Release info

Sedmoy sputnik (1968)persian
A Commentary by alireza tavasol
ترجمه تیما گروپ

Tags

other
Published on: 2025-12-28
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫انقلاب ما ‫کم‌خون‌ریزترین انقلاب دنیا بود

‫ما میخواستیم ‫مردم لخت و ستم‌دیده رو

‫به مردمی خوشبخت تبدیل کنیم

‫و به‌خاطر همین ‫همه کشورهای دنیا

‫به ما اعلام جنگ کردن

‫برای خفه کردن انقلاب

‫انگلیسی‌ها نیرو فرستادن شمال

‫فرانسوی‌ها جنوب ‫و ژاپنی‌ها خاور دور

‫ما نیروهامونو فرستادیم ‫با مداخله‌گراها بجنگن

‫در حالی که گارد سفید ‫از پشت بهمون حمله میکرد

‫افسرها شورش‌های خونین راه انداختن

‫تو یاروسلاول، ریبینسک ‫و کوستروما

‫تعداد کمونیست‌هایی که

‫به‌طرز وحشیانه‌ای ‫تو دون، کوبان و سیبری کشته شدن

‫از بیست هزار نفر هم گذشت

‫ترور ولادیمیر ولودارسکی ‫اوج ترور سفید بود

‫که ضدانقلاب ‫علیه ما راه انداخت

‫ولی ما اینو بهتون میگیم ‫میتونین رهبرهامونو بکشین

‫اما نمیتونین ‫انقلاب پرولتاریا رو خفه کنین

‫این آخرین اخطاره

‫در تاریخ سی اوت ‫شاهد ترور

‫رئیس چکا ‫رفیق مویسی اوریتسکی

‫و یه سوءقصد ناجوانمردانه

‫علیه جان ‫ولادیمیر ایلیچ لنین بودیم

‫در پاسخ به قتل اوریتسکی ‫و تلاش برای ترور

‫رهبر انقلاب جهانی ‫رفیق لنین

‫پرولتاریا ‫ضربه نهایی رو به بورژوازی فاسد میزنه

‫نه چشم در برابر چشم ‫بلکه هزار چشم در برابر یک چشم

‫هزار جان ‫در برابر جان رهبرمون

‫زنده باد ترور سرخ

‫هفتمین همراه

‫بر اساس داستانی از ‫بوریس لاوریونوف

‫فیلمنامه ‫یوری کلپیکوف و ا. دوبروفسکی

‫کارگردان ‫گ. آرونوف و آ. گِرمان

‫بازیگران فیلم

‫آداموف — آندری پوپوف

‫کوختین — آ. آنیسیموف ‫کیمکا — گ. اشتیل ‫ژاکوف — پ. چرنف

‫- شما رو کی گرفتن؟ ‫- امروز صبح

‫مستقیم از تو تخت

‫سرگئی سرگئیویچ ‫نخواست باهاشون بره

‫خب، غرور اشرافی دیگه

‫من فقط ‫در برابر اعلیحضرت تزار جوابگو هستم ‫گفت

‫با قنداق تفنگ زدنش

‫- فکر میکنی تموم شده؟ ‫- نه، میترسم تازه اولشه

‫حرفاشونو شنیدی

‫میگن هر آشپزی ‫میتونه کشور رو اداره کنه

‫دیگه به ما چه نیازی دارن؟

‫واسه من همه‌چی روشن شد

‫وقتی ژنرال دوخونین رو ‫برکنار کردن

‫و جاش گذاشتن یه ‫اسمش چی بود

‫کیریلِنکو ‫یه گروهبان از هنگ فنلاند

‫برکنارش کردن؟

‫انگار از پشت ‫خنجر زدن بهش

‫- روز بخیر، عالیجناب ‫- روز بخیر

