Raising the Bar: The Alma Richards Story

Raising the Bar: The Alma Richards Story

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Raising The Bar The Alma Richards Story 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
A Commentary by Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Published on: 2025-10-23
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫چطور وارد آنجا شده است؟‬

‫داشتم باهاش ​​اذیتش می‌کردم.‬

‫ارزشش رو نداره. نباید مینداختمش!‬

‫بفرمایید.‬

‫بدو، بدو!‬

‫نذار بهت برسه!‬

‫بدو!‬

‫بدو! بدو!‬

‫منو تا سر حد مرگ ترسوندی!‬

‫دیگه هیچ وقت همچین کاری نکن‬

‫من همیشه این کار را می‌کنم.‬

‫آلما!‬

‫سلام!‬

‫بیا. بیا! (or: یالا. یالا! ...‬

‫بیا، اسب احمق!‬

‫بیا دیگه! احمق!‬

‫پسر یک ...‬

‫پسر یک ...‬

‫آلما!‬

‫چی گفتی الان؟‬

‫چی گفتی الان؟‬

‫ها؟ چ...‬

‫ما اونجوری حرف نمیزنیم ! میشنوی؟‬

‫امروز کار مفیدی انجام دادی؟‬

‫مم.‬

‫بدترین قسمت امروزت چی بود؟‬

‫کار کردن در مزرعه.‬

‫بهترین بخش امروز شما چه بود ؟‬

‫همین الان.‬

‫چه کسی جواب را می‌داند؟‬

‫کسی؟‬

‫کسی جواب رو میدونه؟‬

‫هوم.‬

‫کس دیگه ای؟‬

‫چطوره یکی از شما پسرها؟‬

‫آلما...‬

‫... جواب را می‌دانی؟‬

‫هیچی.‬

‫جای تعجب نیست.‬

‫خانم برد، میشه یه لحظه باهاتون صحبت کنم؟‬

‫اوه.‬

‫اوه، متوجه شدم.‬

‫چیزی هست که بخوای بهم بگی، آلما؟‬

‫نه، خانم. - این خیلی عجیبه .‬

‫چون بر اساس سابقه شما،‬

‫فکر می‌کنم شما این کار را می‌کنید.‬

‫فکر می‌کنی چون خیلی بزرگ و احمقی،‬

‫می‌تونی هر کسی رو که دوست داری انتخاب کنی و ازش فرار کنی؟‬

‫مگه نه؟‬

‫مگه نه؟‬

‫مگه نه؟‬

‫من خنگ نیستم! و این دفعه هم من نبودم.‬

‫بس کن!‬

‫بس کن!‬

‫خب، کلاس،‬

‫این آخرین باری خواهد بود که ما یا هر کس دیگری‬

‫از آلما ریچاردز خبر خواهم گرفت.‬

‫-هی. -خب،‬

‫حالا فکر می‌کنی چه کار می‌کنی، پسرم؟‬

‫دامداری؟‬

‫میدونی...‬

‫...بیرون... زیر ستاره‌ها.‬

‫دامداری اشکالی نداره...‬

‫... اما ما فقط می‌خواهیم مطمئن شویم که شما وزن می‌کنید‬

‫همه چیز را با دقت بررسی کنید.‬

‫می‌دونی، ما و پدربزرگ و مادربزرگت همین‌طوری ولز رو ترک نکردیم.‬

‫احساس کردیم که فراخوانده شده‌ایم.‬

‫ما می‌خواهیم شما رسالت خود را پیدا کنید،‬

‫برای انجام کاری معنادار با زندگی‌تان.‬

‫می‌بینی؟ (or: می‌بینی؟)‬

‫این یعنی خانواده، پسرم.‬

‫سخت‌کوش‌ترین و سرسخت‌ترین افرادی که تا به حال شناخته‌ام.‬

‫اینو می‌دونم، اما...‬

‫... فکر می‌کنم دامداری شغل مورد علاقه‌ی من باشد.‬

‫چقدر؟‬

