One Tree Hill

One Tree Hill

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

One Tree Hill S08E20 The Man Who Sailed Around His Soul 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-CRFW
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 20 One.Tree.Hill زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-01-04
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 175 lines.

دورنما اصلاً درخشان نبود

اون روز برای تیم "مادویل ناین"

نتیجه چهار به دو بود

و فقط یه اینینگ دیگه برای بازی باقی مونده بود

پس بر اون جمعیتِ غم‌زده

ملالِ سختی سایه افکنده بود

چون شانس خیلی کمی به نظر می‌رسید

که نوبتِ چوب‌زنی به کیسی برسه

آره

"عالی بود!"

هورا! خیلی خب

همگی آروم بگیرید، گوش کنید

مربی بیکر یه حرفی داره که می‌خواد بگه

خب، می‌دونم این اولین بازی‌مونه

ولی این آخرین بازی برای منه

ببینید، من و بروک داریم می‌ریم نیویورک، واسه همین

"بازی شروع!"

می‌دونم این ممکنه یکم دردناک باشه

تکون بخورید

برای بعضی از شماها

"ما کجاییم بروک دیویس؟"

ما توی بیمارستانیم

"اینجا چیکار می‌کنیم؟"

اومدیم بچه‌مون رو بگیریم

پسر، چه خبره؟ گند زدم

چرا؟ چی شده؟

خیلی واضح بود و من ندیدمش

این مال توئه؟ آره

نوشابه زنجبیلی؟ من نوشابه زنجبیلی دوست دارم

دل‌درد رو خوب می‌کنه

قضیه چیه، نیت؟

وقتی اون "واگونیر" به شاسی‌بلندِ لورن زد

داشت از کدوم طرف می‌اومد؟ شمال یا جنوب؟

از جنوب می‌اومد و به سمت شمال می‌رفت

ما سراغ کلرمنِ اشتباهی رفتیم

کارِ آگوست نبود

کارِ ایان بود

ولی اون اعتراف کرد

تو گفتی پروفسور کلرمن

اومد لبِ زمین و گفت که کار اون بوده

دروغ گفت

بطری‌ای که توی واگونیر پیدا کردم مال "فیدیان" بود

و بعدش امشب توی بار

ایان به سلامتیِ لیدیا ویسکی سفارش داد

"فیدیان"

گفت فقط همین رو می‌خوره

باشه. خب، شاید یه رسم خانوادگی باشه

این واقعاً چیزی رو ثابت نمی‌کنه

چیزهای دیگه‌ای هم هست

اون روز لبِ زمین وقتی کلرمن اعتراف کرد

گفت که اون شب داشته از یه مهمونی شام

توی "رالی" برمی‌گشته

خب که چی؟

خب، پس داشته از سمت جنوب می‌اومده

در حالی که "رالی" شمالِ اینجاست

خیلی خب، ببین

فعلاً خودخوری نکن

منظورم اینه که ممکنه هنوز در اشتباه باشی

شاید

ولی اگه حق با من باشه، آگوست کلرمن به خاطر من

یه سابقه‌ی کاری ۳۰ ساله رو به باد داد

آره

و پسرش هم اجازه داد این اتفاق بیفته

و اون مشتریِ ماست

پروفسور کلرمن؟

باید با هم حرف بزنیم

برای شروعِ آروم، بدک نبود

تو گیتار زدی

بی‌انصافی بود

اوه

همین الان لازم دارم که دوباره گیتار بزنی

سریع

پسر

استرایک یک

آره! "ادامه بده پسر."

