Monster

Monster

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Monster 2003 720p BluRay x264 YIFY Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-16
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏ همیشه دلم می‌خواست توی سینما باشم.

‏ وقتی بچه بودم، مطمئن بودم یه روز

‏ می‌تونم یه ستارهٔ خیلی، خیلی بزرگ بشم.

‏ یا شاید فقط خوشگل باشم.

‏ خوشگل و پولدار، مثل زن‌های توی تلویزیون.

‏ آره. کلی رؤیا داشتم.

‏ فکر کنم می‌شد گفت یه رمانتیک واقعی بودم.

‏ چون واقعاً باور داشتم یه روز ‏ همه‌شون به حقیقت می‌پیوندن.

‏ برای همین ساعت‌ها بهشون فکر می‌کردم.

‏ هرچی بزرگ‌تر شدم، یاد گرفتم دیگه ‏ این چیزها رو برای کسی تعریف نکنم.

‏ می‌گفتن دارم خیال‌بافی می‌کنم، ولی اون موقع

‏ با تمام وجودم باورش داشتم.

‏ هر وقت حالم بد می‌شد، توی ذهنم فرار می‌کردم

‏ به یه زندگی دیگه، جایی که آدم دیگه‌ای بودم.

‏ خوشحالم می‌کرد فکر کنم همهٔ این آدم‌ها

‏ فقط هنوز نمی‌دونن قراره چه کسی بشم.

‏ ولی یه روز همه‌شون می‌فهمیدن.

‏ شنیده بودم مرلین مونرو رو ‏ توی یه نوشابه‌فروشی کشف کردن،

‏ و مطمئن بودم برای من هم ‏ می‌تونه همین‌طور بشه.

‏ برای همین از خیلی کم‌سن ‏ شروع کردم بیرون رفتن،

‏ و ته دلم همیشه دنبال کسی ‏ می‌گشتم که قراره منو کشف کنه.

‏ این یارو بود؟

‏ یا شاید این یکی.

‏ هیچ‌وقت معلوم نبود.

‏ ولی حتی اگه نمی‌تونستن مثل ‏ مرلین منو تا آخر راه ببرن،

‏ لااقل اون‌قدر بهم ایمان ‏ می‌آوردن که کافی باشه.

‏ می‌دیدن چه کسی می‌تونم بشم

‏ و فکر می‌کردن خوشگلم.

‏ مثل الماسی که هنوز تراش نخورده.

‏ منو با خودشون می‌بردن به زندگی تازه‌ام،

‏ به دنیای تازه‌ام،

‏ جایی که همه‌چیز فرق داشت.

‏ آره.

‏ خیلی، خیلی وقت همین‌طوری زندگی کردم،

‏ توی سرم، با همین رؤیاها.

‏ قشنگ بود.

‏ ولی یه روز، یهو تموم شد.

‏ وقتی سلبی وال رو دیدم،

‏ لعنتی، تنها چیزی که می‌خواستم یه آبجو بود.

‏بعد نگاه کردم پایین، دیدم ‏سینه‌هام از لباسم زده بیرون.

‏می‌رم خودم یه جا پیدا می‌کنم.

‏چطوری؟

‏خوبم.

‏کسی اینجا نشسته؟

‏نه.

‏اوه‌هو! ببین کی سروکله‌ش پیدا شده.

‏این دقیقاً باب میل توئه.

‏داداش، حوله داری؟

‏خانم، سرویس ما فقط برای مشتری‌هاست.

‏یه آبجو بده، هرچی ارزون‌تره.

‏خب اینجا چیه؟ مثلاً پاتوق همجنس‌گراهاست؟

‏آره.

‏هرچی، بابا.

‏هی.

‏هی!

‏می‌شه... می‌شه اون نوشیدنی رو من حساب کنم؟

‏خودم پول دارم.

‏یه پارچ می‌خوام. همونی که اون می‌خوره.

‏ببین، من لزبین نیستم، باشه؟

‏اوه. خب، منطقیه.

‏پس اینجا چی کار می‌کنی؟

‏وانتم خراب شده، من... ام...

