The first 200 lines.
قبلاً در کلانتر کانتری
اسکای کی میخوای دروغ گفتن به منو تموم کنی
وقتی تو هر بار که با دوستپسرم میگردم اینطوری نمیپری
دختر تازه ترککرده من داره با پسری میگرده
که من به خاطر فروش مواد بازداشتش کردم
من کمک برای اسکای میخوام
میخوام بیای با ما زندگی کنی
اسکای خوبی
برندون مرده بود
بون نفر دوم ادارهست
و بهترین گزینه برای هدایت این پرونده
این نامه استعفای منه
دو هفته برای بستن پروندههات کافیه
تو گفتی برندون مرده بود وقتی پیداش کردی
از کجا فهمیدی با اسکای حرف زدی
من مشخصاً خواسته بودم باهاش حرف نزنی
کی برادر ما رو کشته مظنونی داری
شنیدیم اسکای بازداشت شده اون فقط یه شاهد بود
عدالت برای برندون کجاست
اونا داداشای برندونن
ببرش داخل بابا من الان میام
من شیفت اول رو دارم
آقا عقب برو وایسا
خب بفرمایید دوستان
اوه اوه اوه
چیزی دیگه میخواین
نه ممنون امبر
مهمترین گروه غذایی بیکن
خانما بیکن میخواین
اشتهام ندارم
اوه بیخیال
باید یه چیزی بخوری اسکای
باید خونه میموندیم
مردم دارن نگاه میکنن
هیچکس نگاه نمیکنه
کی داره نگاه میکنه
هی هاوکس
پنکیکا چطوره
بابا
مردم فکر میکنن من برندون رو کشتم
نمیتونی کنترل کنی مردم چی فکر میکنن
تو حقیقت رو به بون و دادستان گفتی
از شبکههای اجتماعی دور بمون اسکای
فقط دارم جواب پیام ریک پسرعمو رو میدم
داره حالمو میپرسه
شماها بیشتر با هم میگردین
آره یه ساله ترک کرده میفهمه چی میکشم
مامانش هی بهت فخر میفروشه
که برای اسکای وکیل گرفتی
در واقع زنگ زدم به میراندا که ازش تشکر کنم
نمیتونست مهربونتر باشه
میراندا فریلی آره
اسکای فکر کنم مامانت
یه کم از محصولات من تست کرده
وقتی ما نبودیم باشه بسه
منظورم عسل نیست
هوم
اونا داداشای برندونن
شهر کوچیکیه
پیش میاد بیخیالش شو
چاقو رو پیدا کردی کلانتر
شماها داشتین خونه منو زیر نظر میگرفتین
میدونین میتونم به خاطر آزار بازداشتتون کنم
تنها کسی که باید بازداشت بشه اون دخترته
نه نه نه نه میکی
فکر کنم شاید
من و این پسرا باید یه قدمی بزنیم
پشت مغازه
کسی پر میخواد
وس میکی
۲۱۱ سرقت مسلحانه در حال وقوع
افسرها در حال پاسخگویی
من اونو دارم
آدام یک در حال پاسخگویی
اوه میکی تازه رسید
این هفته دو کلمه هم باهام حرف نزده
داری روی پرونده اسکای کار میکنی
نصف شهر فکر میکنن کلانتر داره قتل دخترشو لاپوشونی میکنه
نصف دیگه هم فکر میکنن نباید کلانتر باشه
خب بام
این هدیه آشتی کردنته
دستورای میکی رو زیر پا گذاشتی
و فکر میکنی یه دونات همهچی رو درست میکنه
اوه من و میکی دو سال شریک بودیم باور کن
کیک ساده کارماین با ترافل همه زخمها رو خوب میکنه
صبح بخیر کلانتر
میخوای یه کم از اینا یا چی داریم
سرقت از ماشین زرهی
راننده یه لحظه مردی رو دید
با لباس کار و ماسک تنفسی
حدود دویست هزار دلار برد
گزارشها درباره مسیر فرارش متناقضه
این یه بانک خانوادگیه
مردم فردا نمیتونن چک حقوقشونو نقد کنن
دوربینها
بالا و پایین خیابون
ولی گوش کن
همه دوربینها لنزشون با اسپری رنگ گرفته شده
چند تا شاهد داریم که دیدن
