The first 135 lines.
فکر نکن فقط چون هواپیما رو منفجر کردی کارمون تموم شده!
تا وقتی به برادرم ملحق نشی، ماجرا تموم نشده، دو رگه!
یه لطفی کن. سعی کن توی سقوط نمیری!
که خودم بکشمت، اگه واضح نبود!
سعی کنم نمیرم؟
مشکلی نیست!
«شیطان هم میگرید» «قسمت پنجم - هبوط»
موفق شدی این حشرههای موذی که دامنگیرمون شدن رو پیدا کنی؟
برو. به ماموریت دیگهت برس.
من و پلاسما حساب اون هرزهی آدمیزاد رو میرسیم.
خب، من میرسم.
برای ماکای.
برای ماکای.
اوه، لعنتی! هر چی که اونجا داره اتفاق میفته بهتره اضافهکاریمون رو بدن.
شما پسرا از محل حمله میاین؟
بله، قربان. روابط عمومی توی توضیح اون افتضاح کلی دردسر داره.
هر تجهیزاتی که ارزش جمع کردن داشته باشه توی کامیونه.
یه موقعیت توی محوطه پیدا کنید.
به خاطر جریان برق فشار قوی نمیتونیم بریم داخل.
ولی همین که این درا باز بشن، حرکت میکنیم.
کاوالیرِهـست، پاشو!
بالاخره فرصتشو داریم بریم سراغ این مزاحما؟
میریم برای جنگ.
فقط اثر داروهاست. دارم توهم میزنم.
لعنتی.
انجامش بده.
لطفاً.
ستوان. هوف!
نزدیک بود منو بزنی.
پسر، خوشحالم که میبینمت.
منم همینطور.
دانته!
باید یه کاری بکنی!
پیشنهادی داری؟
نمیدونم. شاید دوباره سعی کنی دستت رو تیغتیغی کنی، ها؟
چرا نمیتونی مثل یکی از اون ابرقهرمانهای پولدار باشی که زره پرنده دارن،
یا حداقل توی کمربندت چترنجات داشته باشی یا یه همچین کوفتی.
چتر نجات!
هوو!
گرفتمت.
اولین بارمه که از اینا استفاده میکنیم.
راستش، اولین بارمه که سوار هواپیما هم میشم.
نگران نباش. مطمئنم این یکی خیلی بهتر از اون قبلی پیش میره.
دانته، بیدار شو.
تو زنده میمونی.
حس عجیبی دارم!
منم حس عجیبی دارم!
داریم با سرعت صد مایل بر ساعت توی آسمون سقوط میکنیم!
اوه، حس عجیبیه!
- چجوری زنده موندی؟ - شانس، فکر کنم.
تفنگت رو بده.
هی، مگه همهشون نمرده بودن؟
آره. وقتی صد تیکه بشن، سختتر میشه روشون مطالعه کرد.
یه طبقه دیگه مونده.
سنگ طلسم هنوز اون بالاست.
بریم ببینیم اون پسمونده راجر خرگوش لعنتی چه غلطی میکرده.
تنها راهپلهی بالا ته راهروئه.
یه مدت توی این طبقه بودم. وقت داشتم یکم بررسی کنم.
رفتی داخل هیچکدوم از آپارتمانها؟
نه. تو رفتی؟
یکیشون.
این انسانها نیستن که خرگوش اینجا زندانی کردن، اهریمنن.
ولی اونا... فرق داشتن.
به همدیگه اهمیت میدادن، مثل یه خونواده.
ولی بازم اهریمنن، درسته؟
نه اونایی که من واسه کشتنشون ثبت نام کردم.
فکرکنم قضیه پیچیدهتر از این حرفاست.
من رو یاد یه چیزی انداخت که من و تیمم یه بار دیدیم.
دیگه الان مهم نیست.
به نظر من اصلاً پیچیده نیست.
اونا اهریمنن. ما شکارچی اهریمنیم.
باور کن، ستوان، تا حالا هیچچیز خوبی از ماکای بیرون نیومده.
منظورت «قلمرو اهریمن»ـه.
یه لطف بهم کردی.
حالا دیگه لازم نیست یه مبارزه عادلانه باشه.
اینجایی.
وایسا!
بیا مذاکره کنیم.
توی موقعیت فعلیت اهرم فشاری نداری.
و اگه فقط قضیه کشتن من بود، لازم نبود اونطوری ظاهرسازی کنی.
حدس میزنم خرگوش یه ماموریت دیگه بهت داده؟
نفوذ به دارککام.
منظورت چیه؟
تو بدن یه سرباز رده پایین رو پوشیدی.
من یه افسرم. میتونم جاهایی برم که اون نمیتونه.
میتونم بهت اطلاعات بدم، کدهای دسترسی رو بدم،
البته تا وقتی که زنده بمونم.
وایسا.
تو همونی هستی که خرگوش بیشتر از همه میخواست.
باعث افتخاره که جنازهی زهرآلودتو براش ببرم.
انگار که اشتباهی کشتی، هرزه.
«زیرنویس پارسی اختصاصی وبـسـایـت امـپـایـربـسـتتـیوی»
دانته! چی شده؟
پسر اسپاردا.
پدرت اینو برات گذاشته. همیشه مراقبش باش.
اونا اینجان! برادرت کجاست؟
اینجا قایم شو. باید ورجیل رو پیدا کنم.
هی! تو بال داری؟
پس تن لشت رو تکون بده و بیا نجاتمون بده!
نه! نه. ازم دور شو! تو یکی از اونایی! دور شو!
پس سقوط کن!
میبینی، سرباز؟ حتی شیطان هم میتونه کار خدا رو انجام بده.
هی، بچهجون؟
دانته!
وای.
وای.
تو پسر لعنتی اسپاردا هستی، عزیزم!
وقتشه که اوضاع رو تغییر بدیم.
باز شد! بریم، بریم، بریم!
عقب وایسین!
به ساختمون نزدیک نشید! یه تلهست!
تکرار میکنم! یه تلهست!
- برگردید! همه برگردید! - تکرار میکنم!
خوشحالم میبینم با نیمهی اهریمنیت ارتباط برقرار کردی.
اگه یه انسان رو برای انتقام میکشتم، حس احمق بودن بهم میداد.
میدونی وقتی برادرت رو کشتم چه حسی داشتم؟
هیچی.
تو یه چیزی رو از من گرفتی.
هر چند نفرتون رو که لازم باشه میکشم تا پسش بگیرم.
بعدش بقیه رو میکشم.
گردنبندم کجاست؟
پیش خرگوشه.
من... نمیدونم.
فکر کنم همین الان بهم گفتی.
گزارش وضعیت.
دو تا تلفات، ولی بقیهمون هنوز اینجاییم.
خدا رو شکر. من امروز یه تیم رو از دست دادم.
فکر کردم شماها رو هم از دست دادم.
شنیدن صدات واقعا خوبه، ستوان.
یه چیز دیگه هم هست که باید بشنوی.
همه رو بیار روی خط.
به هر اهریمن... به هر ماکایایی که میتونه صدامو بشنوه،
ستوان مری ان آرکام از دارککام صحبت میکنه
میدونم شما نیومدین که به کسی حمله کنید.
میدونم تنها دلیلی که به این قلمرو اومدین
No comments yet. Be the first to leave one.