The first 200 lines.
!"بلیکی" !"بلیکی"
.الان برميگردم .بايد برم سگ رو ببندم
.آروم باش .آروم باش
نیو"؟ خودتی؟"
.نیو"ـه. به پدر مادرش زنگ بزن"
.آروم باش، نیو
.همهچی درست میشه
چي شده؟
توي جنگل چیکار میکرد؟
.هنری" و "ماد" دارن ميان"
.نزدیکن
.اونا احتمال میدن بخاطر خونه ترسیده
.واسه همين از طریق پنجره فرار کرده
نیو، میشنوی؟
.پدر مادرت دارن ميان
.اوه خدای من. "لوکاس"، دهنشو نگاه کن
اوه، خدای من
... "نیو"! "نیو" "نیو"
!لعنتی
.زبونش بريده شده
.به نظر گاز گرفته شده
کی این بلا رو سرت آورده؟
یه سگ؟
... نیو نیو، چی شده؟
.رایان" و "لوسی"، همین الان برگردید طبقه بالا"
.تمام بدنش زخمی و کبود شده
.احتمالا خورده زمین
.شایدم بخاطر یه سگ یا همچین چیزی
،وای، خدای من اینهمه خون بهخاطر چیه؟
...وای، خدایا - کی این بلا رو سرت آورده؟ -
کسی دزدکی اومده تو خونه؟
چرا پریدی بیرون؟ .ممکن بود خودتو به کشتن بدی
.خیلیخب، بریم .همین حالا
.زودباش، یالا
.کار من نبود
.کار من نبود، بابایی
.خیلیخب، بریم طبقه بالا .مامانی حالش خوب نيس. یالا
تـيم تـرجـمـهي فيلم باران و IMDB-DL با افتـخـار تـقـديـم ميـکـنـنـد
:مترجمين حــامــد (HameD) معراج مسرت (MerajmasaraT)
اونا کین؟
میشناسیشون؟
.سلام .بفرمایید داخل
.ماد"، "نیو"، بیاید طبقه پایین"
.ببینید کیا اومدن
.بشینید
چای میل دارید؟ - .بله، لطفا -
بله
حالتون چطوره؟
زياد شوکه نيست؟
.به نظر خيلي وحشتزده شده
...اون زخم
.نمیدونم چکار کنم
میخوام با یکی از دوستام که اهل گالوی .هست یه مشورتي بکنم
.اون یه روانپزشکه
...نیو
حالت چطوره؟
.اومدیم ببینیم حالت چطوره
سلام کن، نیو
.باید یکم با زبونت تمرین کنی
سلام
حالت خوبه؟
.2سال زمان زيادی نیست
.متاسفم که نتونستیم پيشتون باشيم
.میدونم که "مری"، هنری را دوست داشت
.دکتر مورد علاقهاش بود
.فقط اميدوارم بزودی به خونه عادت کنه
.دیروز یه قفسه افتاد
...تقصير من بود، به خوبی بالا نزاشته بودمش ولی
.اون فکر میکنه اجسام حرکت میکنن
.خونه صدا ميده، این یه چيز طبيعیه
اون فراموش کرده که زندگی کردن .خارج از شهر چطوره
ولی اگه نتونه به اين خونه عادت کنه، مجبوریم .به یه جای دیگه نقل مکان کنیم
.حتی اگه لازم بشه که به شهر برگردیم
،حالا ديگه بعد از يه ماه .يه خورده شرمآوره
...ولي، هنوز
.و ما مجبوريم که دوباره اتاق خوابشو ببريم طبقه بالا
.تو اين زمان بخصوص، باید بذاریم خودش تصميم بگيره
.شايد اينطوری احساس بهتري پيدا کنه
.و من شاخههای بيرون پنجره اتاقش رو چيدم
.چون روي دیوار سایه مینداختن
ما هم مجبور شديم اينکار رو .بخاطر بچههامون انجام بديم
.اينچيزا اونارو خيلي ترسونده بود
.و يه چراغخواب هم واسش بزاريد که روشن باشه
.امروز صبح يکی خريديم
دلت برای زندگي تو شهر تنگ نشده؟
با اون بيمارای باکلاست؟
.نه، من ديگه از اين چيزا خسته شدم
.درضمن، زندگی خارج از شهر برای بچهها بهتره
نيو، کافيه
.ولش کن
!چند بار بهت گفتیم، لعنتی
.معذرت میخوام
