Family Guy

Family Guy

Download Farsi/persian Subtitle

Season 24

Release info

Family Guy 2026 S24E04 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-19
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏آه! یکشنبه توی کلم‏

‏نه خبری از خانواده‌ست‏ ‏فقط فوتبال و گوز و رفیق‏

‏جروم، می‌شه صدا رو بلندتر کنی؟‏

‏هیچی هم مثل تبلیغ سراسری‌ای نیست‏ ‏که آخرش صدای محلی ناجور بهش بچسبونن‏

‏ شورولت بلیزر جدید ‏

‏ هر جاده، هر فصل ‏ ‏ بزن به دل ماجرا ‏

‏ تخفیف‌های ما رو در انبار خودروی سرونی ‏ ‏ ببینین ‏

‏ مسیر یک، پاتاکت ‏

‏ و بازی همین‌جا تموم می‌شه ‏

‏ از دنور همراه شماییم؛ جایی که پتریوتس ‏ ‏ پنجمین باخت پیاپی‌ش رو تجربه کرد ‏

‏ با نتیجهٔ ۴۱ بر ۶ ‏

‏اَه، بدم میاد مردم دنور‏ ‏می‌تونن بقیهٔ بعدازظهر خوشحال باشن‏

‏ولی ما باید غصه بخوریم‏

‏اونجا تازه ساعت دوئه‏ ‏منطقهٔ زمانی کوهستان‏

‏طرف منطقه‌هاش رو خوب می‌شناسه‏

‏تنها چیز خوب بازی‏ ‏شنیدن صدای تام بریدی بود‏

‏آره، حضورش توی اتاق گزارش باحاله‏

‏بچه‌ها، هفتهٔ بعد توی فاکسبرو‏ ‏بازی رو گزارش می‌کنه‏

‏— بریم!‏ ‏— نمی‌دونم‏

‏ترافیک مسیر یک کابوسه‏

‏می‌دونی چی توی مسیر یک کابوس نیست؟‏

‏تخفیف‌های انبار خودروی سرونی در پاتاکت‏

‏کم‌وبیش حرف مرد رو شنیدین‏ ‏می‌ریم‏

‏برایان! جایزه!‏

‏کجاست؟ کجاست؟‏

‏— پسر خوبی بودم‏ ‏— جایزه‌ای در کار نیست‏

‏فقط برای جابه‌جایی تشک‏ ‏کمکت رو می‌خوام‏

‏این کار رو نکن!‏ ‏اصلاً نمی‌فهمی چه بلایی سرم میاد!‏

‏باشه، وای، هرچی!‏

‏به‌هرحال، پای روپرت یه‌جوری‏

‏بین دیوارهٔ تخت و تشک گیر کرده‏

‏انگار به میله‌ها هم دستبند شده‏

‏آره، اون یه قضیهٔ دیگه‌ست‏ ‏فعلاً روی تشک تمرکز کنیم‏

‏باید کمکم کنی جابه‌جاش کنیم‏ ‏تا آزادش کنیم‏

‏این دیگه چه کوفتیه!‏

‏برایان، اون زیرسیگاری توکاره؟‏

‏— ظاهراً آره‏ ‏— این تخت مال چه سالیه؟‏

‏فکر کنم خیلی از وسایل این اتاق‏

‏از مگ و کریس بهم رسیده‏

‏و قبل از اون‌ها هم مال پیتر و لوئیس بوده‏

‏صبر کن! پدرومادرها موقع خوابوندن بچه‏ ‏سیگار می‌کشیدن؟‏

‏نه، وقتی پدرومادر سر کار بودن‏ ‏بچه سیگار می‌کشید‏

‏یادت باشه این مال قبل از دورهٔ پرستار‏ ‏بچه‌ست‏

‏اَه! من سزاوار چیزی بهتر‏ ‏از این وسایل آشغال‌سفیدها هستم!‏

