The first 200 lines.
میدونی، پسرا واسه لاس زدن با دخترا میرن کلاس فرانسه
اما گوتامِ ما واقعاً برای یاد گرفتنِ زبان فرانسه رفته بود اونجا
«قطار از کدوم سکو حرکت میکنه؟»
سلام
سلام. مشکلی پیش اومده؟
نه، چطور؟
داشتی اونقدر پشتسرهم فحش میدادی که فکر کردم چیزی اذیتت میکنه
اوه، نه، نه، فقط داشتم تمرین میکردم
آهان
به نظرم آدم باید بلد باشه به هر زبونی فحش بده
میدونی، اینطوری راحتتر میشه از شرِ آدمای علاف خلاص شد
یه نصیحتِ رایگان بود
اون دختر واسش عالیه. به خدا
شک ندارم که یه هیجانی به زندگیش میده
تو چی؟
من چی؟
تو چرا داری فرانسه یاد میگیری؟
من توی وزارت امور خارجه کار میکنم
فکر کردم اگه توی رزومهم فرانسه باشه، میفرستنم اروپا
اوکی
آره، نقشهم همینه
آره
اوه، پس تو از اونایی هستی که با برنامه پیش میرن
چرا؟ مگه جُرمه؟
نه، نه، اصلاً
من؟ اصلاً اهل نقشه و برنامه نیستم. هیچوقت
میدونی، اون توی لاس زدن افتضاحه
همیشه هم تهش میره توی «فرندزون»
میای با هم بریم قهوه بخوریم؟
اصلاً بیخیالِ قهوه، میای بریم شام بخوریم؟
حتماً
این دعوت فقط برای منه
یا شاملِ دوستپسرِ من، «کتان» هم میشه؟
ولی وقتی با همن، خیلی بهم میان
فکرش رو میکردیم یه روز اینجوری بشه؟ حتی توی خواب هم نمیدیدیم
«یارم همه دار و ندارمه»
«یارم دلیلِ ویرونیمه»
«عشقی که بینمونه، گواه این حالمه»
«یارم همه دار و ندارمه»
«یارم دلیلِ ویرونیمه»
«عشقی که بینمونه، گواه این حالمه»
«تو دلیلی...»
«...که من خوشبختترین آدمِ دنیام»
«خدایا، دیگه هیچی ازت نمیخوام»
«عشقِ من»
«دعا میکنم همیشه زنده باشی»
«دلم میخواد همسرِ عقدیِ من بشی»
«عزیزم»
«دعا میکنم همیشه زنده باشی»
«دلم میخواد همسرِ عقدیِ من بشی»
«ایشالا که همیشه غرقِ نعمت باشی»
«ایشالا که همیشه از خوشحالی بدرخشی»
«ایشالا که النگوهای دستت هیچوقت بیرنگ نشن»
«خدا از چشمِ بد دورت کنه»
این دیگه چه نوشیدنیِ بچهگونهایه؟ من نوشابه نمیخوام
ودکا بیار لطفاً. از اون گرونا بده
گرونترینش رو
دوبلِ بزرگ. لبتالب پرش کن
ببخشید همگی
لطفاً یه لحظه توجه کنین. بلک. بلک
دابل بلک. یه لیوان «بلک» هم بیار
راستش، همهی مَردهای خانوادهی من به عشق و عاشقی اعتقاد دارن
میدونی، اونا واقعاً رمانتیک هستن
سال ۱۹۴۹، یه زنِ کولی توی یه بازارِ ترکیهای یه انگشتر ساده به پدربزرگم نشون داد و گفت
داری به حرفاش گوش میدی؟
«این یه روحموسکاست.»
«میدونی، یه قطبنمای روحه؟»
«هر مَردی که این انگشتر رو داشته باشه، دخترِ رویاهاش رو پیدا میکنه.»
آره، همین رو گفت
جدی داری به اینا گوش میدی؟
سال ۱۹۷۷ مامانبزرگ اون انگشتر رو داد به بابام
اون موقع بابا سنگاپور مأموریت بود
همونجا بود که با مامانم، سونا، آشنا شد
پس واقعاً اثر داشت
مچمونو میگیرن
حدود یه سال پیش... پینکی بسه، اینا گرونه
مامانم اون انگشتر رو داد به من... لو میریم
و گفت: «گوتام، این انگشتر واقعاً کار میکنه. واقعاً جادوییه.»
