Under a Dark Sun

Under a Dark Sun (Soleil noir)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Under a Dark Sun S01E06 A Good Mother 1080p NF WEB-DL AAC5 1 H 264
Under a Dark Sun S01E06 1080p NF WEB-DL AAC5 1 H 264
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Tags

webdl
Published on: 2025-07-11
Downloads: 80
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫یک سال قبل

‫آرنو...

‫ساختن عطر یعنی ترکیب کردن سه تا نت.

‫نت بالایی،

‫که چند دقیقه بعد غیبش می‌زنه.

‫نت میانی،

‫که چند ساعت می‌مونه.

‫و آخرش، نت پایه،

‫که چند روز رو پوستت می‌مونه.

‫آرنو...

‫...می‌دونی ۲۴ ساله ‫چی به پوستم چسبیده؟

‫بوی گل‌ها و خاک.

‫روزی که تو مزرعه‌هات ‫دخترمو به دنیا آوردم.

‫این نت پایمه.

‫نت میانیم... خاطره‌ی گریه‌ی اونه

‫وقتی همون روز، ‫پرستار اونو ازم گرفت.

‫نت بالام یه ترکیبیه

‫از عذاب وجدان و عصبانیت.

‫تو منو مجبور کردی باور کنم که ‫چون اون برنامه‌ریزی شده نبود،

‫چون حتی نمی‌دونستم حامله‌م،

‫تنها راه حل این بود که ولش کنم.

‫فکر کردم اگه ‫خودمو مجبور کنم فراموشش کنم،

‫اون غیبش می‌زنه.

‫همه‌چیزو از نو ساختم.

‫دور از گراس.

‫دور از اون دختر جوونی که هیچی نداشت.

‫که هیچی نبود.

‫حالا،

‫دوباره حامله‌م.

‫جز دکترم، هیچ‌کس نمی‌دونه ‫که قبلاً یه بچه داشتم.

‫از وقتی این بچه ‫تو وجودم رشد می‌کنه،

‫بوی گذشته دوباره پیداش شده.

‫- اینو برمی‌داریم. ‫- دنبالم می‌کنه.

‫تند و تیز.

‫تهوع‌آور.

‫هر صبح حالم بد می‌شه.

‫شوهرم فکر می‌کنه مال حاملگیه.

‫جرأت ندارم حقیقتو بهش بگم.

‫خجالت می‌کشم.

‫از ترسوییم خجالت می‌کشم.

‫بخاطر تو خجالت می‌کشم.

‫همه فکر و ذکرم اونه.

‫دخترم،

‫که ولش کردم.

‫حالا وقتشه تاوان اشتباهای گذشته رو بدیم.

‫بهت حق انتخاب نمی‌دم.

‫پیداش کردم

‫دادم پیداش کنن.

‫اسمش آلباست.

‫۲۴ سالشه.

‫من و تو،

‫باید ازش معذرت بخوaim.

‫و تو باید بهش ‫اون چیزی که همیشه حقش بوده رو بدی،

‫بدون اینکه خودش بدونه.

‫گلای رز عزیزت.

‫که قرار بود باهاشون بزرگ شه ‫و دوستش داشته باشن.

‫ قسمت آخر

‫لعنتی!

‫بئاتریس!

‫جرأت نکنی بمیری، شنیدی؟

‫صدامو می‌شنوی؟

‫یکی کمک کنه!

‫کمک! کمک!

‫اینجا!

‫چی شده؟ برو کنار، کنار!

‫بئاتریس، اگه صدامو می‌شنوی دستمو فشار بده.

‫امنیت!

‫- نبض داره، ولی خیلی ضعیفه. ‫- آره.

‫- صدامو می‌شنوی؟ ‫- یکی از بیمارامون مورد حمله قرار گرفته.

‫تو کی هستی؟ چطور اومدی اینجا؟

‫نفسش خیلی ضعیفه، ‫کلی خون از دست داده.

‫- الان آمبولانس بفرستید. ‫- اگه صدامو می‌شنوی دستمو فشار بده.

‫ژوزفین درست ایمن شده؟

‫معلومه. ایمن شده و آروم.

‫- می‌رم یکی رو بیارم. ‫- باشه.

‫بئاتریس؟ بئاتریس، صدامو می‌شنوی؟

‫بئاتریس، اگه می‌تونی دستمو فشار بده.

‫بئاتریس، جواب بده. بئاتریس!

‫متیو؟

‫متیو؟

‫کجایی؟ باید حرف بزنیم.

‫- باشه. ‫- هیچی ندیدم.

‫- بیهوش شدی؟ ‫- فکر کنم آره.

‫باشه.

‫از این طرف.

‫همکارام به محض شنیدن اسمش زنگ زدن.

‫اوه، پس دختره رو می‌شناسی؟

‫آره، حسابی، تو قتل آقای لاسر ‫تبرئش کردم.

‫بردیمش بهداری.

‫اینجا.

‫صبر کن، صبر کن.

‫همه واحدها. مظنون فرار کرده.

