The first 200 lines.
بچه که بودم…
با داداشم میرفتیم تو معدن سنگ شنا میکردیم
حتی تو ژانویه و فوریه هم میرفتیم
« پرندرگرست »
وقتی میپری تو آب به اون سردی، ممکنه از شدت شوک قلبت از کار بیفته
واسه همین، یهکم آب برمیداری…
و میزنی به هر دو تا شونهت
اینطوری بدنت به اون دما عادت میکنه
و قلبت آروم میگیره…
تا یهو از کار نیفته
یوهو!
« کارگروه »
▷ Instagram: @AliAkbar.1999 ▷ Telegram: @AliMK_Sub
- کجاست؟ - کی کجاست؟ کی؟
کیر توش! کدوم گوریه؟
- کیو میگی؟ - ری، ری، ری، ری!
کدوم گوریه؟!
ری افتاده زندان
زندان
چی کُس میگی؟ یعنی چی افتاده زندان؟
به کلیف پیام داد
ریِ همین دیشب به کلیف پیام داد
که بره سر قرار با لی وایتهِد. الان کلیف هم آب شده رفته زیر زمین
افبیآی گرفتش
افبیـ…
دو روز پیش
دو…
دو روز؟
کلیف…
کلیف الان کدوم گوریه؟
من از کلیف خبر ندارم
جنسها هنوز دستته؟
لی قبلاً بهشون دست نمیزد؛ چون به ری اطمینان نداره
ولی من یه عمره که لی رو میشناسم و…
اگه خودم تنها برم پیشش
و ازش بخوام، شاید اون…
چی داری میگی؟
میتونم کمکت کنم جنس رو آب کنی
رو چه حسابی باید به تو اعتماد کنم؟
چون من آدم درستیام
آدم درست؟
ای داد بیداد
ری جمعه با افسر عفو مشروطش قرار داره
ممکنه با قرار وثیقه آزاد بشه
اگه الان فرار نکنم، شاید دیگه هیچوقت فرصتش نصیبم نشه
شاهد توی اتاق منتظره. اسمش الکساندر یووانوویچه
گویا مطمئنه که میتونه مشخصات مظنون ما رو بده
خیلیخب، چهرهنگار هم قراره بیاد؟
- تا یه ربع دیگه میرسه - موبایلش چی؟
اثرانگشتی روش پیدا نشده؟
طرف گوشی رو انداخته تو رودخونۀ دلاوِر
ولی سطله رو بردن آزمایشگاه هابز تا سریع ازش دیانای استخراج کنن
- سطل؟ کدوم سطل؟ - وقتی شاهد با سم روبهرو شده
داشته یه ماهی رو میانداخته تو رودخونه
- ماهی میانداخته تو رودخونه؟ - آره
مظنون یه هوندا آکورد داره
متأسفانه هیچکدوم از دوربینها نتونستن پلاک رو درست بگیرن
…دریغ از یک ثانیه خواب. سلام، رئیس
صبح بهخیر. چه خبر؟
مال دیروزه
راننده کامیونی که با مظنونمون قرار داشته، بارتوس کارپوفسکیه
- از قرار معلوم ساکن ریدلیه - خب، با پلیس ریدلی تماس بگیر
بگو تمام واحدهاشون رو بفرستن اونجا سراغش
- چشم، قربان - لیزی
دوربین تمام مغازهها و همینطور
دوربینهای جادهای سرتاسرِ بزرگراه بالتیمور رو چک کن
ببین تصویری از پلاک هوندا گرفتن یا نه
- چشم - این شاهده کجاست؟
سلام. صبح بهخیر
- مأمور ویژه تام برندیس - الکس
خب، مطمئنی که میتونی مشخصات این بابا رو بگی؟
آره. دوقدمیم وایساده بود، عین الانِ شما
درمورد بچه چی میتونی بگی؟ بیرمق بود؟ ترسیده بود؟
- زخم یا جراحتی نداشت؟ - نه
نه، عین بچههای عادی بود
خیلیخب. چهرهنگار یهکم دیگه میرسه
عجله نکن. تا جایی که میتونی دقیق بگو
حتماً
یهکم استراحت کن، پسرجون
- بعداً بهت سر میزنم - باشه
صبح بهخیر، رئیس
کانر، تعریف تو از تیپ راحتیِ تابستونی چیه؟
آمار اعضای کارگروه رو که گفته بودید
- دقیقتر درآوردم - خب؟
وقت داری حرف بزنیم؟
سیر شدی؟
باید برم؟
آره
میشه واسه آخرین بار گِرتی رو نوازش کنم؟
حتماً
وای، خدا! نگاهش کن!
واسه خودت خانمی شدی. وای، خدا!
بهبه!