اون موقع فکر کردم مامانم داره چرتوپرت میگه
اما
یه روز
مثلِ یه نسیمِ تازه، با یه دختر آشنا شدم
همون روز بود که فهمیدم
این انگشتر هنوز جادویش رو از دست نداده
آیرا
این انگشتر فقط مالِ خودته، انگار اسمت روش نوشته شده
افتخار میدی این رو دستت کنی؟
دست بزنین بچهها
آیرا، اگه توی لندن همو نمیدیدیم
حتماً توی پاریس میدیدیم
اگه نه پاریس، پس توی آمستردام
آیرا، من توی هر گوشهای از این دنیا بود پیدات میکردم
چه توی روستا باشه، چه توی شهر و شهرک
چون تو تقدیرِ منی
واقعاً عاشقتم، آیرا
منم عاشقتم، گوتام
داداش، یکم یخ میدی به من؟
جگی، چی میخوری؟
دمت گرم داداش! عالی گفتی
هیس، عروسیِ آدمای کلهگندهست. خوب گفتی داداش
داری چیکار میکنی جگی؟ یه لحظه صبر کن. داداش تو
این مارو به کشتن میده. احمقِ لعنتی. اونجا رو نگاه کن
داداش، اشکم رو درآوردی
تبریک میگم. خیلی ممنون
تو دخترِ خیلی خوششانسی هستی
این پسر یه جواهرِ واقعیه
اشکالی نداره. لازم نیست این کار رو بکنی
داداش، من معمولاً بیشتر از یه پیک نمیخورم
ولی چون این یه عروسیِ خانوادگیه
با اجازهتون میتونم یکی دیگه هم بخورم؟
حتماً، بفرمایین
تبریک میگم. خیلی ممنون
خداحافظ. خوش بگذره
حتماً
آدمِ باحالی بود
آیرا، مارو معرفی نکردی
فکر کردم از اقوامِ شماست
من برم یه چکی بکنم
ببین آقای چودری، من دنبال همچین عشقی هستم
چیزی به اسم «دابل بلک» هم وجود داره؟
بذار کوفت کنم دیگه، میذاری؟
آدم باید با یه زن عاشق بشه، ازدواج کنه و با همون هم پیر بشه
چه خبره؟ من که عاشقِ چهار نفرم
نه! این غلطه. خدا خودش میدونه
من هر دختری رو میبینم، عاشقش میشم. ببخشید؟
ببخشید؟
شما از طرفِ کی هستین؟
من؟ من از طرفِ خودم هستم
از طرفِ ایشون
اما
من جگی هستم، جوگیندر
این رانه است، اونم پینکی. عروسیِ قشنگیه
فکر کردین این کارتون خندهداره؟
اصلاً کی شمارو دعوت کرده؟
ما... خدا همهی مارو به این دنیا دعوت کرده
چه کار میتونیم بکنیم؟
چه کاری جز اینکه از نوشیدنیهامون لذت ببریم
داداش، این مسته
ظرفیتش کمه
آقا، داری به کی زنگ میزنی؟
وقتی پلیس بیاد، مستی از سرِ همهتون میپره
پلیس
زنگ زدن به پلیس فایدهای برات نداره داداش
این موقعِ شب کی سَرِ پُسته آخه؟
بیشما. بیشما
داداش، اگه بیشما بیاد اینجا، من چهار تا بطری ازت میخوام
ما فقط یکی میخوایم. داداش، این مسته
مسئولِ مراسم کجاست؟
آقا، اینجا بغلش خوابگاهِ پسراست
اینا به همهی عروسیها پاتک میزنن
هی! لطفاً ساکت باش
تا بهت دادم، گمشو برو تا نزدم صورتت رو داغون نکردم ۵۰۰
شرمنده داداش
ببخشید، معذرت میخوام
نذار این چیزا حالت رو خراب کنه
عروسیته
چه سخنرانی قشنگی واسه همسرت کردی
در موردِ جبرانِ این نوشیدنیها هم
میتونی بیای عروسیِ من و هر چقدر دلت خواست بنوشی
مشروبِ وارداتی
فقط اینا رو از اینجا ببرین بیرون. لطفاً برین
این... مشروبِ وارداتیه. بیا بریم
تو هم دعوتی. قول میدم. داریم میریم
دست نزن. دست نزن
بیا، بیا دیگه برگردیم
هی! من پینکی سینگ هستم
بیرون میبینمت. با چوب هاکی میزنمت
«توی هر گوشهای از دنیا بود، پیدات میکردم...»
«اگه توی روستا همو نمیدیدیم، توی شهر میدیدیم...»
«اگه لودهیانا نبود، لابد باتیندا، امریتسار، یا سانگرور...»
«گجرات، کرالا یا هر جای دیگهای...»
«...چون تو تقدیرِ منی.»
چیزی که گفت عالی بود. زد تو هدف
لگدی هم که زد، دقیقاً خورد به هدف
حالمونو گرفت. داداش کجا میتونیم یکم یخ پیدا کنیم؟
فازمونو پروند. یکی برام یکم یخ پیدا کنه
اولین بار بود مشروبِ گرون میخوردم
تو
پاسپورت و مدارکت رو بنداز دور، زود باش
نذیر
خوب بگردش. لباساش رو هم چک کن
درش بیار
اینجا هم یه مارک داری
اونم بنداز دور
چیکار داری میکنی؟ اونم در بیار
گوش کن
هر چیزی که نشون بده اهلِ کجایی رو دور بریز
این که چیزی رو نشون نمیده
فقط تاش کن و بذارش توی کفشت
خونوادهت تورو تک و تنها فرستادن اینجا؟
دیگه کسی برام باقی نمونده
بمباران... همهچیز رو با خاک یکسان کرد
توی لندن میخوای چیکار کنی؟
پسرعموم اونجا زندگی میکنه
واقعاً؟
توی لندن؟
چطوری رفت اونجا؟
پنج سال پیش، چسبید به لاستیکِ هواپیما و رفت
آخه به این راحتی نیست که به لاستیکِ دوچرخه یا اتوبوس بچسبی
لاستیکهای هواپیما بعد از بلند شدن جمع میشن
No comments yet. Be the first to leave one.