To Your Eternity

To Your Eternity (不滅のあなたへ)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Fumetsu no Anata e S3 - 06
A Commentary by Laleh_espi
https://animesubtitle.ir/

Tags

webdl
Published on: 2025-11-09
Downloads: 57
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 197 lines.

مادر میزوها ، ایزومی

که باید مرده باشه ، بدنش توسط موجوداتی ... کنترل میشه به اسم

نوککرها

نوککرها ظاهر میشند

فوشی فعالیتهاش رو از سر میگیره تا به تهدیدشون پایان بده

فقط می خوام باور کنم که این دنیا واقعاً در آرامشه

ما قراره توی این دنیا زندگی کنیم و توش بمیریم

اثبات آرامش

! خیلی خوب ، بعدی

از این احساس خوشم نمیاد

بقیه فناناپذیر نیستند

اینو می دونم

بالاخره یه دنیای آروم ساختم

بالاخره می تونیم با همدیگه باشیم

اما همه ی اونها قراره اول بمیرند

فکر کردن بهش رو تموم کن

همه یه روزی می میرند و دقیقاً به همون دلیله که

باید مطمئن بشم بتونند در آرامش باشند

! اونو بهت ثابت میکنم

! که این دنیا بهشتیه که بهش امیدوار بودی

می دونم چی گفتم ، اما چطور ثابت کنم که در آرامشه ؟

فکر میکنم نباید خودت رو باهاش درگیر بکنی

! درسته

نوادگان هایاسه نسلهاست که از قدرت نوککرها استفاده می کنند

فقط باید ثابت کنم که اونها الان امن و بی خطر هستند

اول ، باید سوء تفاهمی که در مورد میزوها برای توناری بوجود اومده رو رفع کنم

میشه باهات حرف بزنم ، فوشی-کون ؟

اما چطوری اون کار رو بکنم ؟

... در مورد بی انضباطیت

امروز صبح هم دیر اومدی

باید مثل یه دانش آموز شایسته رفتار بکنی

درک میکنم که از خارج از کشور اومدی

اما لازمه که خودت رو با فرهنگ یانومه وفق بدی

میشه ساکت بشی ؟ الان دارم فکر میکنم

! و اون موهای بلند

! خلاف قوانین مدرسه است ! باید کوتاهش بکنی

! مو ؟ البته

!هی ! گوش میکنی ؟

هی ، میزوها ، می تونی با این یه کش مو برای من درست بکنی ؟

ها ؟

یدونه لنگه اش رو برای توناری می خوام

خوب بنظر میرسه

هرچند ، این یه نشونه است که ما دوستان صمیمی ایم

می خوام که توناری هم بخشی از اون باشه

نمیشه ؟

... خوب ، اگه اون خوشحالت میکنه ، فوشی

! ممنون

شستیش ؟

ائـ ، یادم رفت

! توناری-سان

فکر کردم به این کلوپ ملحق بشم

! واقعاً ؟ عالیه

! به کلوپ تحقیقات اسرارآمیز خوش اومدی

کلوپ صنایع دستی

! توناری-سان

یه لحظه وقت داری ؟

دلم می خواد اینو داشته باشی ، یه کم قبل درستش کردم

فوشی اصرار کرد

مگه نه ؟

آره

نمی خوام

کاری کردم که باعث شده از من متنفر بشی ؟

ببخشید ، تقصیر تو نیست

فقط دوست دارم با احساسات خودم صادق باشم

اصلاً قصد ندارم که با تو صمیمی بشم

چرا نه ؟

میزوها اونو برای تو درست کرده

بخاطر اینه که من از نوادگان هایاسه ام

پس متوجه هستی

توناری ! نمی تونی انتخاب بکنی که به عنوان کی بدنیا بیای

تو اونو بهتر از هرکسی می دونی

مطمئناً می دونم

من خون یه قاتل رو توی رگهام دارم

برام مهم نیست که بهم بگی آدم دو رو من می خوام ازت محافظت کنم

فوشی ، این چیز کوچولو قرار نیست منو قانع بکنه که در آرامشه

! دریافت خوبی بود

امروز خیلی باد میاد

یوکی

فکر می کردم دیگه رفتی خونه

کی رفتی اونجا ؟

همین الان

فوشی ، بون-سان دنبالت می گرده

بون ؟

یکی پیدا کردم

یکی دیگه مثل ایزومی-سان که بدنش به کنترل چیزی در اومده

اون دختره ؟

نمی تونیم مطمئن باشیم که نوککرها هستند

اما یه فریبکار وجود داره که الان که داریم صحبت می کنیم بدنش رو کنترل میکنه

میشه امتحانش کنم ؟

باشه

اسمش میموریه ، ده سالشه

با والدینش که ازدواج مجدد داشتند و برادر خونده ی بزرگترش زندگی میکنه

خانواده اش متوجه تغییری در اون نشدند

