The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
این یه حملهٔ پرچم دروغینه. یکی داره کاری میکنه
ـ هیچکس باهامون معامله نکنه. ـ تازه،
ما داشتیم بهشون نزدیک میشدیم تا فلزات خاکی کمیاب رو تضمین کنیم
کارِ وایکینگه
هر کاری لازمه بکن
از دفتر مشاور حقوقی تأییدش رو بگیر
نمایندهٔ چین با یه زن غربی ملاقات کرد
رفتم تو اتاقش و از لپتاپش کپی گرفتم
حتی صداش رو هم ضبط کردم
ـ خوب عمل کردی، دنی ـ منو برگردونین تهران، قربان
والهالا الماسها رو قاچاقی
از این مرد وارد بازار میکنه
میکل دِ بروینه
یهجای این زنجیره، یه حلقهٔ ضعیف پیدا میکنیم
که ما رو به وایکینگ برسونه
ـ میخوای برم آفریقا؟ ـ آره
یه نقشهٔ لندن بهم بده
با ۱۶ نقطهٔ قرمز چشمکزن، که خودت هم یکیشونی
این بین خودمون میمونه
نتیجه رو دارم
تحلیل صدایی که خواسته بودی
میشناسمش
زیر دست ریچاردسون کار میکنه
ـ باید گرملین رو برگردونیم ـ چرا باید همچین کاری کنیم؟
چون دوستپسرش برای چینیها کار میکنه
ـ داری چیکار میکنی؟ ـ بازداشتی
به جرم انتقال اطلاعات به دشمن
تمام مکالمههات رو از وقتی رسیدی دارم
تلفن، ایمیل، پیامک
همهچی رو میدونم
و بوی دروغ رو هم خوب میفهمم
اسم تمام هدفهایی رو بنویس که برای چین جذب کردی
یا قصد داشتی بهشون نزدیک بشی
قول میدم بری زندان،
نه پای چوبهٔ دار
من روی ژئوفیزیک کار میکنم
کارم تحقیقات لرزهشناسیه
اسمها رو بنویس...
و زنده بمون
حسن زمانی رو میشناسی؟
آره
هدف تو بود
دوستپسرمه
پس حتماً دلت براش تنگ شده
این عاقبتشه
وقتی به دروغهات میچسبی
حالا یا
میفرستمش پیش دوست متخصصم طبقهٔ بالا
تا کار رو تموم کنه،
یا خودت نجاتش میدی
بس کن. خواهش میکنم بس کن
تو نه، اون
حالا تو
اسم هدفهات رو بنویس
جونش رو نجات بده
هیچ اسمی نمیدونم
یه دقیقه وقت داری خداحافظی کنی
زیادی نزدیک شدی
دو تا دایره
یکی برای دوستها، یکی برای هدفها
هیچوقت قاطی نمیشن. هدف، دشمن توئه
دشمن کشورت،
دشمن سازمان
دشمنهامون یا ساکت میشن، یا کنار میرن، یا میمیرن
به سفارتم خبر میدم
دیگه دیر شده
این همهاش یه اشتباه وحشتناکه
من این کار رو کردم
متأسفم
این کار هزینه داره،
یه بهایی داره
مطمئنی میخوای این بها رو بدی؟
دوستت دارم
منم دوستت دارم
بس کن
نه!
نه!
لعنتی
کابل رو دیدم. چه خبره؟
ـ نه ـ بهم بگو
ـ الان نه ـ اون مأمور منه
گفتم نه
ولی کریگ میتونه در جریان باشه؟ این مزخرفه
کریگ تو میز ایرانه
و نه، تصویر کامل رو نمیدونه
گرملین تو بازداشته
نمیتونم فقط پشت میزم بشینم و هیچ کاری نکنم
این حس رو میشناسم، باور کن
گوش کن
یه نظریه دربارهٔ مارشن دارم
الان اصلاً وقت مطرحکردن نظریههای شخصی نیست
هنری، وقتش همینه. اگه هردومون فکر میکنیم که اون...
