The first 200 lines.
سينباد
سينباد و ميناتور
در دوره ي زماني باستان وقتي که خدايان بر مردم تسلط داشتند دو قوم مينوس و رودِس در جنگ درياي اژه ...را از دست دادند
:خورشيد خدا,خداي يوناني از خورشيد جنگجوهاي رودِس در جنگ با او موفق نشدن و همچنين سربازان مينوس زير نيزه ي او قرار داشتند
خورشيد خدا در جنگ پيروز شد,يوناني ها مجسمه اي غول پيکر افسانه اي از رودس ساختن .آن مجسمه به اندازه ي هزار فوت ارتفاع داشت آن مجسمه از طلايي که با به برده گيري .سربازان رودس در معدن بدست آمده بود ساخته شده بود
اما هنگامي که مردم مينوس ديگر فکر ميکردن که حاکمشان را از دست دادند,فهميدن که .پادشاه مينوس هنوز زنده اَست
عَطش انتقام او و خانواده ي رودس را فرا گرفته بود,و به همين خاطر آن ها مجسمه را از پايتخت يونان ربوده و به فرسنگ ها دورتر به وسيله ي سربازان در جزيره اي .فرار کردند
اَما هر مردي اميد آن را داشت که بتواند آن مجسمه ي عظيم الجثه را که براي خدايان با اَرزش بود ...را بسرقت ببرند
!صبرکن
پادشاه مينوس,من هستم منشي شما
پريکليس!؟
بقيه کجان؟ .مردن
...همه مردن,حتي پسر شما !مردن
.اون پسر من نيست
پادشاه من,من و ببخش ...اما من نميدونستم
جنگ شکست خورد .قلمروي من از بين رفت
اجداد من !توسط خدايان نفرين شدن
آتيشش بزن
پادشاه من
پادشاه من
پادشاه من,اينکارو نکن
!خواهش ميکنم
.گقتم آتيشش بزن
....تاريخچه
اون راز چيه؟ .اون قلمرو من رو نفرين کرد و به آتش کشيد
پادشاه مينوس؟
عربستان سعودي 1000 سال قبل
من بهت 3 تا شتر ميدم ...رقاص ها
.اين کارشون بد بنظر مياد
و خطرناک!من نميتونم صبر کنم
منم همينطور
سينباد,پادشاه ثروت زيادي داره
همه ميدونن که اون مرد خيلي ثروتمنده
مطمئني که ميخواي اين کا رو ادامه بدي؟
جرا که نه ما بايد اينکار رو تمومش کنيم
در هر صورت من هميشه با توأم
...اون حتي از زن من بهتر ميرقصه
...اين خيلي بد.اون مردها اون زن رو به بردگي گرفتن .اون ها خيلي باهوشن
مردم عقيده دارن که معلم اونا خيلي . عاقل است
.اون رو آرومش کن
اين که واسه ما چيزي نيست ...پس چرا بايد نگران باشيم
جرئيات ما دنبال چي ميگرديم؟
...دنبال جواهرات پادشاه مينوس پادشاه...چي؟
مينوس.يه پادشاه يوناني ...اون سر کلوسس رو داره
کلوسس!؟
کلوسس؟رودس؟ هقتمين اعجوبه تو جهان؟
!دقيقا
سينباد ميدوني که کلوسس با طلا ساخته شده ....مينوس,گنج مينوس
اين چيه؟
درسته
...خودشه
من از اين کليد واسه باز کردنش استفاده ميکنم مطمئني؟
اين چيه؟
تاريخچه ي پادشاه مينوس
اين کاغذ ها به ما ميگن که اون گنج .کجاي اين جهان وجود داره
!سر کلوسس
...فکرش رو بکن
ساخته شده از طلاي خالص طلاي خالص؟
...من عاشقشم
سرباز ها,سرياز ها
!شمشيراتون رو بردارين
دارن ميان؟
از تاريکي برو ...من سرگرمشون ميکنم
...تو تپه ها ميبينمت !عجله کن
بلاخره اومدين؟
...حالا اگه ميتونين من و بگيرين !...بگيرش
...از پشت فرار کرد
...از اينور
.نذاريد فرار کنه
نذاريد فرار کنه وگرنه رئيس ما رو ميکشه
اون کجا رفت؟ من گمش کردم
اونجارو بگرد
.زودباش
...خانوم ها
...فقط من اينجام
اون ها نميتونن صدات رو بشنون اون ها رفتن
منظورت چيه که رفتن؟ ألجبيرو
ارباب اين خونه,اون يه جادو گره اون فکر مردم رو ميخونه
.جادوگرها...من از جادوگر ها متنفرم
...صبرکن!تو من و داري من هم با تو ميام
امکان نداره ميخواي جيغ بزنم...؟
...تو اين کار و نميکني
...زودباش
!احمق ها
دزد ها تونستن از صحرا وارد سرزمين ما بشن و الان هم که رسيدن به اينجا و چشم هاي کور شما اون ها رو نديد
!بلند شين
!بلند شين
جواهر من کجاست؟
تارا؟
.من اينجام
!متاسفم
... من واسه اين جيغ کشيدم که
.من يه موش ديدم...
