Fight or Flight

Fight or Flight

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Fight Or Flight 2025 1080p NOW WEB-DL DDP5 1 H 264-WADU
A Commentary by HosseinEsmaily

Tags

other
professional_translation
Published on: 2025-03-04
Downloads: 209
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« دوازده ساعت قبل »

‫ها؟

‫گندش بزنن!

‫- گندش بزنن ‫- صبح بخیر، آقای هانتر

‫- برو گم‌شو! ‫- روز خوبی داشته باشین

‫برو درتو بذار!

‫- آره، جالب بود ‫- بنظرم گروه ب خیلی قوی بودن...

‫نـه!

‫امروز از این خبرا نیست

‫یالا

‫این چیه؟

‫سلام هانتر ‫این ده دقیقه قبل به دستمون رسید

‫- ده دقیقه قبل اتفاق افتاده؟ ‫- نه، ده دقیقه قبل به دستمون رسید

‫ظاهراً چند ساعت پیش اتفاق افتاده

‫- یعنی چی؟ متوجه نمیشم ‫- حتماً عملیات مخفی بوده

‫- ببخشید، شما؟ ‫- مامور سیمنز هستم

‫- خیلی‌خب، دارم با تو حرف می‌زنم یا اون؟ ‫- من

‫خیلی‌خب، مامور سیمنز، خفه‌خون بگیر

‫مامور رابینسون، توی این خراب شده چه خبره؟

‫خیلی‌خب. اینو از یکی از ‫مامورهامون توی بانکوک پیدا کردیم

‫متوجه نمیشم

‫اگر این ساعت‌ها پیش اتفاق افتاده ‫چرا الان به دستمون رسیده؟

‫توی لیست عملیات‌هامون نبوده ‫وگرنه زیر نظر می‌گرفتیمش

‫این دیگه چه صداییه؟

‫- وای خدا، نه! ‫- لو رفتیم

‫شبح لعنتیه! ‫عقب نشینی‌ کنین! عقب نشینی کنین!

‫- نـــه! ‫- نه!

‫خب، عجب اوضاع تخمی‌ای

‫آره، خیلی عجیبه

‫همونطور که گفتم، هیچ اطلاعاتی ‫از این ماموریت نداریم

‫یا شبحی که ازش اسم بردن ‫داریم سعی می‌کنیم...

‫شوخی می‌کنی، مگه نه؟

‫شبح؟

‫همون شبح معروف؟

‫ای خدا. برو کنار

‫شبح یه تروریست کلاه‌سیاهه

‫تولید ناخالص داخلی ‫چندین کشور رو به خاک سیاه نشونده

‫ده دوازده تا شرکت لیست 500 شرکت ‫برتر آمریکا رو ورشکست کرده

‫نابود کردن ذخایر نفتی یمن هم بماند

‫یادته اون دفعه هک شدیم؟

‫همونی که جلوی یه بنده‌خدایی ‫در موردش حرف نمی‌زنیم؟

‫آره، اونم کار خودش بود ‫و حتی هویتش رو هم درست‌وحسابی نمی‌دونیم

‫عین لولوخرخره‌ می‌مونه ‫هیچ ردی ازش نداریم

‫لامصب پیدا کردنش غیرممکنه

‫این خودشه؟

‫این چیه؟ این چیه دارم می‌بینم؟

‫این تنها کسیه ‫که زنده از انبار دراومد

‫- تونستم مسیری که طی کرده بوده رو... ‫- نه بابا

‫خیلی‌خب، فوراً یه تیم بفرستین به اون تقاطع

‫- خب، مشکل همین‌جاست، آخه... ‫- کایل، امروز چه مرگت شده؟

‫می‌فهمی این لامصب چقدر مهمه؟

‫اگر قبل از اینکه برانت باخبر بشه ‫این مرتیکه رو گیر نندازم

‫همه‌مون به گا میریم!

‫- سلام ‫- برانت

‫عه... سلام

‫چطوری... منظورم اینه که... ‫ببین، ما...

‫شبح رو گیر انداختیم ‫منظورم اینه که، پیداش کردیم...

‫"مشکل" چیه؟

‫جانم؟

‫گفتی "خب، مشکل همین‌جاست"

‫خب، می‌خواستم بگم توی بانکوک

‫هیچ نیرویی نداریم

‫منظورم اینه که، نیرو داریم

‫ولی از اونجور نیروها نداریم

‫- پس تیم بانکوک چی؟ ‫- خب...