‫دوباره می‌گم، مظنون فرار کرده.

‫یه زن جوون، ‫حدود ۲۵ ساله، موهای قهوه‌ای.

‫تو اتاق خانم لاسر بود. ‫حتما یه جایی قایم شده.

‫مظنون دیگه تو بهداری نیست.

‫بجنبید. بریم!

‫- اون طرف. ‫- کجاست؟

‫بجنبید. حالا!

‫داریم کلی خون از دست می‌دیم.

‫خانوم، همه‌چیز درست می‌شه.

‫با ما بمون.

‫یالا.

‫نمی‌تونم زیاد حالشو پایدار نگه دارم.

‫برنامه نگهداری اتاق‌ها

‫داریم از دستش می‌دیم.

‫ایست قلبی کرده. آدرنالین.

‫تزریق آدرنالین.

‫خوش اومدی، بئاتریس.

‫خب، رسیدیم اینجا.

‫نه.

‫نه. هنوز نه. هنوز کامل نرسیدی.

‫می‌تونی بیشتر توضیح بدی؟

‫میدونم کلی سؤال داری،

‫ولی متأسفانه، وقت زیادی نداری.

‫ببخشید. ‫ولی من اینجا قانون نمی‌ذارم.

‫هوم.

‫نمی‌خوام بازی کنم. ‫تازه، هیچ‌وقت شانس زیادی نداشتم.

‫هر چی بیشتر بازی کردم، بیشتر باختم.

‫باورم کن، عزیزم، ‫نمی‌خوای این یکی رو ببازی.

‫دیگه شرط‌بندی تمومه.

‫مامان؟

‫مامان؟

‫ژوزفین؟

‫اینجا چیکار می‌کنی؟

‫ژوزفین؟

‫ببخشید.

‫ببخشید، نمی‌خواستم بترسونمت.

‫نه.

‫حق نداری.

‫- مال منه، باشه؟ ‫- باشه.

‫آروم باش.

‫نمی‌خوام بهت آسیب بزنم.

‫می‌تونی بهم اعتماد کنی، قسم می‌خورم.

‫تو مامانمو می‌شناختی. ببین.

‫ببین.

‫می‌شناسیش؟

‫دوست بودید، درسته؟

‫درسته؟

‫- نادیا. ‫- آره.

‫آره، این اونه.

‫خون بود.

‫همه جا پر از خون بود.

‫اینجاست، اینجاست! اتاق ۲۰۱!

‫این کارو نکن!

‫بذار بیام تو، بذار بیام!

‫در رو باز کن!

‫اشکالی نداره.

‫- ببین، من اینجام باهات. ‫- با ژوزفین قفل شده تو!

‫هیچی نمی‌تونه برات پیش بیاد. ‫نمی‌ذارم بهت آسیب بزنن.

‫چرا، خون؟

‫اتفاقی افتاده؟

‫کمک!

‫کمک!

‫نادیا... نادیا، بمون با من.

‫رو پوستش. رو لباسم.

‫آرنو!

‫- بوی گلای رز و... ‫- کمک!

‫خون.

‫و من اونا رو پیدا کردم.

‫نادیا و بچه‌ش.

‫یه دختر کوچولو.

‫تو اونجا بودی؟

‫بچه گریه می‌کنه...

‫خانوم، در رو باز کن! پلیس!

‫- پلیس، باز کن! ‫- نادیا بیهوش می‌شه.

‫- پلیس، باز کن! ‫- باید فوری ببرمشون.

‫فوری ببرم بیمارستان.

‫ولی دکترا نمی‌ذارن باهاش باشم.

‫منتظر می‌مونم.

‫ساعت‌ها منتظر می‌مونم.

‫منتظر می‌مونم.

‫تنهای تنها.

‫زنگ می‌زنم، و هیچ‌کس... جواب نمی‌ده.

‫جز یه نفر. اوه، اون واسه ما هست.

‫ "اون" کیه؟

‫آرنو.

‫ترسیده بود.

‫ژوزفین.

‫ترسیده بود؟ ولی چرا؟

‫چون بچه‌ی اونه.

‫اون دخترشه.

‫من تورو آوردم تو این خانواده. ‫من متیو رو راضی کردم باهات ازدواج کنه.

‫همیشه پشتت بودم.

‫- می‌دونم، آرنو، ولی چیزی که ازم خواستی... ‫- گوش کن.

‫یه اشتباه گنده کردم ‫که به بئاتریس خیانت کردم.

‫ولی نمی‌خوام ‫همه‌چیزو به خاطر این از دست بدم.

‫متأسفم که تو این ماجرا گیر کردی.

‫ولی لطفاً بفهم، ‫هیچ‌کس نباید بفهمه.

‫هیچ‌کس.

‫حتی متیو.

‫قول می‌دی؟

‫قول می‌دی؟

‫چرا بهت دروغ گفت؟

‫اون مرد بابام نیست.

‫متیوعه.

‫متیو؟

‫خودتو به اون راه نزن!

Under a Dark Sun subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left