.نيو هنوزم خيلی به برادرش حسادت ميکنه
.اون نمیخواد بهش آسيب برسونه
ولي بچهها هميشه متوجه نيستن .که ممکنه چقدر خشن بشن
.تو هنوزم يه خرده خستهاي، عزيزم
،برو بالا و استراحت کن .منم ميام يه سری بهت ميزنم
نت "؟ "
خوبی؟
...آره، فقط .گوشام سوت ميکشن
.خوب شد .تموم شد
.زودباش، باید عجله کنیم .بچهها منتظرن
.نترس
.همهچیز مرتبه
.بهمون اعتماد کن
ميشه واسه مامانی یه لبخند بزنی؟
يه بوس شببخیر؟
... مامان ... بابا
صدای چیه؟
صداي جيغ کي بود؟
نیو". داری چیکار میکنی؟"
!برادرتو برگردون به اتاق. همین الان
!نیو
.نیو، مواظب برادرت باش
.برو طبقه پایین
.برو طبقه پایین
!عزيزم
.هیچ اثری ازشون نیست
.ما 2 تا بزرگسال پيدا کرديم
.و هنوز دو بچه مفقودن
!تمام
.دور و بر رو نگاه بندازين
.یهچیزی اینجاست
.بیا اینجا
بیا اینجا - نه -
..." کران "
." کران "
نه
" کران "
" کران "
.ولم کن اون چشه؟
.همهچیز مرتبه، چیزی نیست
داداش کوچولوم
.نیو... نیو، منم .آقای " جوزف "ـم
!نیو
" کران "
.به دندههاش مدت زيادي فشار سنگيني وارد شده
.بهدلیل خفگی مُرده
.بهخاطر دود نبوده
.اون کمد ازشون محافظت کرده
،اون دختر خيلي محکم بغلش کرده بود یعنی اون ...؟
...امکانش هست، ولی
.من فکر نمیکنم اون اینقدر نیرو داشته باشه
.اون میگه توي خونه همهچيز بهم ريخت
.دختر بیچاره
یعنی اگه اون اشخاص مهاجم رو ... یادش نیاد
ما باید سعیمونو بکنیم و در طي بازجويي
.اونو اینجا نگه داریم
.کجاش رو نميدونم حقيقتاً
و یکم زمان میبره تا واسش .يه پرورشگاه پیدا کنیم
.ما میتونیم نگهش داريم
.آره، حتما .بله
.ممکنه یهخرده زمان ببره
...یکم اوضاع براش بهتر میشه
.تا بتونه برگرده مدرسه و درسرو شروع کنه
.پس نباید عقب بمونه
.ما میتونیم تا هر وقت نیاز باشه نگهش داريم
.ما یه اتاق خالی داریم
.خب، خوبه پس
.فقط تا وقتش برسه
.بهم کمک ميکنه
.خیلی لطف ميکنيد
اگه چیز خاصی متوجه شديد، ما رو .در جریان بزارید
.بهتره برم دیگه
.مدارک پزشکیش پيش من نبود
.فکر کنم تحت نظر پدرش بوده
... تمام اون کبودیها و زخمها
... وقتي اينجا بود، کوچيک بود
.تصادف بدي کرده بود
.دختر نترسی بود. نبايد تغييری کرده باشه
،هفته پيش وقتی ميخواست از خونه فرار کنه .زبونش بريده شد
... ديشب، اون
اون کتک يا آزار داده نشده؟
.اجازه ندارم بهتون بگم
... اون يه شوک بهش وارد شده، پس
.اگه بد خُلق و گوشه گير شد تعجب نکنيد
.گریه نکن
.حداقل جلوی اون نکن
...اوه
نت "؟ "
.خوب شد
.چیزیم نیست
.خوب میشم .چیزی نیست
نیو؟
نیو؟
!نه ... نه
.مراقب باش
.اسم من " تانیا "ـست
.معلم پرورشي مدرسهام
.اومدم بهت کمک کنم
اون فقط اومده تا توي اين مدت
.بهترین راه چاره واسش پیدا بشه
،حد و حدود رو حفظ کن .زياد هم بهش وابسته نشو
.فقط دارم بخاطر خودت ميگم
حالت خوبه؟
از اتاق جدیدت خوشت میاد؟
...یه دختر دیگه
...یه دختر دیگه اينجا زندگي ميکرد ولي
.رفت
خب، میتونیم یهوقت دیگه دربارش .حرف بزنیم
No comments yet. Be the first to leave one.