The first 190 lines.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
345.
346.
347.
348.
349.
350.
آروم باش.
آروم باش.
این دیگه چیه؟
شات قشنگی بود.
اینقدر میترسی که باید منو ببندی؟
ببخشید اگه ناراحتی...
ولی این بهترین موقعیت برای چیزیه که لازم دارم.
میخوای چی کار کنی؟
فیلم بگیری که داری منو میکشی؟
جراتشو نداری.
داری سردتر، سردتر، سردتر میشی.
یادت باشه که میمیری
تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی
بر اساس رمان دیس ایره نوشته سزار پرز خلیدا
وای، پتیرا، چقدر مهربون شدی.
عشق داره عوضت میکنه یا چی؟
دیشب شلوغ بود؟
- خب... - خبری از اسکارفیس؟
- با یارویی که جاشو گرفت حرف زدم. - و؟
هنوز خونهست. کل شب داشتم پنجرهشو نگاه میکردم.
یا نخوابیده یا میتونه با چراغ روشن بخوابه.
لعنتی، این یارو همیشه دو قدم از ما جلوتره.
دارم میرم مخیا رو ببینم.
اون یاروی انگلیسی میخواد اطلاعاتی به اشتراک بذاره.
کسی از سانچو خبری داره؟
باید بهزودی بیاد.
باشه. بعداً میبینمتون.
- بهزودی میبینم. - خداحافظ.
برو سر کارت.
میشلسون.
خبر دارم. یه هشدار فعال شد.
آگوستو از اسم خوان پابلو کاستل
برای پرداخت عوارض تو بزرگراه AP-68 استفاده کرد.
کی؟
شش ساعت پیش.
باید به تریسته خبر بدی که آگوستو وارد اسپانیا شده.
فهمیدم.
دوست داری چی کار کنیم؟
یه پیام برای گراتزیا گالو بفرست.
دوست داری چی بگم؟
گراتزیا، برگشتم وایادولید، ولی...
لغو کن.
باشه.
ورود آگوستو به اسپانیا تأیید شد.
دریافت شد. مرسی
دستگاه متصل شد
هشدار. شخصی در حال تلاش است تا به موقعیت این دستگاه دسترسی پیدا کند
ببین گربه چی آورده.
بیا دیگه، این تلفن لعنتی رو جواب بده.
آرماندو.
کجا بودی؟
دخترم بیشتر از نه ساعت پیش غیبش زده.
لازمه فوراً آگوستو رو پیدا کنی.
آرماندو، آرماندو. اورستس منو پیدا کرد.
داری از چی حرف میزنی؟
دخترم ممکنه تو خطر باشه.
نمیتونم ادامه بدم، نمیتونم. واقعاً متأسفم، ببخشید.
نه، نه، نه، نه، نه!
نه!
حرومزاده.
ازت نمیترسم.
دقیقاً میدونم کی هستی.
و من کیم؟
یه پوسته خالی.
درسته.
تو روانشناسی.
برای همین بیشتر از اینکه آگوستو به تو نیاز داشته باشه، تو به اون نیاز داری.
آگوستو یه زندگی داره.
تو وانمود میکنی از طریق اون زندگی میکنی.
این جلسه رایگانه، نه؟
تو هیچ روحی نداری. من برادر درست رو انتخاب کردم.
نه!
حالا میبینیم.
دارن رو عکس کار میکنن،
ولی امید زیادی نیست که شماره پلاک خوانا باشه.
و از عوارضی دیگهای هم رد نشده.
پس نمیتونیم تأیید کنیم که داره میره وایادولید، کارمن.
نه. به هر حال، ما ادامه میدیم
تا وقتی شماره پلاک رو گیر بیاریم. گرفتی؟
- معلومه. - اینو ببین.
- این چیه؟ - نمیخوام یه کلمه هم بشنوم.
جدی؟ سه روز تو ایتالیا و مثل مدل لباس پوشیدی.
آره، ولی برای خط بچهها.
- چمدونم گم شده، لعنتی. - میدونیم.
فرودگاه زنگ زد و من رفتم برش داشتم.
بیا، همینجاست.
- شوخی میکنی. - دنبالم بیا.
ایناهاش، رفیق.
