The first 200 lines.
ایوان. هی
یه مدتی خواب بودی. گرسنته
یا تشنهای یا چیزی؟
دوستت دارم
منم دوستت دارم، مامان
کار چطور بود؟
بد نبود. اوه
خوشحالی؟
آره
میخوای یه جوک برات بگم؟
حتماً
یه مغازهدار
برای افتتاحیه مغازه جدیدش چند تا گل هدیه میگیره
و روی کارت نوشته بود: «روحش شاد.»
مطمئنی تشنه نیستی، مامان؟
خلاصه با عصبانیت به گلفروشی زنگ میزنه و زنه میگه
«آقا، حداقل شما اونی نبودی که
توی مراسم ختم زنش گلهایی رو گرفت
که روش نوشته بود: "مکان جدید مبارک!"»
مورفین بیشتر لازم داری؟
مامان
میخوای زنگ بزنم کشیش بیاد؟
میخوام بدونی که من
فکر میکنم شما دوتا فوقالعاده بودین
و ممنونم بابت تمام کارهایی که
چرا اینا رو نمیزنین بر بدن، هان؟
افتضاح بود، معذرت میخوام. ببین، من میرم
میرم به «کارلِ عوضی» بگم بیاد جات وایسته
به کارل زنگ میزنم
واسه مادرت متاسفم. مرسی، مایک
میدونی اِو، مراسم خیلی خلوتی بود
یعنی، منظورم اینه که خیلی خصوصی بود
منظورم همین بود، خوب بود. مراسم خوبی بود
آره، واقعاً هیچ دوست و آشنایی نداشتن
یا همچین چیزی، پس
کس دیگهای نبود؟
تکفرزند بودن
آخه پدر و مادرشون جوون مُردن. فقط ما سه نفر بودیم
میدونی، بابت اون قضیه تابوت هم واقعاً متاسفم
فکر کنم دستم یکم روغنی بود
و دستگیرههای برنجی لیز بودن. تامی، مراسم ختم واسه زندههاست
چرا این دستگاه لعنتی کار نمیکنه؟
لعنتی
این دستگاه سیگار جنبه تزیینی داره
سیگار توش نیست. از اون نوشیدنیت بده به من
یه پیک میخوای؟ بیا یه پیک بزنیم
بعداً باید برم سر کار. نه، پیک بزن. مایک، لطفاً دو تا پیک
ویسکی، ویسکی
باید برم دستشویی
یه آبمیوه سوسولپسند درست مثل خودت، مرتیکهی
جلو پاتو نگاه کن لعنتی
متاسفم. گمشو کثافت
آره، حالت خوش نیست، نه؟ داشتی به زید من شماره میدادی؟
نه. خودم دیدمت مرتیکه
نه، ندیدی. هی، هی، هی، هی
پسره روز گندی داشته، خب؟
چرا اون دهنِ واموندهت رو نمیبندی
و با من یه چیزی نمیخوری؟ آروم باش، تو رو خدا
سیگار داری؟
نه، خودم میپیچم. شرمنده
هی، من یه سیگار لعنتی دارم. سیگار میخوای؟ بیا
هی، هی، چه خبرتونه؟! لعنتی
هی! هی
عزیزم، بلند شو! بلند شو! دهنشو سرویس کن
از روش بلندش کنین! لعنتی
ایوان، ایوان، ایوان! لعنتی، دیگه کافیه
باشه. من خوبم! عزیزم، عزیزم
لعنتی... ایوان، پسر، تو رو خدا
زدی اون پیرسینگِ طلاییِ مسخره رو از وسط صورتش پروندی
شماها واقعاً جدیاین؟
اِو، من همین الان چهار تا دندون از رو این زمینِ کوفتی جمع کردم
پناه بر خدا
واقعاً پناه بر خدا
بیا، اینو بذار روی اون زخمت
پلیسها اینجا بودن بچهها
میخواد شکایت کنه؟
اون روانی رو میگی؟ نمیدونم
شاید! نزدیک بود طرف رو بکشی
داری خونت رو میریزی رو یخها
اون باند رو بذار رو اون مشتهای کوفتیت
بعد روش یخ بذار
تامی، جدی گفتی دهنِ وامونده؟
هی، چیه؟ چرا اینو میگی؟
آخه دهنش بدجوری باز بود. لعنتی
ببین پسر، باید محیطت رو عوض کنی
کلی اتفاق برات افتاده، کل خونوادهت مُردن
به نظرم بهترین کار برات اینه که یه تغییر اساسی بدی
و بری دنبال یه کار کاملاً متفاوت
داری میگی اخراجم، مایک؟
منظورش این نیست. مایک، تو این کارو نمیکنی
نمیگم اخراجی. نمیگم اخراجی
نه مایک، تو اینو نمیگی
ولی رئیس اینجا بود
و گفت دیگه نمیتونی اینجا کار کنی. شرمنده
مایک، واقعاً الان نمیخوام بیکار باشم
ببین، دوباره برت میگردونم. به خدا قسم برت میگردونم
من کارلِ عوضی رو هم برگردوندم
اون با چنگال زد تو پای یه معلولِ بختبرگشته
درسته، کارلِ عوضی! اون یه آشغاله. یه تیکه آشغاله