‏یه کار شست‌وشوی پرفشار دارم.

‏شست‌وشوی پرفشار یعنی چی؟

‏می‌دونی، بخارشویی.

‏مبل، فرش، از این جور چیزا.

‏فقط اومدم از بارون پناه بگیرم.

‏اسم من سلبیه.

‏لی.

‏باید بقیهٔ پولمو بدی.

‏لعنتی.

‏- من می‌رم. ‏- مطمئنی؟

‏دستت رو ازم بکش، لزبین خنگ.

‏برای یه آبجوی لعنتی باهات نمی‌خوابم، فهمیدی؟

‏پس وقت لعنتیت رو هدر نده.

‏نمی‌خواستم باهات بخوابم. فقط ‏می‌خواستم باهات حرف بزنم.

‏فکر کردم اگه یه کم آبجو ‏بخرم، شاید باهام حرف بزنی.

‏فقط می‌خوام یه شب درست‌وحسابی ‏بیرون باشم، می‌فهمی؟

‏قبل از اینکه مجبور شم برگردم توی کمد ‏خونهٔ پدر و مادرم، فقط با یکی حرف بزنم.

‏من... ببخشید.

‏لازم نیست بمونی.

‏به تخمم هم نیست، باشه؟ فقط ‏دارم رک باهات حرف می‌زنم.

‏پس واقعاً بخارشویی کار می‌کنی؟

‏نه، نمی‌کنم.

‏خوبه، چون خیلی حوصله‌سربر به نظر میاد.

‏نه بابا، اتفاقاً کار خیلی خوبیه.

‏شست‌وشوی پرفشار.

‏می‌خوای یه کم؟

‏ هدرش نده. بیا، یکی برای تو، یکی برای من.

‏ شمارهٔ شانس ده، باشه؟

‏- اوه، نه. ‏- بیا دیگه، حالا ناامیدم نکن.

‏آماده‌ای؟ یک...

‏نه، حق نداری این کارو بکنی. ‏بس کن. من بهت اعتماد ندارم.

‏آماده‌ای؟

‏یک، دو، برو!

‏لعنتی، زودتر زدی بالا.

‏- خیلی بدی. ‏- تو هم جنبهٔ بردن نداری.

‏ولی برنده‌ام دیگه، داداش.

‏اوه لعنتی، همش ریخت روی گچم.

‏آره، جنس خوب رو ریختی هدر.

‏مثل سگ لیسش بزن.

‏دو تای دیگه لازم داریم.

‏این دیگه چه مزخرفیه؟ ساعت چنده؟

‏ بار تعطیله.

‏آره؟

‏چطوره اون چوبی رو که تو کونته ‏بکشی بیرون؟ الان وقت خوبیه،

‏نه؟ حالا که بار تعطیل شده؟

‏این دیگه چه کوفتی بود؟

‏چه عوضی‌ای بود.

‏ولی خوش گذشت.

‏آره. آره، باحال بود.

‏ببین، ببخشید بهت گفتم لزبین خنگ.

‏- اوه... برام مهم نیست. ‏- کار خوبی نبود.

‏برام مهم نیست.

‏و ممنون بابت نوشیدنی‌ها و سیگار.

‏اوه، نه، قابلی نداشت.

‏پس می‌بینمت، باشه؟

‏می‌خوای پیش من بمونی؟ منظورم این نبود که...

‏لازم نیست هیچ کاری بکنی، فقط...

‏لعنتی، می‌دونم.

‏- آره، به درک. ‏- آره؟

‏آره، وانتم خراب شده. لعنتی.

‏باشه. اون‌طرفه.

‏بیا، از این طرف.

‏ فقط یه آبجو می‌خواستم.

‏ ولی روزی که سلبی رو دیدم، بیشتر ‏ بعدازظهر رو زیر بارون نشسته بودم

‏ و داشتم خودمو می‌کشتم. پس ‏ می‌فهمی چرا زیاد سخت نمی‌گرفتم.

‏ بالاخره هرکسی باید به یه ‏ چیزی ایمان داشته باشه.

‏ برای من؟ تنها چیزی که ‏ برام مونده بود عشق بود.