‏شاید بد نباشه یه دستی به اتاق کشید‏

‏می‌دونی چیه؟ می‌برمت ایکیا‏

‏اون دیگه چیه؟‏

‏فروشگاه مبله؛ مردم می‌رن اونجا‏ ‏کوفته بخورن و با زن‌شون دعوا کنن‏

‏آهان، همون نزدیک فرودگاه‏

‏آره، همیشه نزدیک فرودگاهن‏

‏و هیچ فروشگاه دیگه‌ای هم اطراف‌شون نیست‏

‏اوه‌اوه! فکر کنم نگهش داشته‏ ‏تا هواپیماها رد بشن‏

‏امروز واقعاً دیر کردن‏

‏بهترین کشور دنیاست، نه؟‏

‏تا جواب بدی توی چشم‌هات زل می‌زنم‏

‏اوه، قطعاً‏

‏— یا دوستش داشته باش یا برو‏ ‏— هوم...‏

‏چودر داغ داریم! بیاین چودر داغ!‏

‏مگ؟ اینجا چه غلطی می‌کنی؟‏

‏مجوز فروشنده‌ها هر سه سال منقضی می‌شه‏

‏پس هر سه سال یه ارزیابی دوباره...‏

‏کوتاه‌تر! داستان کوتاه‌تر، مگ‏

‏برای کار درخواست دادم و قبول شدم‏

‏آفرین! دقیقاً همین‌قدر داستان‏ ‏برای مردها قابل‌تحمله‏

‏بین هم‌نوع‌هات پخشش کن‏

‏خب، کی یه فوارهٔ خامه‌ایِ صدف می‌خواد؟‏

‏اِم... گیگیتی؟‏

‏بچه‌ها! نگاه کنین!‏ ‏بریدی توی اتاق گزارشه!‏

‏خدایا! چه خوشگله!‏

‏آره، زودتر دیدمش‏

‏همون‌جاست که مخزن صدفم رو پر می‌کنم‏

‏صبر کن، دیدیش؟‏ ‏بذار چشم‌هات رو بو کنم!‏

‏مگ، باید ما رو ببری تو!‏

‏نمی‌دونم، امنیتش خیلی سفت‌وسخته‏

‏من بلدم با سلبریتی‌ها نرم حرف بزنم‏

‏یه زمانی مسئول پیتزا و فاحشهٔ شبانهٔ‏ ‏ادی مورفی بودم‏

‏— الو؟‏ ‏— پیتر، دو تا «گوشت‌دوست» می‌خوام‏

‏بازم می‌گم، باید بدونم منظورت‏ ‏پیتزاست یا فاحشه‏

‏بی‌خیال. دو تا هاوایی می‌خوام‏

‏و مطمئن شو داغ باشن‏

‏فکر نکنم سیستم‌مون درست کار کنه، ادوارد‏

‏خدایا! اینجا چقدر شلوغه‏

‏این‌ها دیگه کی‌ان؟‏

‏بیشترشون خانواده‌های ناتنی‌ان که دارن‏ ‏خونهٔ داغون‌تر بعد از طلاق رو می‌چینن‏

‏بار دوم آدم وسایلی می‌خواد‏ ‏که ارزش دعواکردن نداشته باشه‏

‏آهان، رسیدیم‏ ‏اتاق‌خواب بچه‌ها‏

‏اوه! این‌ها خیلی خوبن!‏

‏حس می‌کنم توی دهکدهٔ المپیک‏ ‏یه کشور نه‌چندان خوبم‏

‏این تخت رو دوست دارم، کوکساوفال‏

‏اوه ببخشید، اون فعلاً موجود نیست‏

‏ولی شش تا هشت هفتهٔ دیگه می‌رسه‏

‏جدی؟‏

‏آره، تنها چیزی که می‌خوای‏ ‏همیشه همونیه که موجود نیست‏

‏این قول ایکیاست‏

‏بیشتر شبیه تهدیده‏

‏فکر کنم قشنگ روی مرز این دوتا راه می‌ره‏

‏یه مقدار مونتاژ هم لازم داره‏

‏— یعنی چقدر؟‏ ‏— همه‌ش‏

