The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
.به میان ستارگان برو و تنها در پی قویترین شکارها باش آنها غنیمت تو خواهند بود. قاتل قاتلان شو
کره زمین
کره زمین سال 841 میلادی
باشد که اودین از شما مراقبت کند
باشد که او شمشیرهایمان را متبرک کند
با تمام توان تلاش کنید
سربازامون خوشحال میشن که برمیگردن خونه
اونقدر طلا داریم که نمیتونیم با خودمون ببریم
من و تو واسه طلا نمیجنگیم
اینو یادت باشه، آندرس
میدونم، مادر
بگو چرا میجنگیم
چون دشمنمون هنوز زندهس
آفرین
دعا میکنم امشب نیزهت رو خونی کنی
حالا دیگه آمادهای
همهتون راه درازی رو اومدین و دلتون برای گرمای خونه تنگ شده
،دنبال طلا و غنیمتین ولی امشب فقط به یه چیز فکر کنین
کشتن کریویچها
آندرس، پسر قشنگم
اگه امشب کشته شدم
انتقامم رو بگیر
"سپر"
کس دیگهای نیست، ملکهی دریا
همه خونهها رو گشتیم و همهی قبیلهی کریویچ رو کشتیم
این آخریشونه
میدونی من کیام
تو ارسایی، والکری دریاهای شمالی
من ارسام، دختر اینار
،دنبال رهبرتون میگردم رئیس قبیلهتون زوران
کجاست؟
شاید با خودت فکر کنی
"من خوش شانسم، هنوز زندهم"
ولی اشتباه میکنی
اونا خوش شانس بودن
!نه نه نه نه نه
زوران کجاست؟
کجاست؟
...اون
یه قلعهی خیلی بزرگ ساخته چند فرسخ اون طرفتر به سمت شرق
بالای دریاچهی لادوگا
بذار زنده بمونم، خواهش میکنم
مرگ راحتی بهش بده
هرگز به والهالا نمیری
،اگه یه زندانی بیسلاح رو بکشی پدر بزرگ نمیذاره بیای تو
...و من
...میام تو خوابهات
پسر کوچولو، من و تو توی تاریکی همدیگه رو میبینیم
...و من میام تو
متاسفم پسر
قبل از زمستون زوران رو پیدا میکنیم
همه چیو فراموش کن
همهتون استراحت کنین
فردا مرگ رو میاریم
آندرس
حالا دیگه به اندازه کافی بزرگ شدی
وقتشه که بهت بگم چه اتفاقی افتاد
برای پدربزرگت
بابا؟
بابا، پاشو
پاشو بابا، خواهش میکنم
خواهش میکنم پاشو
منو بکش، زوران
تو این افتخار رو به دست آوردی
نه، بابا
ولی دخترم رو آزاد کن
خانوادهت باید درس عبرت بگیرن
اون به دست من میمیره
یا تو به دست اون
خواهش میکنم بابا، خواهش میکنم
ارسا
بابا؟
به این حرفا گوش کن
نه، خواهش میکنم بابا
نه، نمیتونم، نمیتونم - !این خون... گوش کن -
...خواهش میکنم، خواهش میکنم - این خون نشونت میکنه -
،همونطور که پدرم منو نشون کرد و پدرش اونو نشون کرد
...نه... نه
...تو توی این قدرت پیدا میکنی
خواهش میکنم، نه
قول میدم
نمیتونم
خواهش میکنم - انتقامم رو بگیر -
...خواهش میکنم
...خواهش میکنم، نه با - !انتقامم رو بگیر -
!بابا
اون روز، یه چیزی درونم متولد شد
!یه هیولا
،با چنگالهایی دور قلبم که آتیش تو روحم میدمید
و فقط یه راه برای کشتنش هست
خب، نقشه چیه ارسا؟
میرم در جلویی رو میزنم
گوش کن زوران، سرنوشت ما رو دوباره به هم رسونده
بعضیا به من میگن سپرزن طوفانآور
والکری دریاهای شمالی
اسم من ارساست، دختر آینار
کی؟
...ارسا، دختر
