The first 200 lines.
بازگرداننده به پارسي MT1023
وقتي که تازه به اينجا اومده بودم ميخواستم با استفاده از قابليت هام به بقيه کمک کنم
و در همين موقع بود که فهميدم خيلي با اونها متفاوتم
کسي اينجا نيست ؟
کمک کنيد
کمک کنيد ، لطفا کمکم کنيد
اخ پام
خودشه
اون از جادوي سياه براي برداشتشن يه تخته سنگ استفاده کرد
اون دليل اتفاقات بَديِ که اينجا ميوفته
بگيريدش
اون يه روحه
مردم فقط براي يه ثانيه ازم ممنون ميشدن
. . اما بعدش بخاطر قابليت هام و متفاوت بودنم
ازم ميترسيدن
حتي دوستام هم همينطور بودن
بهم بگو
ما ده ساله که با هم دوستيم
تو ميتوني هرچيزي رو به من بگي
تو کجا ميخواي بري ؟
بهم اعتماد داري ؟
البته ، بيشتر از خودم
صورتم چطوره ؟
صورتم رو با 10 سال پيش که همديگرو ديديم مقايسه کن
بهت گفته بودم که ، صورتت اصلا پير نشده
ميخواي دليلشُ بدوني ؟ - . . اون -
بخاطر اينه که خوب موندي ؟ - نه -
شوکه نشو
من براي اين سياره نيستم
چي ؟
من از يه ستاره ديگه اومدم . از يه سياره ديگه
داري مسخرم ميکني ؟
نه
ميتوني ثابتش کني ؟
بهم ثابت کن ، اونوقت منم حرفتُ باور ميکنم
اگه نتونستي اونوقت معلوم ميشه که مسخرم کردي
حالت خوبه ؟
نزديک نشو
من نميخوام بهت اسيب برسونم
کمکم کنيد
از اونموقع فهميدم که
بايد براي اينکه کسي رو از دست ندم قابليت هامُ ازش مخفي کنم
و امروز درباره قابليتم به " سونگ يي " گفتم تا اونرو از دست بدم
ميخواستم ازم فرار کنه
و ازم بترسه
ميخواي بدوني 12 سال پيش چه کسي نجاتت داد ؟
اون کسي که نجاتت داد من بودم
هيچ دليل خاصي نداشتم
فقط بخاطر اين بودکه تو شبيه اون دختري بودي که صاحب اين گيره سر بوده و 400 سال پيش ديده بودم
واقعا شبيه همديگه بوديد
چي داري ميگي ؟
صاحب اين گيره سر که 400 سال پيش ديديش ؟
تو چجوري اونُ ديدي ؟
مگه 400 سال پيش اونجا بودي ؟
اره
من 400 سال پيش از يه ستاره ديگه به اينجا اومدم
و نتونستم به ستاره خودم برگردم
و مجبور بودم که 400 سال اينجا زندگي کنم
دو مين جون
بيا بريم خونه
تو هنوز خوب نشدي
گفته بودي اينکه
من کي بودم برات مهم نيست
من يهمچين ادمي هستم
هنوزم برات اهميتي نداره ؟
اون ديگه چي بود ؟
چجوري اونکارو کردي ؟ - هنوزم نفهميدي ؟ -
من ميتونم بهت اسيب برسونم
پس از دستم فرار کن
برو
بزار چند ثانيه دستتُ بگيرم
پامُ حس نميکنم
من حرفتُ باور ميکنم
باور ميکنم که ميتوني بهم اسيب برسوني
پس چرا اونکارارو کردي ؟
چرا نجاتم دادي ؟
تو ، تو هرکاري کمکم کردي
به حرفام گوش دادي
چرا ازم محافظت کردي ؟ چرا ؟
بهت گفتم
همه ي اينا بخاطر اين بوده که تو شبيه اون دختري
. . فکر ميکردم خيلي شبيه هم ديگه ايد
اما باهم فرق داريد
. . اگه توفقط " چون سونگ يي " هستي و و اون نيستي
من هيچ کاري باهات ندارم
اين غيرممکنه
داشت باهام شوخي ميکرد ؟
ادم فضايي ؟
بايد بره پيش روانپزشک
واقعا خودش بوده ؟
واقعا " دو مين جون " بوده ؟
دو مين جون
خدانگهدار
چي شد ؟ چرا اينجوري شد ؟
چرا روشن نميشه ؟
گرسنمه
بايد قبل از اينکه اون حرفاي مسخره رو بزني برام غذا ميخريدي
منُ بگو که فکر ميکردم اين يه قراره
لعنتي
اين ديگه چِش شد ؟
از يه ستاره ي ديگه اومدي ؟
يه آدم فضايي اي ؟
اگه تو يه آدم فضايي اي ، پس منم يه خون آشامم
منم مثل 20 سالگيمم و اصلا پير شدم
همه بهم ميگن من يه خون اشامم
! ميگن خوشگليم از يه سياره ديگه اومده
. . تو چي ميدوني ؟ تو يه فرشته مرگ و روح و
هيولاي ترسناک
« تو از ستاره ها اومدي » ::قسمت سيزدهم ::
کي به کاراگاه درباره من گفته ؟