‫دو بیت.‬

‫این خیلی زیاده.‬

‫آیا اینطور است؟‬

‫می‌بینی بیرون از اون پنجره چه خبره؟‬

‫هر موش غرق شده در محدوده ۳۰ مایلی به دنبال ... است.‬

‫امشب یه جای خشک برای خوابیدن.‬

‫طبقه بالا.‬

‫ام، ببخشید.‬

‫یه نفر از قبل تو اون اتاق هست .‬

‫مامان. چطور ممکنه؟ (چطور ممکنه؟)‬

‫اوه، می‌دانم،‬

‫دو نفر به یک اتاق.‬

‫آره، اما، اما دو تا تخت.‬

‫نه دو تخت. دو تا... به یک تخت.‬

‫نه، من پولم را پس می‌خواهم.‬

‫اوه، داری؟ (Oo, do you?)‬

‫ببخشید، اما... برو اونور.‬

‫هیچ "پایانی" برای رفتن وجود ندارد.‬

‫شما، آقا، خیلی بزرگ هستید.‬

‫چند سالته؟‬

‫شانزده.‬

‫شما چه سالی در مدرسه هستید؟‬

‫من مدرسه نمیرم.‬

‫چه کار می‌کنی؟‬

‫چه اهمیتی دارد؟‬

‫من کارگر مزرعه هستم.‬

‫و آرزوها و رویاهایت چیست ؟‬

‫فقط می‌خوام بیرون باشم.‬

‫کلی چیزهای جدید تو این دنیای بزرگ و قدیمی هست که دلم می‌خواد ببینمشون.‬

‫تو این زندگی هر کاری که دلت بخواد میتونی انجام بدی، اما...‬

‫... برای انجام این کار، به آموزش نیاز دارید.‬

‫و چه آموزش عالی‌ای دیدی‬

‫که تو رو به این تخت شلوغ و پر از شپش کشوند؟‬

‫لمس کنید.‬

‫من استاد دانشگاه ایالتی میشیگان هستم،‬

‫برای سخنرانی به کالیفرنیا سفر می‌کند،‬

‫اما توسط قطاری که همکاری نمی‌کرد، متوقف شد.‬

‫دیگه خیلی دیر شده که بخوام برگردم مدرسه.‬

‫خیر.‬

‫نه، هیچ‌وقت برای برگشتن به مدرسه دیر نیست .‬

‫با اینکه من به چنین مردانی احترام می‌گذارم...‬

‫...تو نمی‌تونی یه کارگر مزرعه بمونی.‬

‫یه حسی دارم...‬

‫...اینکه تو برای چیزی با نفوذ گسترده‌تر ساخته شده‌ای .‬

‫مدرسه ایده فوق‌العاده‌ای بود، پسرم،‬

‫من جز خیر و صلاح چیزی از این ماجرا نمی‌بینم.‬

‫خب، شاید این دفعه بتونم کمتر خرابکاری کنم.‬

‫ما از اینکه دوباره به خانه برگردی خوشحال خواهیم شد.‬

‫نه، من به آن مدرسه برنمی‌گردم.‬

‫من می‌خواهم به آکادمی مرداک بروم.‬

‫فوق‌العاده‌ست.‬

‫من همیشه گفته‌ام که می‌خواهم دنیا را ببینم.‬

‫شاید بیور، یوتا، جایی باشد که باید شروع کرد.‬

‫خب، پسرم، اون شهر یه روی خشن هم داره.‬

‫یادت هست در مورد سیگار کشیدن و مشروب چی بهت یاد دادیم ؟‬

‫-میدونم. -و... در مورد دور موندن.‬

‫از دخترای اشتباهی‬

‫فکر نمی‌کنم آلما تا حالا حتی با هیچ دختری حرف زده باشد.‬

‫من آنقدر به تو افتخار می‌کنم که می‌توانم از خنده منفجر شوم.‬

‫چه کسی جواب را می‌داند؟‬

‫نویسنده؟ چه کسی جواب را می‌داند؟‬

‫فقط آلما.‬

‫چطور ممکنه که تو همه جواب‌ها رو می‌دونی؟‬

‫باشه، این دفعه خوب بگیرش ، و بهش تف نکن.‬

‫به یاد داشته باشید، بقیه هم‌تیمی‌هایتان باید از آن استفاده کنند.‬