یادمه یه زمانی مِیوی فسقلی بودی
با چرخ کمکی دوچرخهت تو حیاط تاتیپاتی میکردی
محشر شدی، دختر. میتونم بیام تو؟
برای چی؟
بچههای باشگاه قراره آخر هفته برن استرودزبرگ
واسه دورهمی سالیانه، یادت که هست؟
- آره، آره - خب
یه مراسم یادبود کوچیک هم قراره واسه رفقایی که
دیگه بینمون نیستن بگیریم، ازجمله بابات
میخواستم ببینم میتونم جلیقهش رو پیدا کنم
البته اگه همین دوروبرها باشه. جلیقۀ باشگاهش رو میگم
آره، حتماً
- خیلی هم خوب - فقط میشه از پشت بیاید؟
تازه کف زمین رو تِی کشیدم
حتماً. از کدوم پشت؟
پارکینگ. وسایلمون اونجاست
خیلیخب
وسایل بابام اونجاست. تو اون جعبۀ خاکستری و سبزه
کیها تو این خونهان؟
ببخشید؟
آخه میبینم دوچرخه و صندوق و اسباببازی و این چیزها ریخته اینجا…
آها، عمو رابیام
با بچههاش چند وقت پیش اومد اینجا
رابی روانی این روزها چیکار میکنه؟
کار خاصی نمیکنه. خودت که رابی رو میشناسی
هر چی میخوای بردار
سم
چیه؟
اینجا بمون. جم نخور
تا من برنگشتم، از سر جات تکون نخور
این بار بهم قول بده
مِیو؟
مِیوی؟
کسی نیست؟
« مراسم رقص سالانۀ پدر و دختر »
« هشدار ردیاب: خودرو حرکت کرد »
چیزی که میخواستی رو پیدا کردی؟
آره
رابی الان کجاست؟
نمیدونم. چند روزیه ازش خبر ندارم
خوشحال شدم باز دیدمت، عزیزم
بهمون سر بزن، باشه؟
یادت نره، ما هنوز هم مثل خانوادهتیم
تو ماشین بشین. الان برمیگردم، باشه؟
وای خدا، این که خودشه
باشه، یه لطفی در حقم بکن
میشه حواست به هارپر و وایت باشه؟
خواهش میکنم، بریج
الان جز تو به هیچکس اعتماد ندارم
- فقط تا وقتی که… - تا وقتی که چی؟
مِیو، چی قراره سرت بیاد؟
خب، بهنظرت چقدر طول میکشه؟
با این دقتی که شاهدت داره؟
- آره - معمولاً ۳۰، ۴۰ دقیقه
خیلیخب
- هر چی زودتر ردیفش کن، باشه؟ - حله
الکس، ایشون میگله
- چهرهنگاری رو انجام میده - تام؟
- بله؟ - از آزمایشگاه زنگ زدن
جواب آزمایش دیانای اومد
تونستن یه سری اثرانگشت دیگه هم
رو سطلی که دست سم بوده، پیدا کنن
خبر بد اینکه اثرانگشت یه زنه
یه دختر ۲۱ ساله به اسم مِیو پرندرگرست
که خونهش تو اِلورسونه
خبر خوب؟
پدرش بیلی پرندرگرسته
یکی از فرماندههای سیاهدلان
۱۴ ماه پیش گزارش مفقودیش ثبت شده
با کارآگاه پروندهش حرف زدم
جسدی پیدا نشده، ولی مطمئنه که باندِ بیلی کُشتنش
« بیلی »
بیلی پرندرگرست
حله، مرسی
- صبر کن، کجا میری؟ - میرم به مِیو سر بزنم
وقتی من رسیدم پارک، کلیف اونجا نبود
شِلی هم میگه که افبیآی ری رو گرفته
افبیآی؟
عجیبه، نه؟ اصلاً…
اصلاً با عقل جور درنمیاد. تو کَتِ من نمیره
کلیف اونجا بود. تلفنی حرف میزدیم
داشت سر من داد میزد: «بزن به چاک، بزن به چاک»
انگار یهو یه نفر جلوش سبز شده بود
کار جیسون بوده
یعنی چی کار جیسون بوده؟
امروز صبح اومد خونه
جیسون چطوری از قرارمون تو پارک ویساهیکون خبر داشته؟
نه، کار جیسون نبوده
کار ری بوده، کار ری
همهجاش خونی بود
رابی، دارم بهت میگم، کار جیسون بوده
دستت بهم نخوره
من دیگه میرم
از شر این جنس خلاص شم
نمیتونی بفروشیش. بهت که گفتم، رابی
حرفهاتو یادمه
حس شیشم میگفت داری سرمو شیره میمالی
یه پیشنهاد محترمانه بهت دادم. یه راه فرار بیدردسر
الان باید یه جور دیگه قضیه رو جمع کنیم
بیا
بیا
کمک!
- کمک! - خفهشو!
کمک!
خفهخون بگیر. خفهشو!
- کمک! - دهنتو ببند!
خفهخون بگیر. دهنتو ببند
No comments yet. Be the first to leave one.