The first 200 lines.
...آنچه در "ارواح مدرسه" گذشت
آقای اندرسون، میتونم بپرسم اونجا چیکار میکردین؟
مراقب جاده باش، سایمون
یه تازه کار با یه نشان توی پاسگاه
گفت که تو داری گروه جستجوی من رو لغو میکنی
بهت اطمینان میدم، ما تمام تلاشـمون رو میکنیم
تا بفهمیم چه اتفاقی برای دخترت افتاده
،به نظرت عجیب نیست
اینکه آقای اندرسون شمارهـش رو به مدی داده؟
من باید برم سر کلاس
ماشینـش رو دیدی؟
انگار توی اون میخوابه یا همچینچیزی
.دزدکی وارد ماشینـش شدی، سای چرا اون کار رو بکنی؟
خودم معمای قتلـم رو حل میکنم
پشمام
یه چیزی پیدا کردم
نباید اون پول لعنتی رو به مدی میدادم
چرا مقدار زیادی پول نقد توی کلاس
درسـش پنهان کرده؟
حدس میزنم ربطی به مُردن تو داره
«A_R_Z_110» ترجمه از @ARZ_110_SUB
نمیتونم باور کنم
چهرهـش رو شناسایی نمیکنه
هیچوقت رمز عبورش رو حدس نمیزنم
سه دقیقه
خدای من، قفل گوشیـت رو باز کن
ایمیلـت رو چک کن. یه کاری بکن
بهش بگو ایمیلـش رو چک کنه
چیـه؟
زودباش، نمیخوای بدونی
چرا دیوارش با اون همه پول پر شده
یا چرا فکر میکنه مقداری ازش رو به من داده؟
سایمون
لطفا، سرت توی برگه خودت باشه
ببخشید
شاید تاریخ تولدش باشه
فکر میکنم متولد سال ۸۲، ۱۹۸۱ باشه
آهنگی از گروه دیو متیوس توی ماشینـش نداشت؟
یکم کمک کن دیگه
خیلیخب، خودکارها رو بذارین کنار
کاغذها رو بذارین روی میزم، لطفا
سایمون؟
باشه، ممنون، راندا
اگرچه شاید بهتر باشه یه کم این رو کمتر کنیم
میترسم اگه همش از گینزبرگ بخونیم
«باعث بشه آخر سر شروع کنیم به «زوزه کشیدن
...چون
مدی، سلام
لطف کردی که بهمون اضافه شدی. ما یه جلسه همفکری برای کارهای سرگرم کنندهای داریم
که میتونیم آخر این هفته انجام بدیم
بهتون میگم که میخوام چیکار کنم
میخوام بفهمم چرا آقای اندرسون دیشب داشت
با یه نفر پشت گوشیـش در مورد دادن پول به من صحبت میکرد
...باشه. من
مطمئن نیستم که اون رو توی ...کدوم بخش تخته بنویسم، اما
صبر کن، با کی صحبت میکرد؟
این چیزیـه که سعی میکنم بفهمم
پس باید بدونم کسی اینجا چیزی دیده یا نه
جدی؟
تنها کارمون اینـه که توی سالنهای مسخره مدرسه پرسه میزنیم
و هیچکدومـتون حرکت مشکوکی
از اندرسون ندیده؟
خب، باشه
«یه بار دیدم که آقای اندرسون کلمه «فاندریزر
رو روی پوستر جلسه حمایت از مدرسه اشتباه نوشت
اون حرف «د» رو فراموش کرد
احساس میکنم که این تقریبا مشکوکـه
مخصوصا وقتی اون معلم انگلیسیـه
والی، تقریبا مطمئنـم که بازی با کلمات بوده
پس فرض میکنم که احتمالاً این کار رو از عمد انجام داده
ببخشید، عزیزم، ما فقط تمام روز رو نمیشینیم به زندهها خیره بشیم
نه
شما برای آخر هفته برنامهریزی میکنین مثلا شبهایی برای دیدن فیلم
خب، ما هر کاری از دستـمون برمیاد انجام میدیم
تا یکنواختی رو از بین ببریم، مدی
همین - ،اگه اجازه هست -
انصافاً، تماشای همون پنجتا فیلم ورزشی
بارها و بارها به نوعی یکنواختیـه، آقای مارتین
فکر کردم تو عاشق فیلم «رودی» هستی
نه
عجب
فقط... حتی نمیتونم
،خب، پس اگه هیچکدوم از شما چیزی ندیدین
پس بقیه چی؟
شاید یکی از ارواح دیگه چیزی دیده باشه
اجازه دارم جلوی دوربین بالا بیارم؟
کلاس رسانه من باید با
همهی نامزدهای مراسم ،بازگشت به خونه مصاحبه کنه
و حدس بزن مصاحبه با کلر رو کی باید انجام بده؟
باشه، آره
بالا آوردن ممکنـه مناسب باشه - میدونم -
هی، خبرای جدیدی در مورد رد چکمهی مدی گرفتم
زیویر گفت که پلیسها منطقه رو بررسی کردن
جایی که دیشب بودیم و رد پاهای بیشتری
که به یه جاده فرعی منتهی میشه پیدا کردن
آهای؟ میدونی این یعنی چی، درستـه؟
مدی زنده است