بزن بریم کوسه‌ها

حالا شد! عالی بود! برید کوسه‌ها

بزن بریم کوسه‌ها

واسه کوئین چه اتفاقی افتاده؟

اووه، سرش شلوغه. الان میاد

آفرین پسر! دو تای دیگه هم همین‌جوری بزن

همین‌جوری ادامه بدید کوسه‌ها

آره، دمتون گرم کوسه‌ها

عزیزم

حدس بزن کجا دارم می‌رم؟

خواهش می‌کنم نگو آفریقای جنوبی

یه پیشنهاد برای عکاسی توی پورتوریکو بهم شده

توی هتل "ال‌کنکیستادور" اقامت داریم

هفته‌ی آینده‌ست. می‌خوای بیای؟

دلم می‌خواد، ولی کمپ تمرینی دارم

اوه. چه بد شد

پس فکر کنم باید کلِ پروژه‌ی عکاسیِ

بیکینیِ سوپرمدل‌ها رو بدون تو انجام بدم

پورتوریکو عالی به نظر می‌رسه

منظورم اینه که... پوف

سوپرمدل‌ها با بیکینی؟

اصلاً زنِ من رو دیدی؟

تلاش خوبی بود

آره. ولی واقعاً کمپ دارم

اوه، شاید بتونی دخترها رو دعوت کنی؟

هیلی که نمی‌تونه بیاد، ولی بروک و الکس

شاید این کار رو بکنم

راستی، من فردای بازیِ جیمی راه می‌افتم

پس بهتره مستقیم بیای خونه

چون شبِ آخرمه

و مَردِ من خیلی جذاب به نظر می‌رسه

مواظب باش، خیسم از عرق

بله، قراره خیس‌تر هم بشی

خیلی خب، بریم کوسه‌ها! سه تا اوت، تمومش کنید

بجنبید، بجنبید

بریم سراغ بعدی

اوت شدی

آفرین، جیمی

آره! خیلی عالی بود

حالا سریع بیاید تو! زودِ زود

خیلی خب

نفر اول چاک رو داریم که به نظر ایده‌ی بدی میاد

بعدش مدیسون، جیمی و دنیل

خیلی خب، بریم واسه زدنِ توپ‌ها. "خیلی خب! بریم کوسه‌ها!"

چاک

بیا رفیق. نوبت توئه

هر چی تو بگی

آه

اوه، می‌خواستم بهت بگم

ما جمعه یه بازی داریم

فکر می‌کنی بتونی بیای؟

بازی ساعت چنده؟

۴ ساعت

اگه نتونی بیای هم اشکالی نداره

فقط فکر کردم اگه بتونی بیای خیلی باحال می‌شه

اوهوم

یه سری کارها دارم

ولی اونجا خواهم بود

ساعت ۴. به هیچ وجه از دستش نمی‌دم

سلام

اومدم بهت یه پیشنهادِ معاوضه بدم

بقایای کافه‌ی کارن در ازای لیدیا، همین و بس

اوه، نمی‌دونم. وسوسه‌کننده‌ست

ماشینم رو هم سرش می‌دم

و عینک آفتابیم رو

ماشین لاستیک‌های نو داره، ولی فقط همین

هوم. نظرت چیه؟

بگو، معامله نمی‌کنم

بگو آره! "معامله نمی‌کنم! اینجا رو دوست دارم!"

ببخشید

باشه

به هر حال تابلوی کافه مال توئه

می‌دونم کافه‌ی کارن واسه تو هم خیلی ارزش داشت

خیلی ممنونم

همیشه اون رو می‌خواستم

آره. سلام

پسر، امروز دارم خیلی غمگین می‌شم

چرا؟

داشتم به زمین بسکتبال ساحلی فکر می‌کردم

و حالا هم این تابلو

حس می‌کنم این پایانِ

یه چیزِ واقعاً خوبه، می‌دونی؟

دلم رو می‌گیره

خب، از طرف دیگه من و لیدیا با هم حرف زدیم

و اون بهم گفت که می‌خواد

تمامِ آخر هفته‌ها رو توی نیویورک بگذرونه

خرید کنه و تئاتر ببینه

و با عمه بروکش وقت بگذرونه

اوه

ها؟

بله

دلم برات تنگ می‌شه بروک دیویس

بیشتر از اون چیزی که بتونی تصور کنی

معلومه که می‌تونم

منم همین‌قدر دلم برات تنگ می‌شه

دوستت دارم

منم همین‌طور

اگه کامیونِ جولیان رو هم سرش بدم چی؟

عمراً. آه، پیشنهادِ خیلی خوبیه

به مامانت بگو تو حتی چند هفته پیش هم وجود نداشتی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left