Under Salt Marsh

Under Salt Marsh

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Under Salt Marsh S01 COMPLETE 1080p WEB h264-ETHEL
A Commentary by amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-27
Downloads: 43
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫طوفان قراره بزنه به غرب اروپا.

‫فقط دقیق نمی‌دونیم کِی و کجا.

‫جیمز گفت اون روز کِفین تو مزرعه بوده.

‫اگه همکاری نکنی، اون‌وقت ما

‫راه‌های خیلی ناجورتری واسه پیش بردن این قضیه داریم.

‫می‌دونی، اونا خیلی خوب باهاش رفتار می‌کنن. همین خانوادهٔ بِوان.

‫منظورت از خوب دقیقا چقدره؟

‫اگه من داشتم همه چیزو اشتباه به هم ربط می‌دادم چی؟

‫اریک! اریک، یه نفر تو خونهٔ لعنتی منه.

‫بکش کنار!

‫تمام این مدت، اون زیر اون آشغال‌دونی دفن شده بوده.

‫اون فقط یه بچهٔ کوچیک بود.

‫ممکنه اون چیزی نباشه که تو... کیر!

‫ما چاره‌ای نداریم جز اینکه هر دو پرونده رو به عنوان یه تحقیقات واحد پیش ببریم.

‫کِفین یه جایی غیر از معدن غرق شده.

‫شاید یه محل دفن زبالهٔ دیگه هم هست.

‫مویی که روی جسد کِفین پیدا شده، فقط تا حدودی با موی جیمز مطابقت داره.

‫دیلِن ریس.

‫پیداش کردن.

‫اومدم اعتراف کنم.

‫برای اطمینان، شما از حق داشتن وکیل صرف‌نظر می‌کنید؟

‫- بله. ‫- و حقوق خودتون رو همون‌طور که براتون خونده شد، متوجه شدید؟

‫بله. پس لطفاً راحت صحبت کنید.

‫خب، اِم...

‫مرگ کِفین باعث شد به خیلی چیزا فکر کنم، می‌دونید، اِم...

‫سه سال پیش، بهم اطلاع دادن که اِم،

‫دارن تو زمین من زباله خالی می‌کنن،

‫نزدیک محل اون معدن قدیمی.

‫پس رفتم خودم یه نگاهی بندازم.

‫حجم عظیمی از زباله اونجا بود. زباله‌های صنعتی،

‫می‌دونید، داشتن باهاش معدن رو پُر می‌کردن. وحشتناک بود.

‫و همون‌جا بود که من پیداش کردم...

‫...میون زباله‌ها، نِسا رو.

‫می‌تونید لطفاً توضیح بدید وقتی پیداش کردید چه وضعیتی داشت؟

‫خیلی بد سوخته بود.

‫فکر کنم سوختگی شیمیایی بود، می‌دونید، به‌خاطر زباله‌ها.

‫پس من... من...

‫...برداشتمش، گذاشتمش روی چمن و...

‫...علائم حیاتی‌ش رو چک کردم، می‌دونید، نبض، تنفس.

‫مُرده بود.

‫و بعدش چیکار کردید؟

‫پیچیدمش لای یه برزنت و، اِم...

‫گذاشتمش سر جاش بین زباله‌ها، و روش رو پُر کردم.

‫چرا این کارو کردید؟

‫خب، اِم... مزرعه تمام زندگی منه، مگه نه؟

‫زندگی بچه‌هامه، زندگی نوه‌هامه.

‫اگه کِفین زنده می‌موند، زندگی اون می‌شد.

‫هفت نسل از خانوادهٔ من اونجا زندگی کردن، روی اون زمین کشاورزی کردن.

‫اگه از دستش می‌دادیم، چیزی بیشتر از یه زمین رو می‌باختیم، می‌دونید.

‫خانواده‌مون رو از دست می‌دادیم، همه چیزمون رو می‌باختیم.

‫منظورم این بود چرا پیچیدیش لای برزنت؟

‫حس کردم کار درستیه.

‫می‌شه فقط برام توضیح بدید کجای پیچیدنِ

‫یه بچهٔ کوچیک لای برزنت

‫قبل از دفن کردنش تو زباله‌های سمی، حسِ «درست» بودن داشت؟

‫کی بهتون دربارهٔ زباله‌ها گفت؟

‫گفتید اون روز بهتون دربارهٔ زباله‌ها اطلاع دادن.

‫خب، کی بهتون اطلاع داد؟

‫سالومون بِوان...

‫کس دیگه‌ای هم تو پیدا کردنِ نِسا تامِن دخیل بود؟

‫فقط من بودم که پیداش کردم.

SANDS Movie :زیرنویس پارسی اختصاصی توسط

✦ @ LuminoxSub | Amir Luminox ترجمه از ✦

« زیـــرِ مـــردابِ نـــمـــک »

‫خواهرم امروز میاد.

‫آخرین بار کی دیدیش؟

‫از وقتی اون اتفاق افتاد دیگه ندیدمش.