‫یه لحظه

‫- گالیسیا. سرهنگ ‫- وربوفسکی. خودشم

‫از آشنایی خوشبختم ‫البته خب، برعکسه

‫خدای من ‫خدای من

‫چقدر حرف مفت ‫و زرق‌وبرق بود

‫روسیه بزرگ

‫ما فقط تقلیدکننده‌ایم ‫جا مونده از اتفاقات

‫لق‌لقان داریم جلو میریم

‫یه صف کنار دیوار وایسین

‫برای سرشماری

‫یه کم جون‌دارتر

‫خبردار

‫من فرمانده‌تونم ‫همین

‫وقتی اسمتونو صدا میزنم ‫میگین: حاضرم

‫- چرا سرشماری میکنین؟ ‫- برای نظم

‫باید بدونیم ‫چند جیره غذا لازم داریم

‫آداموف

‫اینجا کسی ‫به اسم آداموف هست؟

‫آداموف؟

‫من آداموفم

‫گوش کن پیرمرد ‫وقت ندارم هر اسمو دوبار صدا بزنم

‫اگه سربازی ‫باید اینو بدونی

‫- آننکوف ‫- حاضرم

‫- بوگوشویچ ‫- حاضرم

‫- وابرینسکی ‫- وُبرینسکیه

‫- وربوفسکی ‫- حاضرم

‫- کروزن ‫- حاضرم

‫- کوستل-سویریدوف ‫- حاضرم

‫لئونتوویچ

‫به نظرتون کی بهتره ‫سرشماری کنیم؟

‫- الان یا فردا؟ ‫- از کی سرشماری کنین؟

‫از دادستان

‫منو اشتباهی گرفتن

‫هیچ کاری نکردم

‫هرچی زودتر ‫قضیه روشن بشه

‫من هیچ غرامتی ‫نمیخوام

‫میفهمم اوضاع جوریه که

‫یا شاید بهتره فردا؟ ‫کی؟

‫فردا؟

‫هیچکس زنده ‫از این اتاق بیرون نمیره

‫همه‌مون کارمون تمومه ‫میفهمین؟

‫چه احمقی

‫- اسونسون ‫- حاضرم

‫- اومانْسکی ‫- حاضرم

‫- فوگل ‫- حاضرم

‫- ژاتوف ‫- حاضرم

‫- اشپیگل ‫- حاضرم

‫- اگرِت ‫- حاضرم

‫- چی کونچیکوف ‫- حاضرم

‫خوبه ‫پس همه هستن

‫حالا گوش کنین چی میگم ‫قراره یه سری کیسه رو با کاه پر کنین

‫۲۰ نفر لازم دارم

‫پتوها کجان؟

‫پتو؟

‫آدمای مثل شما ‫اصلا به تخت و پتو احتیاج ندارن

‫زمین خوابیدن ‫بیشتر بهتون میاد

‫روی زمین؟

‫به من میگی؟

‫من سناتورم

‫شوالیه نشان الکساندر نوسکی ام

‫من که قرار نیست ‫روی زمین ولو شم

‫تو کل عمرم ‫روی زمین نخوابیدم

‫فهمیدی؟ ‫آشغال کثیف

‫روی زمین نخوابیدی؟

‫میخوابی

‫تو گه میخوابی

‫منم وقتی ده بودم ‫عادت داشتم نرم بخوابم

‫ولی الان پنج شبه ‫چشم رو هم نذاشتم

‫بهش عادت کن ‫حرومزاده

‫چطور جرات میکنی؟ ‫عوضی

‫به من تخت بده

‫این کارو نکن

‫لعنت بهت

‫آقایون، لازم نیست ‫به جون هم بیفتیم

‫فرمانده که نمیتونه ‫براتون تخت درست کنه

‫اگه درخواستی داریم ‫باید

‫منظم و درست حسابی مطرحش کنیم

‫در مورد تشک هم ‫قطعا بهش نیاز داریم

‫یک... دو... سه... چهار

‫پنج... شش... هفت... هشت

‫ببین یه حرف خوب ‫چه کارا میکنه