.من خيلي گستاخ بودم
،شکسته نفسى ميکني
...بعد از همه ي اين ها
ارباب
ارباب!؟
...اون ها از خزانه دزدي کردن چي؟
اين چطور ممکنه؟
اون ها سرباز رو بيهوش کردن اين جلد؟,اي احمق ها,پس کاغذ هاي توش کجاست؟
اين ميتونست به ما بگه که سر کلوسس ...1000سال پيش کجا پنهان شده
فقط کليد جادويي ...ميتونه اون رو باز کنه
تمام اين مدت,هيچکس ...حتي خودم
...ألجبار بي همتا نتونستم
...اين حفاظ رو از ميان بردارم
...شايد بتوني از اين دزد جوابت رو بگيري
من سِف مأمور مرگ تو هستم و تو,تو کي هستي؟ تحت تاثير قرار گرفتم
بگيريدش
!زانو بزن
!زانو بزن
!خداي من
بلند شو
بلند شو
نگهبان ها از اينور
.تو چيزي رو داري که به من تعلق داره
اون دختر چيز خاصي داره؟ ..من و احمق فرض نکن
اون تاريخچه ي پادشاه مينوس... .اون رو بده
اون کتاب به تو تعلق داره..؟
اما راز هاي توي اون کجاست...؟
بواسطه اين کليد جادويي زياد طول نکشيد که به چيزي که ميخواستم برسم
تو اين و چجوري بدست آوردي؟ اين و توي راه پيدا کردم
...و همچنين
و همچنين اين شنل جادويي
اون کجا رفت؟
!پيداشون کنين
.صبح بخير ماه کامل سينباد کجاست؟
ما چرا بايد اينجا منتظر باشيم -- به من اعمتاد کن .اين مشکل زياد طول نميکشه
تو يه گنج از سکه ها ي نقره داري؟
جواهرفروشي؟
سينباد
.زودباش
تو هم اون و ديدي؟ ما بايد برگرديم به کشتي
اون از شنل جادويي استفاده کرد اما فقط 3بار ميشه ازش استفاده کرد,تا الان 2بار شده
و اون کيه؟ !جزئيات
...حالا دوتا شدين
ما يک مسافرت طولاني در پيش داريم
!همين جا بمونيد
.ساحل خاليه
اگه سريع حرکت کنيم ...تا نيمه شب به داراش ميرسيم
داراش خونه تو؟
...من کشتي خودم رو اونجا گذاشتم دريا خونه ي منِ
فکر کنم که اون يه زن داره ...درواقع يکي همون 3تاست
اسم زنش هست:جوينده ي دريا اين خيلي با شکوه
اون دختر رو يادت مياد؟
حتما دلش خيلي برات تنگ شده اينطور نيست؟
فکر نميکني سخنرانيت يکمي زياد طول کشيده؟ تو يه کليسا توي قلبمي
من ميخوام قسمتي از من باشي ...تا يه وقت به من مديون نباشي
وقتي سر کلوسس رو پيدا کردي .به اون چيزي که لايقش هستي ميرسي,بهم اعتماد کن
به تو؟
...گمشو پائين .حالا ميتوني اون و روي اسب خودت سوارش کني
.بنظر همه چيز کمي عجيب و غريب بنظر ميرسه مطمئني که ميتوني اون رو کشف کني؟
.اون تاريخچه يونانيِ,نستور هم يوناني ميدونه ...اون پيرِه و اين تنها کافي نيست
!جزئيات
لونا چي ميشه؟
.اون ميخواد که راه خودش رو پيش بره !اون حالش خوبه
...سينباد,تو هم
مراقب اسب ها باش
!صبر کن
ميتونم به شما کمک کنم؟ .ما دنبال اين مرد ميگرديم
کسي رو شبيه اين نديدي؟
...ميتونم دوباره ببينمش
فکر کنم بايد دست بکار شيم کمي صبر کن
...داره خوب پيش ميره
اگه اون و ديدي قبل از هرکاري ...سريع به ما خبر بده
مطمئن نيستم بتونم اين خبر مهم رو بهتون برسونم
اون کي؟ ...يه مرد مرده
!صبرکن
کي تو رو همراهي ميکنه؟
همراه؟
اسب ها من يک پيغام رسونم
ارباب من نامه ها ي زيادي ميفرسته
...من معمولا هميشه سرم شلوغِ
زودباشين بچه ها
اين زياد خوب نيست,با اين سکه ها اون ها ..جاسوس هاي زيادي به اونجا ميفرستن
ما دو راه داريم تا برسيم به کشتي ...بايد به يکي خبر بدي که واسمون بادبان تهيه کنه
تو بايد از اون سرزمين رَد بشي بله,قربان
.ببخشيد
فکر کنم تا حالا اونا من رو فراموش کردن ...اين بخاطر تو نيست
!بخاطر اينه
...فرقي نميکنه ... در کُل من هم به شما کمک کردم
.من جونت رو نجات دادم .ولي تو هنوز بهم بدهکاري
من هم قسمتي ار ماجرام چه بِخواي,چه نخواي
.اون داره راست ميگه .جفتتون خفه شيد
اون کشتي تو؟ زيباست,مگه نه؟
.آکوم
.بنظر ميرسه شکار خوبي داشتي .اره
فقط کمي کوچيک
....خب
يک جنگ ديگه تو راهِ؟
احتمالا
ما براي جنگ اماده ايم؟ .بهيچوجه
و اين خانوم؟
قطعا نه
و اين طلا؟ يکمي
من همين دور و ورم
در هر صورت خودت رو براي يه مهموني ...آماده کن
مهموني؟
کدوم مهموني؟
...اونجا ميبينمت
No comments yet. Be the first to leave one.