‫لیدیا و دِو باید ساعت ۲ بیان اینجا.

‫بعدش واسه شام میرن خونهٔ آیرا.

‫مرسی، بابا. فکر کنم می‌خوان مراسم پوجا رو انجام بدن.

‫تو هم میری؟

‫آره.

‫همه میرن؟

‫ای شیطون.

‫- اینو تو برداشتی؟ ‫- بابا.

‫لیدیا چیزی نگفت که منم می‌تونم بیام یا نه؟

‫نه، چیزی نگفت.

‫شما خواهرید، ژاکلین.

‫به من مربوط نیست که دخالت کنم.

‫رئیس.

‫- نمونهٔ دیلِن رو گرفتم. ‫- خوبه. چطور بود؟

‫- به نظر چطور میومد؟ ‫- آروم. گیج.

‫چیز غیرعادی‌ای نبود.

‫خانم هیل. سلام.

‫اینا دقیقاً همونایی‌ان که واسه کِفین گرفتم، همون سایز،

‫همون رنگ. باشه. ممنون.

‫آره، خب، این خیلی کمک می‌کنه. یـ... یه لحظه.

‫- الان برمی‌گردم، باشه؟ ‫- کِی اجازه داریم برگردیم مزرعه؟

‫ما کلی کار داریم. به ماشینمون تخم‌مرغ پرت کردن.

‫- خب، متأسفم که اینو می‌شنوم. ‫- همه ما رو مقصر مرگ نِسا می‌دونن.

‫بابا کجاست؟ توئه؟ ‫- می‌خوایم ببینیمش. ‫- خب، نمی‌تونید.

اونا حق انجام این کارو دارن؟

‫نمیدونم.

‫نگهش داشتیم واسه بازجویی بیشتر، باشه؟

‫می‌دونستی نِسا تو معدن دفن شده؟

‫- جکی. ‫- می‌دونستی تمام این سال‌ها اونجا بوده؟

‫می‌دونستی؟

‫تو زمین کیریِ شما. می‌دونستی؟ اینو می‌دونستی؟

‫می‌شه لطفاً بیای سوار ماشین بشی، جکی؟

اونا از اینکه اجازه بدن باهاش حرف بزنم خودداری می‌کنن

چرا؟ این یعنی چی؟

یعنی اون بازداشته دستیگر شده

‫سوار شو.

‫الان تو بازداشتِ کوفتیه؟

‫می‌شه لطفاً فقط... ‫- سوار ماشین بشی؟ ‫- هست؟

‫همین الان. لطفاً. جکی.

‫بعداً با همتون حرف می‌زنم.

‫لیدیا تامِن، من شما رو به اتهام

‫قتل نِسا تامِن بازداشت می‌کنم. شما مجبور نیستید چیزی بگید،

‫اما هر چیزی که بگید ممکنه به عنوان مدرک استفاده بشه...

‫- بول، داری چه غلطی می‌کنی؟ ‫- جکی... ‫داری چه غلطی می‌کنی؟

‫جکی... ‫تو خواهرم رو بازداشت نمی‌کنی!

‫جکی، چرا دارن بازداشتم می‌کنن؟ اینا اشتباه کردن.

‫تو دستور مستقیم داری که الان اینجا نباشی. ‫- دستور کی؟

‫- آره، دستور. ‫- چی، دستور من؟ ‫من افسر مسئول پرونده‌م.

‫ببخشید. درست می‌شه. گوش کن، باشه؟

‫نمی‌تونی این کارو بکنی. تو هیچ مدرکی نداری. ‫- منظورت چیه مدرک؟

‫تو بهم گفتی که نگران رابطهٔ بین خواهرت

‫- و دخترش، نِسا، هستی. - من اونو بهت ‫- به صورت محرمانه گفتم لعنتی. - هی.

‫اون خصوصی بود. اون حرفا غیررسمی بود، بول.

‫چیزی به اسم غیررسمی وجود نداره. ‫- کون لقت.

‫اوو، اوو، اوو، اوو، اوو، اوو. برو عقب!

‫کیر توت! اون خواهر لعنتیمه! چه گهی بهش گفتی؟

‫اون خواهر لعنتیمه! جکی، چی بهش گفتی؟!

‫کون لقت، بول، کون لقت!

‫جکی، چه گهی بهش گفتی؟! چه گهی...

‫سلام. فقط منم و جکی الیس. ‫- خیلی خب، قربان.

‫قبل از اینکه جزر و مد عوض بشه برمی‌گردیم.

‫می‌خوام برم یه چیزی رو تحویل بدم، باشه؟

‫تو ماشین بمون.

‫سلام.

‫آیرین، گوش کن، می‌تونی اِم، اینو سریع‌تر بررسی کنی؟

‫فکر می‌کنیم این مو ممکنه مال دیلِن ریس باشه.

‫اینو برات گرفتم و...