‏باشه، یه لحظه بهمون وقت بده‏

‏اشکالی نداره‏ ‏من که به‌زودی استعفا می‌دم‏

‏می‌دونی برایان، یه فکری به سرم زد‏

‏به‌جای اینکه همهٔ این‌ها رو‏ ‏بفرستیم خونه‌مون‏

‏می‌تونیم همین‌جا رو خونه‌مون کنیم‏

‏یعنی چی؟ می‌خوای اینجا زندگی کنی؟‏

‏خب، فکرش رو بکن‏

‏هر شب می‌تونیم یه پذیرایی متفاوت داشته‏ ‏باشیم‏

‏و هر صبح یه آشپزخونهٔ تازه‏

‏— نمی‌دونم‏ ‏— برایان، اون رو نگاه کن!‏

‏یه عالمه ظرف غذای پایه‌بلند برای سگ‌ها‏

‏واو! دیگه لازم نیست مثل یه گربهٔ آشغال‏ ‏صورتم رو تا زمین پایین ببرم!‏

‏می‌دونی چیه؟ من پایه‌ام!‏

‏ببخشید، این تخت موجوده؟‏

‏چی؟ من اینجا کار نمی‌کنم‏

‏نه، می‌دونم. من اینجا کار می‌کنم‏

‏فقط هیچی نمی‌دونم‏

‏و کوارتر سوم هم تموم شد‏

‏بعد از این پیام از شبکهٔ محلی‌تون‏ ‏برمی‌گردیم‏

‏— کیه؟‏ ‏— سلام، بله‏

‏ما خانوادهٔ کسانی هستیم‏ ‏که آرون هرناندز کشت‌شون‏

‏اومدیم توپ امضاشده‌مون رو بگیریم‏

‏خب، لااقل همین یکی حق‌تونه!‏

‏هی، تام!‏

‏خدای من! نمی‌فهمم چه خبره!‏

‏خب تام، بازی در کدوم منطقهٔ زمانی‏ ‏رو بیشتر دوست داشتی؟‏

‏این همون سؤالی بود که توی آسانسور‏ ‏برای پرسیدنش ذوق داشتی؟‏

‏اوه، کی رو گول می‌زنیم؟‏ ‏نمی‌تونیم بهت دروغ بگیم، تام‏

‏فقط یه مشت مرد مستیم که جلوی قهرمان‌مون‏ ‏از استرس آروغ‌مون می‌گیره‏

‏خب... ۳۵ برد و ۱۳ باخت‏ ‏توی پلی‌آف، هان؟‏

‏می‌شه امنیت رو خبر کنیم؟ امنیت!‏

‏گم شین بیرون، خل‌وچل‌ها!‏

‏ببخشید، بهشون گفتم مزاحمت نشن‏

‏واو! ساعدهات خیلی گنده‌ست‏

‏تمرین مقاومتی می‌کنی؟‏

‏نه، ولی توی اکوئینوکس‏ ‏کلاس ملوان زبل می‌رم‏

‏ها! ملوان زبل!‏

‏یکی از اون شش ارجاع فرهنگ عامه‌ست‏ ‏که بلدم‏

‏بابت نجاتم بهت بدهکارم‏

‏می‌دونی، چند روزی شهرم‏

‏شاید بتونم به یه فنجون قهوه دعوتت کنم‏

‏درحالی‌که خودم مایع قارچی قهوه‌ای‏ ‏هم‌دمای اتاق می‌خورم‏

‏عالیه‏

‏اَه! حالا که حرف مایعات قهوه‌ای‏ ‏هم‌دمای اتاق شد...‏

‏باید برم دستشویی نیم‌طبقه رو‏ ‏زنانه منفجر کنم‏

‏ببین، وقتی فروشنده‌ها‏ ‏چودر صدف اضافه دارن...‏

‏کوتاه... داستان کوتاه‌تر، مگ‏

‏اوه مگ، خیلی بهت افتخار می‌کنم!‏

‏قرار با تام بریدی!‏

‏خب، می‌دونم تام بریدی‏ ‏ورزشکار موردعلاقهٔ منه‏

‏ولی تو هنوز دختر نوجوون منی‏

‏پس فقط می‌گم اگه با دستش ور می‌ره‏