باشه، یکی یه چیزی بهم بگه که خودم نخوام بدونم.
خب، توضیحات آگوستو و موتورش همهجا پخش شده.
ولی نمیتونیم شماره پلاک رو گیر بیاریم.
سؤالم هنوز همونه: چرا آگوستو باید برگرده
به شهری که بیشترین ریسک گرفتار شدنو داره؟
دنبالم نکن.
وای...
اورستس.
اورستس اریکا رو داره.
چی، باورم نمیکنی؟
تو هم نه، سانچو؟
وای خدایا...
چه دلیلی میتونستم داشته باشم
که آدمربایی دخترمو جعل کنم؟
آگوستو احتمالاً همینجا تو وایادولیده.
شما به کمک من نیاز دارید تا بگیرنشون.
و من به شما نیاز دارم تا دخترمو نجات بدید.
چند وقته غیبش زده؟
نمیدونم، احتمالاً کل شب.
باید یه کاری کرد. یه کاری کنید!
بس کن این ادای قربانی رو درآوردن.
من ادای قربانی رو درنمیآرم.
شما به من نیاز دارید.
و من حاضر نیستم زندگی دخترمو به خطر بندازم.
اول از همه، آروم باش. ما بهت خبر میدیم.
و دوم...
- پتیرا. - بله، رئیس؟
لطفاً آقای لوپاتگویی رو بدرقه کن.
راهو بلدم!
نیازی به پرستار بچه ندارم.
بهتره چندتا نفس عمیق بکشی.
تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی
لوپاتگویی! صبر کن!
اینجاست.
دوستپسرت.
به نظر میاد سفر ارزششو داشت.
من کارمو کردم.
دیگه تنهات نمیذارم.
دیدنت دوباره خوبه.
نمیتونی بهش اعتماد کنی.
اورستس فقط میخواد ما رو از هم جدا کنه.
فکر میکنه میتونه تو رو کنترل کنه.
تو به من خیانت کردی.
سانچو نزدیک بود منو بکشه.
تو منو لو دادی.
من هیچوقت همچین کاری نمیکنم.
باید باورم کنی.
نمیکنم.
یه آهنگ برای هر لحظه...
و یه لحظه برای هر آهنگ.
میخوای آهنگمونو برات بخونم؟
چرا نذاشتی بکشمش؟
اولاً، چون اون نبود که تو رو لو داد.
از کجا میدونی؟
میدونم کی این کارو کرد.
- صبور باش. - دیگه این کارو نکن.
اریکا نمیتونه بمیره.
هنوز نه.
نقشهت چیه؟
نمیخوام تو این گندخونه بمونم.
ما یه قدم با آزادی فاصله داریم.
بدون اینکه کسی جلومونو بگیره.
فقط باید یه مانع رو برداریم،
و اریکا راهشه.
روانشناس تو.
دخترش تنها چیزیه که براش مهمه.
و اون همهچیز درباره ما میدونه.
یه تهدیده که باید حذفش کنیم.
یادت باشه من وانمود کردم توام.
برای اون، تو چیزی جز یه آزمایش کنترلشده نیستی،
یه موش آزمایشگاهی.
ولی اون تنها کسیه که همه اون اطلاعاتو داره.
بدون اون، ما غیرقابل توقف میشیم.
منتظر دیدارش هستم.
ولی اول باید بفهمیم اون اطلاعات درباره تو کجاست.
تو تریسته با آگوستو چی شد؟
بذار فقط بگم شانس باهاش یار بود.
خیلی نزدیک بودم.
برای همین اینجام؟
چی میخوای، سانچو؟
همون چیزی که تو میخوای.
و همه: گرفتن آگوستو.
برای همین داریم تو این بار وقت تلف میکنیم؟
دخترمه، لعنتی!
باور کن، میدونم چه حسی داری.
سانچو، من...
- اگه فکر کرده بودم که مارتینا... - نه، نه، نه.
الان وقتش نیست.
بفرمایید، آقایون.
دو تا قهوه...
و یه لیوان آب.
باید رو پیدا کردن این برادرا تمرکز کنیم.
چی میتونی بهم بگی؟
هر جفت جنایتکار یه پویایی رهبر-پیرو داره.
No comments yet. Be the first to leave one.