‫بفرما. ‫- ممنون. ‫- قربانت.

‫خبر دیگه‌ای از، اِم، دستکش‌هایی که تو مزرعه پیدا شد نیست؟

‫با هیچ‌کدوم از الیافی که زیر ناخن‌های کِفین پیدا شد مطابقت نداشتن.

‫باشه. ‫- جنس لاستیکشون یکی نبود. ‫- باشه.

‫نِسا تامِن.

‫باشه.

‫جسد به شکل غیرطبیعی‌ای توسط زباله‌ها سالم مونده،

‫مومیایی شده.

‫تونستید بفهمید سوخته یا نه؟ ‫آره. خیلی بد سوخته بود.

‫شدید.

‫احتمالاً به‌خاطر سمی بودن زباله‌ها.

‫که پتانسیل کشنده بودن رو داره.

‫اما این چیزی نبود که کشتش.

‫ذرات خاک و پلاستیک تو ریه‌هاش بود.

‫و کبودی تو بافت‌های پشت گردنش.

‫خفه شده بود.

‫انقدر فشار داده شده بود توی خاک تا نفسش بند بیاد.

‫به قتل رسیده.

‫و روشش بی‌شباهت به کِفین نبوده.

‫پشت گردن کِفین هم کبودی ناشی از نگه داشته شدن وجود داشت،

‫و این نشون‌دهندهٔ اندازهٔ دست مشابهیه.

‫احتمالاً خیلی زود بعد از اینکه...

‫الیس اینجا چیکار می‌کنه؟ ‫اوه، لعنتی.

‫چی شده؟ ‫متأسفم، جکی.

‫- چه بلایی سرش اومده؟ ‫- می‌دونی که نمی‌تونم باهات راجع بهش حرف بزنم،

‫ولی واقعاً متأسفم. ‫تو ماشین حرف می‌زنیم، باشه؟

‫بیا تو ماشین یه گپی بزنیم. بیا.

‫بیا. بریم تو ماشین. ‫مرسی، آیرین. ممنون.

‫هی، بیا، قرار نیست تو اون پرونده رو نگاه کنی.

‫باور کن، دلت نمی‌خواد چیزی که اون تو هست رو ببینی.

‫هر چیزی که تو اون پرونده ببینی، دیگه نمی‌تونی فراموشش کنی.

‫پس تو بگو چی توشه.

‫تو مسئول پرونده نیستی. نمی‌تونم این کارو بکنم.

‫ببین، من از وقتی نِسا گم شده هر شب کابوس می‌بینم.

‫باید بدونم.

‫بذار ببینم.

‫چرا پیداش نکردیم، بول؟

‫تمام این مدت اونجا بود.

‫تمام این سال‌ها، زیر اون آشغالا دفن شده بود.

‫کشته شده.

‫توسط کسی که می‌شناسیمش کشته شده، کسی که همین‌جا زندگی می‌کنه.

‫هنوز اینو نمی‌دونیم. ‫من می‌دونم.

‫من می‌دونم.

‫باید پیداشون کنیم، بول.

‫باید این کارو بکنیم.

‫کارتون با جستجو تموم شد؟ می‌تونیم برگردیم؟

‫نه، نه. فقط اولش چند تا سؤال دارم که می‌خوام ازتون بپرسم.

‫می‌شه لطفاً دربارهٔ وضعیت حساب‌کتاباتون بهم بگید؟

‫چون پدرتون می‌گه که مزرعه تو شرایط خیلی بدیه.

‫نه، اون اینو نگفت.

‫بخاطر اینه که اون خبر نداره؟

‫دلش می‌شکست، مگه نه؟ ببین، من می‌فهمم.

‫ایدهٔ بدی هم نبود که داشتی.

‫یه تیکه زمین رو بدی اجاره، یه پول تر و تمیز گیرت بیاد.

‫زمان می‌گذره، علف سبز می‌شه... ‫اگه می‌خواید حرف بزنیم،

‫باید بازداشتمون کنید، مثل کاری که با بابا کردید.

‫پدرتون اعتراف کرده. ‫نه،

‫- نکرده. ‫- پدرتون با میل خودش اعتراف کرده...

‫...به دفن کردن نِسا تامِن.

‫داری دروغ می‌گی. ‫و پسرهات،

‫اونا دوشنبه‌شب ریختن تو خونهٔ گرت مورگان، مگه نه، بچه‌ها؟

‫ها؟ به زور وارد شدن،

‫جعبه‌ها رو زیر و رو کردن، و اونم آسیب دید.

‫می‌شنوید چی می‌گم؟ آسیب دید. ‫حالا، این می‌تونه حمله و ضرب‌وجرح باشه.

‫داشتن سوءپیشینه تو جوونی می‌تونه روی شانس‌تون تو زندگی تأثیر بذاره،

‫این رو می‌دونید، مگه نه؟ ‫پسرای ما هیچ کاری نکردن.

Under Salt Marsh subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Under Salt Marsh

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left