‏سعی کن یه انگشتر سوپربول ازش بکَنی‏

‏— بابا!‏ ‏— پیتر، بس کن!‏

‏چی رو بس کنم؟‏ ‏من دارم از روی خودت می‌گم، لوئیس!‏

‏مگ، شاید خودت متوجه نباشی‏

‏ ولی مادرت اون پایین تقریباً مثل گیاه ‏ ‏ فروشگاه کوچک وحشت می‌مونه ‏

‏بچه‌ها، فقط قهوه‌ست‏ ‏که قرار نیست ازدواج کنیم‏

‏ازدواج با تام بریدی؟‏

‏واو! بالاخره یه پسر پیدا می‌کنم‏ ‏که بشه بهش افتخار کرد!‏

‏سلام، می‌خوام کلمهٔ «فاحشه» رو‏ ‏روی سینه‌م تتو کنم‏

‏می‌خوای از بابات انتقام بگیری؟‏

‏صحنهٔ قبلی رو دیدی، هان؟‏

‏آره، طرفدار پروپاقرصم‏

‏راستش عکس برادر کوچیکت رو زیاد‏

‏روی قوزک پای آدم‌های چاق تتو می‌کنم‏

‏منظورت این یاروئه؟‏

‏عالیه!‏

‏اَه! برای صبحونه خیلی ماهی خوردم‏

‏می‌ترسم برای ماهی ناهارم جا نداشته باشم‏

‏شاید برم یه قدمی بزنم‏ ‏ببینم فلش‌ها کجا می‌برنم‏

‏دیروز من رو به هنری رسوندن‏ ‏که هر ارتودنتیست به نمایشش افتخار می‌کرد‏

‏باشه، خوبه‏

‏شاید برم ادای نوشتن دربیارم‏

‏با یه کامپیوتر مقوایی توی اتاقک قلابی‏

‏زندگی‌مون رو دوست دارم‏

‏خب مگ، تو با تام قهوه بخور‏

‏منم سفارش تلفنی یکی رو می‌دزدم‏ ‏و می‌ذارم خودش نگرانش بشه‏

‏— یک دوجین برای راجیو!‏ ‏— بله قربان‏

‏وای، لعنتی! تام بریدی؟‏

‏باید به برادرم که تقریباً ناشنواست زنگ‏ ‏بزنم‏

‏بیلی! بیلی!‏

‏بیلی، تام بریدی همین الان‏ ‏اومد توی دانکین دوناتس ما‏

‏تام بریدی!‏

‏نه، قرار نیست بهش بگم بندیکت آرنولد!‏

‏بیلی، بهش نمی‌گم بندیکت آرنولد!‏

‏برادرم بیلی فکر می‌کنه‏ ‏تو بندیکت آرنولدی‏

‏نیو انگلند همیشه خونهٔ من می‌مونه...‏

‏این چیزیه که بهم گفتن بگم‏

‏— سلام مگ‏ ‏— سلام آقای بریدی‏

‏خواهش می‌کنم. آقای بریدی‏ ‏پدر به‌شکل عجیبی زشت منه‏

‏— تام صدام کن‏ ‏— باشه، تام...‏

‏برگشتن به اینجا باحاله؟‏

‏اینجا در حد خدا می‌پرستنت‏

‏شاید زمان بازی‌م این‌طور بود‏ ‏ولی حالا که گزارشگرم‏

‏انگار باید از صفر شروع کنم‏

‏فقط این بار مربی بلیچیک‏ ‏توی گوشم حرف نمی‌زنه‏

‏آسونه‏

‏فقط بازی رو نگاه می‌کنی‏ ‏و می‌گی چه اتفاقی می‌افته‏

‏مثلاً اگه لاین‌بکر وسط‏ ‏بره پوشش عمقی‏

‏یعنی با دفاع تامپا ۲ طرفی‏

More Farsi/persian subtitles for Family Guy

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left