یه داج مشکی از محل دور شده من اعلامیه دادم
من کلانتر فاکس هستم
حالتون چطوره آقای
کارل چینی
چشمهام مثل جهنم میسوزه
همونطور که به معاونهاتون گفتم
هیچی ندیدم
فقط یه مرد با لباس سفید کار
و یه دیوار پر از رنگ آبی
تو رو خدا بگین اون خانم حالش خوب میشه
آقای چینی
سه تیر شلیک کرده
و صاحب نمایشگاه ماشین رو زده
من اونا رو میشناسم
تام هدر
میکی خدای من تام
هدر تیر خورده
ملکه بازگشت به خونه چطوره
خانم ددواتر چطوره
یه زخم گلوله از بغل رد شده داره
به بازوی راستش خورده کلی خون از دست داده
برو تام باهاش برو
به محض اینکه تونستم میام سراغتون
از کجا میشناسیشون
با هم دبیرستان رفتیم
هی میکی
باید حرف بزنیم
و نگو درباره چی خودت میدونی
نمیتونم درباره پرونده اسکای حرف بزنم تضاد منافعه
خودت میدونی نه اینکه رعایت مقررات برات مهم باشه
متأسفم که باهاش حرف زدم
باهاش حرف نزدی بازجوییش کردی
بدون اینکه من اونجا باشم در حالی که مشخصاً خواسته بودم این کارو نکنی
براش یه بطری آب و یه موز بردم
خودش اطلاعات داد
درباره رابطهش با برندون
که تو تصمیم گرفتی ازش استفاده کنی
این شغل منه
ببین تنها چیزی که میتونم بگم اینه که داریم سرنخها رو دنبال میکنیم
تأمینکنندههای برندونو پیگیری میکنیم و تحقیقات ادامه داره
ولی اگه بخوایم این دزد بانک رو بگیریم
باید همه اینا رو بذاریم کنار
چرا کلانتر
شهر آلامدا داره بهم زنگ میزنه
در واقع اون درباره منه
یه موقعیت معاونت باز شده تو اوکلند
و داره برای معرفی تماس میگیره
اوه
دو روز بیشتر طول نکشید
تا استعفاتو عملی کنی
تو هم دو ثانیهای قبولش کردی
زنگ میزنم بهش
خیلی حرف دارم براش
ببخشید آقا ببخشید
یه مظنون احتمالی دیده شده تو دکِیتر نزدیک آلدرگروو
من دکیتر رو دارم من این یکی رو دارم
ببخشید آقا
آخ اه
میتونی همینطور به خودت آسیب بزنی یا بیای پایین
تا حرف بزنیم انتخاب با خودته
باشه تکون نخور
توی کولهپشتی چیه ها
اشتباهی گرفتین
اون آدم لباس کار نپوشیده
اینجاست
ولی پولی نیست
هیچکدوم از اینا
پول ندارن
پنج نفر از اینا هستن
چه خبره اینجا
زیرنویس : Mr.bahman
یه ماشین زرهی دزدیده شده
توسط یه مرد با ماسک تنفسی و لباس سفید کار
آشنا نیست
من هیچ بانکی رو نزدم
فقط به آگهی جواب دادم
یه نفر آنلاین یه کار گذاشته بود صد دلار در ساعت
برای رنگ کردن یه دیوار صد دلار در ساعت
خب کی تو رو برای این کار پردرآمد استخدام کرد
هیچوقت با طرف حرف نزدم
فقط ایمیل بود گفته بود لباس کار و ماسک بزنیم
حتی با اینکه بیرون بودیم
همه وسایل اونجا بود
و برات عجیب نبود
خب منم همین کارو کردم
شش نفر بودیم
یه مغازه خالی
یه نفر داشت رنگ میزد وقتی رسیدم
هیچی نگفت
دویدم
وقتی تیراندازی شروع شد
صد دلار در ساعت
ارزش جون آدمو نداره
بعدش سعی کردم برگردم سمت ماشینم
ولی شما همهجا ایست بازرسی گذاشته بودین
ما شش نفر بودیم
اونیه که دنبالشین همونه
نفر ششم
آگهی کار حذف شده
اینا با یه ایمیل جعلی در ارتباط بودن
شاید واقعاً یه نفر ششم وجود داشته باشه
No comments yet. Be the first to leave one.