نصیحتت میکنم حتی پیش من هم خودت رو لو ندی
اگه اشتباه کنی، زود اقدام کردی
اگه درست بگی، خودت هدف میشی
و فقط شغلها نیستن که از بین میرن
ـ یه اشتباه کوچیک کنی... ـ جونمون به خطر میافته؟
داری شکارچیای رو شکار میکنی
اگه تیر خلاص رو خطا بزنی،
میاد سراغ خودت
وقتی سوار هواپیما شدم فکر میکردم اون موقع داشتیم گند میزدیم
تو بحرین از بازی عقب افتادیم،
این هم نتیجهشه
یکی تو این ایستگاه اطلاعاتت رو به چینیها فروخته
هنوز این رو نمیدونیم
برای ردکردن این احتمال باید خونهتکونی کنیم؟
ـ معلومه که باید ـ گور بابای احتمال
مدرک رو دیدم. این یه واقعیته
مدرک؟ چه مدرکی دیدی؟
شنود بریتانیا
گزارشهای میدانی گرملین به یه عامل چین درز کرده
این رو از کجا شنیدی؟
رئیس اسآیاس رو بیارین تو
صبح بخیر، جیم
کاش تو شرایط بهتری اومده بودم
ـ این یه تلهست؟ ـ ابداً
بهتون حمله شده، ولی من نیروی کمکیام
یا به قول خودتون، سوارهنظام
جیمز، چیزی رو که امروز صبح بهم گفتی به جیم هم بگو
مرکز ارتباطات دولتی ما یه شنود سیگنالی داره که نشون میده
گزارشهای گرملین به چینیها منتقل میشده
توسط یکی از افسران ارشد همین ایستگاه
مزخرفه
خودمون هم امیدوار بودیم همینطور باشه
راستش دعا میکردم
اسمی هم داری؟
برو به جهنم
مدارک بریتانیا روشنه
ببین،
میدونم... میدونم سخته، ولی...
اگه اون آدم یکی از مأمورهای میدانی رو به خطر انداخته باشه،
میخوام زندهزنده بسوزوننش
اگه واقعی باشه، منم همین رو میخوام
باید به مقامهای بالا گزارشش کنیم
واشنگتن چقدر خبر داره
که داریم خونهتکونی میکنیم؟
هیچی
اونها سیاستمدارن
راهحل میخوان، نه مشکل
آره. پس بذار همینطور بمونه
تهران؟
تو بستهٔ صبحه، پس احتمالاً هنوز نخونده
باور کن، خونده
وایکینگ هدف ردهیک بود
پس چرا هنوز نفس میکشه؟
تلاش کردیم، قربان، ولی با یه سامانهٔ ضدجاسوسی
پیشرفتهتر از چیزی که انتظار داشتیم طرفیم
همون مأموری که پاش قطع شد؟
بله، قربان
و امروز صبح فرماندهی عملیات ویژهٔ مشترک دو نیروی دیگه از دست داد
ـ آدمهای خوبی بودن ـ باید نگران باشم
از هویتشون برای ترتیبدادن
حملات پرچم دروغین بیشتری استفاده بشه؟
باید فرض کنیم
این شروع یه کارزار بوده، بله
اتحادیهٔ آفریقا هفتهٔ بعد جلسه داره
تا دربارهٔ فلزات خاکی کمیاب بحث کنه
اگه وایکینگ به اون جلسه حمله کنه
و طوری جلوه بده که کار ما بوده...
خیلیخب، برنامه چیه؟
یه فتیلهٔ دوم روشن کردیم
ـ زمانبندی؟ ـ محرمانهست
ـ چند روزه ـ انجامش بده
کاخ سفید بابت این قضیه افتاده به جونم
ـ چه خبره؟ ـ یه مشکل داریم
بذار حدس بزنم. نیلز رفته سراغ گوگل
آره. منبعمون حسابی افتاده دنبال
جستوجوی «اعدام با پتک»
سطح وحشتش چقدره؟
حساب جاریش رو خالی کرده
الان هم تو سایتهای هواپیمایی میگرده
پرواز به کاستاریکا، ونزوئلا
شاید میخواد بعد از مأموریت به خودش جایزه بده
یه سفر تنهاییِ درستوحسابی
دِ بروینه برای پسفردا جت گرفته
از آنتورپ به آفریقا
اگه نیلز سوار اون هواپیما نشه،
ـ کارمون تمومه ـ همهچی آمادهست
فقط باید اونقدر خودش رو کنترل کنه
ـ که سوار هواپیما بشه ـ بهتر نیست بهش زنگ بزنی؟
بهش فشار نیار
وقتی یه منبع میترسه، مثل قالب صابون خیس میشه
نمیتونیم فقط منتظر بمونیم فرار کنه
مراقبت نزدیکِ میدانی
تیم قدیمیها رو بذارین روش، هرکی نزدیکتره
اگه حرکتی کرد،
دستور دائم اینه که مهارش کنین
بیا تو
اگه فکر میکنی سکوتت چیزی نمیگه،
اشتباه میکنی
زبان بدنت داره داد میزنه یه مشکلی هست
چیه؟
این تحقیق ویژهای که تو و هنری دارین انجام میدین
خب؟
چقدر به یه اسم نزدیک شدین؟
فکر نمیکنی اگه اسمی داشتیم، خودت میفهمیدی؟
این یه... فراینده
داریم پیشرفت میکنیم
بیشتر کارمون حذف گزینههاست تا شناسایی
No comments yet. Be the first to leave one.