‫بدون داد و بیداد ‫آقایون محترم

‫و تو هم، چون ‫یه پیرمرد عاقل هستی

‫میشی سرپرست اتاق

‫نظم رو نگه دارین

‫بی سر و صدا، باشه؟

‫چه اتفاقای عجیبی

‫آره

‫فکر کنم ما ‫خیلی ازش زنده درنمیاریم

‫حیف که نمیبینیم ‫آینده چی میشه

‫خیلی حیف

‫ارزش دیدن نداره ‫آینده افتضاحیه، عالیجناب

‫من میگم آینده ‫همیشه قشنگه

‫آقای بوریسوگلبسکی

‫آقای ساویتسکی

‫این مال شماست ‫نیکلای سرگئیویچ

‫این... این هم مال شماست ‫جناب یونکر

‫این یکی هم... همون

‫خودم میتونم بخونم ‫عالیجناب

‫دارین سعی میکنین ‫خودتونو به ما نزدیک کنین؟

‫آخرش که ‫طناب انتظارتونو میکشه

‫آقای رتنیتسکی

‫آقای پولوانوف

‫خب، امروز سه شنبه است ‫۹ سپتامبر

‫سه شنبه ‫سه شنبه... چه کلمه عجیبی

‫یه زمانی ‫معنی خاصی داشت

‫۹ سپتامبر تولد ‫کنت لئو تولستویه

‫بزرگترین نویسنده روس

‫کی بود اون؟

‫انگار تو... یه قرن دیگه ‫یه سیاره دیگه

‫- اجازه بدین... ببینین ‫- نه، نه

‫- خونوادم خیلی هوامو دارن ‫- سیرم، دیگه نمیتونم بخورم

‫همین غذای اینجا رو هم ‫به زور میخورم

‫جناب ژنرال

‫وظیفه من و خواهش ‫یه آقای خاص

‫مجبورم میکنه ‫مزاحم تنهاییتون بشم

‫ببخشید عالیجناب ‫ولی فکر میکنم نمیفهمین

‫تو چه موقعیت عجیبی ‫خودتونو انداختین

‫با رفتارتون

‫فکر میکنین بهتره ‫با من حرف نزنین؟

‫هر طور میل دارین

‫عالیجناب ‫باید بدونین

‫شما اولین نفری هستین ‫که جواب پس میدین

‫وقتی قدرت قانونی ‫دوباره برگرده

‫از کجا تشخیص میدین ‫کدوم قدرت قانونیه؟

‫قدرت اونیه که قانون میسازه ‫نه برعکس

‫دیدین گفتم آقایون؟ ‫این یه جاسوسه

‫یه سگ بلشویکی

‫از این بدتره، آقایون

‫جناب ژنرال ‫دلش میخواد حکومت بلشویکی رو بشناسه

‫اگه بهترین آدمای ‫ملت ما شروع کنن به

‫اشتباه نکنین آقای اشپیگل ‫ما رو با اونا یکی نکنین

‫بهترین آدمای ملت ما ‫هیچوقت حمایت نمیکنن

‫از قدرتی که ‫اصلش تخریبه

‫آشغالا ‫اراذل

‫اصل ماجرا اینه که

‫من هیچوقت اونا رو ‫یه نیروی سیاسی جدی حساب نکردم

‫کاملا باهاتون موافقم

‫منحل کردن مجلس موسسان

‫اون لحظه ای بود ‫که قدرتشونو نشون دادن

‫دیگه حرفی از دموکراسی نبود

‫من هیچوقت ‫با سوسیال دموکراتا هم نظر نبودم

‫ولی الان میفهممشون

‫نظر قاتلای کوچه پشتی؟

‫تروریسم یه جنایت کثیفه

‫فکر میکنی حقشون چیز دیگه‌ای بود؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left