‫- منظورتون ایناست؟ ‫- نمی‌بینمش

‫- ارتباطم رو از دست دادم! ‫- خیلی‌خب. قطعش کن. قطعش کن

‫- شبح لعنتیه! عقب نشینی کنین! ‫- خاموشش کن. چه غلطی می‌کنی پسر

‫- خاموشش کن! ‫- آروم باش بابا!

‫هانتر، توی این خراب شده چه خبره؟

‫قول میدم جواب این سوالت رو میدم

‫ولی خودم تازه رسیدم اینجا ‫و منم به اندازه‌ی تو سردرگمم

‫بذار یه چیزی رو برات روشن کنم

‫اینجا خونه‌ی خاله‌ت نیست

‫کسیه که شغل تو رو داره ‫حق نداره بهونه بیاره

‫یه عالمه پول می‌گیره ‫تا جواب‌هایی که لازم دارم رو بهم بده

‫چون پای امنیت میلیون‌ها نفر وسطه

‫فهمیدی؟

‫بله خانم

‫خوبه

‫خیلی‌خب بچه‌ها ‫فوراً تیم سنگاپور رو اعزام کنین

‫تیم سنگاپور بیش از یک ساعت ‫با اونجا فاصله داره

‫درحال حاضر تنها گزینه‌مون اون‌هان

‫- واقعاً؟ ‫- داره تاکسی می‌گیره

‫می‌تونی ردیابیش کنی؟

‫خب، اگر بتونم پلاکش رو گیر بیارم ‫می‌تونم جی‌پی‌اس ماشین رو هک کنم

‫- انجامش بده. و تو... ‫- آره

‫نقشه‌ی حرکاتش ‫از زمان خروج از انبار رو بیار بالا

‫- فرودگاه ‫- گندش بزنن

‫- واضحه ‫- تیم سنگاپور چقدر دیگه می‌رسن؟

‫تا بخوان وارد کشور بشن ‫اون از چنگمون در رفته

‫به یکی نیاز داریم ‫که همین الان تو بانکوک باشه

‫کارشناس فنی داریم، بازجو داریم ‫رابط داریم

‫ولی برای همچین موردی ‫هیچ گزینه‌ای نداریم

‫راستش گزینه‌مون از هیچ هم کمتره

‫« بــانــکــوک »

‫هی، فسقلی بی‌شرف!

‫صبح بخیر، "می" ‫حال احوالت چطوره؟

‫بعدازظهره، مردک الاف

‫درهرحال صبحونه لازم دارم

‫اول قهوه بخور

‫آخه ایرلندیم

‫جوون‌مرگ میشی پسر

‫اگر توی کافه‌ت مردم، می‌تونی ‫اعضای بدنم رو بفروشی و بدهیم رو صاف کنی

‫فکر نکنم ارزششون مثل قدیما باشه

‫« لاشی تمام عیار »

‫لوکاس، قطع نکن ‫می‌دونم یه توضیح بهت بدهکارم

‫ولی الان یه موقعیتی پیش اومده ‫و به کمکت احتیاج دارم

‫بیخیال، می‌دونی اگر قضیه ‫به‌شدت فوری نبود بهت زنگ نمی‌زدم

‫واقعاً داری بعد از 2 سال بهم زنگ می‌زنی

‫که ازم کمک بخوای؟ ‫دو سال، کاترین

‫می‌دونی چیه؟ ارزشش رو نداری

‫من رفیقت نیستم

‫اسباب‌بازی نیستم ‫که بتونی باهام بازی کنی و بندازیم دور

‫- لوکاس... ‫- من سپربلای کوفتیت نیستم

‫پس خودت و اون وقاحت بی‌اندازه‌ت

‫- برین درتونو بذارین ‫- درکت می‌کنم. لطفاً گوش کن چی میگم

‫- برو درتو بذار و بمیر! ‫- خواهش می‌کنم، لوکاس...

‫گندش بزنن!

‫اشتباه گرفته بود

‫جواب نده!

‫- الو؟ چه کمکی از دستم برمیاد؟ ‫- سلام، "می" هستی درسته؟

‫میشه لطفاً گوشی رو بدی به اون

‫بلوند خوشتیپی که آخر پیشخون نشسته؟

‫الو؟ اذیت نکن، می ‫می‌دونم اونجا نشسته

‫نه. نه، نه، نه، نه، نه...

‫نه، نه، نه!

‫اینجا آخرین جاییه ‫که می‌تونم در آرامش مشروب بخورم!

‫نمی‌تونم...

‫دیگه نمی‌تونم فرار کنم

‫دیگه خسته شدم

‫سریه؟

‫سیمونز؟

‫الان کجاست؟

‫شبح داره ‫به فرودگاه بین‌المللی بانکوک می‌رسه

‫- تیم سنگاپور چی؟ ‫- حدوداً یه ساعت دیگه می‌رسن

‫تف توش!

