The first 179 lines.
= زمان پرمیکشد و تو اینجایی =
= قسمت اول =
( بهار به سرعت عبور میکنه، هیچ ردی به جا نمیذاره. شاید بهار آخر یکم بیشتر دووم بیاره )
چرا دختری
به لجبازی تو دارم؟
فکر برگشت به دهکده یو یانگ لی به سرت نزنه
این فکر رو تا ابد بریز دور
هر چهارتامون
تو دو هکتار زمین
روستای یو یانگ لی زندگی میکردیم
چطور شیه جینگ دلش اومد ولش کنه؟
اون عموته
نیست
اون یه راهزنه
تو زمین رو فروختی
و بدون موافقت من تصمیم گرفتی به بخش ووجیانگ اثاث کشی کنی
ازم خواستی اون جا به یه مدرسه رایگان برم
ولی درسام رو تو روستا تموم نکرده بودم
بهرحال
زمین رو به عموت فروختم
و داریم به بخش ووجیانگ میرسیم
چاره ای نداری جز اینکه اونجا زندگی کنی
و اونجا بری مدرسه
پدر
عزیزم
پدر- عزیزم-
بس کن
عزیزم
عزیزم
عزیزم
پسره شیطون
خواهرت کو؟
باز مادر رو عصبانی کرده
پدر
هی
عزیزم فکر کنم وزن کم کردی
نه نکردم
من خوبم
نگران نباش
سفر طولانی ای داشتین
خسته شدین؟
همگی تکون نخورین
هیچ جا نرین
شماها برین اینجا و دنبالش بگردین
اگه ژائو جینگو صدمه دیده
شماها باید بهم حساب پس بدین
منتظر چی هستین؟
برین دنبالش بگیرین
فقط دم دره
همگی مراقب باشین
الان دیدم که
چند تا جیرجیرک نر از تخم بیرون اومدن
نزارین به جینگو زور بگن
دقیقا
نزارین بهش زور بگن. مفهومه؟
مراقب قدماتون باشین
عالیجناب
اون روز به شیه جینگ
یه لطف کردین
میخواست با دوهزار هکتار زمین
از دهکده یویانگ لی واستون جبران کنه
عالیجناب
یه چیز دیگه ام باید بهتون گزارش بدم
اتاق مطالعه عمارتمون
خیلی وقته تمیز شده
با این حال همه خدمتکارای زنمون نمیتونن بخونن
باید کسی که توانایی خوندن داره استخدام کنیم؟
هان چن
سیزده تا نامه از پایتخت گرفتی
نقشه ای داری؟
مراقب جلوی پاتون باشین
مراقب جلوی پاتون باشین
جینگو پرید
زود باش. زود باش
جینگو
جینگو
جینگو
مراقب جلوی پاتون باشین
زود باشین
برین دنبالش بگردین
زود باشین
بریم- بله قربان-
مشکل شیائومان چیه؟
بنظر ناراحت میاد
به خاطر اون دو هکتار زمینه؟
دقیقا. تموم راه تا اینجا داشت غر میزد
فقط ندیدش بگیر
تو همچین سن پایینی بی ادبه
میترسم وقتی بزرگتر شد پرروتر بشه
صداتو بیار پایین
دارم بهت میگم
میریم خونه برادرم
بهتره سرحال باشی
و دیگه قیافتو آویزون نکنی
مراقب جلو پاتون باشین
چه خبره؟
چیکار میکنین؟
هل ندین
شیائومان
شیائومان
جینگو
جینگو
پدر
جینگو
مراقب جلوی پاتون باشین
جینگو. جینگو- جینگو-
مراقب باشین پاتون روش نره
پدر
جینگو
اون کیه؟
بخاطر یه جیرجیرک غوغا به پا کردن
اونو نمیشناسی؟
اون معروف به
شاهزاده فرمانده در جولوئه
مراقب جلو پاتون باشین. پاتون روش نره
پدر. مادر
بگیرینش
پدر
میخوای بعد از کشتنش فرار کنی؟
میخوای بعد از کشتنش فرار کنی؟
کی هستی؟
ولم کن
میخوام دنبال پدر و مادرم بگردم
بعد از لگد کردن جینگو
هنوز میخوای پدر و مادرتو ببینی؟
میبرمت پیش قاضی محلی
دیوانه
عیاش
هان چن
باشه. برگرد
به چی نگاه میکنین؟
برگردین
سیزده تا نامه از پایتخت گرفتی
میخوای فقط بعد از گرفتن
یه حکم سلطنتی تصمیم بگیری؟
سیزده تا نامه از پایتخت فرستاده شدن تا منو برگردونن
اون غریبه ها شاید فکر کنن که
پدرم مرده
...چطور...چطور
شاهزاده
به چه جراتی اون حرف رو میزنین؟
مادرت گفت که
داری تو درس خوندن تو ووجیانگ کوتاهی میکنی
حالا که دفعه پیش بازم نمره متوسط گرفتی
میخواد برگردی پایتخت و تو مدرسه سلطنتی درس بخونی
ولی این فقط یه بهونه ست
هممون میدونیم که
اوضاع پایتخت بغرنجه
هان چن
برای خدمتکار زنی که اتاق مطالعه رو مرتب کنه
اگه تصمیم گرفتین که به پایتخت برگردین
میتونین بیخیالش شین
کی گفته برمیگردم؟
هان چن
چرا میری؟
جینگو رو پیدا کردی؟
...من
بیاین. به سلامتی
به سلامتی
بیاین. یه مقدار خرچنگ بخورین
باشه
بیاین
از زن داییت تشکر کن
بیشتر بخور
ممنون زن دایی
شیائومان
از خودت پذیرایی کن
فکر کن خونه خودته- داماد-
خرچنگ بخور
خب
کی شما
یه سر به جناب شیه جینگ میزنین؟
فردا میریم
مینگو اشکالی نداره که
فردا شیائومان رو به مکتب ببری؟
و
واقعا ممنونم که
زحمت انتقالشون
به مدرسه رو کشیدی
No comments yet. Be the first to leave one.