،آره، و هر اتفاقی که توی شوفاژخونه افتاده
از اونجا خارج شده و حالـش خوبـه
ماجرای تو و زیویر چیـه؟
دیروز حاضر بودی سر به تنـش نباشه
حالا شماها چی هستین، دوستای پیامکی؟
،من... نمیدونم، سایمون
شاید به خاطر اینـه که از زمانی که مدی
ناپدید شده بهم بیمحلی میکنی
به جای اینکه بهم کمک کنی پیداش کنم
یعنی جدی، دیشب کجا بودی؟
ده بار بهت پیام دادم
باشه، ببین
...دلیل اینکه من
این یه جورایی عجیب به نظر میرسه
من این مدت باهاش صحبت میکردم، نیکول
البته که صحبت میکردی. منم همینطور
،یعنی نه با صدای بلند
چون اون نمرده
منم اون رو درست مثل تو احساس میکنم
و برای گردهمایی طرفداران وحشت بلیط گرفتم
برای امشب تا بهت اثبات کنم
و اگه مکان امنی برای ،ملاقاتـمون وجود داشته باشه
همین گردهماییـه. آخه اون هیچوقت از دستـش نداده
نیکول بهم گوش کن
میدونم میخوایی باور کنی که مدی زنده است
،نیست. اون رفته
و نه از اون رفتنهایی که برگشتی وجود داشته باشه
از کجا میدونی؟
نمیتونم بهت بگم از کجا
من فقط... میدونم
ولی من متوجه نمیشم
صحبت کردن با اونا چه ایرادی داره؟
مدی، اونا دارن آخرین روزهای زندگیـشون ،روی زمین رو تکرار میکنن
،انگار هنوز دارن اون شرایط رو زندگی میکنن
،مثل فرفره میچرخن
و نمیخوایی وقتی متوقف میشن اونجا باشی
چرا؟
تا حالا نشنیدی که نباید
کسی که توی خواب راه میره رو بیدار کنی؟
ممکنـه تو رو به عنوان بخشی از کابوسـشون یا بدتر از اون اشتباه بگیرن
چه چیزی بدتر از اونـه؟
،توی کابوس خودت به دام میُفتی
توی چرخه زندگیـت گیر میُفتی
صحبت از گیر افتادن توی چرخه شد
«خیلیخب، فیلم «بول دورهام
اوه، بیسبالِ زیادی داره
«باشه. پس... «با استعداد
بیسبال خیلی زیادی داره
بوم، پیداش کردیم
«راد ریسینگ»
این همون فیلمیـه که توی مراسم رقص مدرسه
با دوچرخهی حرفهای حرکات نمایشی میزنن؟
آره، و خیلی شگفت انگیزه
وای، نه، البته قطعا اینطور نیست
ببخشید
نظرت درمورد اون چیـه؟ دان
او اساسا توی وسایل مردم فضولی میکنه
و توی سالن زندگی میکنه
شاید اون چیزی میدونه
اوه - موفق باشی -
تنها چیزی که دان میتونه بهت ...بگه طالعبینی توئه
از سال ۱۹۷۲
آره، راندا درست میگه. صحبت با اون واقعا هیچ نتیجهای نداره
بیشتر شبیه به یه بن بستـه
خب میدونین چیـه؟ درست مثل الانِ شماست
منظورم اینـه که من از مردگان متحرک نمیترسم
باشه؟ پس حرف بزنین
باید چند نفر رو بهم معرفی کنین
هی
بعد از زنگ هفتم چیکار میکنی؟
میرم به کلاس زیست شناسی
دیگه نمیری
بیا بریم
باشه
میدونم مردم چی فکر میکنن
اونا «مشاور سوگ» رو میشنون
و فکر میکنن که معنی اون فقط یک چیزه
اما تو میتونی با من صحبت کنی، فرقی نمیکنه غمگین هستی
یا عصبانی هستی
یا گیج شدی
متاسفم، ببخشید
در واقع، ممکنـه تو یه احساسی داشته باشی
در حالی که دوستـت احساس دیگهای داره
اما مسئله اینجاست
،امید، یه احساس خیلی قدرتمنده
و من بهت هشدار میدم که اون رو از
شخص دیگهای نگیری - آره -
یادت باشه، در دفتر من همیشه بازه
...اگه الان بیکار هستی
متاسفم، ممنون
در واقع... در واقع، نه ممنون
...من... من... دیرم شده برای
سه، دو، یک
!حرکت
به طور رسمی در حال رقابت ،برای ملکه مراسم بازگشت به خونه
،مهمون بعدی من نیازی به معرفی نداره
اما همکار من، اندی، به هر حال یکی نوشت
،کاپیتان تیم شنا، رهبر تیم اصلی تشویقکنندگان
،دانشآموز برتر و الان قهرمان محلی
کلر واقعا همه این کارها رو انجام میده
اوه، منظورت اون ماجرا توی استخره؟
من فقط در زمان مناسب توی مکان مناسب بودم
خب کلر، ملکه مراسم بازگشت به خونه شدن برای تو چه معنایی داره؟
No comments yet. Be the first to leave one.