‫بذار روی پات بیفته، ما بغلت می‌کنیم.‬

‫و این بار، آن را به سمت ما پرتاب نکن .‬

‫خیلی خب، یه کم بهش انرژی بده، بهش انرژی بده.‬

‫اووووف. درسته؟‬

‫اووووف! اووووف! آماده‌ای؟‬

‫دارم یه کم لیز می‌خورم، فقط به یه کم قیر یا یه همچین چیزی نیاز دارم.‬

‫فرد، بهت که گفتم، اونا نمیذارن همچین چیزی رو دستت بذاری.‬

‫هی رفقا، اون کیه؟‬

‫اون، اه، یه نفر اهل آلمر هست.‬

‫-اون معلم جدیده؟ -اون یه بچه جدیده.‬

‫پ... ببخشید؟ شما، شما آلمر هستید؟‬

‫-نه، آقا. -ها. مطمئنید؟‬

‫بله، قربان.‬

‫اسم شما چیست؟‬

‫-آلما. -اوه.‬

‫آه... ببخشید. من مربی دو و میدانی هستم.‬

‫-باشه. -آره. خب، تا حالا به پیست فکر کردی؟‬

‫-ریل قطار؟ -نه، اه، اه... ریل، اینجا یه ورزش جدیده.‬

‫فکر کنم خوشت بیاد.‬

‫پس می‌خوای بیام و بازی‌ات رو تماشا کنم؟‬

‫نه، من... من می‌خوام امتحان کنی.‬

‫باید سعی کنم تیم شما را تماشا کنم؟‬

‫نه، من... فکر می‌کنم تو برای تیم خوب باشی.‬

‫من باید چه کار می‌کردم؟‬

‫اه، تو می‌دویدی و می‌پریدی و، اممم...‬

‫چیزهایی مثل آن.‬

‫چرا به میدان نمی آیی؟‬

‫بعد از مدرسه و، اه، امتحانش می‌کنیم؟‬

‫تی‌ورپ بزرگ.‬

‫خب، ارزش امتحان کردن را داشت.‬

‫اه، نذار پایِ تیک آف از کنارت رد بشه...‬

‫خیلی خب، ...‬

‫جلال بر تو باد، سگِ خنگ!‬

‫فرد، تو یه آدم طبیعی هستی.‬

‫خب، شما در آزمون اول قبول شدید.‬

‫اوه، اون چیه؟‬

‫تو ظاهر شدی.‬

‫این آلما است، بچه‌ها.‬

‫بیا اولش با یه کم گرم کردن شروع کنیم، ها؟‬

‫بیایید با یک پرش گسترده شروع کنیم.‬

‫خب، فرد، چرا به آلما نشون نمیدی چطور این کار رو انجام میدن؟‬

‫خیلی خب، اونجا! دیدی پاشنه‌اش کجا خورد؟‬

‫تا همین حد هم کافیه. باید از این حد هم بالاتر بری.‬

‫-پس باید سعی کنم ازش عبور کنم؟ -با پاشنه‌ات ازش رد شو، درسته.‬

‫نه، نه، تو... نه، تو می‌خوای، تو می‌خوای برگردی...‬

‫دلت میخواد برگردی عقب تر...‬

‫اوه، تو اونو کشتی.‬

‫خب، این دفعه، بیا واقعاً انجامش بدیم.‬

‫فقط یه دور بزن بهش و ببین چقدر می‌تونی بپری.‬

‫پای برخاست شما نمی‌تواند از این علامت عبور کند.‬

‫باشه.‬

‫خب، بچه‌ها! دوی ۱۰۰ یارد،‬

‫گوشت و سیب‌زمینیِ هر مسیر با هم تلاقی می‌کنند.‬

‫چی درونت داری ؟ این روحت رو نشون میده.‬

‫همین حالا آماده شو!‬

‫آماده! آماده... برو!‬

‫این یه شانسه.‬

‫مواظب باش، خیلی سنگینه و،‬

‫منظورم اینه که، آخرین چیزی که می‌خوای‬

‫منظورم این است که روی پایت بیفتی.‬

Raising the Bar: The Alma Richards Story subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left