؟

‫داشت باهاش حرف میزد. ‫دقیقا چی گفت؟

‫توی گزارش هست.

‫"بخند، بخند. هیچوقت نمیخواستم ‫خوشحالی موندگار بشه."

‫- این یعنی چی؟ ‫- نمیدونم.

‫احتمالا بد ترجمه شده. ‫روسی آلیس زیاد خوب نیست.

‫پس آلیس داشت با روسیِ دست و پا شکسته ‫با کلوئیف گپ میزد.

‫اسلحش رو میاره پایین. ‫اونم سوار ون میشه و میره.

‫منظورت چیه؟

‫همونی رو میگم که ‫خودت هم بهش فکر میکنی،

‫اگه با خودت صادق باشی.

‫- واسه همین تنهایی اومدی پیش من. ‫- تنهایی اومدم چون…

‫چون؟

‫امکان نداره آلیس نفوذی باشه.

‫امیدوارم حق با تو باشه.

‫خوشبختانه فهمیدنش با ما نیست.

‫- اون گوشی منه. ‫- متاسفانه باید پیش من بمونه.

‫بازرسی داخلی رو برام بگیر.

‫عصر همگی بخیر.

‫از همتون میخوام کار رو متوقف کنید.

‫میخوایم یه نگاهی به اطراف بندازیم.

‫ممنون بابت همکاریتون.

‫دنبال شنود بگردین. ‫زیر هر میز، هر چراغ.

‫گفتنش به بن اشتباه بود.

‫ما به جنجال نیاز نداریم، ‫باید چراغ خاموش میرفتیم.

‫کلوئیف واقعا چی گفت؟

‫بهت گفتم که. تقصیر من نیست ‫اگه معنی نمیده.

‫دوباره بهم بگو. ‫این بار به روسی. همون چیزی که شنیدی.

‫شاید من بهتر بتونم ترجمش کنم.

‫حرفم رو باور نمیکنی؟

‫باور نمیکنم که احمق باشی.

‫ولی کارت احمقانه بود.

‫و از روی غفلت.

‫گذاشتی قاتل گرگور فرار کنه.

‫خیلی سریع بود. نیروی کمکی هم نداشتم.

‫منو داشتی. اونجا بودم.

‫تو تحلیلگری، نه مامور میدانی. ‫خودت هم میدونی!

‫نمیخواستم بندازمت توی خطر.

‫ولی تو ترسو نیستی.

‫پس من چیم؟

‫نمیدونم.

‫هر وقت فهمیدی، لطفا…

‫به من زنگ نزن.

‫آلیس در سرزمین شنودها.

‫داری از من شروع میکنی؟

‫نگران نباش، نوبت همه میشه.

‫بعدا میبینمت.

‫روش حساب نکن.

‫هر اتفاقی بیفته، تو کار درست رو کردی.

‫یه چیزی پیدا کردیم.

‫اثر انگشت ها رو میخوام.

‫هر وقت چیزی دستت رو گرفت خبرم کن.

‫حالت چطوره؟

‫پدر و مادرم اونقدر بی نقص بودن ‫که دیگه داشت رو اعصاب میرفت.

‫حالا مدام دروغ میگن، غیبشون میزنه، ‫مردم رو میزنن و اسلحه حمل میکنن.

‫میدونی چیه؟ ‫همه اینا از وقتی شروع شد که تو پیدات شد.

‫تو کی هستی؟

‫من یه دوست قدیمیم. من…

‫- توی اسلو زندگی میکنم و… ‫- بسه دیگه، بهم دروغ نگو.

‫نینا، نمیدونم چی بهت بگم.

‫چطوره با حقیقت شروع کنی؟

‫پدر و مادرت رو از قدیما میشناسم.

‫من خیلی وقت بود که ضعیف شده بودم.

‫حالا، از وقتی که…

‫کم کم دارم قدرتم رو به دست میارم.

‫ولی تو…

‫تو همین الان هم قدرتمندی.

‫تو واقعا یه…

‫یه دختر جوونِ خیلی تحسین برانگیز و قوی هستی.

‫پدر و مادرت هم همین فکر رو میکنن.

‫بابام شاید.

‫ولی مامانم نه.

‫اشتباه میکنی.

‫درباره مرت اشتباه میکنی.

‫اون دنیا رو زیر و رو میکنه ‫تا از تو محافظت کنه.

‫همه چی رو با کلمات نمیگن.

‫مرت، وایسا.

‫متاسفم.

‫درباره گرگور…

‫من و گرگور، خب، هیچوقت…

‫ولی من…

‫میدونم اون برات چه معنایی داشت ‫و چی رو از دست دادی.

‫ممنون.

‫"ممنون." همین؟

‫چی از جونم میخوای؟

‫حقیقت رو شاید؟

‫چی میتونم بگم؟

‫ببخشید که توی مراکش با کسی بودم. ‫این کافیه؟

‫بحثِ رابطه‌ت نیست.

More Farsi Persian subtitles for Unfamiliar

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left