شبیه یه رختشور وایکینگ به نظر میای
این کفها نیاز به تمیز کردن دارن
!خفه شو
پدر من، آینار
ارل لادوگا بود
حالا یادم اومد
آینار و تو... اوه تو یه دختر کوچولوی دوستداشتنی بودی
به نظر میاد ترسو بودنت قیافهت رو خراب کرده
!ترسو تویی
تو پدر خودت رو کشتی
،هر بچه کریویچ با شرفی با من میجنگید حتی اگه به قیمت مرگش تموم میشد
،تو خیلی ترسیده بودی هنوزم میترسی
ترس روی صورتت حک شده
پدرت حتماً از داشتن ...همچین دختر ضعیف و چندشآو
!گرندل
!پسره
!انتقامم رو بگیر
نه
نه
نه، نه، نه، نه
آندرس
آندرس؟ آندرس؟
مادر
آه، آندرس
پسرم
آه، آه
آندرس، آندرس
...مادر
هیولا رو کشتی؟
نه
آندرس، نه، نه
پسرم
برگ های یک درخت پهلو به پهلو رشد میکنند
اما وقتی میافتند، تنها میافتند
ژاپن - سال 1609
"شمشیر"
"20 سال بعد"
برگ های یک درخت پهلو به پهلو رشد میکنند
اما وقتی میافتند، تنها میافتند
ولی تو تنها نیستی
تو تنها نیستی، برادر من
فلوریدا - سال 1941
خیلی خب
ججوری تعمیرش کنیم؟
میخواستم همین سوال رو از تو بپرسم
تو میخواستی از من بپرسی؟
تویی که موتورت خراب شده
آه، تو میخوای پرواز کنی
فکر میکنی چارلز لیندبرگی؟
،دوست دارم یه روز خلبان بشم چه اشکالی داره؟
آه، چارلز لیندبرگ میتونست ماشین خودشو تعمیر کنه
فکر کنم اون آدمایی داره که این کارو براش انجام میدن، بابا
خب، بابا؟
فهمیدی مشکل چیه؟
موتور رو پر کردی
خب چطوری درستش کنیم؟ - تو بگو، لیندبرگ -
بابا - پسرم، به من گوش کن -
رویاها سوختن
ولی تو نمیتونی پرواز کنی چون نمیتونی موتور رو راه بندازی
من دیگه نجاتت نمیدم، پسرم
از این به بعد باید خودت خودتو نجات بدی
"گلوله"
اطلس شمالی - سال 1942
خلبان زمینگیر داره هواپیماشو تعمیر میکنه؟
کی به تو یاد داده چطوری موتور شعاعی رو بازسازی کنی، مرد؟
آه، فقط یه چیز کوچیکه که تو خونه یاد گرفتم
ستوان دوم تورس
خراب کردن هواپیما خیلی راحتتر از درست کردنشه، نه؟
راحت باش، دلگادو
اگه راه بیفته، منو برمیگردونی به آسمون؟
خب، ببینیم چی تو چنته داری؟
پروانه خالی
!دلگادو
هی مرد، میتونی یه نگاه دیگه به این بندازی؟
ادامه بده، تورس
مراقبش باش
!وندی
!قربان
با احترام، من مکانیک نیستم
پرواز برات چه معنی داره، پسر؟
سرعت؟
اون فقط گاز دادنه
مانورهای فانتزی؟
اون فقط فرمون گرفتنه
قربان، من خلبانم
از نظر من که اینطور به نظر نمیاد، پسر
!وای خدا
!پزشک، آتشنشان، بیاین اینجا
!تیم نجات، جرثقیل نجات رو آماده کنین
بجنبین پسرا، آماده شین
همه رو کشت
و مستقیم رفت سمت موتورهای ما
تا حالا همچین چیزی ندیده بودم
!قلابها تو آسمون! قلابها تو آسمون
این دیگه چیه؟
!تورس
میخوام قبل از برگشتنم موتور راه افتاده باشه
!فرمانده وندنبرگ، باید بریم
!بریم! بریم
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو Amir_Novan :مترجم
باشه، دوباره برام توضیح بده
No comments yet. Be the first to leave one.