و طبق معمول به مدرسه میره

خیلی چیزها می دونی

مستقیماً از خودش پرسیدم

فای اون اینجاست ؟

ایزومی-سان بخاطر من اونو آورد اینجا

... کی فکرش رو می کرد که واقعاً یکی پیدا بکنه

کاش هیچوقت این حقیقت رو نمی فهمیدم

اما حالا که این دختر رو پیدا کردیم ، می تونیم ... فرض کنیم که تعداد بیشتری

... فوشی ! چیکار داری

هی تو

یه لحظه وقت داری ؟

برادرم داره منو صدا میکنه ؟

باید همینجا منتظر بمونم ؟

آره فکر کنم

چیکار داری میکنی ؟

... نگو که

بون ، می خوام اون کار رو بکنم

آره

دلت نمی خواد باور کنی که نوککرهای بیشتری وجود دارند

و اگه اون یه نوککره ، تنها انتخابت شکست دادنشه

اون مرد کیه ؟

نمی خواهی جلوی منو بگیری ؟

دلت می خواد جلوت گرفته بشه ؟

اگه همش یه اشتباه باشه چی ؟

حالت خوبه ؟

... اون درست مثل

! میموری

فوشی ، دختره ازت می خواد اونو بکشی

منو ببخش

نمی تونم این کار رو بکنم

راه دیگه ای نیست ؟

بون ؟

اوه ، دیگه انجامش دادی

! میموری

! از میموری من دور شو ، عوضی

! اونی-چان

! الان دیگه جات امنه

! بیا فرار کنیم

! هی ، صبر کن

! مراقب باش

اتفاقی که امروز افتاد رو فراموش کن ، فوشی

... صبر کن ، می تونم قسم بخورم که یه نفر اونجا بود

تو ! من بهت خوردم ؟

نه ، من خوبم

مطمئنی ؟ می برمت بیمارستان

! بیا بریم

... اون بچه

! هی ، صبر کن

! فوشی

تا بعد

لعنتی ، گمش کردم

و مطمئنی که اون پسری که دیروز دیدی

از همون نوع قدرتی استفاده می کرد که تو داری

پس ، شاید آقای سیاه پوش چیزی در موردش بدونه

بارها صداش کردم ، اما پیداش نشده

برای همین خودم باید دنبالش بگردم

... هوی ، هوی ، هوی ، هوی

آه

حدس میزنم اون بچه اینجا باشه

مهدکودک شینونومه ؟

! هی ، بس کن ! صدمه می بینی

یه جور مرکز مراقبتی ؟

تو سیاه پوشی ، مگه نه ؟

این چه جور شوخی ایه ؟

چرا اون ظاهر ؟

بدنم رو از سطح جدا کردم

توانایی اتصال مجدد خودم رو به تو دادم ، دیگه ندارمش

تصمیم گرفتم یکی از موجودات این سیاره بشم و مراقب تو باشم

ها ؟

این بدن رو جوری شکل دادم که وقتی پانزده سالش شد

نتونه بخاطر بیاره قبلاً چی بوده

به عبارت دیگه ، تا چهار سال دیگه یه انسان عادی میشم

تو وظیفه ات رو تکمیل کردی

کار دیگه ای برای انجام دادن باقی نمونده

! صبر کن

منظورت چیه ؟ چی رو تکمیل کردم ؟

منظورت بدست آوردن همه چیزه ؟

اما هنوز چیزهایی هست که نمی تونم ... درستشون کنم ، مثل آب

درضمن ، همه ی موجودات زنده ای که ... نمی تونم ببینمشون و نوککرها

واقعاً همشون رو شکست دادم ؟

اون بچه ی دیروزی ، میموری ... تو دیدیش ، مگه نه ؟

آره

اونی که داخلشه نوککره

طی صدها سال ، هر نوککری که تونستی حس کنی رو شکست دادی

در همون مدت ، بعضی نوککرها تغییر کردند

بطور غیرقابل مشاهده ای کوچیک شدند

بجز اونهایی که دیدیشون

نوککرهایی که الان به دنیا هجوم آوردن و آلوده اش کردند حتی کشف هم نشدند

هجوم آوردند ؟

نوککرها دیگه به تعداد فراوان وجود دارند

... فوشی ... خوب ، تو هم همینطور

پیدا کردن این نوککرها براتون سخته ؟

آره

درست همونطور که فوشی نمی تونه از حشرات کوچیکتر تحریکی دریافت بکنه

... هرچه کوچیکتر باشه ، تشخیص دادنش سختتره

همینطوره

!وقتی متوجه شدی چه خبره چرا کاری نکردی ؟

نه فقط اون ، داری سعی میکنی یه انسان عادی بشی

بعد از اینکه منو وسوسه کردی که از ... زندگی لذت ببر و اون حرفها

مثل این می مونه که داری بهم میگی ! فقط اتفاق افتادنش رو تماشا کنم

صدها سال شده

نوککرها می تونستند تا آخرین دونه ی انسانها رو بکشند

اما اون کار رو نکردند

که یعنی ؟

More Farsi Persian subtitles for To Your Eternity

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left