‫عه، خوبه، زنده‌ای

‫گمونم کاری می‌کنی ‫از این بابت پشیمون بشم

‫فقط بگو چقدر می‌خوای

‫- می‌تونم این وضع رو درست کنم ‫- عه! حالا می‌تونی درستش کنی؟

‫آره، الان می‌تونم درستش کنم ‫می‌تونم زندگیت رو بهت پس بدم

‫می‌تونم تبرئه‌ت کنم

‫دیگه پروتکل‌های سازمان دست‌و‌پام رو نبسته

‫- پس برو سر اصل مطلب، کاترین! ‫- فقط می‌خوام خودتو برسونی فرودگاه

‫اگر اتفاقاتی که اخیراً بین‌مون افتاده رو ‫فراموش کردی، بذار بهت یادآوری کنم

‫تو اسم کوفتی منو گذاشتی ‫توی لیست پرواز ممنوع!

‫باشه، باشه، باشه ‫این جای خوبی برای شروع کردنه

‫الان سوار تاکسی شو، برو سمت فرودگاه

‫و تا وقتی می‌رسی اونجا ‫میدم یه پاسپورت برات آماده کنن

‫یالا. برو ببین الکی میگم یا نه

‫و اگر رفتم، بعدش چی؟

‫دنبال یه هدف باارزشیم ‫ازت می‌خوام دستگیرش کنی

‫و زنده برش گردونی آمریکا

‫یعنی صحیح و سالم، لوکاس ‫متوجه شدی؟

‫تف توش!

‫تف توش!

‫دو سال کوفتی!

‫دو سال کوفتی تموم تحت‌تعقیب بودم ‫و توی این شهر کوفتی گیر افتاده بودم!

‫بعد تو یه اشاره می‌کنی ‫و به همین راحتی حل میشه! لعنتی!

‫با این‌کار هیچی رو از دست نمیدی ‫ولی خیلی چیزا به‌دست میاری

‫باید اینو درک کنی ‫ اگر کاری از دستم برمیومد...

‫کون لقت

‫تاکسی!

‫برو فرودگاه بین‌المللی بانکوک

‫دستمال مرطوب می‌خوای؟

‫- ردیف شد؟ ‫- باید بدیم یه نفر فوراً براش

‫- پاسپورت جعلی درست کنه ‫- داریم انجامش میدیم

‫تنها مشکل اینه که...

‫پرونده‌ش رمزگذاری شده ‫حتی سطح دسترسی منم بازش نمی‌کنه

‫این یارو کیه، برانت؟ ‫چرا اسمش توی لیست پرواز ممنوعه؟

‫خب، هانتر، اگر همونطور که بابتش استخدامت کردم

‫حواست به اوضاع بود ‫مجبور نمی‌شدم اینطوری بین آت‌ و آشغال‌های

‫- دور انداخته شده بگردم ‫- یا خدا

‫چیه؟

‫یکی داشت توی دارک‌وب به زبون چینی ‫در مورد شبح صحبت می‌کرد

‫خوشبختانه یه ترم توی شانشی ‫درس خوندم، یکی از استان‌های...

‫هیچکس به چپش هم نیست ‫برو سر اصل مطلب

‫داره میره سان‌فرانسیسکو

‫- مطمئنی؟ ‫- آره

‫کارت خوب بود. برای "ریز" یه بلیط ‫توی اون پرواز بگیرین. من بهش خبر میدم

‫امان از دست این مرتیکه

‫« لوکاس ریز: پاسپورت؟ »

‫باشه، باشه

‫لوکاس ریز

‫ممنون

‫یکم بیشتر بهم اعتماد داشته باش

‫- تا ببینیم باهاش به جایی می‌رسم یا نه ‫- آره می‌رسی

‫این پیامی که الان به دستت رسید

‫کارت پرواز و کارت‌های شناساییته

‫آره، ولی اگر هنوزم

‫اعلان قرمز داشته باشم ‫هیچکدومش مفت نمی‌ارزن، کاترین

‫بهت که گفتم ‫همه‌چی حل و فصل شده

‫در کمتر از 37 دقیقه ‫یه پاسپورت پاک رسوندم دستت

‫دیگه باید چیکار کنم ‫تا بهم اعتماد کنی؟

‫یه دستگاه سفر در زمان اختراع کن ‫گذشته رو پاک کن

‫پروازت داره مسافرگیری می‌کنه

‫اگر چیزی که جلوی پات گذاشتم رو می‌خوای ‫باید سوار بشی

‫صحیح

More Farsi Persian subtitles for Fight or Flight

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left