بنظرت کار کي بوده ؟ کي اون رو ميدونسته ؟
چون سونگ يي ، کار خودشه
بايد " چون سونگ يي " باشه
هميشه هروقت يه چيزي رو سر موقعش حل نميکنم اينطوري ميشه
. . اما
اما دليل اينکه " چون سونگ يي " رازمون رو فهميده
بخاطر اين بوده که تو ميخواستي به همه دربارش بگي
تو همه چيزُ بهش گفتي
و اينجوري همه چيزُ فهميده
هنوزم داري منُ مقصر ميدوني ؟
همه چيز معلومه
تو هيچکاري نميتوني باهام بکني
بنظرت چرا کشتمت ؟
تو تاحالا کاراي زيادي کردي
بنظرت ميتوني همشون رو مخفي کني ؟
من با يه آدم سرگرم کننده اشنا شدم
تا حالا کسي مثل اون رو نديده بودم
قابليتاي جالبي داره
نميدونم واقعا کيه
و همينشم باعث سرگرم کننده تر شدنش شده
نميتونم رو در رو ازش ببرم
اما نقطه ضعفش رو ميدونم
نقطه ضعفش " چون سونگ يي "ـه
و منم ميخوام با نقطه ضعفش يکم بازي کنم
يه بازي اي که توش من برنده ميشم
تو با کسايي بقيه عاشقشون هستن بازي ميکني ؟
اره
و کسايي مثل تو هم تو اون بازي ميبازن
ميخواستم تو و " سونگ يي " رو مدت زيادي ببينم
. . اما چرا
همه چيزُ خراب کرديد ؟
دوربين امنيتي کار نميکرده
بخش امنيتي نميدونن اونا چجوري وارد موزه شدن
و همين الان همه چيزُ درست ميکنن
بهرحال چيزي دزديده نشده
و همين کافيه
. . همينطور
يک سري عکس بدستم رسيده . نگاشون کن
براي سال 1910 هستن
اين عکس سال اول تاسيس اينجاست
بنظرت اون بِينشون نيست ؟
منظورتون کسيِ که بهمون چيزاي زيادي اهدا کرده ؟
اون براي تاسيس اينجا حامي مالي شده بوده
و مدام به محققا تو کاراي تحقيقاتي کمک ميکرده
اون حتي هزينه تحقيقات رو هم ميداده
اگه اون و کمکاش نميبوده الان اين دانشگاه وجود نداشت
بنظرتون چطوره که اين عکس رو براي مراسم صدُمين سال تاسيس موزه ي اينجا به نمايش بزاريم ؟
خوب بنظر ميرسه
چرا اونقدر زياده روي کردي ؟
بايد خيلي ترسيده باشه
ميدونستم اينطوري ميشه
اون ازت فرار کرد ؟
نه . من ميخواستم اون ازدستم فرار کنه اما اون نکرد
خب چرا اونقدر زياده روي کردي ؟
فقط بايد نقل مکان ميکردي و بهش زنگ نميزدي . چرا اذيتش کردي ؟
تو نميتوني خاطراتت رو از ذهنش پاک کني ؟
هان ؟ چه خاطراتي رو پاک کنم ؟
خب مثل فيلما ديگه
آدم فضاييا ميتونن حافظه مردم رو پاک کنن
تو نميتوني ؟
اينا فقط تو فيلماست
تو ميتوني زمانُ نگه داري
سرعتت زياده و کاراي خيلي زيادي ميتوني بکني
چرا نميتوني يه حافظه رو پاک بکني ؟
واقعا نميتوني ؟ - نه نميتونم -
خيلي باحاله که آدم فضايي حافظه رو پاک ميکنن
گفتم که نميتونم
درسته ، ممکنه هر لحظه همين قابليت هات رو هم از دست بدي
اين قبليت ها هم از بين ميرن
قابليت هاي تو مثل يه مُهره تاس ميمونه
. . اگه از دستشون بدي
چيکار ميتونم بکنم ؟
بايد از اينجا برم
نه ميتونم اونُ با خودم ببرم و نه ميتونم اينجا بمونم
. . تنها کاري که ميتونم بکنم اينه که
ناپديد بشم
هيچکار ديگه اي نميتونم بکنم
. . نميتونم باهاش غذا بخورم ، نميتونم باهاش قدم بزنم
نميتونم باهاش جشن بگيرم و نميتونم خيلي کاراي ديگه رو انجام بدم
. . فقط ميخوام اون غذاهاي خوب بخوره و بره قدم بزنه
و بدونِ من زندگي خوبي رو داشته باشه
ميخوام هرکاري که از دستم برمياد براش انجام بدم
مگه چکاري ميتوني انجام بدي ؟
هرکاري که ازم بخواي برات انجام ميدم
ازم ميخواي برم همه تقصيرارو به گردن بگيرم و ناپديد بشم ؟
من اينکارو ميکنم
اونوقت تو دست از اين کارات بر ميداري ؟
چي شده ؟
تو از سيب زميني شيرين خيلي خوشت مياد . يکم بخور
نميتونم هيچ چيزي بخورم
No comments yet. Be the first to leave one.