فقط یکم زمان لازم دارم. آخ، لعنتی
فقط یکم زمانِ لعنتی لازم دارم
خودت که میدونی اوضاع چطوریه. این نظراتِ مزخرفِ توی «یِلپ»
دارن بیچارمون میکنن. نمیتونم... چی کار میخوای بکنی داداش؟
اینو از کجا آوردی؟ ایوان، وایستا
باشه، لازم نیست تا خونه دنبالم بیای، تام
یه لحظه صبر کن پسر
اِو
لعنتی
پسر، کمک نمیخوای واسه قایقها؟
میتونم یکی از اونا داشته باشم؟
آره
آمار میگیرم برات
باید با دیل درباره کارهای ساختمونی صحبت کنی
دیل؟
اون از ماه ژوئن بیکاره پسر
اون فندک رو بده به من
میخوای واسه توریستها شکمِ ماهی سفره کنی؟
من چهار سال بوی کونِ ماهی تن میدادم
ولی کار خوبیه
اینبو کن
نمیدونم... فقط بوش کن
نمیدونم. انگار بوش تا ابد روم مونده
یه مقدار ارثیه بهم رسیده. میتونم از اون استفاده کنم
یوهو، سیگارِ لعنتیِ من کجاست، کثافت؟
این که کل شب دنبالم راه بیفتی
خیلی زود خستهکننده میشه. حالا دیگه میدونم کجا زندگی میکنی، کثافت
چرا برنمیگردین به همون حومهِ کوفتیِ شهر، عوضیهای معتاد؟
لعنت بهتون، کثافتها. لعنت بهتون
مرسی که موندی پسر
آره، میرن گزارش پلیس رد میکنن، ازم شکایت میکنن
بعد با چوب بیسبال برمیگردن اینجا
میخوای بمونم؟ تخت اضافه داری؟
مالِ مامانمه
ای بابا. ببین اِو، من دوستت دارم داداش
ولی اونقدری مست نیستم که رو تختِ مرگِ مادرت بخوابم
آره
بهتره درها رو قفل کنی. فردا بهت زنگ میزنم
حالت خوبه؟ اوهوم
روبهراهی؟ آره
آره، روبهراهی. فردا میبینمت
لعنتی
این چیزهای کوفتی
قراره از روش بپرم؟ مگه مغز خر خوردی؟
لولا داره پسر
گمشو بابا
هی، راستی، چرا
چرا به یکی زنگ نمیزنی که از سرِ دلسوزی باهات سکس کنه؟
نه، حالم خوبه پسر
باشه
دارم بهت میگم ایوان، مادرت تازه فوت کرده
فقط یه بار میتونی از این کارت استفاده کنی
دوستت دارم داداش
منم دوستت دارم
اوم، کاندوم؟
باشه
عجب عکسِ جذابی
شبیه ولگردهای آبلهگرفته افتادم
میدونی که فقط چون دلم برات سوخته اینجام
ولی این عکسِ خیلی خوبیه، ایوان راسل
ممنونم
نشستی روی کاندوم. اوم، اصلاً چرا اینو داری؟
نکنه تو "تیجی" با جندهها میپری؟
اوه
چی؟
چطوری اصلاً به اونجا رسیدی؟
بابام مجبورم کرد بگیرم، چون قرار بود بریم ایتالیا
بعد از اینکه از کالج برگشتم، ولی خب خودت میدونی چی شد
چه حسی به من داری؟
یهو از مستی دراومدم. نمیتونم این کارو بکنم، شرمنده
از شهر بزن بیرون، ایوان
همین الان؟
آره. برادرِ منم یه آدمِ دربوداغون بود و یه مدتی استراحت کرد
رفت هند و کلاً به آرامش رسید
ولی من تازه داشتم میشدم کمکسرآشپز
تو نرفتی برکلی که سبزی خرد کنی
شبیه این آدمهای افادهایِ ازخودراضی حرف میزنی
اوم، الان اونقدری هوشیار نیستم که بخوام وارد این بحث بشم
پس بیا سکس کنیم
آقای راسل؟
مرکز، کسی تو خونه نیست
لعنتی
سلام، میتونم یه پرواز بگیرم واسه یه جایی؟
هر جا که بشه
ببخشید، حالم واقعاً بخاطر خماری بده
شما بودی کجا میرفتی؟ نمیدونم، مثلاً
کانادا یا اروپا یا یه همچین جایی؟
سفیدپوستها عاشق ایتالیان
حله
واسه اولین پرواز برام رزرو کن. یا، پرواز بعدی کیه؟
در واقع، یه لحظه صبر کن. برم ایتالیا؟
چی؟
چی، یه جادوگر؟
تو یه جادوگری، هری
تو جادوگری
خلاصه به مِیبل گفتم، گفتم آخه لعنتی نمیتونی
طرف رو اونطوری بذاری سرِ دوراهی
چون داره گند میزنه به درختهای سیبِ من
ببخشید. ببخشید رفیق. آره داداش، چیه؟
شما میدونین از کجا میتونم کتاب اصطلاحات ایتالیایی پیدا کنم؟
آره، آره، آره، اون پایین یه دسته از اونا هست رفیق
No comments yet. Be the first to leave one.