‏ و تقریباً مطمئن شده بودم دیگه هیچ‌وقت مردی ‏ رو دوست ندارم، پس تصمیمم رو گرفته بودم.

‏ تنها چیزی که منصرفم کرد، ‏ یه اسکناس پنج‌دلاری بود.

‏ می‌دونستم احتمالاً برای گرفتنش ‏ ساک یه عوضی رو زده بودم،

‏ برای همین فکر اینکه اگه بدون خرج‌کردنش ‏ خودمو بکشم، حسابی حرصم می‌داد.

‏ چون اون‌وقت یعنی عملاً ‏ مفت براش ساک زده بودم.

‏ پس با خودم یه قرار گذاشتم.

‏ گفتم: «خدایا، باید این پنج دلار رو خرج کنم.

‏ «ولی وقتی تموم شد، منم تمومم. پس...

‏ اگه توی این زندگی چیزی برام ‏ داری، بهتره همین حالا رو کنی.»

‏ و اونجا بود.

‏فقط چند تا از دوستای پدر و ‏مادرم‌ان که یه مدت پیش‌شون می‌مونم.

‏می‌خوای دوش بگیری یا چیزی؟

‏آره.

‏- شب بخیر. ‏- شب بخیر.

‏ببخشید، من... باورم نمی‌شه اینجایی.

‏منم همین‌طور.

‏می‌تونم صورتت رو لمس کنم؟

‏حتماً.

‏خیلی خوشگلی.

‏ سلبی، عزیزم.

‏خدایا، دانا.

‏دانا، ببخشید. یه لحظه.

‏ببخشید، باید برای کلیسا آماده می‌شدم.

‏هی، پیرهنم کجاست؟

‏اوه، ای بابا. اینو ببین.

‏ما رو پنج صبح بیدار می‌کنه، ‏خودش هنوز لباس نپوشیده.

‏انجیلت رو برداشتی؟

‏ببخشید بابت اون.

‏نه، اشکالی نداره.

‏هی، ممنون که گذاشتی اینجا بخوابم.

‏و... قشنگ بود.

‏پس کی می‌ری؟

‏سه‌شنبه. ولی می‌دونی،

‏احتمالاً حدود پنج می‌رم مون‌لایت.

‏دو تا خیابون بالاتره.

‏آره، آره، آره.

‏شاید یه سر اومدم، می‌دونی؟

‏باشه.

‏باشه.

‏تو هم توی کلیسا خوش بگذرون، باشه؟

‏باشه.

‏اون کی بود؟

‏فقط یه دوسته که تازه پیدا کردم.

‏عزیزم، فکر کنم یه آدم خیابونی بود.

‏نه، وسایلت رو... چک کردی؟ ‏ممکنه چیزی دزدیده باشه.

‏نه، نه...

‏چک کردم، چیزی نبرده.

‏گوش کن، عزیزم.

‏نمی‌تونی آدم‌های این‌جوری رو ‏بیاری اینجا. اگه چارلز می‌دیدش چی؟

‏ببخشید.

‏آدمی مثل اون...

‏نه خانم.

‏ما با این‌جور آدم‌ها کاری نداریم.

‏ هی.

‏هی تام، بابت کرایه ببخش. فقط ‏اومدم چندتا وسیله بردارم.

‏هر وقت داشتی، بده.

‏دمت گرم.

‏ساندویچ می‌خوای؟

‏ژامبون به دلم نمی‌شینه.

‏ممنون، داداش.

‏می‌دونی، اگه بخوای برات ساک می‌زنم.

‏نه، اشکالی نداره.

‏هر وقت داشتی می‌دی. حالت چطوره؟

‏خوبم. واقعاً خوبم. یه دوست پیدا کردم.

‏جدی؟ خوش به حالت.

‏امیدوارم مثل یاروی قبلی یه عوضی نباشه.

‏نزدیک بود لهت کنه.

‏نه، اون... اون یارو خیلی خوبه، می‌دونی.

‏فکر کنم.

‏ممنون، داداش.

More Farsi/persian subtitles for Monster

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left